نوامبر 27, 2020

بررسی تأثیر گرایش کارآفرینانه بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط …

رفتار رقابتی جسورانه مرتبط با شرکتهای رقیب(سرآمد رقبا شدن)
تعقیب فرصتهای کسب و کار مناسب
به تلاشهای شرکت برای به دستآوردن فرصتهای جدید پیشتازی گفته میشود. روند نظارتی سازمانهای پیشتاز شامل شناسایی نیازهای آینده مشتریان موجود و پیش بینی تغییرات در تقاضا است که ممکن است منتج به فرصت های سرمایه گذاری جدید گردد. پیشتازی نه تنها مشتمل بر شناسایی تغییرات است بلکه تمایل به عمل روی بینشهایی است که پیشاپیش رقابت وجود دارد. مدیران استراتژیک که پیشتازانه عمل میکنند، چشمانشان را بر روی آینده و دستیابی به امکانات جدید برای رشد و توسعه باز میکنند. بسیاری از شرکتهای پیشتاز به دنبال روشهایی نه تنها برای آیندهگرایی بلکه تغییردادن ماهیت رقابت در صنعتشان هستند. پیشتازی برای ایجاد مزیت رقابتی موثر است، زیرا رقبا را در موقعیتی قرار میدهد تا به پیشگامیهای موثرش پاسخ دهد. مزایایی که نصیب شرکتهای پیشتاز میشود شامل واردشدن به بازارهای جدید، هویت مارک، بکارگیری تکنیکهای اداری یا اتخاذ تکنیکهای عملیاتی جدید در صنعت است.
همانطور که بیان شد شرکتهای پیشتاز به عنوان اولین حرکتکننده[۱۳۱] میتوانند موقعیت رقابتی خود را ارتقاء دهند. دو شیوهای که شرکتها برای پیشتازانه عملکردن استفاده میکنند شامل:
معرفی محصولات جدید یا قابلیتهای فنی پیشاپیش رقبا
جستجوی مستمر محصولات یا ارائه خدمات جدید است(لامپکین و دس،۲۰۰۵).
دس و لامپکین(۲۰۰۱) پیشتازی را دیدگاه رو به جلو برای فرصتیابی[۱۳۲] تعریف کردهاند که در برگیرنده معرفی محصولات یا خدمات جدید پیشاپیش رقبا و پیشبینی تقاضای آینده برای تغییر و شکلدادن به محیط است(کریزر، مارینو و ویوور، ۲۰۰۲).
دوامتیاز مهمی که پیشتازی ایجاد میکند افزایش دریافت علامتهای بازار توسط شرکت و آگاهی از نیازهای آشکار و پنهان مشتریان است. شرکتهای پیشتاز با بدستآوردن تجربه و یادگیری در طی زمان حق انحصاری به دست میآورند، تمایل به هماهنگی بیشتر با تغییرات و روندها در بازار دارند و اینها باعث ایجاد فرصتهایی برای شرکت میشود تا نیازهای آشکار و پنهان را جلوتر از رقبا برآورد سازند. با پیشبینی و آمادگی برای تغییر، شرکتهای پیشتاز موقعیت بهتری برای به دستآوردن سهم بازار و مشتری دارند و وقتی تغییر سریع اتفاق میافتد منابع را میتوانند جلوتر از رقبا تغییر دهد. با انجام این کار شرکتهای پیشتاز یک گام جلوتر از پاسخگویی رقبا هستند.
پیشتازی در شرکتها با تغییر آگاهانه مشخص میشود؛ یعنی فعالیت با استفاده اطلاعات برای ایجاد تغییر نه فقط پیشبینی آن.
شرکت پیشتاز محیط را به طور مستمر کنکاش کرده و برای برطرفکردن نیازهای مشتریان تلاش میکند، به جای آن که نیروهای خارجی سرنوشتش را هدایت کنند. در واقع پیشتازی قابلیت پاسخگویی شرکت را متعادل و تمایل به رویارویی با شرایط جدید را ایجاد میکند(هاگز و مورگان، ۲۰۰۶).
۲-۹-۵- رقابت تهاجمی[۱۳۳]
اندیشمندان مختلفی مانند دویچ[۱۳۴] و والرند[۱۳۵] تحقیقات گوناگونی در زمینه رقابت و موقعیتهای رقابتی انجام دادهاند و میتوان گفت به طور کلی از دو نوع رقابت سخن به میان آوردهاند:
رقابت مستقیم: رقابت با دیگران
رقابت غیر مستقیم: رقابت با یک معیار
در جهان کنونی تقریباً هیچ کس را از فشارهای رقابتجویی با دیگران گریزی ندارد و به ناچار سعی میکند نسبت به برآوردن تقاضاها و الزامات زندگی جدید اقدام نماید.
بسیاری از دانشمندان مانند مک میلان[۱۳۶] و پورتر[۱۳۷] استدلال میکنند که موضع جسورانه و رقابتی برای بقاء و موقعیت شرکت لازم است. بنابراین رقابت جسورانه پنجمین بعد کارافرینی است که مورد توجه قرار میگیرد. رقابت تهاجمی اشاره به این دارد که چگونه شرکت به روندهای رقابتی و تقاضاهایی که در بازار وجود دارد، عکسالعمل نشان میدهد(لامپکین و دس، ۲۰۰۱). به طور کلی، رقابت تهاجمی به تمایل شرکت در به چالش کشیدن مستقیم و شدید رقبایش برای دستیابی به ورودی یا بهبود موقعیت با هدف برتری جستن بر رقبای صنعت اطلاق میشود(لامپکین و دس، ۱۹۹۶، ص ۱۴۸). شکلهای رقابت جسورانه که برای شرکتهای جدید قابل دسترس است، شامل اتخاذ تاکتیکهای غیرمعمول برای به چالشکشیدن رهبران صنعت، تجزیه و تحلیل و هدفگیری ضعفهای رقبا و تمرکز روی محصولات با ارزشافزوده بالا است(ووو و کوپر، ۱۹۸۱). همچنین به وسیله حالت تهاجمی قوی در جهت پیروزشدن بر رقبا و یا حالت واکنشى در زمانی که از موقعیت بازاری خود دفاع میکند و یا به طور تهاجمی به یک بازاری وارد میشود که رقیب شناسایی کرده است، توصیف میگردد(لامپکین و دس، ۱۹۹۶، ص ۱۴۹(
شرکتها با یک گرایش جسورانه تمایل به نبرد با رقبا دارند. آنها ممکن است قیمتها را کاهش دهند و سودآوری را فدای دستیابی به سهم بازارکنند یا پیشتازانه برای به دستآوردن ظرفیت بیشتر تولید هزینه کنند(آولونیتیس و سالاوو، ۲۰۰۷).
رقابت جسورانه به عنوان مسیر رشد و توسعه شرکت، ممکن است دربرگیرنده جسارت برای متعادلکردن نتایج ابعاد دیگر کارافرینی مانند نوآوری و پیشتازی باشد.
مدیران استراتژیک میتوانند از رقابت جسورانه برای مبارزه با روندهای صنعتی که تهدیدکننده بقا یا موقعیت بازارشان است استفاده کنند. دو روشی که شرکتها با رقابت جسورانه موقعیت رقابتی خود را ارتقا میدهند
شامل:
ورود به بازارها با کاهشدادن شدید قیمتها
کپیبرداری از رویهها یا تکنیکهای رقابتی موفق
شیوه دیگری که شرکتها برای غلبه بر رقیب استفاده میکنند مشتمل بر از پیش اعلام کردن ساخت محصولات با تکنولوژی جدید است. این نوع علامتدهی آنها با هدف جذب مشتریان بالقوه نیست، بلکه برای دیدن چگونگی واکنش رقبا و یا عدم تشویق آنها در ایجاد پیشقدمی های مشابه است. در بعضی مواقع این اعلانات برای ترساندن رقبا است.
رقابت جسورانه همیشه منجر به مزیت رقابتی نمیشود. شهرت بعضی رقبا با مدیران اجرایی ارشد با جسوریت بیش از اندازه صدمه میبیند. رقابت جسورانه نوعی استراتژی است که بیشتر برای تعدیل استفاده میشود. شرکتهایی که جسورانه موقعیت رقابتی ایجاد میکنند و توانمندانه از فرصتها برای دستیابی به سود استفاده میکنند، در دوره طولانی توانایی بیشتری برای پایدارساختن مزیت رقابتی خود دارند. البته اگر هدفشان به جای تلفات سنگین وارد کردن به رقبا، پیشیگرفتن از آنها باشد(دس و لامپکین، ۲۰۰۵).
شرکتهایی که خیلی جسور هستند رقبا را به عنوان دشمنانی میبینند که باید آنها را شکست داد. تهاجمی بودن و جسارت از طریق بسیج منابع برای آغاز حمله مستقیم به رقبا با هدف ضعیفکردن قدرت رقابتیشان میتواند اجر شود یا اینکه امتیازات را از طریق تاکتیکهای حمله مستمر به دست آورد. در مقابل پیشتازی رقابت جسورانه ارزیابی مداوم رقبا را فراتر از ارزیابی محیط در نظر میگیرد، یعنی دنبالکردن فرصتها برای بهرهبردای از نقاط قوت خود و ضعف رقبا و گرفتن امتیاز است.
شرکتهای جسور عمدتاً خود در فعالیت پیشقدم میشوند و سپس به رقبا پاسخ میدهند. در معرفی محصولات جدید، تکنیکهای اداری، تکنولوژیهای عملیاتی و … پیشرو هستند، خیلی رقابتی هستند و موضع «پیشتر بودن از رقبا»[۱۳۸] را اتخاذ میکنند. در مقابل شرکتهای منفعل، عمدتا به اقداماتی که رقبا در آن پیشقدم شدند، پاسخ میدهند، به ندرت در معرفی محصولات جدید، تکنیکهای اداری، تکنولوژیهای عملیاتی و… پیشقدم میشوند و موضع «زندگی کن و بگذار دیگران هم زندگی کنند »[۱۳۹] را ترجیح میدهند(کوین و کوین[۱۴۰]، ۱۹۹۰).
توسعه و تغییرات جدیدی که در بازار در حال رخدادن است، شرکتها را برای توسعه بیشتر گرایشات فرهنگ رقابتی موثر مجبور میکند(کایا و دیگران[۱۴۱]، ۲۰۰۵). قابل ذکر است که بسیاری از تحقیقات رقابت تهاجمی و پیشتازی را مترادف دانسته اند(لامپکین و دس، ۱۹۹۶). مطالعه تجربی لامپکین و دس(۲۰۰۱) نشان داد که این دو بعد به وسیله پاسخگویان به عنوان دو عامل مجزا درک میشوند. پیشگامی پاسخ به فرصتها است در حالی که رقابتتهاجمی پاسخ به تهدیدات است.
۲-۱۰- گرایش کارآفرینانه در کسب و کارهای کوچک و متوسط
کسب و کارهای کوچک و متوسط موتور رشد اقتصادی و ایجاد تغییر در جامعه هستند. یکی از راههای توسعه صنعتی که در سالهای اخیر مورد توجه کشورهای در حال توسعه و حتی توسعهیافته قرار گرفته، روی آوردن به کوچکسازی صنایع و اتکا به توسعه و گسترش صنایع کوچک و متوسط به عنوان موتور توسعه صنعتی و اقتصادی است. بسیاری از کارآفرینان کار خود را در قالب ایجاد شرکتهای کوچک و متوسط شروع میکنند. این شرکتها سهم به سزایی در توسعه صنایع پیشرفته و ایجاد اشتغال داشته و نسبت به شرکتهای بزرگ از انعطافپذیری بالایی برخوردارند. لذا بسیاری از دولتها متقاعد شدهاند که باید بستر رشد را فراهم نمایند و آنها را تا زمانی که بتوانند به صورت یک شرکت مستقل وارد بازار شوند، حمایت کنند.در کشورهای جنوب شرقی آسیا ۹۵% کل بنیادهای اقتصادی و صنعتی کشورها را SMEها تشکیل دادهاند و به عنوان رکن اساسی در اقتصاد و اشتغال این کشورها تاثیر گذارند(موسوی،۱۳۸۲).
در دهههای اخیر دو واژه کارآفرینی درونسازمانی و کارآفرینی شرکتی نیز در ادبیات کارآفرینی به کار میروند. علت محبوبشدن این مفاهیم، هماهنگی با تغییرات محیط اجتماعی و اقتصادی بوده است، از جمله نوآوری برای بقا در رقابت نفس گیر جهانی، سربرآوردن رقبای کوچک ولی سریع و ایجاد تمایل در نیروهای کلیدی برای ماندن در سازمان به جای کار فردی و مستقل(دهقانپور، فراشاه،۱۳۸۱).
۲-۱۱- عملکرد
نقش سازمانها در دستیابی به هدفهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آنچنان برجسته است که سازمانها هرجامعه را گردونههای تحقق اهداف آن میدانند. واقعیت این است که سازمانها به چند دلیل از ارکان ضروری زندگی انسانها محسوب میشوند. آنها به جامعه خدمت میکنند. ما را قادر میسازند تا کارهایی را انجام دهیم که بدون وجود آنها از عهده آنها برنمیآمدیم. جریانی از دانش و آگاهی ارائه میکنند که میتواند زمینه ساز توسعه فردی و رشد و سعادت بشر گردد. با درنظر گرفتن این اهمیت و نقش و تاثیرهای گوناگونی که سازمانها دارند، امروزه توجه فزایندهای به ابعاد مختلف آنها ازجمله فرآیندها، سیستم ها و بویژه آنچه که سازمان بدان دست می یابد (عملکرد ) می شود. از طرف دیگر، هیچ سازمانی نمیتواند چندان اثربخش باشد مگر اینکه برای آنچه که میخواهد انجام دهد برنامهای داشته باشد. دستیابی به عملکرد برتر و کسب نتایج عالی نیز بدون داشتن برنامه ای که در قالب یک نظام منسجم و یکپارچه تدوین شده و اجرا دربیاید، بسیار دشوار خواهد بود.
۲-۱۱-۱- عملکرد کسب و کار
ارزیابی عملکرد شرکت به عنوان چالش مهمی برای محققان بوده و میباشد. عملکرد سازمانی به سطح تحققیافتهای از انواع اهداف کاری که مدیر پاسخگو است، اشاره دارد(کاظم[۱۴۲]، ۱۹۸۷). عملکرد کسب سازمانی اشاره به این دارد که به چه اندازه سازمان به اهداف بازاری و نیز اهداف مالیاش دست یافته است(یامین، گیوناسکرون و ماوندو[۱۴۳]، ۱۹۹۹). عملکرد کسب و کار مفهومی چند جانبه است و رابطه بین گرایش کارافرینانه و عملکرد بسته به شاخصهایی که برای ارزیابی عملکرد استفاده میشود، متفاوت است(لامپکین و دس، ۱۹۹۶). علاوه بر این هیج توافقی روی معیار مناسب عملکرد کسب و کار وجود ندارد(یوسف[۱۴۴]، ۲۰۰۲). پیشینه تجربی مجموعه متنوعی از شاخصهای عملکرد را بیان میکند. یک اختلاف متداول بین معیارهای عملکرد مالی و غیر مالی است. در تعدادی از مطالعات قبلی عملکرد سازمانی را با استفاده از معیارهای مالی و بازاری که شامل بازده سرمایهگذاری، سهم بازار، حاشیه سود فروش، رشد بازده سرمایهگذاری، رشد فروش، رشد سهم بازار و موقعیت رقابتی میباشد، سنجیدهاند(لی و دیگران، ۲۰۰۶، ص۱۱۱). رویکرد سنتی برای ارزیابی عملکرد کسب و کار سودآوری و رشد فروش را در نظر میگرفت که شاخص عمده آن بازده سرمایهگذاری بود( رییس و کول[۱۴۵]، ۱۹۷۸). معیارهای غیرمالی شامل اهدافی همانند میزان رضایت و موفقیت است که توسط مدیر یا مالک کسب و کار ایجاد میشود. همه این معیارها دارای مزایا و معایبی هستند. بسیاری از محققان اعتبار بازده سرمایه گذاری را به عنوان یک شاخص منحصر به فرد برای ارزیابی عملکرد مورد انتقاد قرار دادهاند. بزرگترین اختلاف برای استفاده از این معیار این است که سود کوتاهمدت ممکن است باعث از دست رفتن رشد بلندمدت گردد. با در نظر گرفتن معیارهای مالی اغلب همگرایی کمی بین شاخصهای مالی وجود دارد( مورفی، تریلر و هیل[۱۴۶]، ۱۹۹۶). از طرفی رابطه بین سازه های گرایش کارافرینانه و اهداف غیر مالی دارای دقت کمتری است. بنابراین بسیاری از محققان بیان میکنند که ابعاد چندگانه عملکرد شرکت باید در تحقیقات سازمانی استفاده گردد(لامپکین و دس، ۱۹۹۶؛ ونکاترامان و رامانجام[۱۴۷]، ۱۹۸۶).لامپکین و دس(۱۹۹۶) بیان میکنند که فرایندهای کارافرینانه ممکن است منجر به نتایج نامطلوب بر اساس یک بعد عملکرد و نتایج نامطلوب بر اساس یک بعد عملکردی دیگر گردد. معیارهای چندگانه که اهداف مالی و غیرمالی را در جهت حمایت از برنامه استراتژیک ترکیب میکند، باید برای مفهوم سازی جامعتر و وسیعتر عملکرد شرکت استفاده شوند(مورفی، تریلر و هیل، ۱۹۹۶). بنابراین در این پژوهش سعی میگردد هم معیارهای مالی و هم معیارهای غیر مالی ارزیابی گردد. در مورد داده های نمونه مورد مطالعه دادههای بسیار کم وجود دارد یا اینکه دادهای وجود ندارد و مالکان کسب و کارها اغلب برای در اختیار گذاشتن اطلاعات عملکردی شرکت تمایلی ندارند(اسمارت و کونانت[۱۴۸]، ۱۹۹۴). بنابراین از معیارهای ذهنی عملکرد استفاده گردید. بدین صورت که از طریق پرسشنامه از مدیران خواسته شد تا عملکرد خود را بر اساس سوالات مطرح شده و به طور ذهنی(subjective) بیان دارند. اگر چه استفاده از دادههای ادراکی و ذهنی به خاطر اشتباهات ادراکی و تعصب مدیران یک محدودیت می باشد ولی تحقیقات قبلی بیان می کنند که معیارهای عملکرد ذهنی و بیان شده توسط افراد دارای ارتباط و همبستگی بالایی با معیارهای عینی عملکرد شرکت دارند(دس و رابینسون[۱۴۹]، ۱۹۸۴؛ ونکاترامان و رامانجام[۱۵۰]، ۱۹۸۷؛ رابینسون و پیرز[۱۵۱]، ۱۹۸۸؛ مورفی و گالاوی[۱۵۲]، ۲۰۰۴). برای مثال چاندلر و هانکس(۱۹۹۴) دریافتند که ارزیابیهای مدیران/مالکان از فعالیتهای کسب و کار(همانند سود، فروش و رشد فروش) تا حد زیادی با دادههای بایگانی شده همبستگی دارند. در قسمت زیر مروری بر تحقیقاتی داریم که از دادههای ذهنی مدیران برای ارزیابی عملکرد استفاده کردهاند.
جدول ۲-۲- مروری بر تحقیقاتی که از دادههای ذهنی مدیران برای ارزیابی عملکرد استفاده کردهاند

نوشته ای دیگر :
بررسی تأثیر گرایش کارآفرینانه بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط شهرک های ...

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است