ژانویه 18, 2021

بررسی تأثیر گرایش کارآفرینانه بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط …

دیگران[۹]، ۲۰۰۸). گرایش کارآفرینانه به فرآیندها، فعالیتها و رویههای تصمیمگیری اشاره دارد که به شرکت کمک میکند تا نسبت به فرصتهای بازار و نسبت به رقبا واکنش نشان داده،که این امر منجر به ورودی جدید میگردد. ساختار گرایش کارآفرینانه که از طریق ابعادی همانند نوآوری، ریسکپذیری، پیشگامی، استقلال و تهاجم رقابتی ارزیابی شدهاند(میلر، ۱۹۸۳؛ کوین و اسلوین[۱۰]، ۱۹۸۹؛ لامپکین و دس[۱۱]،۱۹۹۶) به عنوان ابزار مفیدی برای ارزیابی رفتار کارآفرینانه در سطح شرکت و تأثیر آن بر روی عملکرد شرکت پدیدار شدهاند(باسو و دیگران، ۲۰۰۸). گرایش کارآفرینانه تأثیر معنی داری بر روی رشد و عملکرد شرکتها دارد(لامپکین و دس، ۱۹۹۶؛ فریرا و آزویدو[۱۲]، ۲۰۰۷). در این تحقیق گرایش کارآفرینانه بر روی فرایندهای سازمانی تاکید دارد که منجر به بهبود عملکرد شرکت میشود. به همین دلیل هدف پژوهش حاضر بررسی گرایش کارآفرینانه بر روی عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط در شهرکهای صنعتی در شرق استان مازندران است. به ویژه بررسی میشود که چگونه ابعاد گرایش کارآفرینانه به طور مجزا بر روی عملکرد آنها میگذارند. بر اساس تئوری و تحقیقات قبلی مدل مفهومی گرایش کارآفرینانه در این تحقیق بر اساس کار لامپکین و دس(۱۹۹۶) میباشد و شامل ابعاد نوآوری، ریسکپذیری، استقلال، رقابت تهاجمی و پیشتازی میباشد. در این فصل بعد از بیان مقدمه، بیان مساله و ضرورت و اهمیت موضوع به بیان اهداف، فرضیات و قلمرو تحقیق خواهیم پرداخت. سپس به تعریف متغیرهای مفهومی و عملیاتی خواهیم پرداخت و در نهایت نیز محدودیتهای تحقیق آورده میشود.
۱-۲- بیان مسأله
کارآفرینی به عنوان یکی از موضوعات مورد علاقه در تحقیقات مدیریتی شده است. کارآفرینی پاسخ به فرصتهای کسب و کار شناسایی شده و ایجاد کسب و کارهای جدید اشاره دارد(موسی[۱۳]، ۲۰۰۴). محققان کارآفرینی به طورکلی بر اهمیت فعالیتهای کارآفرینانه تاکید داشتهاند و اغلب رابطه مثبتی را بین کارآفرینی و نتایج عملکردی فرض کردهاند(لامپکین و دس، ۲۰۰۱). یک از شاخههای جدید کارآفرینی که بسیار موردتوجه قرار گرفته است گرایش کارآفرینانه است. گرایش کارآفرینانه که اغلب به عنوان وضعیت کارآفرینانه نامیده میشود(کوین و اسلوین، ۱۹۸۹)، به فرآیندها، فعالیتها و رویههای تصمیمگیری اشاره دارد که منجر به کارآفرینی در سطح شرکت و ورود کسب و کارهای جدید میشود(لامپکین و دس، ۱۹۹۶). این امر به ویژه برای شرکتهای کوچک مهم میباشد. زیرا در اکثر کشورهای جهان صنایع کوچک با صادرات قابل توجه نقش موثری بر توسعه اقتصادی کشورهای خود ایفاء میکنند. با توجه به نقش حیاتی که بنگاههای کوچک و متوسط میتوانند در توسعه اقتصادی کشور ایفا کنند و همچنین مزایایی که آنها نسبت به بنگاههای بزرگ دارند، لزوم توجه به تقویت و توسعه آنها در جهت رقابت پذیر کردنشان ضروری مینماید. اما بسیاری از مطالعات بیان میکنند که کسب و کارهای کوچک در سالهای اولیه فعالیت خود با شکست مواجه میشوند. ازآنجایی که شرکتهای کوچک به عنوان منبع مهم اشتغال و ایجاد ارزش برای جامعه میباشند، دستیابی به رشد پایدار در شرکتهای کوچک برای اقتصاد کشور حیاتی است. یکی از روشهای اساسی برای بقاء آنها کارافرینی میباشد. بنابراین شرکتهای کوچک و متوسط برای اینکه عملکرد خود را بهبود بخشند نیازمند بکارگیری سبک مدیریتی هستند تا گرایش کارآفرینانه را مد نظر قرار دهند. تحقیقات بسیاری سودمندی گرایش کارآفرینانه را بر روی عملکرد نشان دادهاند، ولی نتایج تجربی متفاوت میباشد(ویکلند و شفرد[۱۴]، ۲۰۰۵).گرایش کارآفرینانه و سبک تفکر کارآفرینانه به طور گسترده در محیط کسب و کار ایالات متحده و کشورهای توسعه یافته مورد بررسی قرار گرفته است، اما مطالعات مشابه درکشورهای در حال توسعه همانند ایران محدود میباشد. فقدان تحقیقات تجربی که گرایش کارآفرینانه را در سطح کشورهای نوظهور بررسی کند، شکافی را در ادبیات کارآفرینی ایجاد کرده است که نیاز به توجه بیشتری از طرف محققان دارد(گروز و پانسکو، ۲۰۰۸). لذا تحقیق حاضر درصدد پاسخ به این سؤالات است که آیا ابعاد گرایش کارآفرینانه برعملکرد کسب و کارهای کوچک در ایران تأثیر دارند؟ و نیز کدامیک از این ابعاد بیشترین تأثیر را بر عملکرد آنها دارند؟
۱-۳- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
با توجه به افزایش سریع رقبای جدید، ایجاد حس بی اعتمادی نسبت به شیوههای مدیریت سنتی در شرکتها وخروج بهترین نیروهای کار از شرکتها و اقدام آنها به کارآفرینی مستقل، ضرورت کارآفرینی در سازمانها احساس میشود(احمدپور، ۱۳۸۳؛ قاهری، ۱۳۸۷). علاوه بر اینکه حرکت سازمانها به سمت کارآفرینی منافعی را برای آنها دارد، میتواند به دگرگونی اساسی در اقتصاد ملی منجر شود. همانگونه که تحقیقات انجام شده نشان دادهاند که رشد اقتصادی با فعالیتهای کارآفرینانه ارتباط مستقیم دارد(ابوالفضلی، ۱۳۸۷؛ کورتاکو و دیگران[۱۵]، ۱۹۹۳؛ زهرا[۱۶]، ۱۹۹۹). کارافرینی در طول دهه اخیر در بسیاری از کشورها مورد توجه بوده است. لذا با توجه به اهمیت کارآفرینی و سابقه درخشان آن در توسعه بسیاری از کشورها و با توجه به مشکلات اقتصادی زیاد کشور، بسترسازی برای فرهنگ حامی کارآفرینی برای تمامی جوامع بــه خصوص ایران از اهمیت و ضرورت حیاتی برخوردار است(ابوالفضلی، ۱۳۸۷). با این وجود در حالی که گرایش کارآفرینانه و تأثیر آن بر عملکرد، بیشتر در محیط تجاری و صنعتی غرب بررسی شده است، قابلیت اجرا و تعمیم پذیری آنها در کشورهای در حال توسعه همانند ایران به طور گسترده بررسی نشده است و لازم است تحقیقات کارآفرینی درکشور به منظور بهرهبرداری از مزایای آن در جامعه صورت گیرد. این مطالعه تلاش دارد تا به این مهم در پیشینه کارآفرینی بپردازد. از طرف دیگر بیشتر تحقیقات قبلی تلاش داشتند تا تأثیر جمعی ابعاد گرایش کارآفرینانه را بر روی عملکرد بررسی کنند، با این حال لامپکین و دس(۱۹۹۶) بیان میکنند که ابعاد گرایش کارافرینانه میتوانند به طور مستقل از یکدیگر تغییر کنند. به همین دلیل این مطالعه سعی دارد تا تأثیر مستقل این ابعاد را بر روی عملکرد تحلیل کند که این امر منجر به فهم بهتری از آنها میشود.
این مطالعه در زمینه کسب و کارهای کوچک و متوسط میباشد. با توجه به نقش حیاتی که کسب و کارهای کوچک و متوسط می توانند در توسعه اقتصادی کشور ایفا کنند و همچنین مزایایی که آنها نسبت به بنگاههای بزرگ دارند، لزوم توجه به تقویت و توسعه آنها در جهت رقابت پذیر کردنشان ضروری مینماید. بررسی تجارب کشورهای دیگر در این زمینه گویای این واقعیت میباشد، بطوریکه برخی کشورها توانستهاند با برنامهریزی صحیح در زمینه بنگاههای کوچک و متوسط، موجبات توسعه اقتصادی کشورشان را فراهم آورند. بنگاههای کوچک و متوسط در هر کشوری نشاندهنده میزان کارآفرینی و مشارکت بخش خصوصی در اقتصاد آن جامعه میباشد. لذا هر چه تعداد آنها بیشتر باشد میتوان گفت که آن کشور اقتصاد پویاتری خواهد داشت. البته این بنگاههای کوچک و متوسط با توجه به ماهیت ساختاری خود دارای مزایا و همچنین محدودیتهایی میباشند. لذا بایستی در جهت تقویت و تاکید بر مزایای آنها گام برداشته و با استفاده از استراتژیهای صحیح در جهت رفع محدودیتهای آنها اقدام شود تا به عملکرد بهتری دست یابند. کیرچوف و براون[۱۷](۱۹۹۷) بیان میکنند که بحث اصلی گرایش کارافرینانه درک این امر است که چگونه کسب و کارهای کوچک به رشد موفق و عملکرد بهتر دست مییابند(سیرزیک و تای، ۲۰۰۳: ص ۴۶). به همین دلیل این تحقیق به این موضوع مهم پرداخته و از این طریق اطلاعات مهمی را برای تحقیقات بنیادی، مدیران و مالکان شرکتها بوجود میآورد.
۱-۴ – اهداف تحقیق
اهداف این تحقیق عبارتست از:
بررسی رابطه میان گرایش کارآفرینانه و عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط
بررسی چگونگی تأثیر گرایش کارافرینانه بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط
اولویتبندی ابعاد گرایش کارآفرینانه بر اساس میزان تأثیر آنها بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط
۱-۵ فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی
گرایش کارآفرینانه بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط تأثیر معنیداری دارد.
فرضیههای فرعی
نوآوری بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط تأثیر معنیداری دارد.
استقلالگرایی بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط تأثیر معنیداری دارد.
ریسکپذیری بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط تأثیر معنیداری دارد.
پیشگامی بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط تأثیر معنیداری دارد.
رقابت تهاجمی بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط تأثیر معنیداری دارد.
۱-۶ قلمرو تحقیق
حدود پژوهش حاضر را میتوان در سه محدوده به شرح زیر بیان نمود:
الف) قلمرو مکانی
این پژوهش در میان کسب و کارهای کوچک و متوسط در شهرکهای صنعتی واقع در شهرستانهای شرق استان مازندران انجام شده است.
ب) قلمرو زمانی
قلمرو زمانی این تحقیق مربوط به سال ۱۳۸۹ است.
ج) قلمرو موضوعی
قلمرو موضوعی پژوهش در حوزه کارافرینی سازمانی و رابطه گرایش کارآفرینانه با عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط میباشد.
۱-۷-تعریف واژهها و اصطلاحات
۱-۷-۱-تعریف مفهومی
گرایش کارآفرینانه[۱۸]: گرایش کارآفرینانه به روشها، اقدامات و سبکهای تصمیمگیری اشاره دارد که که مدیران از آن استفاده میکنند تا به گونهای کارآفرینانه عمل نمایند(لامپکین و دس، ۱۹۹۶). لامپکین و دس(۱۹۹۶) پنج بعد را برای عملیاتیسازی گرایش کارآفرینانه به صورت زیر بیان میکند: نوآوری، استقلال، ریسکپذیری، پیشگامی و رقابت تهاجمی.
نوآوری[۱۹]: تمایل شرکت برای بکارگیری و پشتیبانی از ایدههای جدید، چیزهای بدیع و نوظهور، آزمایشها و فرآیندهایی که منجر به نتایج ارزشمندی از جمله تولید محصولات و خدمات جدید، فرآیندهای تولیدی جدید و پیشرفت تکنولوژیکی میشود(لامپکین و دس، ۱۹۹۶).
استقلالگرایی [۲۰]: استقلالگرایی در مفهوم کارآفرینانه، فعالیتهای مستقل بوسیلۀ تیم یا فرد برای طرح یک ایده و تداوم آن تا مرحلۀ تکامل است. در واقع توانمند کردن فعالیتهای کارآفرینانه از طریق اینکه افراد یا تیم ها جهتگیری خودشان را در جستجو و به نتیجه رساندن فرصتها داشته باشند(لامپکین و دس، ۱۹۹۶).
ریسکپذیری[۲۱]: تحمل بدهیهای سنگین یا درگیر ساختن منابع در جهت بدست آوردن فرصتها در بازار با هدف بازده بالا میباشد(لامپکین و دس، ۱۹۹۶).
پیشگامی[۲۲]: پیشگام شدن در پیشبینی و دنبال کردن فرصتهای جدید و نیز مشارکت در بازارهای نوظهور(لامپکین و دس، ۱۹۹۶).
رقابت تهاجمی[۲۳]: گرایش شرکت برای اینکه به شدت رقبایش را تحت فشار قرار دهد تا موقعیت خود را در برابر رقبایش در بازار بهبود بخشد(لامپکین و دس، ۱۹۹۶).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.