آوریل 22, 2021

بررسی تاثیر پایگاه اجتماعی نمایندگان دوره هفتم مجلس شورای اسلامی بر مواضع آنان نسبت به دولت- قسمت ۲

مطالعه و تحقیق درباره منشا و پایگاه اجتماعی نخبگان و نقش آنان در تصمیم گیری سیاسی و شکل دادن به رفتار اجتماعی همانند ضرورت تحقیق و شناخت ساختار طبقاتی جامعه نه تنها از آن جهت سودمند است که کلید فهم و تبیین دستگاه قدرت حکومتی را به دست می دهد، بلکه همچنین از آن جهت مفید می باشد که گروه نخبه از موثرترین عوامل و نیروهای سیاسی اجتماعی است و در کشورهای در حال توسعه تقریبا تمامی رفتارها و تصمیم‎گیری‎ها به علایق و منافع این گروه بستگی دارد. علاوه بر آن شناسایی ساختار سیاسی جامعه ایران و بررسی نحوه تصمیم گیری در ساخت سیاسی بدون آگاهی از خصوصیات کمی و کیفی گروه نخبه سیاسی بی نتیجه بوده. از این رو تحقیق درباب نخبگان سیاسی و منشا اجتماعی آنها در جامعه ایران مانند سایر جوامع از اساسی ترین تحقیقات در حوزه جامعه شناسی سیاسی است. (ازغندی، ۱۳۷۶، ص ۸)
لذا از آنجا که نمایندگان مجلس به مثابه اهرم تعیین کننده توسعه سیاسی نقش حائز اهمیتی در جامعه برعهده دارند، به منظور شناسایی این مهم بررسی خصوصیات کمی و کیفی نمایندگان مجلس به عنوان بخشی از نخبگان حکومتی ضروری است. هدف این طرح علاوه بر شناسایی ساختار جامعه شناسی سیاسی ایران با عنایت به بررسی چندین مولفه خاص، بررسی تاثیر عامل پایگاه اجتماعی به عنوان مورد خاص و تاثیر گذار بر مصوبه‎های نمایندگان است .
در واقع در این پژوهش به دنبال بررسی این مهم هستیم که آیا پایگاه اجتماعی با شکل دادن به ذهنیت و نگرش افراد در اتخاذ تصمیم ها از جانب آنان تاثیر گذار است یا خیر. می توان گفت بسیاری از تصمیمها، جهت گیری ها و رفتارهای نخبگان تحت تاثیر پایگاه اجتماعی و تعلق شخصی ایشان به گروه خاص است.
پر واضح است که عوامل متعددی در میزان تاثیرپذیری و یا استقلال نمایندگان مجلس شورای اسلامی از دولت وجود دارد که در این پژوهش به بررسی یکی از این فاکتورها که در ادوار مختلف قانون گذاری اهمیت دارد می‎پردازیم. در همین راستا به منظور بررسی پایگاه اجتماعی نمایندگان با عنایت به داده های موجود متغیرهایی چون میزان تحصیلات، محل تولد، گرایش سیاسی، شغل پدران و شغل سابق نمایندگان مورد ارزیابی قرار می‎گیرد تا از این رهگذر میزان تاثیرگذاری متغییر پایگاه اجتماعی را بر رویکرد نمایندگان نسبت به دولت بررسی نماییم. همچنین به منظور بررسی رابطه متغییر پایگاه اجتماعی با رویکرد نمایندگان نسبت به تصمیم ها دولت به بررسی چند لایحه که در آن دوران از اهمیت بیشتری در سطح جامعه برخوردار بود می پردازیم.
۱
سوال اصلی:
پایگاه اجتماعی نمایندگان دور هفتم مجلس شورای اسلامی چه تاثیری بر موضع گیری این نمایندگان در مقابل دولت دارد؟
سوالات فرعی:

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

    1. چه تعاریفی از پایگاه اجتماعی وجود دارد؟

 

    1. میزان و وضعیت تحصیلات نمایندگان مجلس شورای اسلامی در دوره هفتم به چه صورت بوده است؟

 

    1. گرایشهای سیاسی و وابستگی های سازمانی ایشان در این دوره چگونه بوده است؟

 

    1. حرفه نمایندگان پیش از نمایندگی و شغل پدران ایشان چه بوده است؟

 

  1. زادگاه نمایندگان دور هفتم کجا بوده است؟

 

فرضیه:
پایگاه اجتماعی موجب شکل گیری نگرش های متنوعی میان نمایندگان می شود که این امر در رویکرد آنان نسبت به ماهیت دولت و تصویب لوایح و مصوبات تاثیر گذار است.
پیشینه تحقیق :
این پژوهش با عنایت به مولفه ها و متغیرهای ذکر شده، هیچ پیشینه ای نداشته و سابق بر این بررسی نشده است . لذا منابع مورد استفاده دست اول است لازم به ذکر است در فصل چهارم کتاب “درآمدی بر جامعه شناسی سیاسی” که توسط آقای دکتر علیرضا ازغندی نگاشته شده است ویژگی های شش دوره نمایندگان مجلس شورای اسلامی بررسی شده است که راهنمای موثری برای تحقیق پیش رو است.
منابع اصلی در این پژوهش بهره جستن از سایت های اینترنتی به ویژه سایت مجلس شورای اسلامی، وبلاگ شخصی نمایندگان و مصاحبه تلفنی با نمایندگان و همچنین پر کردن پرسشنامه جهت دستیابی به اطلاعات مربوط به پایگاه اجتماعی ایشان می باشد، که یک نسخه از آن در انتهای تحقیق ضمیمه می گردد. علاوه بر این آرشیو روزنامه های مختلف همچون ایران، انتخاب، شرق، اعتماد، کیهان، آفتاب یزد و آرشیو مجلس شورای اسلامی از مهمترین منابع این پژوهش بود. و به منظور تعریف مفاهیم و چارچوب نظری از برخی کتب و مقالات که در قسمت منابع ذکر شده بهره مند شده ام.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

 

 

تعریف مفاهیم:

 

تعریف نظری پایگاه اجتماعی
پایگاه اجتماعی صرف نظر از نام های گوناگونی همچون موقعیت طبقاتی یا منزلت اجتماعی که بدان می دهند یکی از مهمترین و کاربردی ترین متغیرهای مستقل در تحلیل رفتارها، ایستارها، عقاید افراد و موقعیت آنها در سلسله مراتب اجتماعی است.( دیوید چنی،۱۳۷۸،۳) لذا برای روشن شدن موضوع مورد بحث به بررسی چند تعریف دراین حوزه می پردازیم.
پایگاه اجتماعی عبارت از موقعیتی است که فرد در سلسله مراتب اجتماعی در ارتباط با اهمیت ارزشی که نقش اجتماعی وی در جامعه دارد، بدست می‌آورد. به عبارت دیگر با توجه به اینکه هر جامعه‌ای در ارتباط با نقش های اجتماعی اعضایش دارای سلسله مراتبی است، لذا افراد بر حسب اهمیت و ارزشی که نقش آنها در جامعه داراست در رده ‌های بالای سلسله مراتب یا در رده‌های پایین قرار می‌گیرند و به همین دلیل افرادی که دارای نقش های متعددی در جامعه هستند، پایگاه های اجتماعی متفاوتی نیز دارند .
بنابراین موجودیت فرد در جامعه با توجه به مجموعه نقش‌ها و موقعیت هایی که وی در جامعه ایفاء می‌کند شکل می‌گیرد. به قول هانری مندراس جامعه شناس فرانسوی:
اگر موقعیت های متفاوتی که فرد در اختیار دارد نسبتا با هم ممکن باشند پایگاه می‌تواند نسبتا متجانس باشد. هر موقعیت حرفه‌ای دارای ویژگیهای چندی است از قبیل شان، کشش، میزان آزادی فرد و دستمزد، براساس این چهار متغیر می‌توان موقعیت های گوناگون را در شالوده دیوانی (بوروکراتیک) تعیین کرد و به هریک از آنها به اعتبار عناصر چهار گانه مذکور نمود داد. معمولا در سلسله مراتب جوامع اروپایی هر چه کار انسان جالبتر باشد، شان و آزادی انسان و میزان دستمزد او هم بالاتر است . در چنین جوامعی ارباب بزرگ کسی است که دارای بالاترین دستمزدها بوده، از پرستیژ بالایی برخوردار باشد، جالب ترین کارها را داشته باشد و ساعت کار او هم به دلخواه خودش باشد (یعنی از آزادی بیشتری برخوردار باشد).
در موقعیت های متوسط سلسله مراتب اداری , بعضی می‌پذیرند که دستمزد نسبتا پایینی داشته باشند تا از شان یا پرستیژ بالاتر و کار جالب تر و آزادی کاملتری برخوردار گردند یا برعکس یک کار نامطلوب می گیرند تا دستمزد بیشتری دریافت کنند و بالاخره بعضی دیگر آزادی را فدای شان می‌کنند و از این قبیل…
در مجموع می توان این گونه نتیجه گرفت که پایگاه اجتماعی اصطلاحی است که در جامعه‌شناسی به تفاوت‌های میان گروه‌های اجتماعی از نظر احترام یا اعتبار اجتماعی اطلاق می شود. پایگاه به ارزیابی‌های ذهنی افراد از اختلافهای اجتماعی بستگی دارد و همیشه از درآمد و دارایی نشأت نمی‌گیرد. پایگاه به وسیله شیوه‌های گوناگون زندگی گروه‌ها تعیین می شود. تمایز پایگاهی اغلب از تقسیمات طبقه‌ای مستقل است و احترام اجتماعی می‌تواند مثبت یا منفی می‌باشد.
از جمله متفکرانی که باعث شد مفهوم طبقات اجتماعی و اقتصادی در جامعه شناسی اهمیت بسیار یابد کارل مارکس بود. وی با صراحت تمام در نخستین سطرهای بیانیه حزب کمونیست اعلام کرد:” تاریخ هر جامعه ای تا به روزگار ما، تاریخ مبارزه ی طبقات است”. دو عامل اصلی در تشکیل طبقه اجتماعی دخالت دارند، شیوه تولید کشاورزی، پیشه وری صنعتی و مناسبات تولید.همین عامل دوم است که لایه های عمده مشاغل را در ساختار اقتصادی جامعه ایجاد می کند( تامین، ۱۳۸۳، ص۷)
پر واضح است که ساختار طبقات اجتماعی در نظر مارکس بر مبنای موقعیت ها و وظایف گوناگونی که افراد در ساختار تولید جامعه دارند شکل می گیرد. در نظام های اجتماعی و اقتصادی مهمترین تفاوت، میان آن عده ای است که مالک و کنترل کننده دارایی اند و آن عده که مالک و کنترل کننده دارایی نیستند. در اینجا دارایی نه فقط اموال شخصی ساده، بلکه به منابعی که می توان به کمک آن چیزهای با ارزش تولید کرد و ثروت اندوخت اتلاق می شود. (گرب،۱۳۷۳، ص۲۹)
از نظر مارکس در جوامع سرمایه داری، گروهی از مردم ( طبقه بوزژوا یا سرمایه دار)، کارخانجات، بانکها را مالک می شوند.در صورتی که دیگران(پرولتاریا) حق انتخاب ندارند، اما با کار کردن برای سرمایه داران در مقابل یک دستمزد جزئی ارزش واقعی آن چه در بخش کار تولید شده است را تصاحب می کند و در همه این جوامع طبقه ای که مالک وسایل تولید است به وسیله استثمار کار طبقه ای که هیچ مالکیتی ندارد، رشد می کند وثروتمند می شود.( کبرو، ۱۹۸۳،ص ۵)
نتیجه اینکه مارکس وجود شرایط مشترک و شناسایی منافع مشترک را فقط پایه های ضروری نه کافی برای توسعه اجتماعی می داند و عوامل مختلفی در ساخت زیر بنا ( مانند نحوه زندگی، فرایندهای آموزشی و ….) باعث ایجاد نابرابری های اولیه ناشی از تفاوت در مالکیت می شود و همین امر زمینه ساز شروع مبارزه و تغییر در جامعه می گردد.
وبر نیز که در بسیاری از نکات اصلی با شیوه ی مارکسیستی موافق بود، طبقه را به ساده ترین و بنیادی ترین صورت ممکن یعنی به مثابه مقوله ای اقتصادی مورد بحث قرار داده، با این تفاوت که مارکس به روابط اجتماعی این دو طبقه در قلمرو تولیدی اهمیت می داد، و توزیع ثروت به تنهایی اهمیت فرعی داشت. اما تاکید عمده وبر در ارائه تعریفی از طبقه بر توزیع اشیا با ارزش و بنیان هایی بوده است که بر اساس آن این توزیع به صورت نابرابر انجام می گیرد.” به نظر وبر طبقه صرفا مجموعه ای از افراد نیست که موقعیت مشترکی در بازار دارند و بنابراین ا ز منافع اقتصادی و فرصت های زندگی مشابهی برخوردارند.” (گرب، ۱۳۷۳،ص ۷۲)
وبر معتقد ب
ود که قشربندی اجتماعی مبتنی بر سه عامل اصلی و اساسی است که این سه عامل تا حدودی مستقل از یکدیگر تغییر می کنند.عامل اول، قدرت می باشد که براساس دسترسی نابرابر به منابع مادی پدیدار می شود، برای مثال فردی چیزی دارد که شما به آن نیاز دارید، او در یک موقعیت قدرت بالاتر از شما قرار دارد. که وبر به این مورد به عنوان «قدرت طبقه» اشاره می کند. عامل دوم، قدرت می تواند یک کارکرد پایگاه و اعتبار اجتماعی برای فرد داشته باشد، اگر شما فردی را در طبقه بالا ببینید یا باور کنید که آن فرد در بعضی از جنبه های اجتماعی از شما برتر می باشد، بنابراین شما احتمالاً به خواسته ها و فرامین آن فرد احترام می گذارید . وبر این را به عنوان قدرت اجتماعی مطرح می کند . قدرت تجربه شده به وسیله گروه های منزلت همچنین به عنوان طبقات پیشنهاد شده است. عامل سوم، یک گروه ممکن است بر دیگران از طریق کار گزاری دولتی، هم به وسیله کنترل مستقیم آن یا به وسیله نفوذ آنهایی که آن را کنترل می کنند تسلط یابند. وبر تاکید می کند، دولت تنها نهادی است که در جوامع مدرن ادعا می کند که می تواند کارهایی را به مردم تحمیل کرده که انجام دهند. ( کبرو، ۱۹۸۳،ص ۲۰)
علاوه بر این سه مبنا از لحاظ صفات اختصاصی و خاستگاه اجتماعی از یکدیگر متفاوت می باشند.طبقات اجتماعی بر پایه واقعیت اقتصادی تشکیل شده اند.گروه های منزلت بر مبنای اعتبار ومنزلت و احزاب بر اساس قدرت شکل می گیرند که امکان عضویت یک شخص در هر سه پایگاه همزمان وجود دارد و نتیجه آن یک سو بودن طبقه، موقعیت و منزلت حزب است. سه عامل دارایی، قدرت و منزلت اجتماعی به علت توزیع نابرابر، اساس قشربندی اجتماعی در جوامع مدرن محسوب می شوند.
حسین بشیریه معتقد است در صحنه زندگی سیاسی و تاریخی همواره مجموعه ای از افراد که دارای روابط ساختاری و عینی معینی با یکدیگر هستند فعالیت می کنند، چنین افرادی طبقه اجتماعی را تشکیل می دهند.بدین سان افراد تنها در ارتباط با یکدیگر اهمیت و معنا می یابند.(بشیریه،۱۳۸۷، ص ۳۰)
ساروخانی نیز در دایره المعارف علوم اجتماعی آن را اینگونه تعریف می کند:
“پایگاه اجتماعی مشخص کننده‎ی:
وضع فرد یا گروه در یک نظام اجتماعی است، با انتظار متقابل عمل از دارندگان وضعی دیگر در چارچوب یک ساخت واحد.
مقام فرد یا گروه است با توجه به توزیع شأن در یک نظام اجتماعی و در مواردی تلویحا با در نظر گرفتن چگونگی توزیع حقوق، مسئولیتها، قدرت و اقتدار در چارچوب همان نظام نظیر اصطلاحاتی چون پایگاه بالا، پایین،….
مقام بلند جستن، با در نظر گرفتن توزیع شأن در نظام اجتماعی است.” (ساروخانی، ۱۳۷۱،ص ۱)
همچنین بروس کوئن در کتاب “ مبانی جامعه شناسی” :
“ پایگاه اجتماعی به موقعیت و جایگاهی اطلاق می شود که فرد در گروه و یا مرتبه اجتماعی یک گروه در مقایسه با گروه های دیگر کسب می کند. پایگاه و موقعیت اجتماعی فرد حقوق و مزایای شخص را تعیین می کند.(کوئن،۱۳۸۷،ص ۸۰ )
آنتونی گیدنز معتقد است:
“ پایگاه اجتماعی به تفاوت های میان گروه های اجتماعی از نظر احترام و یا اعتبار اجتماعی که دیگران برای آنها قائل می شوند، اطلاق می شود.”
علاوه براین جوزف روسک و رولند وارن معتقدند:
“ پایگاه اجتماعی به موقعیت کلی شخص در جامعه و در قبال سایر اشخاص برحسب محافلی که با آنها رفت و آمد دارد، وجهه ای که برایش قایل می شوند و حقوق و تکالیفی که مناسب موقعیت او است اطلاق می شود.”(روسک،وارون،۱۳۵۰، ص ۱۰۰ )

 

عکس مرتبط با اقتصاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *