نوامبر 30, 2020

بررسی عکس العمل بازار سهام نسبت به اعلامیه های سود نقدی در بورس اوراق …

دانیل کاهنمن روانشناس مشهور و یکی از بنیانگذاران مالی رفتاری، در سال ۲۰۰۱ به خاطر ارائه مدل هایی جهت تبیین رفتار سرمایه گذاران در شرایط عدم اطمینان به دریافت جایزه نوبل اقتصادی نائل شد. از مطالعاتی که تمرکز خود را در حوزه رفتاری فردی سرمایه گذاران قرار دادند، می توان به مقاله اسلویچ (۱۹۷۲) درباره برداشت نادرست افراد از ریسک و مقالات تیورسکی و کاهنمن (۱۹۷۹) درباره تصمیمات شهودی وچارچوب های تصمیم در سال های ۱۹۷۴ و ۱۹۷۹ که نقش بنیادی در این زمینه داشتند،اشاره نمود. دانیل و همکارانش (۱۹۹۸) در مقاله”روانشناسی سرمایه گذاران و واکنش بیش از حد و کمتر از حد بازار سهام” در سال ۱۹۹۸ پدیده سوء گیری خود اسنادی را شناسایی نمودند. آنها در مدل خود سرمایه گذاران را به دو دسته مطّلع و غیر مطّلع تقسیم کردند:

  1. سرمایه گذاران غیرمطّلع در معرض اریب قضاوتی قرار نمی گیرند و قیمت سهام توسط اطمینان سرمایه گذاران مطّلع شکل می گیرد.
  2. سرمایه گذاران غیر مطّلع در معرض دو اریب «خوداسنادی» و «اطمینان بیش ازحد» قرار دارند (رهنمای رودپشتی و همکاران، ۱۳۸۷).

۲-۲-۳تئوری های روانشناسی سرمایه گذاران
۲-۲-۳-۱تئوری چشم انداز[۱۴]
سرمایه گذاران ریسک گریز هستند و ریسک (EUT) بر طبق تئوری مطلوبیت مورد انتظار گریزی معادل مقعر بودن تابع مطلوبیت است به این معنی که مطلوبیت نهایی ثروت کاهش می یابد. اگر چه تئوری مطلوبیت به مدت طولانی یک تئوری جالب و جذّاب بوده است، اما این تئوری در پیش بینی سیستماتیک رفتار انسان، حداقل در شرایط نامطمئن، مؤفّق نبوده است.به همین دلیل کاهنمن و تورسکی در سال ١٩٧٩ تئوری چشم انداز را ارائه دادند. این تئوری نشان می دهد چگونه سرمایه گذاران در بعضی مواقع به طور سیستماتیک تئوری مطلوبیت را نادیده می گیرند.
بر اساس تئوری مطلوبیت مورد انتظار، تابع مطلوبیت بصورت مقعر یا کاو می باشد اما بر طبق تابع ارزش ارایه شده توسط کاهنمن و تورسکی شیب تابع مطلوبیت ثروت قبل از نقطه عطف در حال افزایش و پس از آن با افزایش ثروت در حالت کاهش می باشد. نقطه عطف هم برای هر فردی متفاوت می باشد و بستگی به این دارد چه مقدار ثروت را مد نظرش قرار داده باشد. بر این اساس بر خلاف تئوری های قبلی گه گفته می شد سرمایه گذاران، ریسک گریز هستند کاهنمن و تورسکی بیان کردند که زمانیکه سرمایه گذاران در قسمت منفی ثروت (ضرر) هستند آنگاه از ریسک گریزی به ریسک پذیری تغییر جهت می دهند. نمودار تابع ارزش کاهنمن و تورسکی در زیر آمده است :
 
تئوری چشم انداز در طی سالهای دهه ٨٠ توسط دانشمندان دیگری نظیر تالر، شیلر و جانسون تکمیل شده و هم اکنون این تئوری بخش مهم از ابعاد رفتاری سرمایه گذاران را در بر می گیرد عبارتند از :

  • ضرر گریزی
  • حسابداری ذهنی
  • دوری از تأسف و پشیمانی
  • کنترل شخصی (اسلامی بیدگلی، ۱۳۸۹).

در ادامه به هر یک از ابعاد چهارگانه تئوری چشم اندازبه طور خلاصه اشاره می شود:

  • دوری از زیان یا ضرر گریزی[۱۵]

شواهد تجربی نشان می دهد دردناکی ضرر وزیان دو برابر لذّت همان مقدار سود و منفعت می باشد و این بحث می تواند به روشن شدن این نکته کمک کند که چرا افرادی به شرکت در شرط بندیها بیشترتمایل پیدا می نمایند در واقع آنان می خواهند از دردناکی حس ضرر و زیان خود بکاهند. به همین طریق سرمایه گذارانی که در خرید بعضی از سهام یا اوراق بهادار دیگر ضررآرده اند (پائین نقطه عطف قرار گرفته اند) به امید اینکه سرانجام قیمت ها برخواهند گشت ریسک بیشتری آرده و سهامشان را نگه می دارند که در واقع این نشان دهنده ریسک پذیری سرمایه گذاران در این حالت بوده و در واقع این ریسک پذیری هم به دلیل فاصله گرفتن از ضرر می باشد و در حالت بالاتر از نقطه عطف سرمایه گذار دوباره به حالت ریسک گریزی تغییر حالت خواهد داد. در واقع ضرر گریزی به این حقیقت اشاره دارد که افراد نسبت به کاهش ثروتشان حسّاس هستند و این حسّاسیت بیشتر از افزایش ثروت آنها می باشد و این پدیده می تواند منجر به این حالت سرمایه گذاران شود که به قول استات فن و شفرین (۱۹۸۵) ” کسانی که سهام خوب خریداری کرده اند و مقداری سود برده اند آنرا سریع به فروش می رسانند و کسانی که پس از خرید سهام ثروتشان کاهش یافته، سهام مورد نظر را به مدت بیشتری نگه دارند.”
(برجی دولت آباد، ۱۳۸۷).

  • حسابداری ذهنی[۱۶]

حسابداری ذهنی نیز قسمتی از تئوری چشم انداز است که گرایش افراد را به قراردادن رویدادهای مخصوص به حسابهای ذهنی متفاوت براساس ویژگی های ظاهری نشان می دهد. حسابداری ذهنی می تواند به توضیح این نکته کمک کند که چرا سرمایه گذاران از تجدید تطبیق نقطه عطف خود برای یک سهام جدید خودداری می نمایند (منخوف و نیکروف، ۲۰۰۹)[۱۷].

  • کنترل شخصی[۱۸]

تئوری آنترل شخصی در واقع به این نکته می پردازد که سرمایه گذاران گزینه هایی را برای سرمایه گذاری انتخاب می کنند که بتوانند شخصاً و در مواقع لزوم محدودیت ها و کنترل های لازم را روی آن اعمال نمایند (خشنود، ١٣۹۰).

  • دوری از تأسّف و پشیمانی[۱۹]

افراد پس از درک اشتباهاتی که انجام داده اند معمولاً دچار درد و پشیمانی می شوند و این احساس پشیمانی و ندامت به خاطر نتیجه احتمالی بدی است که یک تصمیم گیر ی نادرست به بار آورده است و افراد در فرآیند دوری و اجتناب از این احساس پشیمانی ممکن است رفتارهایی را از خود نشان دهند که خیلی منطقی نباشد.این تئوری همچنین می تواند پدیده ضررگریزی را توضیح دهد چون افراد به خاطر اینکه احساس می کنند در تصمیم گیری خرید سهام دچار اشتباه شده اند در مرحله فروش سهامی که از قیمتشان کاسته شده تعامل می ورزند چون که می خواهند تا حد امکان این احساس پشیمانی دیرتر به واقعیت تبدیل شود (منخوف و نیکروف، ۲۰۰۹)[۲۰].
۲-۲-۳-۲نظریه رفتارهای مبتنی بر تجربه و آزمون خطا[۲۱]
واژه (Heuristics) در فرهنگ لغت به معنی رفتار و تصمیم گیری براساس تجارب و مستندات گذشته است. تعریف دیگری که از این واژه شده به این صورت است : واژه Heuristics اشاره به فرآیندی دارد که براساس آن افراد رفتارهائی را بر اساس آزمون و خطا توسعه می دهند. بازارهای مالی به طور روز افزونی در حال پیچیده تر شدن است و این باعث افزایش رفتارهای مبتنی بر تجربه و آزمون و خطا می شود. اما این رفتارها همیشه در بازارهای مالی سودمند نیست. این پدیده ممکن است بتواند توضیح دهد که چرا گاهی بازار غیر عقلانی و غیر منطقی عمل می کند. یکی از اشکال این نوع رفتار در بازار مالی رفتار براساس نظر اکثریت می باشد. از شکل های دیگر رفتارهای مبتنی بر تجربیات و آزمون خطا می توان به عکس العمل بیش از اندازه، اعتماد بیش از حد به خود و متّکی شدن را نام بردکه در ادامه برخی از پدیده های رفتاری شده مورد بحث قرار می گیرند (اسلامی بیدگلی، ۱۳۹۰).

  • رفتار براساس نظر اکثریت (همرنگ جماعت شدن)[۲۲]

اگر جوامع بشری را به دقّت مدنظر قرار دهیم و رفتارهای افراد آن را تحلیل آنیم در می یابیم که افرادی که با یکدیگر ارتباط متقابل دارند و تحت یک نظام یا سیستم زندگی می کنند معمولاً مشابه هم، فکرو رفتار می نمایند. یکی از دلایلی که رفتارها و قضاوتهای افراد یک جامعه، مشابه یکدیگر است اینست که همه آنها در معرض اطلاعات یکسان و مشابه قرار می گیرند، عامل دیگر« تأثیر اجتماعی » است که نقش بزرگی در جهت دهی به قضاوتهای افراد بازی می آند. زمانیکه افراد با قضاوت یکسان یک گروه بزرگ از همنوعان خود مواجه می شوند گرایش پیدا می آنند که پاسخ متفاوت خودشان احتمالاً نادرست است. این افراد به سادگی فکر می کنند که همه افراد نمی توانند اشتباه کنند بنابراین نظر خود را تغییر داده و با آنها هماهنگ می شوند. ما در زندگی می آموزیم که هر گاه یک گروه بزرگی از افراد به مسأله ای پاسخ یکسان داد حق با آنهاست و باید نظر آنها را پذیرفت. افراد معمولاً تحت تأثیر محیط اطرافشان هستند و اکثر آنها سعی می کنند که خودشان را با محیط تطبیق دهند. مد یک شکل خفیف رفتار مبتنی بر نظر اکثریت است در حالیکه یک مثال از شکل قوی آن موجی است که باعث ایجاد حباب خطر ناک در بورس اوراق بهادار می شود. حتّی افراد املاً منطقی هم می توانند دچار پدیده همرنگ شدن جماعت شوند. در واقع این افراد داوطلبانه و به منظور استفاده از نوسانات بازار مالی اقدام به این کار می کنند. « دهان به دهان شدن » متغیر دیگری که در همرنگ شدن جماعت بسیار مهم است. افراد عموماً به دوستان و همکاران خود بیشتر از رسانه ها اعتماد دارند (پمپیان، ۲۰۰۶)[۲۳].