نوامبر 30, 2020

مقاله – بررسی عکس العمل بازار سهام نسبت به اعلامیه های سود نقدی در بورس اوراق بهادار …

یکی از روشهای ساده کردن اطلاعات توسط سرمایه گذاران یافتن نقطه اتّکا است. به این ترتیب که تصمیم گیرنده قسمتی از اطلاعات موجود را به عنوان نقطه اتّکای اصلی تعیین کرده و سپس با استفاده از سایر اطلاعات در دسترس آنرا تعدیل می نماید و به این ترتیب قضاوت خود را شکل می دهد. مشکلی که در فرآیند نقطه اتّکا پیش می آید اینست که عموم افراد پس از یافتن یک نقطه اتّکا تمایلی به تعدیلات لازم ندارند. در واقع نقطه اتّکا به معنی منفی آن زمانی ظاهر می گردد که مقیاس ارزش ثابت بوده و به وسیله مشاهدات اخیر تغییرات لازم انجام نشود. به عنوان مثال زمانی که یک سرمایه گذار قیمت های گذشته سهام را به عنوان نقطه اتّکا در ذهن خود قرار داده است زمانی که اطلاعات جدید در خصوص سهام مذکور به دست او می رسد او این نقطه اتّکا را به طور ناکافی و ضعیف برای اطلاعات جدید آسب شده، تطبیق می دهد و این چنین باعث عکس العمل کمتر از اندازه می شود. به طور خلاصه می توان گفت که یافتن نقطه اتّکا چگونگی گرایش افراد به تمرکز بر اطلاعات خاص و دادن وزن کمتر به سایر اطلاعات را نشان می دهد که میتواند در تحلیل رفتار سرمایه گذاران مفید باشد (کوثری و همکاران، ۲۰۱۳)[۲۵].

  • کلیشه قرار دادن (نمایندگی)[۲۶]

اشاره به گرایش تصمیم گیرندگان دارد که بر اساس یک آلیشه خاص اقدام به تصمیم گیری می نمایند. نماینده یا آلیشه قراردادن این گونه در بازارهای مالی ظاهر می شود که سرمایه گذاران فرض می کنند که اطلاعات و رویدادهای اخیر در آینده نیز ادامه می یابد. بنابراین سرمایه گذاران در بازارهای مالی به دنبال خرید سهام به اصطلاح داغ می گردند و سهامی را که اخیراً وضعیت جالبی نداشته اند را در پرتفولیوی خود قرار نمی دهند و این می تواند یکی از توجیهات سرمایه گذاران باشد که در سال ١٩٨۵ توسط تالرودی بونت مطرح شد (چان و همکاران، ۲۰۱۲)[۲۷].

  • تورش های رفتاری

منظور از تورش، انحراف از تصمیم گیریهای درست و بهینه است. از آنجائیکه زمان و منابع شناخت محدود هستند،نمی توانیم داده هایی را که از محیط اخذ می کنیم به صورت بهینه مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم بنابراین ذهن انسان به طور طبیعی از قواعد سر انگشتی[۲۸] استفاده می کند. اگر از چنین روشهای ابتکاری مناسب استفاده شود، می توانند مؤثّر واقع شوند، در غیر اینصورت تورش های غیر قابل اجتنابی پیش خواهند آمد. به طور کلّی ممکن است اشخاص در فرآیند تفّکر و تصمیم گیری دچار خطا شوند.
در این قسمت به بررسی سه دسته کلّی از منابعی که باعث ایجاد تورش در فرآیند تفّکر و تصمیم گیری افراد می شوند پرداخته می شود. این سه دسته عبارتند از:
الف) روشهای ابتکاری
ب) خود فریبی
ج) تعاملات اجتماعی
الف) روشهای ابتکاری[۲۹]
از آن جائی که ظرفیت پردازش اطلاعات در بشر محدود است اشخاص به روشهای تصمیم گیری ناقص یا روشهای ابتکاری روی می آورند که به تصمیم گیری های نسبتاً خوبی نیز منجر می شوند. به این مختصر سازی که در فرآیندهای تصمیم گیری صورت می گیرد، ساده سازی ابتکاری[۳۰] گفته می شود.
در واقع روشهای ابتکاری یک سری قواعد سر انگشتی یا میانبرهای ذهنی[۳۱] هستند که موجب سهولت در فرآیند تصمیم گیری می شوند. ذهن انسان از این قواعد سر انگشتی به منظور حل سریع مسایل پیچیده استفاده می آند. برای مثال یک بازیکن بیلیارد برای محاسبه زاویه و سرعتی که باید به توپ ضربه بزند از مثلّثات و معادلات دیفرانسیل استفاده نمی آند، بلکه او از یک سری قواعد سر انگشتی بهره می گیرد و حتی ممکن است از ریاضیات چیزی نداند (وان در سار، ۲۰۱۱)[۳۲].
ب) خود فریبی[۳۳]
مهم ترین پدیده ای که در زمینه خود فریبی بحث شده است، اعتماد بیش از حد است. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد اشخاص به دانش و توانایی هایشان بیش تر ازآن چیزی که هست اعتماد دارند معمولاً پیش بینی افراد از احتمال وقوع پدیده ها یا خیلی افراطی یا خیلی تفریطی است. همچنین زمانی که قابلیت پیش بینی پدیده ای کم است یا شواهد و مدارک مبهم هستند، متخصّصان بیشتر از افراد عادی در معرض اعتماد بیش از حد قرار می گیرند. برای مثال وقتی شخصی می گوید احتمال وقوع یک رویداد ٩٠ درصد است، معمولاً پیش بینی او کمتر از ٧٠ درصد موارد صحیح است. اعتماد بیش از اندازه به هیچ عنوان به سرمایه گذاران شخصی محدود نمی شود. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد تحلیل گران مالی، حتّی زمانی که مدارک و شواهد نشان دهنده این است که برآوردهای قبلی آن ها صحیح نیست، برآورد قبلی شان از عملکرد آتی یک شرکت را به راحتی مورد تجدید نظر قرار نمی دهند. به طور کلّی در نظریه خود فریبی علاوه بر بحث اعتماد بیش از حد، به مکانیسم هایی پرداخته می شود که طی آن اشخاص به دنبال راههایی می گردند که پیامد تصمیم گیری های خود را توجیه کنند و بدین ترتیب بتوانند احترام دیگران را به خودشان جلب کنند.
ج) تعاملات اجتماعی[۳۴]
متخصّصان مالی، روانشناسی اجتماعی را کمتر مورد توّجه قرار داده اند. نظریه پردازان مالی تأثیر اطلاعات بر روی قیمت سهام و حجم معاملات را بررسی کرده اند، اما تحقیقات کمتری راجع به تعاملات اجتماعی بین افراد در بازار سهام انجام داده اند. اشخاص گرایش دارند تا در تصمیم گیری ها و قضاوت هایشان با دیگران هم نوا شوند. اکثر سرمایه گذاران دچار عکس العمل های احساسی در جو بازار می شوند. به عبارت دیگر حتی زمانی که سیگنال های اطلاعاتی به فرد می گویند خرید و فروش کدام یک مناسب است، سرمایه گذاران باز هم نسبت به تصمیم گیری صحیح مردّد هستند. باید توجّه کرد که برخی از الگوهای اشاره شده در بالا، با هم در تعارض هستند. در این جا ممکن است این سئوال پیش بیاید که کدام الگو صحیح است؟ در پاسخ به این سئوال باید گفت این که کدام الگوی رفتاری در بازار غالب می شود به شرایط و زمینه ای که اطلاعات در آن پخش می شود بستگی دارد (نیرش، ۲۰۱۲)[۳۵].
۲-۲-۳-۳نظریه رفتار گلهای در بازارهای مالی
در نتیجه چندین بحران مالی متداول، در فرهنگ مالی،رفتار گلهای دارای معنی منفی شده است. سرمایه گذاران و مدیران صندوق های سرمایه گذاری گله را بصورت پذیرش ریسک فراوان بدون اطلاعات کافی، افزایش نرخ معاوضه ریسک و بازده و اوّلین نشانه اغتشاش و فرار به پناهگاه مناسبتر توصیف می کنند. بعضی از مشاهدات توسط شرکت کنندگان در بازار نشان می دهد که رفتار گله ای، نوسانات و بی ثباتی بازار را افزایش و شکنندگی سیستم مالی را شدید تر و وخیم تر می کند (سینانی و داودی، ۱۳۸۸).
۲-۲-۳-۴دیدگاه معامله گران اختلال زا در مالیه
بعضی تغییر مکانها در تقاضای سرمایه گذاران برای دارائیها کاملاً عقلایی است. آشکار شدن اطلاعاتی که بر نرخ رشد آتی سود تقسیمی و ریسک یا ریسک گریزی تأثیر می گذارند به تغییر در تقاضای سرمایه گذاران کاملاً عقلایی هستند منجر می شود. به عبارت دیگر تغییرات عقلایی تقاضا می تواند تطبیق به اخبار منتقل شده در فرآیند تجاری را منعکس آند. اما بلک و آیل (۲۰۰۷) اعتقاد دارند که همه تغییرات تقاضا عقلایی به نظر نمی رسد و بعضی از آنها پاسخی هستند به تغییرات در انتظارات یا احساسات که بطور کامل توسط اطلاعات توجیه نمی شود. چنین تغییراتی می تواند یک پاسخ به سیگنال کاذبی باشد که سرمایه گذاران اعتقاد دارند اطلاعاتی را راجع به بازده آتی در بر دارد در حالی که چنین اطلاعاتی به یک الگوی کاملاً عقلایی انتقال داده نمی شود. بلک و آیل(۲۰۰۷) برای چنین سرمایه گذارانی از واژه معامله گران اختلال زا استفاده کرده اند (گادفر و همکاران ، ۲۰۰۹).
۲-۲-۴واکنش بیش از حد و واکنش کمتر از حد
همه روزه جریان قدرتمند و مداومی از اطلاعات بسیار زیاد به بازار وجود دارد. اگر بازار کارآ باشد، به محض دریافت این اطلاعات قیمت اوراق بهادار باید واکنش نشان دهد و تعدیل شود. واکنش معمولاً نمی تواند آنی باشد. ولی فاصله بین دریافت اطلاعات و واکنش قیمت ها باید با روش ها و تکنیک های در دسترس جهت دریافت و پردازش اطلاعات، متناسب باشد. همچنین، واکنش آغازین بازار نسبت به دریافت اطلاعات جدید باید به طور دقیق صورت گیرد و احتیاج به تصحیح بعدی قیمت ها نباشد. واکنش قیمت های بازار نیز باید به دور از تعصّب باشد. برخی از بازارهای سرمایه از کارآیی لازم برخوردار نیستند. در این بازارها اوّلاً اطلاعات به وفور و به سرعت در بازار پخش نمی شوند. ثانیاً قیمت اوراق بهادار نسبت به اطلاعات جدید بی تفاوت است و یا ممکن است عکس العمل قیمت اوراق بهادار نسبت به اطلاعات جدید بیشتر از حد مورد انتظار باشد. برخی اوقات ممکن است بازار واکنش کمتری نسبت به یک یا چند رویداد نشان دهد. در این گونه بازارها، تحلیلگران قوی وجود ندارند که اطلاعات را دریافت و درست ارزیابی کنند و تصمیم بگیرند. بنابراین، قیمت به درستی تعیین نمی شود. از این رو کسی احساس امنیت نمی کند ؛ زیرا وی اطمینان ندارد. قیمتی را که برای یک ورقه بهادار دریافت یا پرداخت می کند عادلانه است (نیکبخت و مرادی، ۱۳۸۸).
برخی از صاحبنظران براین عقیده بودند که سرمایه گذاران گاهی به انواع خاصی از اخبار و اطلاعات مالی، کمتر از حد لازم واکنش نشان می دهند. برای مثال، شرکتی را در نظر بگیرید که در هر فصل سودی را اعلام می کند که به طور قابل ملاحظه ای بالاتر از حد مورد انتظار است. شواهد و مدارک حاکی از آن است که سرمایه گذاران این حالت را به عنوان اخبار خوب و مطلوب تلقی می کنند و قیمت سهم را بالا می برند؛ اما این افزایش کافی نیست. در طول شش ماه آتی و پس از آن که این اشتباه به صورت تدریجی تصحیح می شود، قیمت سهم آرام آرام افزایش می یابد و به سطحی می رسد که باید در زمان اعلام سود به آن می رسید.
از طرف دیگر، همین قاعده را در مورد واکنش کمتر از حد به اخبار منفی و نامطلوب می توان به کار برد. شرکتی را فرض کنید که اقدام به انتشار نا مطلوب در زمینه تقسیم سود می کند. در حالت کلّی، این کار موجب کاهش قیمت سهم شرکت می شود. با این وجود، قیمت سهم در زمان انتشار این خبر به اندازه کافی کاهش نمی یابد، بلکه این کاهش قیمت در طی چند ماه آینده نیز ادامه می یابد. در هر دو حالت بالا، زمانی که سرمایه گذاران با اعلامیه ها ی خوب یا بد مواجهه می شوند، در ابتلا کمتر از حد لازم به این اخبار واکنش نشان می دهند(دانگ وی، ۲۰۰۸).
اسکینر (۱۹۹۴) مطالعاتی بر روی افشای داوطلبانه اطلاعات انجام داد و به این نتیجه رسید که شرکت ها بیشتر تمایل دارند که اخبار بد خود را به صورت کیفی و اخبار خوب خود را به صورت کمّی منتشر کنند. یکی از دلایلی که شرکت ها تمایل دارند اطلاعات بد خود را به صورت کیفی منتشر کنند، می تواند این باشد که از رفتار منفی بیش از حد سهامداران در رابطه با خبر منفی جلوگیری کنند (مادالونی و پدرو، ۲۰۱۱)[۳۶].
معصومه نادری(۱۳۸۵) در تحقیق خود به بررسی واکنش بیش از اندازه سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران نسبت به اطلاعات و اخبار منتشر شده در شرایط رونق و رکود پرداخته است. او با در نظر گرفتن تعدیلات مثبت به عنوان اخبار خوب و با در نظر گرفتن تعدیلات منفی به عنوان اخبار بد، واکنش سهامداران را در شرایط رونق و رکود نسبت به این اخبار بررسی کرد. نتایج تحقیق او نشان داد که واکنش بازار نسبت به اطلاعات جدید با تأخیر همراه بوده است. این امر می تواند ناشی از وجود اشکالاتی در تفسیر اطلاعات توسط سرمایه گذاران، نامناسب بودن وضعیت اطلاع رسانی، عدم وجود تجزیه و تحلیل گران مالی در بورس تهران و غیره باشد ؛ ولی به هر حال این امر مؤیّد حسّاسیت بازار نسبت به اطلاعات جدید است. نتایج تحقیقات او نشان داد که در برخی از شرایط، بازار نسبت به اطلاعات جدید یک واکنش بیش از حد یا کمتر از حد کوتاه مدت وضعیت را نشان می دهد؛ اما از لحاظ آماری معنادار نبوده است (قالیباف اصل و نادری ،۱۳۸۹)
واکنش معامله گران بازار سهام به آگهی ها و اخبار متفاوت است ودر برخی موارد، واکنش افراد عقلایی نبوده، باعث ناهنجاری هایی از جمله افزایش بیش از حد یا کمتر از حد قیمت ها می گردد. واکنش بیش از اندازه یا کمتر از اندازه، زمانی رخ می دهد که افراد با توجّه به اطلاعات جدید، قیمت ها را بیشتر یا کمتر از میزان واقعی آن ارزیابی می کنند. گر چه بازار پس از گذشت زمان به اشتباه خود پی می برد و به حالت تعادل بر می گردد، با وجود این، این رفتار نوعی رفتار غیر عقلایی در بازار به حساب می آید که می تواند پاسخ منطقی نسبت به عدم اطمینان سرمایه گذاران باشد. انتظارات افراد تابع پیش بینی های آنها ست که گاهی از ناکارآمدی هایی برخوردار است. شناخت منبع این ناکارآمدی ها ،می تواند کاربردهای مهمی در زمینه عقلانیت سرمایه گذاران و کارآیی بازار داشته باشد (دموری ،۱۳۸۷).
یکی از اطلاعات مهمی که در دسترس سرمایه گذاران است و آنها نسبت به تغییرات آن واکنش نشان می دهند سودهای گزارش شده از سوی شرکت هاست. سرمایه گذاران از طریق سودهای گزارش شده و بررسی اجزای سود؛ یعنی اقلام تعّهدی و جریان نقدی عملیاتی، بازده های آتی سهام شرکت ها را پیش بینی می کنند. در این پیش بینی ها، سرمایه گذاران بی تجربه ای هستند که عوامل تأثیر گذار در پیش بینی صحیح بازده آتی از جمله نقش پایداری اقلام تعّهدی را مدنظر قرار نداده، یا بر آورد اشتباهی از آن دارند که واکنش نادرست آنها را به دنبال دارد به طور کلّی، قدرت محدود در محاسبات، پیچیده بودن مسایل تصمیم گیری و وجود برخی خطاهای سیستماتیک در قضاوتها باعث می شود که گاهی انسان ها به صورت کاملاً عقلایی عمل نکنند (دموری ،۱۳۸۷).در این زمینه، عوامل روانشناختی یکی از مهمترین مواردی هستند که می توانند بر روی رفتار سرمایه گذاران و واکنش آنها در مقابل اطلاعات تأثیر بگذارند. تحلیل ها نشان می دهد که اوراق بهادار، اغلب چرخه هایی از واکنش کمتر از حد و بیش از حد را در نتیجه پردازش اطلاعات سرمایه گذاران تجربه می کنند. به طور کلّی ،میزان واکنش بیش از حد یا کمتر از حد بستگی به این دارد که سرمایه گذاران، اصول اوّلیه را چگونه درک کنند ؛ اگر این اصول به راحتی توسط بسیاری از افراد قابل درک باشد، هر دو واکنش بیش از حد و کمتر از حد کاهش خواهد یافت (مهرانی و نونهال نهر، ۱۳۸۶).

نوشته ای دیگر :
مقایسه آثار اعلام توقف با حکم ورشکستگی در لایحه جدید قانون تجارت

۲-۳بخش دوّم: مبانی نظری اعلامیه‌های سودنقدی

۲-۳-۱سود نقدی سهام[۳۷]

تحلیل گران اوراق بهادار، مدیران شرکت ها، سرمایه گذاران و افرادی که در بازار سرمایه مشارکت دارند بیشترین توجّه خود را به رقم سود خالص به عنوان آخرین قلم اطلاعاتی صورت سود و زیان معطوف می کنند. تأکید بیش از حد بر سود تداعی کننده آن است که بازار ساز شاخص های عملکرد را نادیده می گیرد. سود به عنوان نتیجه نهایی فرآیند طولانی حسابداری که این قدر مورد توجّه و تأکید استفاده کنندگان اطلاعات حسابداری است، تحت تأثیر رویه های حسابداری که مدیریت انتخاب کرده محاسبه شده است. امکان انتخاب رویه های حسابداری به مدیریت فرصت می دهد تا در مورد زمان شناخت و اندازه گیری هزینه ها و درآمدها تصمیم گیری کند. مدیریت انگیزه دارد با به کارگیری غیر محافظه کارانه رویه های حسابداری، رشد سود شرکت را ثبات بخشد.
هدف سرمایه‌گذاران به حداکثر رساندن منافع خود می‌باشد و بازده مورد انتظار، منعکس کننده انتظارات سرمایه‌گذاران است. بازده سهام از دو بخش تشکیل می‌شود: بخش اوّل درآمد یا سود سهام که عبارت است از وجوهی که به صورت متناوب و دوره‌ای به سرمایه‌گذاری تعلّق می‌گیرد و بخش دیگر بازده‌ای است که از تغییرات قیمت سهام ناشی می‌شود. آگاهی سرمایه‌گذاران از این که بازده مورد انتظار آنان از سرمایه‌گذاری، بیشتر از کدام یک از این دو بخش ناشی خواهد شد، بر تصمیم‌گیری‌های مربوط به خرید، فروش و حتی مدت نگه‌داری سرمایه‌گذاری و ترکیب پرتفوی سرمایه‌گذاری تأثیر خواهد گذاشت.
عمده‌ترین نوع توزیع سود سهام، به صورت نقدی می‌باشد که معمولا به صورت سالانه و پس از تصویب مجمع عمومی سهام‌داران انجام می‌پذیرد. مجمع قبل از اتّخاذ تصمیم پیرامون توزیع سود نقدی دو مسأله را مد نظر قرار می‌دهد: عایدات به دست آمده و وجوه نقد موجود.
مقدار سود کسب شده وجود وجوه نقد را در شرکت تضمین نمی‌کند. شرکت ممکن است مطالبات داشته باشد و یا طی دوره وجوه نقد را تبدیل به سایر دارائی‌ها کرده باشد و یا حتّی از محل این دارائی‌ها، بدهی‌های خود را پرداخت نموده باشد.
به هر حال بعد از اینکه مجمع به این نتیجه رسید که وجوه کافی برای پرداخت سود در شرکت موجود است، تصمیم به توزیع آن می‌گیرد. توزیع سود سهام نقدی منجر به کاهش کل دارائی‌های شرکت و در نتیجه کاهش حقوق صاحبان سهام می‌گردد.
علی‌رغم ناتوانی پژوهشگران در ارائه یک تئوری جامع برای تشریح، تبیین و پیش بینی سیاست تقسیم سود و عوامل مؤثّر بر آن، برخی تئوری‌های موجود و شواهد تجربی مؤیّد آن‌ها توانسته‌اند گوشه‌هایی از این معمّا را تشریح نمایند. در بخش مبانی نظری ابتدا مروری کلّی بر تئوری‌های موجود در رابطه با تقسیم سود داشته و در پی آن مبانی نظری عوامل مورد نظر در تحقیق حاضر واکاوی می گردد.
۲-۳-۲مفهوم سود و کاربردهای آن
مفهوم سود از جمله مفاهیم کاربردی در یک واحد اقتصادی است. از این رو، با توجّه به اهداف مختلف استفاده کنندگان، تعاریف و روش های اندازه گیری متفاوتی برای آن ارائه شده است. بکارگیری سود برای اهداف خاصی همچون معیار سنجش کارآیی مدیریت، معیار پیش بینی عملکرد آتی شرکت و یا سود تقسیمی در آینده، معیار سنجش میزان مؤفّقیت های شرکت، مبنای تعیین مالیات، مبنای تدوین مقّررات شرکت جهت تأمین منافع عموم مردم و سرانجام معیار ارزیابی و قضاوت درباره چگونگی تخصیص منابع توسط اقتصاددانان برای سود قابل ترسیم است. (کلاید، ۲۰۰۷).

نوشته ای دیگر :
دسته بندي علمی - پژوهشی : بررسی«همیاری های اقتصادی(خانوادگی) در تهران«مطالعه موردی مجیدیه شمالی منطقه ۴»- قسمت ۹

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir