می 6, 2021

بررسی مبانی و آثار تربیتی حج از منظر قرآن و روایات- قسمت ۱۸

۴-۶-۳- اثر تربیتی حج از حیث ارتباط با دیگران
انسان موجودی اجتماعی است ونمی تواند به سوی غایت تربیت جز درمیان جمع وبر اساس روابط صالح اجتماعی سیرکند. انسان چه درحال آسایش وراحتی وچه دربلا وسختی ،لازم است قدرت های مادی ومعنوی خود راروی هم بریزد وکلیه شئون زندگی خویش رادرپرتو روابط اجتماعی سالم وتعاون وهمکاری اجتماعی به سامان رساند. خدای متعال اهل ایمان رابه روابط اجتماعی صحیح فراخوانده فرموده است:« یا أیَّها الَّذینَ آمَنوا إصبِروا وصابِروا ورابِطوا واتّقُوا الله لَعَلَّکُم تُفلِحُون» ای کسانی که ایمان آورده اید بردباری کنید وباهم سازش وپیوند کنید وازخدا پروا نمایید امید است که رستگار شوید.چون اصلاح رابطه انسان با جامعه به منظور نیل به سعادت حقیقی دنیا وآخرت است، دراین آیه پس ازکلمه (رابطوا) بلافاصله جمله( اتّقوالله لعلّکم تفلحون)آمده است، زیرا سعادت حقیقی وکمال جزدرپرتو همکاری های اجتماعی سالم وصالح میسر نیست واگرهم سعادتی حاصل شود سعادت حقیقی وکمال همه جانبه نخواهد بود. خدای سبحان مردمان را به اصلاح رابطه خود با جامعه وتحقق روح تفاهم وصداقت وپیوند بایکدیگر وپرهیز ازپراکندگی وسیردادن یکدیگر به نیکی هاودور کردن ازبدی ها وهمکاری درامورخیرفرامی خواند.
«واعتَصِمُوا بِحَبلِ اللهَ جَمیعاً ولا تَفرّقوا… ولتَکُن مِنکُم اُمّه یَدعونَ إلی الخَیرِوَیَأمُرونَ بِالمَعروفِ ویَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ وأولئِکَ هُمُ المُفلحون» وهمگی به ریسمان خداچنگ زنید ،پراکنده نشوید… وباید ازمیان شما گروهی به نیکی دعوت کنند وبه کارشایسته وادارند واز زشتی بازدارند وآنان همان رستگارانند.
« وَتَعاوَنوا عَلَی البِرّ واتَّقوی»ودرنیکوکاری وپرهیزکاری بایکدیگرهمکاری کنید.
تربیت اجتماعی پرورش وهدایت فرداست به گونه ای که با تمایل عاطفی به زندگی اجتماعی ،مسؤولیت الهی وانسانی خودرا ایفا کندوضمن پایبندی به حقوق متقابل ازشرایط مساعد وتعامل اجتماعی جهت رشدو تکامل خویش بهره گیرد.
اسلام با توجه به عنایتی که به روابط اجتماعی دارد ونقشی که برای آن درتکامل انسان قائل است، درقالب اصول ومعیارهای الهی به پرورش روح جمعی می پردازد وبا طبقه بندی این ارتباطات درقالب انسان واعتقاد ملاک هایی رابه دست می دهد. به عنوان مثال با خطاب «یا أیَّهَا النّاسُ إتَّقوا ربَکُمُ الّذی خَلَقَکُم مِن نَفسٍ واحده» عموم افراد بشر را به فطرت خداجویی وتقوا ونوع دوستی توجه می دهد.وبا خطاب« یا أیَّها الّذینَ آمَنوا …»مسلمانان را به وظایف ایمانی واسلامی شان فرامی خواند.
خلاصه آن که اسلام ،انسان راموجودی اجتماعی می داند که تکامل او درپرتو زندگی جمعی میسر است وازاین رو افراد وجوامع را به همبستگی و وحدت مبتنی برتوحید فرامی خواند وازطریق مختلف وحتی ازطریق عباداتی چون نمازجماعت، جمعه وحج ،درسطوح مختلف ملی وفراملیتی به پرورش روح جمعی پرداخته، باطرح وبرنامه حساب شده درزمینه های فرهنگی ،سیاسی واقتصادی به تدبیر واداره اجتماع همت می گمارد وتشکیل حکومت واحد جهانی اسلام را درعصرحضرت مهدی نوید می دهد.(رهبر و رحیمیان،۱۳۷۸،ص۹۲-۹۱)
آیات الهی واحادیث وروایات ازمعصومین بیانگر این است که همه انسان هادر آفرینش ازیک گروهند واین واقعیت واصلی است پذیرفته شده که اخلاق وتربیت وانسان سازی دراسلام برآن استوار است.(ساعی،۱۳۷۹ص۱۴۱)
«یا أیَّهَا النّاسُ إتَّقوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُم مِن نَفسٍ واحِدَه وخلق مِنها روحِها وبَثَّ مِنهُما رِجالاً کَثیراً ونِساء» ای مردم ازپروردگارتان بترسید ،پروردگاری که همه شما را ازیک تن آفرید وجفتش رانیز از او پدید آوردو ازآن دو مردان وزنان بسیاری پراکنده ساخت.
برای این که انسان به سعادت شایسته خود برسدوبرای این که راه ورسم زندگی او آسان شود وبرای این که هستی وبقای فردی واجتماعی انسان حفظ شود، خدای تبارک وتعالی این موجود رابه زندگی اجتماعی ترغیب وراهنمایی فرموده وتمام تفاوت ها را ازمیان برداشته که مبادا کسی خودرا برتر بداند وبراساس آن ظلم و ستمی بر دیگران روادارد.(همان)
هرقدرادامه ارتباط مابا دیگران بیشترومتنوع ترباشد، ارتباط ما باخودمان بیشترمی شود.
ارتباطی که در فلسفه تربیت اسلامی بین انسان با انسان مطرح می گردد رابطه عدل و احسان است. با تمسّک به آیه «اِنَّ اللهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَ الاحسان» می توان اذعان داشت که اصول تفکر تربیت اسلامی چارچوب عامی را برای اینگونه ارتباط در نظر گرفته است.عدل به معنای انصاف و درجمیع حالات خوب است.شیوع عدل با دشمنان و دوستان،درهنگام دشمنی ها و بدرفتاری ها یا خوش رفتاری ها،نشان دهنده همبستگی،کمال و استقامت است.اما رابطه ای که خداوند انسان را به سوی سبقت در میدان تحریک میکند،احسان است.اساس این رابطه براین استوار است که انسان از طرفی باالذات موجودی خیرخواه است و از طرف دیگر از حیث خلقت اوّلیه پاک می باشد و در تعامل و ارتباط با دیگران قرار دارد و چون اختلافی بین آنها بروز کند در این حالت دشمن اصلی همان شیطان است و دیگر دشمنی ها بر انسان که قربانی دشمن اصیل(شیطان)قرار گرفته است،عارضی است.احسان،انسان را به اصل خود،یعنی اخوّت باز میگرداند و شیطان رااز استثمار خویش دور میکند،چنانکه خداوند می فرماید:«ادفَع بِالَّتی هِیَ اَحسن فإذا الَّذی بَینَکَ و بَینَه عَداوَه کَانَّه وَلیٌّ حَمیمٌ»(مشایخی راد،۱۳۸۰،ص۹۹)
الف) وحدت ام

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.


ت اسلامی در حج

حج ازمهمترین مناسک دینی دراسلام است که می تواند نظام مسلمانان راسالیانه دریک اجتماع عظیم مذهبی گردهم آورد، وهمگان رابا دستور ونظام هماهنگ وشعارواحد به اجرای مراحل مختلف مناسک، هدایت کند وارتباط معنوی باخدا ومردم رادرعالی ترین وزیباترین صورت نشان دهد. درحقیقت حج نمونه کوچک امت واحده اسلامی است که به صورت منطقی تشکیل می شود وهویت واحدامت اسلامی را عملاً به نمایش می گزارد. مسلمانان درهرگوشه ای ازجهان که باشند ،بایکدیگر پیوند واخوت دارند اما این درحرف وشعاراست. آن چه آن هاراعملاً به یکدیگر پیوند داده به آنان هویت واحدی القا می کند، حج وحضور درصحنه های مختلف آن است. حج گزار پس ازآن که درصحنه حج حضور می یابد، خودرا عضو مجموعه بزرگتری به نام امت اسلامی قلمداد می کند. امام صادق دراین باره می فرمایند: خداوند درمکه وحج اجتماع مسلمانان رااز مشرق ومغرب قرار داد تایکدیگر را بشناسند.(همان،ص۲۴۳)
ب) مساوات مردمی در حج
کعبه بنیان الهی برای همه ی مردم در گستره ی تاریخ است بی آنکه ویژه ی کسی،قومی یا عصر یا اقلیمی باشد.از این رو شهری و روستایی،متمدن و صحرا نشین،دور و نزدیک،غابر و قادم،همه باید همسان و همتای هم از آن بهره مند شوند؛”جَعَلناهُ لِلنّاسِ سَواءً العاکِفُ فیه وَالبَادِ”بنابراین،کعبه و مسجد الحرام نمونه ی بارز مساوات مردمی است.خدای سبحان برای تعلیم و تمرین برابری و تساوی و تبلور ان،همگان را به سرزمین مساوات فراخوانده و به طواف در اطراف کعبه ای که نسبت به همگان یکسان است کرده است.پس انکه برگرد کعبه و محور مساوات می گردد،باید هرگونه امتیاز فردی و نژادی را از خود بزداید و دیگر نژادها و قومها را چون نژاد و قوم خود بداند و همانگونه که از طواف برگرد خانه ی پاک”طَهِّرابَیتیَ لِلطّائِفینَ وَالعاکِفینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجودِ”،درس طهارت می آموزد،ره آورد او از حضور در تجلّیگاه برابری باید آموختن مساوات باشد به گونه ای که نه فردی را بر فردی و نه نژادی را بر نژادی راجح نداند مگر بر مدار تقوا که فضیلتی معنوی است،نه مادی.(جوادی آملی،۱۳۸۳،ص۱۰۵)
ج) خوش خلقی در حج
علاوه بر این،خوش رویی و خوش خویی در همه جاو با همه کس،نیکوست،اما در سفر حج وبا همسفران حج،به مراتب نیکوتر است؛زیرا سفر،سفر به سوی خداست و همگی میهمانان خداهستند.اکرام مهمان،اکرام میزبان است.
قال الصادق(ع):”انَّ الخُلقَ الحَسَنَ یُمیثُ الخَطیئَه کَما تُمیثُ الشَّمسُ الجَلیدَ؛خلق نیکو،گناه را آب می کند،آنچنانکه آفتاب،یخ را آب می کند.” و حسن خلق نه تنها آن است که آزارش به کسی نرسد؛بلکه وقتی در حدّ تمام است که،آزار دیگران را نیز تحمل کند،بلکه بالاتر،در مقابل ایذای آنان،فرتنی و تواضع کند و خدمتگذاری و احسان و احترام،از خود نشان بدهد.(ضیاءآبادی،۱۳۸۹،ص۹۵)
عالم ربّانی مرحوم ملّا احمد نراقی نیز گوید:«حج گذار باید بارفقا و اهل سفر خویش تواضع کند و از کج خلقی و درشت گویی غایت اجتناب نماید و فحش نگوید و سخن لغو از او سر نزند و سخنی که رضای خدا در آن نیست،نگوید و با کسی جدال و خصومت نکند.(کارگر،۱۳۸۰،ص۷۸)
د) همکاری و تعاون در حج
حج گذار در کارها وامورات کاروان،نباید اصل تعاون و همکاری را فراموش کند و انتظار داشته باشد که در همه جا و در هرحال مسوولان و کارگزاران کاروان در خدمت او باشند و کارهای او را انجام دهند،بلکه او نیز به یاری و کمکدیگران بشتابد و در کارها مشارکت داشته باشد.(همان،ص۷۹)
ه) حفظ زبان
شخص محرم در حال احرام،باید شدیدأ مراقب زبان خود باشد؛زیرا عمده ی معاصی از ناحیه ی زبان دامنگیر ادم میشود.لذا پیغمبراکرم(ص)می فرماید:«لا یَستَقیمُ ایمانُ عَبدٍ حَتَّی یَستَقیمُ قَلبُهُ و لا یَستَقیمُ قلبَهُ حتی یستَقیمُ لِسانُهُ؛ایمان بنده مستقیم نخواهد شد تا قلبش مستقیم گردد و قلبش مستقیم نخواهد گشت تا زبانش مستقیم شود.»
پس بر حجّاج محترم است که در همه حال و مخصوصأ در حال احرام شدیدأ مواظب گفتار خود باشند و عمل فوق العاده بزرگ و عزیز خود را فاسد و بی ارزش نسازند.از دروغ و غیبت ودشنام و ناسزا،قسم خوردن و خودستایی و عیب جویی واستهزا،شوخی های رکیک و نیشدار و دل آزار،بپرهیزند و این آیه ی کریمه ی قرآن را برای یکدیگر بخوانند:«فَلا رَفَثَ وَ لافُسوقَ و لا جِدالَ فِی الحَجِّ»(ضیاءآبادی،۱۳۸۹،ص۱۰۳)
۴-۶-۴- اثر تربیتی حج از حیث ارتباط انسان با جهان هستی
الف) شناخت طبیعت به عنوان مظهر حق
طبیعت کتابی مفتوح از صفات خداوند است که آگاهی از آن انسان را به سوی آن چنان محبتّی به خدا سوق میدهد که موجب اطاعت کامل از او میشود.طبیعت آزمایشگاهی است که در آن انسان از صحت وحی و صدق پیامبر(ص)آگاه میگردد.در طبیعت انسان افعال،صفات و اسمای الهی را که در ظرافت خلقت هستی تجسم کرده است می یابد و می تواند نمودهای قدرت الهی را در قوانین حاکم بر اشیاء و تغییر و تحوّل آنها بیابد.این امور از اخبار مربوط به وحی مطمئن میشود؛بنابراین وحی و طبیعت دو بخش از یک کتاب اند که یکی،آیات را در ضمن کتاب تقدیم میکند و دیگری،آن را در آفاق و انفس(هستی)عرضه می دارد.این نوع رابطه کمال بخشی بین آیات کتاب و نشانه های طبیعت امری است که اصول فکر تربیت اسلامی آن را آشکار و تقویت می کند،برای مثال،ابراهیم(ع)ازخدا تجربه ای عملی در آزمایشگاه طبیعت می خواهد تا از این رهگذر،اطمینان را در قلب و ایمان را در آن راسخ دارد.همینط
ور هنگامی که قریش از پیامبر(ص)معجزه ای مادی میخواهند،وی آنها را به سوی شهود معجزات در نظام هستی راهنمایی می کند:«انَّ فی خَلقِ السَّمواتِ وَ الارضِ وَ اختِلافِ الَّیلِ و النَّهارلَآیات لِآولی ألاباب»(مشایخی راد،۱۳۸۰،ص۹۷)
شناخت طبیعت به عنوان مظهرحق وآیت الهی وتسخیر وبهره مندی درست ازآن درجهت سیربه سوی کمال مطلق ازاهداف مهم تربیت است.
«إنَّ فی اختِلافِ الَّیلِ والنَّهارِوَماخَلَقَ اللهُ فی السَّمواتِ والارضِ لَآیاتٍ لِقَومٍ یتّقون»همانا درآمدو شدشب وروز وآن چه خدادر آسمان هاوزمین آفریده است برای مردمی که پروادارند دلایلی آشکاراست.
دقت وتفکردر آفرینش وهستی ولطایف صنع خدا واتقان آن وحقایق طبیعت، انسان را به حقیقت هستی راه می نماید.(همان)
« سَنُریهم آیاتُنا فِی الآفاقِ وفی أنفُسِهِم حَتّی یَتَبَیَّن لَهُم أَنّه الحَقّ؛به زودی نشانه های خودرا درافق های گوناگون ودروجودهایشان خواهیم نمود، تابرایشان روشن گردد که اوحق است.» (سوره فصلت،آیه۵۳)
امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند: «ولو فَکّروا فی عَظیمِ القُدرَهِ وجَسیمِ النِّعمهِ لَرَجَعوا إلی الطَّریقِ وخافُوا عذابَ الحریقِ ولکن القلوبُ عَلیلهٌ والبَصائرُ مدخولهٌ؛ اگرانسان با اصلاح دل وبینش خودبه طبیعت بنگرد ودرآن سیرکند وآن رابه سخره گیرد وبهره مندشود می تواند به حق راه یابد.»(دشتی،۱۳۸۸،خطبه۱۸۵،ص۲۹۰)
یکی از برنامه های اسلام برای تحقق این هدف،برنامه تربیتی حج می باشد تا ازاین رهگذر به شایستگی خداوند برای محبت و اطاعت کامل پی ببرند و رابطه عبودیت خود را با خداوند مستحکم نمایند.(مشایخی راد،۱۳۸۰،ص۹۷)
ب)استفاده ی بهینه از داشته های تکوینی
طبیعت وحتی حیواناتی که درآن زندگی می کنند، باید مورد مراقبت انسان قرار گیرند. انسان حق ندارد ازطبیعت به هرنحوی که مایل است استفاده کند. تخریب یا آلوده کردن طبیعت ومحیط زیست نکوهیده است وموجب به خطر افتادن زندگی بشر می شود. حضرت علی(ع) می فرمایند:” نسبت به بندگان خدا وبلاد او تقوا را رعایت کنید ،زیرا شما مسؤول هستید حتی درارتباط با قطعات زمین وحیوانات”.
داده ها و داشته های هستی شناختی خداداد،امانت های خداوند در دست انسان است؛بنابراین انسان نباید چنین بپندارد که مالکیت و تصرّف او در این آفریده ها مطلق و بی رویه است و او می تواند بی هیچ محدودیت،هرگونه که دلخواه اواست،در این داشته ها تصرف کند.در روایتی از امام صادق(ع) آمده است:«المالُ مالُ اللهِ یَضَعَه عِندَ الرَّجُلِ وَدایع؛ثروت ها و دارایی ها همگی از خدااست که به امانت دراختیار انسان ها قرار می دهد.»انسان امین موظف است که در مورد امانت براساس خواست و دستور مالک حقیقی و موکّل خود عمل کند.
اگر تمامی نعمت ها و مواهب درونی و بیرونی و حتّی نعمت وجود انسان،امانت های خداوند در دست او است،باید در استفاده از این نعمت ها نیز جانب امانت را رعایت کرده و از قلمرو ای که مالک حقیقی تعیین نموده،فراتر نرود.جنبه ی کنترل کننده و اثرگذار این بینش نیزدر رفتارها و عملکردهای انسان و سیاست گذاری های تربیتی،نکته ای در خور توجّه است.این ویژگی،هم در مربیان و هم در فراگیران اثرگذار است.مربیان،فراگیران را امانت دار الهی می دانند و خود آنان نیز امانت خداوند نزد آنانند.فراگیران نیز باید در بهره گیری بهینه و به موقع از داشته های تکوینی تلاش بیشتری از خود نشان دهند ودر برابراین داشته ها نیز امانت دار خوبی باشند.(شاملی،۱۳۸۶،ص۸۹)
تمامی مناسک حج سعی در به ظهور رساندن این مساله مهم و حیاتی دارد.از طرفی در حریم امن الهی ودر حال احرام نباید درخت یا گیاهی را کند،زیرا این کار ازبین بردن”حرث”و”نسل”است.نابود کردن حرث و نسل فساد است و کار مفسدان و دوزخیان.اما بهشتیان که همواره در جهت اصلاح و احیای زمین و دل آدمی اند گیاه نمیکنند و علفی را نابود نمیکنند.اینها آثار خداست در سرزمین عشق،وکسی که عاشق اوست به آثار او تعرض و تجاوز نمیکند.
فلسفه تحریم شکار حیوان،کشتن حشرات و دفع جانوران مأنوس بدن،کندن علف و درخت در حرم مقدّس کعبه و در حال احرام ایجاد امنیّت است.هر موجود ذی روحی صاحب حس است و در صورتی که مورد تجاوز قرار گیرد،رنج می برد،هرچند که مراتب حس و درجه حسّاسیت در انسان،حیوان و گیاه متفاوت است.تغییر شرایط زندگی جانوران بر ایشان ناراحت کننده است،هرچند که در کشتن و قطع عضویا تغییر محیط حشرات و حیوانات یا در قطع و کندن گیاه،رنج آنها برای ما محسوس نباشد.حریم خانه خدا و شهر مکه برای همه باید امن باشد که در قرآن به شرافت ان تحت عنوان”بلدالامین”سوگند یاد شده _تا نه تنها انسانها که حتی حیوانات و نباتات نیز رنجی نبینند،به خصوص از حجاج که در حال مقدس احرام یعنی در مقام اسلام محض و اطاعت کامل فرمان خداوند متعال هستند.
در آیه ی۱۲۶سوره ی بقره می خوانیم: «وَ اِذ قالَ إبراهیمُ رُبّّ إجعَل هَذَا بَلَداً أمناً وَارزُق أهلِهِ مِنَ الثَّمَراتِ مَن امَنَ مِنهُم بِااللِه وَالیومِ الاخِرِ قالَ وَ مَن کَفَر فَاُمَتّعُهُ قَلیلا ثُمّ اضطرُّهُ الی عذابِ النّارِ و بئس المصیر»
این آیه بر ایمنی شهر و اهالی آن دلالت دارد امّا چون صفت”آمنأ” به شهر نسبت داده شده ،این امنیّت شامل حیوانات و درختان و گیاهان و به طور کلّی حفظت محیط زیست می شود. .(مشایخی راد،۱۳۸۰،۹۸)
۴-۷- بخش پنجم : بررسی سؤال پنجم تحقیق
از منظرقرآن و روایات ،علل عدم تحقق آثار تربیتی حج در شماری از حجاج چیست؟>
امیر المؤمنین فرموده اند:«فإنَّ لِکُلِّ شیءٍ آفهٌ»،بر این اساس ،اکنون پرسش این است که حج گذار با ارتکاب چه اموری در حج خود آفت وارد می کند و از ارزش حج خویش می کاهد و بهره و ثمره ی اندک عایدش می شود.
برخی از زائران خانه ی خدا،گاهی در تحقق اعمال حج،رنج ها می برند و چنین می اندیشند که آنها را تمام و کامل به انجام رسانده اند،در حالی که چنین نبوده و ازآفات عمل خویش غافل اند. (اشراقی،۱۳۸۸،ص۲۴)
در این قسمت به برخی عوامل عدم تحقق آثار تربیتی حج در شماری از افراد اشاره خواهیم کرد،ابتدا این عوامل را به دو بخش علل فکری وعلل عملی تقسیم خواهیم کرد.در بخش علل فکری به مباحثی از قبیل: عدم آشنایی با اسرار عبادت ها و دستورات دینی،غفلت از تاریخ گذشته ی مسلمانان،عدم آگاهی از مناسک حج،عدم تسلیم در مناسک،توجّه به غیر صاحب البیت،پرداخته ایم.
ودر بخش علل عملی به مباحثی از قبیل:عدم رعایت تقوا قبل و بعد از سفر حج،تبدیل حج به سفر سیاحتی و تجارتی،روی آوری به فرنگی مآبی پرداخته ایم.
الف) علل فکری
۱.عدم آشنایی با اسرار عبادت ها و دستورهای دینی
سرور عارفان،پیشوای مسلمانان،حضرت صادق(ع)فرموده اند:
«وَاستَقِم عَلی شَرطِ حُجَّتِکَ هذِهِ و وَفاءِ عَهدِکَ الَّذی عاهَدتَ بِهِ مَعَ رَبِِّکَ و أجَبتَهُ لَهُ إلی یَومِ القیامهِ؛(وچون اعمالت به پایان رسید)،به شرطی که با خدا بسته ای تا قیامت پایدار بمان و به عهدی که با او بسته ای و آن را تا رستاخیز بر خویشتن واجب دانسته ای،استقامت کن.»(کارگر،۱۳۸۰،ص۱۶۰)
بخش مهم تزکیه ی نفوس در پرتو آشنایی با اسرارعبادتها و دستورهای دینی است.تعلیم کتاب و حکمت که در آیه ی شریفه ی”یُعَلّمُهُمُ الکِتابَ وَ الحِکمَهَ وَیُزَکّیهِم”آمده،هم عقاید و اخلاق واعمال عبادی و هم مسایل اقتصادی،سیاسی،نظامی و مانندآن رادر برمیگیرد.از این روتزکیه ی مذکورِ در آیه نیزبرای بیان باطن همه ی این امور است وهمانگونه که تزکیه ی هر عمل به سبب نیل به اسرار آن عمل است،هر عملی سرّی دارد که توجّه به آن مایه ی تزکیه ی روح است.
شایان ذکر اینکه،هر عملی از مصدر خاص صادر می شود و از خصوصیت ان حکایت دارد.از صدر مشروح،عمل خالص و مشروح صادر می شود که نه به نقص مبتلا و نه به عیب آلوده است.بر این اساس زائر بیت الله به هر میزان که به اسرار حج اگاه باشد،حج او خالصانه و خلوص او مشروح تر است؛زیرا خلوص که معیار بهره مندی ازثواب و شأنی از شئون عقل عملی است،مسبوق به معرفت است و معرفت از شئون عقل نظری است.شخص سالک ابتدا باید مراحل عبادی را بفهمد،تا برابر فهم و معرفت خود،اقدام خالصانه داشته باشد.پس بدون آشنایی به اسرار اعمال،پیمودن مراحل کامل اخلاص میسّر نیست.این نکته درباره ی معرفت به اسرار سایر عبادات نیز صادق است.بنابراین،چنانچه کسی پیش از معرفت به اسرار حج،راهی بیت الله شود،گرچه ممکن است برحسب ظاهرحج او صحیح باشد،لیکن حج کامل و مقبول انجام نداده و ضیافت الله نصیب او نشده است؛زیرا روح چنین حج گزاری به سبب عدم آگاهی به اسرار حج،تعالی پیدانکرده است.(جوادی آملی،۱۳۸۳،صص۱۶۶-۱۶۵)
۲٫غفلت از تاریخ گذشته ی مسلمانان
امروزه به تبع کندوکاو درامور مادی حیات وجستجوی فراگیر بشر درطبیعت بسیاری از سنت ها وقانون های حاکم برپدیده ها کشف شده اند وهمین امربشر رادر کسب قدرت وسلطه برطبیعت وساخت اسباب وابزار موردنیاز زندگی یاری داده است.

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *