می 16, 2021

بررسی مبانی و آثار تربیتی حج از منظر قرآن و روایات- قسمت ۷

پیشینه طواف
پیشینه طواف به هزاران سال قبل ازهبوط حضرت آدم به زمین بازمی گردد. فرشتگان درناحیه (ردم) ازآدم استقبال کرده، به اوگفتند: مادوهزار سال پیش ازتو به این خانه حج گزاردیم .آدم پرسید: شماهنگام طواف چه می گویید؟ گفتند: می گوییم:«سُبحانَ اللِه والحَمدُللله وَلا إلهَ اِلا الله واللهُ اکبر.»(همان،ص۸۵)
در روایتی به نقل ازامام صادق(ع) آمده است: آن گاه که خداوند به ملائکه فرمود: «إنّی جاعل فی الارض خلیفه ،قالوا أتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدّماء ونحن نسبح بحمدک ونقدس لک …»من در روی زمین جانشین قرارخواهم داد.فرشتگان گفتند: پروردگارا آیا کسی رادر زمین قرارمی دهی که فسادوخونریزی می کند؟ ماتسبیح وحمدتو رابه جای می آوریم.
خداوند دربرابر گستاخی فرشتگان برآنان خشم گرفت وارتباط آنان هفت هزار سال با حق تعالی قطع شد، سپس آن هادرخواست توبه کردند. به آنان فرمان داده شدتا برگرد بیت المعمورطواف کنند. هفت سال اطراف آن طواف کردند وازآن چه گفته بودندطلب آمرزش نمودند، خداوندنیز توبه آنان راپذیرفت وازآن هاراضی شد، پس ازآن خداوند تعالی درست مقابل بیت المعموربر روی کره زمین خانه خویش رابنا نهاد.(نوری،۱۴۰۷،صص۳۷۲-۳۶۹)
وقتی محرم به سرزمین امن الهی درمی آید، نخستین وظیفه ای راکه باید ایفا کند، هفت بارطواف برگردکعبه است. امابرای اینکه این تکلیف رابرگزارنماید، سزاومستحب است ازباب بنی شیبه برمسجدالحرام واردشود تا بت هبل راکه دراین رهگذر مدفون است پایمال کندو با اولین گام خویش درورود به مسجدوپرستشگاه خدای یگانه ،شرک ستیزی خود راقبل ازطواف آغازنماید. وباچنین عملی، سمبلیک ورمزگونه، جزخدای یگانه همه معبودان دیگر رالگدکوب سازدو برائت خود راازشرک ومشرکین اعلام نماید وباطرد ایده شرک ،آن گاه درخوداستعداد وآمادگی برای طواف برپیرامون خانه ای فراهم آوردکه مظهریگانه پرستی است.(حجّتی،۱۳۸۰،ص۳۴)
محرم که دربرابر نقطه ای محاذی عرش خداپایگاهی را احساس می کند، اگرچنان محوری رادرست بازیابد ومبدأ این گردش وچرخش رادرست شناسایی کند که ازچه جایگاهی بدینسان برزاویه ای ازاین خانه خودنمایی می کند، بارقه ای دردل اوبه هم می رسد که گام های اورا به مبدأ این طواف وگردش ،به تحرک وامی داردومی فهمد که درچنین ایستگاهی است که بایدهمه توان بدنی وروحی خود رابه کار اندازد وهمه وجودخویش رابرای گردش درپیرامون حریم الهی به پویایی وتحرک ازهمین نقطه وادارد.
حاجی به کوی یارمی رسدوبا آغازکردن گردش خودپیرامون خانه خدا، ازمحلی که حجرالاسود درآن نصب شده است وماجرای نصب آن ،نمایانگر حل اختلافات ودرگیری مردمی بی فرهنگ وفاقدنظام وسازمان است باید با این نشانه همبستگی آفرین واختلاف سوزبابرادران وخواهران دیگری که فرهنگ وتعالیم اسلامی میان آن هاوحدت برقرار ساخته ،همبستگی خودرا استوارترنموده وریشه همه اختلاف هارا ازبن برکند.(همان،ص۳۵)
شباهت طواف و نماز
طواف تنهاعمل حج است که همراه بانمازش باید باطهارت انجام پذیرد. شرط هیچ یک از اعمال حج ،آن نیست که حاجی باوضو باشد. تمام اعمال حج بدون طهارت صحیح است. مگرطواف ونمازطواف. بدین سان طواف همسان نماز است که به صورت متحرک دورخانه انجام می شودو ازسویی دیگرنمازهم،همان طواف است که به صورت ساکن انجام می پذیرد. نمازگزاران سراسرگیتی درهر شعاعی که باشندو هردایره ای(بزرگ یاکوچک) راتشکیل دهند، گویی ازدورترین نقطه برگرد خانه طواف می کنند، طوافی ساکن ودرحال نماز. پس نمازوطواف یک عبادتند دردو شکل، یکی متحرک ودیگری ساکن. درطواف بایدطرف چپ بدن انسان به طرف خانه باشد، یعنی بایدقلب رابه طرف خانه قراردادودل رابه آن جاسپرد زیراکه «قَلبُ المُؤمِن عَرشُ الرَّحمنِ»(درویش،۱۳۸۲،ص۵۹)
تفاوت نماز و طواف
وقتی که عقل انسانی توسعه یافت وبرای اواندیشه ای ازاندیشه ها نمودارشد، دربرابرآن شخص ،خودرا واقع مابین دوامرمی بیند، یا اینکه درآن امربه فکرفرومی رود وباآرامش وسکون می ماند ویا اینکه درآن پاخواسته وبه جنبش وعمل اقدام می کند وهنگامی که نفس، شربتی ازجام محبت حقیقی خدانوشید وخواست که آن رابه معرض بروزدرآورد ،ازآن به رویش نخستین تعبیرنموده ورو به نمازمی آوردکه نمازتعبیری ازاحساسات قلبی اوباشد، اما اگردل خودرا به حب خدامشغول نمود وخواست آن رابه طریقه دومین آشکارکند، بایدکه روبه طواف بیاوردودر پیرامون خانه خدابگردد وطواف کندودرحقیقت طواف جزمظهرخارجی برای این آتش درونی نیست واین آتش ،محبت الهی است که دردل اوزبانه زده واو رابه طواف خانه دوست می خواند تاپروانه واربر گردآن بگرددو علاقه مندی خودرا بدان بروزدهد. (سحاب،۱۳۵۸،ص۶۰)
انسانی که توجه به خداپیداکرد ومحبت پروردگار رادردل خویش جای داد،میل داردعملاً این محبت را اظهارکرده وبه مرحله ظهورو بروزبرساند این است که دورخانه خدامی گردد وبدینسان علاقه خودرا به خداوپیروی ازدستورات اوجلوه گرمی نماید.(اللهوردیخانی،۱۳۷۹،ص۲۹)
رسیدگی به حاجت مؤمن ،مجوز قطع طواف
علی رغم آنکه قطع طواف بدون جهت، خالی ازاشکال نیست، اگربرای رفع حاجت مؤمنی صورت بگیرد جایز ومطلوب است. ازاین رو بعضی معتقدند: درهرجای طواف واجب هم که باشی، محودرحق هم که باشی برای گره گشایی ازکار مردم می توانی واحیاناً واجب است، این طواف واجب را قطع کنی وبه خلق الله بپردازی..(شالچی،۱۳۸۹،ص۱۴۳)
حجر الاسود
حجرالاسود یاسنگ سیاه، ا

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

زاجزای بسیارمقدس مسجدالحرام بوده ودر رکن اسودکعبه درارتفاع ۵/۱متری قرارگرفته.(همان)
سنگی است بیضی شکل ، مایل به سرخی به قطر سی سانتی مترکه نقطه هایی قرمزرنگ روی آن وجود دارد. این سنگ درپوششی ازنقره قرارداردیکی ازمستحبات طواف خانه خدا، استلام رکن حجراست.(کارگر،۱۳۸۰،ص۱۲۷) این سنگ مقدس ،پیش ازاسلام وپس ازآن ،همواره مورداعتنا وتوجه کامل بوده ودرحقیقت درشعار عناصراصلی کعبه بوده است. به لحاظ تقدس، رسول خدا آن رانگاه داشت و دیگرسنگ هایی راکه به شکل بت ساخته شده بودبه دور ریخت.(شالچی،۱۳۸۹،ص۱۴۳)
حجرالاسود درجریان تخریب کعبه ،که پنج سال پیش ازبعثت صورت گرفت، درفاصله ای دوراز مسجد واقع شد. درزمان نصب آن برجای خود، قریشی ها به نزاع پرداختند، اما با درایت پیامبر همه قریش درفضیلت آن سهیم شدند وعاقبت به دست خودآن حضرت نصب گردید.(همان)
رکن حجرالاسود ،نقطه آغاز وپایان هرشوط طواف بوده ودربرابر آن سنگ سیاهی روی زمین تا انتهای مسجد کشیده شده است. به علاوه چراغی سبزرنگ بردیوارمسجد برابرحجرالاسود نصب شده تا راهنمای طواف کنندگان باشد.(همان)
حجرالاسود را یمین الله یعنی دست راست خداوند دردنیا لقب داده اند. کما اینکه مقام ابراهیم درطرف مقابل آن است وبه منزله چپ می باشد. گرچه خداوند متعال مجرد محض است ومنزه ازآن است که جسم باشد ودست داشته باشد. اما ازجهت تشبیه معقول به محسوس این گونه بیان شده است. خداوند برای این که درعالم طبیعت وحی یک نشانه ای داشته باشد کعبه ای ساخته ودر رکن آن سنگ خاصی به دستوراوقرار گرفته به عنوان دست خداوند. لذا دست زدن به حجرالاسود واستلام آن جزء منسک استحبابی حج است.
در روایتی ازامام کاظم(ع) به نقل ازرسول اکرم آمده است: « ویَستَلِمَ الحَجَرَ فی کُلِّ طَوافٍ مِن غَیرِأَن اوذیَ اَحَداً» درهرطوافی ،بدون آن که کسی را آزاردهد،حجرالاسود را لمس می نمود.(کلینی رازی،۱۳۷۵،ص۴۱۲)
ازاین تعبیر می توان فهمید که آزارنرساندن به دیگران دراستلام حجر،یک شرط مهم واساسی است.
حجرالاسود تکیه گاه حضرت مهدی به هنگام بیعت مردم با آن امام ،درآغازقیام جهانی وعدالت گسترآن حضرت است.دراین باره امام صادق فرموده اند: « … وإِلَی ذَلِکَ المَقامٌ یسنَد القائِمُ ظَهرَه وهُوَ الحُجَّه وَالدَّلیل عَلی القائِم وهُوَ الشّاهِدُ لِمَن وافاه فی ذلِکَ المَکان والشّاهِد عَلیَ مَن أَدّی إلیه المیثاق والعَهدِ الّذی أخَذَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ عَلیَ العِباد.»(همان،ص۱۸۵)
مقام ابراهیم
الف) مفهوم مقام
مقام به فتح میم ،مصدرقام، یقوم واسم برای مکان وموضع است ومحل ایستادن وقرارگرفتن دوپا ویاجای دو قدم رامی گویند ودراصطلاح نام سنگی است که حضرت ابراهیم بر روی آن ایستاد وخانه کعبه راساخت. ونیزبرروی آن بانگ براوردومردم رابه حج فراخواند. وبه قدرت خداوندسنگ به صورت گل نرم درآمده وجای دوپای حضرت ابراهیم درآن باقی ماند وهم اکنون درمقصوره ای طلایی رنگ درکنارکعبه قرارگرفته است.(قاضی عسگر،۱۳۸۱،ص۱۴۰)
ب) ویژگی های حضرت ابراهیم
ویژگی های گوناگونی که قرآن کریم برای ابراهیم بیان فرموده است:
۱٫ ابراهیم مسلمان ومطیع اوامرالهی وخاضع وترسان درپیشگاه خداوندبود.(آل عمران،۸۷)
۲٫ اوخلیل ودوست خدابود وخداوند ابراهیم رابه دوستی خویش انتخاب کرد.(نساء،۱۲۵)
۳٫ صبوروبردباربوده ،بسیاردرپیشگاه خداوند اشک می ریخت.(هود،۲۵)
۴٫ اوپیشوای صالحان وخودبه تنهایی یک امت بود.(نحل،۱۲۰)
۵٫ شکرگزارنعمت های الهی بود.(همان،۱۲۱)
۶٫ پیامبری صدیق بود.(مریم،۴۱)
۷٫ خداوندآتش رابراوسردو گوارا ساخت.(انبیاء،۶۹)
۸٫ به پیمان های خودوفادار بود.(نجم،۳۷)
گرچه طواف دورخانه خدا،به منزله نمازاست ولی کافی نیست بایدبعداز طواف ،نمازهم بخوانی تامهرتأییدی برای آن طواف باشد. دورکعت نمازطواف آن هم پشت مقام ابراهیم. (قرائتی،۱۳۸۷،ص۷۳)
زمزم
چاه زمزم ازدیگرآثارمسجدالحرام است که با نام های چاه اسماعیل، حفیره، عبدالمطلب، شفا، سقم، عافیه، میمونه، طعم ، برکه، برّه و… شناخته می شود. این چاه درقسمت شرقی مسجدالحرام قرار دارد وهمانند دیگرمشاهد حج ازآثار ابراهیم ،اسماعیل وهاجراست.(شالچی،۱۳۸۹،ص۱۴۷)
پیشینه چاه زمزم
در روایات اسلامی آمده است پس ازآن که ابراهیم همسروفرزندش راترک نمود تشنگی برآن هاچیره شد وخداوند به وسیله جبرئیل چاه زمزم رابرای حفظ جان اسماعیل وهاجرپدیدآورد. بدین صورت چاه زمزم آیتی ازآیات الهی است. وجود این چاه واهمیت آن برای مردم مکه سبب شده بود تا درقریش منصب سقایت به وجود آید. این منصب دراوایل ظهوراسلام در دست عباس عموی پیامبر بود.
در روایات اهل بیت نوشیدن از آب زمزم سفارش شده است وهرمسلمان به متبرک بودن آن باوردارند.
امام علی(ع) فرمودند:« ماءٌ زمزمٌ خَیر ماء عَلَی وَجهِ الاَرضِ؛آب زمزم بهترین آب روی کره زمین است.»(کلینی رازی،۱۳۷۵،ص۳۸۶)
مرحوم فیض کاشانی می گوید: وقتی حاجی ازطواف برگرد کعبه وتوابع آن (نمازطواف ومستحبات دیگر) بیاسود، به زمزم درآید واگربرای اونوشیدن آب زمزم مقدورباشد پیش ازآن که به سوی صفا برای سعی روی آورد، ازآب آن بنوشد وبه هنگام نوشیدن بگوید: «اللهُمَ اجعَلهُ عِلماً نافِعاً ورِزقاً واسِعاً وشِفاءً مِن کُلِّ دَواءِ وسُقم إِنَّکَ قادِر یاربّ العالَمین.»بارخدایا این آب ومایه حیات رامنشأ علمی سودمند، وروزی گسترده وشفا ازهر دردو بیماری برایم قرار ده چرا که تو ای خداوندگار ومدبر عالم برهر چیزی ت
وانا هستی.(حجّتی،۱۳۸۰،ص۹۱)
صفا و مروه
«إنّ الصَّفا والمَروَه مِن شَعائِرالله»(منبع)
صفا ومروه همچون سایراماکن ومناسک حج از علائم عبادی است
شعائر جمع شعیره به معنای علامت است. البته این بدان معنا نیست که صفاومروه تنها علائم ونشانه تکوینی حق است، زیرا به لحاظ تکوین همه موجودات شعیره الله وازشعائرالله اند. صفاومروه همچون کعبه ،عرفات، مشعرومنا، شعائر جعلی وتشریعی است تا علائم عبادت باشد.
راز تسمیه صفا و مروه
راز تسمیه صفا بدین نام این است که ازوصف انبیاء به ویژه آدم بهره برد وآنان مصطفای پروردگارند.« إنّ اللهَ الصطَفیءادَمَ ونوحاً وءالَ إبراهیمَ وءال عمرانَ عَلَی العالمین»(آل عمران،۳۳)
امام صادق (ع) فرمود:چون حضرت آدم(ع) که صفوه الله بود،بر کوه صفا فرود آمد،از صفوه الله ومصطفی بودن آدم این کوه صفا شد. پس اگرکسی ازاین کوه صفاکسب کندمصطفای خدای سبحان است. « الله یَصطَفی مِنَ المَلائِکَه رُسُلاً وَمِنَ النّاسِ»(سوره حج،آیه۷۵)
آن حضرت درباره راز نام گزاری مروه به این نام نیزفرمود: چون حوا که مرأه بوددرکوه مروه قرارگرفت، آن رامروه خواندند
بعضی لغویان نیزگفته اند: صفا، سنگ صاف ومروه سنگ ریزوبراق راگویند ونام گزاری آن دوکوه به صفا ومروه به لحاظ نوع سنگ های آن هاست.
عرفات
عرفات ، ازریشه عرف گرفته شده است وبه گفته راغب ،بیانگرشناخت آثاراشیاء همراه باتفکروتدبّراست.(قاضی عسگر،۱۳۸۱،ص۲۲۴)
عرفات منطقه ای خارج ازمحدوده حرم ونزدیک مشعرالحرام است که “جبل الرحمه” و”مسجد نمره” درآن واقع شده است. وقوف دراین سرزمین ازظهر روزنهم ذیحجه تاغروب آن برای کسانی که احرام حج تمتع بسته اند واجب واز ارکان حج است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *