نوامبر 25, 2020

متن کامل – بررسی نقش کتب دینی دانشگاهی در مقابله با جنگ نرم و وضعیت اعتقادات دینی جوانان از …

 

۱-۶-۲٫ حدود مکانی

با توجه به عنوان پژوهش« بررسی نقش کتب دینی دانشگاهی در مقابله با جنگ نرم و وضعیت اعتقادات دینی جوانان از نگاه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان در سال تحصیلی۱۳۹۱-۱۳۹۰» حدود مکانی این پژوهش دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان میباشد.

۱-۶-۳٫ حدود زمانی

این پژوهش به بررسی نقش کتب دینی دانشگاهی در مقابله با جنگ نرم و وضعیت اعتقادات دینی جوانان از نگاه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان در سال تحصیلی۱۳۹۱-۱۳۹۰میپردازد که از تاریخ ۳۰/۱۰/۹۰ آغاز شده و در تاریخ ۳۰/۷/۹۱ به پایان خواهد رسید.

۱-۶-۴٫ حدود مفعولی

این پژوهش با عنوان «بررسی نقش کتب دینی دانشگاهی در مقابله با جنگ نرم و وضعیت اعتقادات دینی جوانان از نگاه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان در سال تحصیلی۱۳۹۰- ۱۳۹۱» در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان انجام میشود.

۱-۷٫ تعاریف مفاهیم و اصطلاحات پژوهش

۱-۷-۱٫کتب دینی دانشگاهی
شامل دروس عمومی معارف اسلامی که کلیه دانشجویان موظف به گذراندن آن در طول تحصیل می باشند. با توجه به عدم وجود تعریف جامع و علمی درباره کتب دینی دانشگاهی، به ویژگیهای مطلوب کتب درسی و اصول تنظیم و بررسی آن بر اساس ویژگیها بیان شده توسط آرمند(۱۳۷۶ : ۲۵) پرداخته میشود:

  • تهیه طرحی متناسب با محتوای کتاب روی جلد کتاب،
  • استفاده از شکل و تصاویر تا حد امکان برای تفهیم مطالب،
  • ارائه فهرست مطالب در ابتدای کتاب،
  • تعیین هدفهای آموزشی در ابتدای فصل،
  • ارائه ارجاعات مختلف در پاورقی،
  • ارائه طرح سؤالهایی برای بحث و تحقیق در پایان هر فصل

براساس مصوبه جلسه ۲۸۲ شورای عالی برنامهریزی در تاریخ ۲۰/۶/۱۳۷۶ دروس معارف اسلامی که دروس معارف اسلامی که «دروس عمومی» نیز خوانده میشود شامل این دروس است: معارف اسلامی(۱)، معارف اسلامی(۲)، اخلاق و تربیت اسلامی، تاریخ اسلام، متون اسلامی، انقلاب اسلامی و ریشههای آن(یوسفی لویه، ۱۳۸۶ : ۱۳).
۱-۷-۲٫ وضعیت اعتقادات دینی جوانان
براساس دیدگاه دورکیم، دین یک پدیده سراسر جمعی و وسیلهای است که انسانها را به یکدیگر پیوند میدهد. مناسک و آیینهای مذهبی، انسانها را برای زندگی اجتماعی آماده میسازند؛ به گونهای که ارزشهای پایدار گروه را از نسلی به نسل دیگر انتقال میدهند(کوزر، ۱۳۶۸ : ۱۹۷).
۱-۷-۳٫ جنگ نرم[۱]
مفهوم جنگ نرم در مقابل جنگ سخت[۲] است و تعریف واحدی که مورد پذیرش همگان باشد ندارد. «جان کالینز» تئوریسین دانشگاه ملی جنگ آمریکا، جنگ نرم را عبارت از “استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن، برای نفوذ در مختصات فکری دشمن با توسل به شیوههایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری میشود” میداند(ژان میلسن و همکاران ، ۱۳۸۹ : ۳۲).
فصل دوم
پیشینه پژوهش و تدوین چارچوب نظری

۱-۱٫ مقدمه

به دلیل قدمت و جایگاه دین و مذهب از یک سو و پیچیدگی و فراگیر بودن آن از سوی دیگر، در تاریخ علم بشری دیدگاهها و نظریات فلسفی، جامعه شناختی و روانشناختی موافق و مخالف هم به وجود آمده است. این نظریات و تعدد آن تاییدی بر این موضوع است که انسان هیچ گاه نتوانسته از جهت گیری در این موضوع مهم دست بردارد ، زیرا به گفته فرانکل(۱۳۷۵)، به واقع احساس مذهبی عمیق و ریشه داری در اعماق ضمیر ناهوشیار انسان وجود داشته است.
با اینکه هر علم و تخصصی از منظری خاص به پدیده دین نگریسته و واقعیت هایی را پیرامون آن بیان کرده است، ولی نمیتوان پذیرفت که پدیدهای به این پیچیدگی و وسعت که تمام زوایای وجودی و زندگانی بشر را تحت الشعاع قرار داده است، پدیده ای ساده و تک بعدی باشد. در قرآن و منابع دیگر اسلامی، تعابیر و کاربردهای وسیعی از عبارت دین صورت گرفته و تعاریف مختلفی از آن ارائه شده است. برای مثال دین پیروی از یک راه و رسم اعتقادی است(یوسف، ۳۷ و ۳۸ ؛ ابراهیم،۱۳). دین تصدیق خداوند، رسول، کتاب، قیامت و معاد است (انشقاق، ۲۲ ، انفطار، ۹). خلاصه اینکه، دین پدیدهای مرکب از انواع پدیده ها و واقعیات متعدد است. بخشی از پدیده ها و واقعیات پیرامون دین، جنبه های روانشناختی آن است که شامل مقوله هایی از جمله هیجانات، باورها، ارزش ها، رفتارها و محیط اجتماعی است. براساس تعداد معانی ارائه شده برای دین، اندیشمندان مسلمان نیز به دین به عنوان پدیدهای ساختاری و چند بعدی نگریسته و آن را راه و روشی دانستهاند که ابعاد آن، تمامی زندگی انسان را تحت تأثیر قرار می دهد و او را به هدف کلی و متعالی که همانا سعادت و خوشبختی است، رهنمون می سازد.
برخی از اندیشمندان نیز با وقوف بر چندبعدی بودن موضوع، در برخی اقدام ها به معرفی مدل های چند بعدی از دین همت گماشتهاند. آنها با اعتقاد به چند بعدی بودن دین، شش بعد را برای دین ذکر می کنند که عبارتند از: شعائر (مراسم مذهبی خصوصی و عمومی)، تعالیم(نظرهای قطعی پیرامون رابطه فرد با غایت)، عاطفه(برخورداری از احساسات)، معرفت(آشنایی عقلانی با اصول و متون مقدس)، اخلاق(قواعدی دال بر خیر و شر، و خوب و بد، برای هدایت رفتارهای بین فردی) و جماعت (ورود به جماعت اهل ایمان، از لحاظ روانشناختی، اجتماعی یا فیزیکی) (برای مثال، وربیت، به نقل از فوکویاما و سونیک، ۱۹۹۹).
به طور خلاصه بررسی علمی هر موضوعی، نیازمند توجه به پشتوانه های نظری آن به صورت تحلیلی و معرفی ساختار علمی پژوهش با استناد به منابع و مدارک معتبر است. در پژوهش حاضر ابتدا به بررسی ادبیات مرتبط با موضوع پرداخته میشود، سپس رویکردهای متفاوت به دین، آثار و کنش ورزی های دین مبتنی بر آن رویکردها و پژوهش های مرتبط با هر کدام مطرح خواهد شد. سپس به تعاریف دین می پردازیم. آنگاه دیدگاه صاحب نظران مسلمان در مورد تعاریف و ساختار دین مطرح می کنیم، پس از آن به متون و منابع موجود در مورد جنگ نرم و دیدگاه مختلف در مورد آن پژوهش های اخیر در زمینه وضعیت دینداری جوانان و مقابله با جنگ نرم تبیین میشود. در آخر چهارچوب نظری پژوهش بر اساس نظریه های موجود نگاشته و فرضیه های تحقیق با توجه به مدل نظری نگاشته میشوند.

نوشته ای دیگر :
رابطه بین مدیریت دانش و توانمندسازی منابع انسانی شعب بانک کشاورزی استان قم- ...

۱-۲٫مبانی نظری دینداری

۱-۲-۱٫ تبیین فلسفی دین

برای تبیین مفهوم دین از دیدگاه فلسفی، ابتدا باید به تعریف و تشریح واژه “فلسفه” و نقش و هدف آن در عرصه اندیشه بشری نظری افکند. برتراند راسل (۱۹۷۱) در کتاب “تاریخ فلسفه غرب”، مفهوم و تصور فلسفی را محصول دو عامل “دینی و اخلاقی” از یک طرف و “علمی” از طرف دیگر میداند و در ادامه فلسفه را حد وسط الهیات و علم برمی شمرد و مانند الهیات، مشتمل بر موضوعاتی است که دانش قطعی درباره آنها به دست نمی آید و وجه شباهتش به علم از آن نظر است که به جای سنت و وحی (الهام)، بر عقل بشر تکیه دارد(همان، ۱۳). هالینگ دیل(۱۳۷۰، ۸) مینویسد: کار فلسفی در گستردهترین معنای واژه، شامل دو فرایند “ارزیابی و نظم بخشی” است. فیلسوف میکوشد تا ارزش و اطمینان پذیری دانشی را که درباره خود و جهان داریم و ارزش و اطمینان پذیری عقیدههایی را که درباره ماهیت بر میگزینیم، معلوم کند. کار فلسفی، بررسی پرسش های خاص با شیوه های خاص است(همان، ۹). از نظر جرالدال گوتک (۱۳۸۰)، فلسفه در مفهومی بسیار کلی شامل تلاش انسان در راستای اندیشه نظری، تأملی، و نظامدار درباره جهان و رابطه انسان با آن است. کسلر فلسفه را عبارت از تلاشی عقلانی برای تدوین و فهم سؤالات بنیادی و پاسخ به آنها ” میداند و در ادامه نظر فیلسوف بزرگ آمریکایی، ویلیام جیمز را این گونه میآورد که از نظر جیمز، فلسفه، کوشش غیرمعمول و سرسختانه برای تفکر روشن است(کسلر[۳]، ۲۰۰۱، ۴-۷). حال با عنایت به تعابیر یاد شده پیرامون فلسفه و کارکردهای کلی آن، بهتر می توان جایگاه دین را در آن مطالعه کرد، یعنی همان چیزی که امروزه، به طور معمول با عنوان “فلسفه دین” از آن یاد می کنند که به گفته پیترواردی خواهان جست وجوی حقیقت است(همان، ۷). پیترسون و همکاران، فلسفه دین را ، “بحث هدفمندانه” پیرامون دین دانسته و برادی آن را عبارت از “تحلیل دقیق دلالت هایی که تعالیم دین دارند”، می داند(کلاک[۴] و کلاک، ۲۰۰۰).
از دیدگاه فلسفی، دین وجه امتیاز اصلی انسان نسبت به دیگر موجودات است. تاکنون هیچ حیوانی نشان هایی از حیات دینی بروز نداده یا هیچ کاری نکرده است که بتوان آن را تمهیدی برای زندگی پس از مرگ او به حساب آورد. در تاریخ بشر، هرگز حتی قبیلهای وجود نداشته که به گونهای دین نداشته باشد. حتی بومی های نواحی مرکزی استرالیا و هندی های پاتاگونیا که دارای ابتدایی ترین اشکال زندگی بشری هستند نیز به نوعی به عالم ارواح اعتقاد دارند و به صورتی مشغول پرستش اند(هیوم،۱۳۶۹، ۱۲). توجه هیوم و فلاسفه دیگر غرب به تفاوت اساسی انسان و حیوان در پذیرش دین، ما را به سوی تعریفی فلسفی از دین هدایت می کند. از دیدگاه فلسفی، هشیاری نسبت به خود همراه با آینده نگری، همواره انسان را با معماها و سؤال های وجودی روبه رو کرده است. سؤال هایی مانند: از کجا و چرا به دنیا آمده ایم؟ معنا و هدف زندگیمان چیست؟ چرا می میریم و پس از مرگ چه اتفاقی برایمان خواهد افتاد؟
باتسون، ونتیس و شوان راد[۵](۱۹۹۳)، معتقدند که دین از خلال کوشش های انسان برای برخورد با چنین سؤال های پدیدار شده است. اسمیت[۶](۱۹۷۸) پدیدار گشتن اساطیر آیین ها و دین را ابزاری برای پاسخ به همین سؤال های سنتی مربوط به معنای زندگی و انسان بودن میداند. تولستوی[۷](۱۹۸۷) در این مورد می گوید:”هدف هستی یا وجود لحظهای، متزلزل و نامطمئن در این دنیای ابدی پایان ناپذیر و به خوبی تعریف نشده چیست؟ این سؤال همواره در برابر هر فردی وجود دارد و هر کس به آن به شیوهای پاسخ می دهد. پاسخ به این سؤال ها جوهره همه ادیان را تشکیل می دهد.”
تلقی فلسفی از دین و عوامل به وجود آورنده آن، بیشتر با بعد شناختی انسان سروکار دارد، درحالی که واضح است افراد دیندار نه فقط در پی پاسخ به سؤالات وجودی و آینده نگرانه خود هستند، بلکه علاوه بر توجه به مرگ و زندگی پس از آن، با توجه به بعد عملی زندگی خود، روش و آیین و مسلکی در این دنیا نیز برگزیده اند و از آن تبعیت می کنند. در واقع از دیدگاه فلسفی فرد زمانی دیندار تلقی می شود که با سؤال ها و مسائلی که ماورای زندگی اوست و با طبیعت ماهیت زندگی سرو کار دارد، مواجه شود و به آنها پاسخ دهد. نتیجه این خواهد بود که به عقیده ارائه دهندگان این تعریف، افرادی که از آیین و مسلک دینی مشخصی تبعیت می کنند، لکن در دوره ای از زندگی هیچ علاقه ای به تفکر و تأمل در مورد سؤالهای وجودی ندارند، دیندار تلقی نمی شوند(آرین، ۱۳۷۸، ۳۴).

نوشته ای دیگر :
بررسی عکس العمل بازار سهام نسبت به اعلامیه های سود نقدی در بورس اوراق ...

۱-۲-۲٫ تبیین جامعه شناختی دین

به نظر پارسونز[۸](به نقل از لسا و ووگ[۹]، ۱۹۶۵، ۱۲۹) جامعه شناسی، علمی است علاقه مند به ساختار تشکیلاتی، نظام های اجتماعی و فرایندهای انگیزشی انسان ها که در حفظ و تحول نهادها دخالت دارند. از این رو مشابه با تعریف فلسفی، دانشمندان علوم اجتماعی نیز دین را به عنوان نظامی از اعتقادها و اعمال که به وسیله آن گروهی از مردم با مسائل غایی زندگی بشر دست و پنجه نرم می کنند، معرفی میکنند(ینگر[۱۰]، ۱۹۷۰، ۱۳۷). پترسون و همکاران (۱۳۷۷، ۶۴) معتقدند، انسانها به نحو اجتناب ناپذیری دینیاند و دین نیروی قوی در زندگی بشر است. انسان شناسان نیز استدلال کردهاند که چون هیچ گاه نتوانستهایم جامعهای را بیاییم که در آن دین موجود نباشد، بنابراین دین به عنوان یک نهاد اجتماعی، کارکردهای خاصی دارد که فقدان آن بقای جامعه را مخدوش می سازد (تنهایی، ۱۳۷۵ : ۷۶). از دیدگاه جامعه شناختی، دین به عنوان یک نهاد اجتماعی معرفی شده است. در واقع ، در این دیدگاه به تأثیر بعد اجتماعی در پدیداری دین و بقای آن توجه بیشتری شده است. واضح است که بررسی های جامعه شناختی در وهله اول بر روی جامعه انسانی و پدیده های متأثر از رفتارها و روابط انسانی انجام گرفته و طبیعی است که دین را نیز به عنوان یکی از پدیده ها، محصول اجتماع بشری میداند. اما اینکه آیا گرایش انسان ها به آیینی مشخص موجب به وجود آمدن اجتماعی از انسان ها در نقطه ای جغرافیایی شده یا بر عکس، اجتماع آنها به وجود آمدن دین را در پی داشته، خود سؤالی اساسی است.
چطور می توان ادعا کرد فردی که دور از اجتماع بشری زندگی می کند، دیندار نخواهد بود؟ در حالی که نقطه شروع معرفی ادیان پیشرفته از جمله اسلام، از انفصال موقت پیامبر از جامعه بشری و عدم تأثیرپذیری منفی از حالات روحی و بت پرستان آن زمان بوده است. صرف نظر از تعریف جامعه شناختی از دین، برخی نظریه پردازان بر کنش ورزی های اجتماعی دین و پژوهش های کاربردی مبتنی بر آثار و تبعات اجتماعی دین و دینداری معطوف شده اند، که در زیر به آنها اشاره می شود.

۱-۲-۳٫ کنش اجتماعی دین

کنش اجتماعی دین، به راهکارهایی که دین از طریق آن بر روابط انسانی و تمدن و فرهنگ بشری تاثیر میگذارد، اشاره دارد. انسان در راستای گرایش به زندگی جمعی، در پی حاکمیت معیارها و ضوابط خاص برای حفظ نظم اجتماعی و هدایت و اعتلای جامعه به سوی آرامش و نیکبختی است. از این نظر حاکمیت دین را به منزله حاکمیت مجموعه دستورات و قوانین لازم می دانند. طباطبایی، کارکرد اجتماعی دین را در حفظ نظم و بنیادهای جامعه میداند. از نظر او، دین حافظ، نگه دارنده و ضامن اخلاق فاضله در جامعه و علت اصلی و اساسی جلوگیری از هوا و هوس های انسانی است و در پی چنین جایگاهی برای دین است که نظم و انتظام جامعه باقی میماند و شیرازه آن از هم نمیگسلد(طباطبایی۱۳۷۰، ۳۹). دورکیم[۱۱] چهار عملکرد عمده دین را چنین شرح میدهد:
۱٫انضباط: دین با صیانت نفس و تقوا و پرهیزکاری که ایجاد می کند، از هرج و مرج ناشی از پرداختن انسان به تمایلات نفسانی و تضاد گرایشهای فردی در جامعه جلوگیری به عمل می آورد؛
۲٫امیدواری: دین با مراسم و پیوندهایش بین پیروان خود انسجام عاطفی و شناختی ایجاد می کند؛
۳٫حیات بخشی: دین با انتقال ارزش های اجتماعی به نسل های بعدی، به جوامع آینده نیز روح زندگی، انضباط و حرکت به سوی تعالی می بخشد؛
۴٫خوشبختی: دین با حل معمای مرگ و احساس فقدان، امید و آرامش را به پیروان خود الهام میبخشد(هاری آلپر، نقل از گیویان، ۱۳۷۷، ۷۶).
انسان شناسان نیز فقدان نهاد اجتماعی دین را موجب خدشه به بقای جامعه می دانند و چهار کارکرد عمده برای آن قائلاند: ۱- انسجام عاطفی، ۲- بازآفرینی فرهنگی ۳- معناسازی (معنابخشی) و ۴- انسجام اجتماعی. به عبارت دیگر، با توجه به کنش اجتماعی مذهب، دغدغههای اجتماعی و فردی انسان، مسائل و مشکلات عمده ای که در طول زندگی همواره با آنها درگیر است، از جمله نگرانی از عدم و نیستی، نگرانی از تنهایی و عدم تعلق اجتماعی، نگرانی از پوچی و بی معنایی، سردرگمی و عدم وقوف به جایگاه خود در جهان و نگرانی از نداشتن چارچوب و برنامه های متقن و قابل اطمینان در زندگی فردی و اجتماعی، توان و توجه انسان را به سوی یافتن منبعی آرام بخش، رحمت آفرین، بامعنا، متعالی، ابدی، هدایت گر و نظاره گر بر رفتارها، راهنمایی میکند(تنهایی، ۱۳۷۵، ۵۲). در ادامه به کنش های اجتماعی دین که نظریه پردازان معاصر بر آنها تمرکز بیشتری داشته و پژوهشهای خود را مبتنی بر آنها انجام داده اند، میپردازیم.

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است