آوریل 22, 2021

بررسی کارکردها و پیامدهای پیامک در میان جـوانان- قسمت ۶

جان تامپسون، تحت تأثیر اندیشه های گیدنز درباره ی مدرنیته و پیامدهای آن و از جمله مفهوم فاصله ی زمان- مکان به عنوان یکی از مشخصه های جهان مدرن، معتقد است که هر فرایند مبادله ی نمادین، مستلزم فاصله ی شکل نمادین از زمینه ی تولیدِ خود است. شکل نمادین هم به لحاظ مکانی و هم به لحاظ زمانی، از زمینه [تولید] دور، و در زمینه های جدید که ممکن است در زمان ها و مکان های متفاوتی قرار داشته باشند، مجدداً جاگیری می شود.
او درباره ی نقش رسانه ها در صورت بندی های فرهنگی و اجتماعی جهان مدرن، به نقش این رسانه ها در کالایی سازی اشکال و صور نمادین و تضعیف اقتدار دینی اشاره می کند و می نویسد: «ظهور صنایع رسانه ای به عنوان پایه های جدید قدرت نمادین، فرایندی است که می توان سابقه ی آن را در نیمه ی دوم قرن پانزدهم جستجو کرد. در طول این زمان بود که تکنیک های چاپ در سراسر مراکز شهری اروپا گسترش یافت. چاپخانه ها که عمدتاً به عنوان شرکت های تجاری سازمان یافته بودند، از این تکنیک ها بهره برداری کردند. توفیق و بقای شان عموماً به توانایی آن ها برای کالایی سازی مؤثر اَشکال و صور نمادین بستگی داشت. به این ترتیب پیشرفت مطبوعات اولیه بخش ضروری یک اقتصاد سرمایه داری در اروپای اواخر قرون وسطی و اوایل دوران مدرن بود» (تامپسون، ۷۶:۱۳۷۹ به نقل از مهدی زاده، ۱۳۸۹: ۳۰).
تامپسون با اشاره به نقش صنعت چاپ در تضعیف اقتدار دینی کلیسا و ظهور و گسترش اصلاحات مذهبی در غرب می افزاید: «کلیسا در سال های اولیه صنعت چاپ به شدت از تولید شیوه های جدید تکثیر متون حمایت می کرد. کشیشها از چاپخانه ها برای چاپ ادعیه و متون مذهبی استفاده و بسیاری از صومعه ها چاپچیان را به صومعه ها دعوت می کردند، اما کلیسا نمی توانست فعالیت های چاپخانه ها و کتابفروشان را به همان شدت کاتبان و نسخه نویسان در دوران دست نویسی کنترل کند؛ زیرا چاپخانه ها و محصولات شان زیاد بود و آن ها می توانستند متون را با سرعت و تعداد زیاد تولید و پخش کنند» (پیشین:۸۲ به نقل از پیشین).
او با تأکید بر نقش رسانه ی چاپ و نیز ناشران و مترجمان در بسط و گسترش اندیشه اصلاحی مارتین لوتر و اومانیزم در سراسر اروپا، همانند اینیس و مک لوهان عقل گرایی، فردگرایی، اومانیزم و اصلاحات مذهبی را که منجر به تضعیف اقتدار دینی کلیسا شده بود، مرهون شیوه ی جدید ارتباط یعنی چاپ ونوشتار می داند. با توجه به چند منبعی شدنِ معرفت و شناخت آدمی درکنار معرفت دینی به واسطه ی چاپ و رسانه های مکتوب که گسترش عقل گرایی و علمی اندیشی و تضعیف قرائت رسمیِ دینی را در پی داشت، تامپسون یادآوری می کند که رسانه ی چاپ، گردآوری و انتشار اطلاعات درباره ی دنیای طبیعی و اجتماعی را به مراتب آسان تر کرد. بعضی از چاپخانه های اولیه در تولید متون پزشکی، علم تشریح، گیاه شناسی، ستاره شناسی، جغرافیا، ریاضیات و غیره تخصص داشتند و از نزدیک با استادان و هیئت های علمی دانشگاه ها در تهیه ی آثار علمی همکاری می کردند. چاپ جریان تازه ای از داده ها، نقشه ها، نمودارها و نظریه ها ایجاد کرد که پژوهشگران سراسر اروپا می توانستند درباره ی آن ها بحث و گفت و گو و از آن ها استفاده کنند(پیشین :۳۱).
کالایی سازی صور و اَشکال نمادین و همچنین گسترش عقل گرایی و اصلاحات مذهبی به عنوان دو مشخصه و نیز نیروی پیش برنده ی مدرنیته به عنوان آثار و پیامد رسانه های فنی به ویژه چاپ و نوشتار، ایده ای است که تامپسون در راستای اندیشه های اینیس، مک لوهان و گیدنز، آن را در کتاب رسانه و مدرنیته پرورانده است.وی در این کتاب، رسانه ها را از جمله عوامل ظهور و تکاملِ مدرنیته، بسط و گسترش اقتصاد و تجارت سرمایه داری، شکل گیری نظام های سیاسی دولت- ملت، تقویت جهانی سازی، توسعه ی فرایند معناسازی و شکل گیری هویت شخصی مدرن و صورت بندی اَشکال جدید تعامل اجتماعی معرفی می کند.از نظر تامپسون، پیش از ظهور رسانه ها، احساس بیشتر مردم از گذشته و دنیای فراتر از محیط زندگی بی واسطه شان، بیشتر با محتوای نمادین مبادله شده در تعامل رو در رو شکل می گرفت. برای بیشتر مردم احساس شان از گذشته، از دنیای ماورای محل های بی واسطه شان و از جوامعِ از نظر اجتماعی محدود شده شان که خود به آن ها تعلق داشتند، بیشتر توسط سنت های شفاهی ایجاد می شد که در گستره های اجتماعی روزمره، تولید و تکثیر میشد. اما با ظهور و تکامل رسانه ها، افراد امکان یافتند رویدادها و دیگرانِ دور را تجربه و مشاهده کنند و به طور کلی با دنیاهای دیگر- واقعی و تخیلی- که کاملاً در ورای گستره ی برخوردهای روزمره شان بود، آشنا و از آن ها آگاه شوند. آنها به میزان روزافزونی به درون شبکه های ارتباطات که ماهیتاً رو در رو نبودند، وارد شدند. از این گذشته، به تدریج که افراد به محصولات رسانه ای دسترسی پیدا کردند، توانستند تا حدی از محتوای نمادین تعامل رو در رو و از اشکال اقتدار که در محل های زندگی روزمره رایج بود، فاصله بگیرند و به منظور فهمی از خود و از امکانات موجودشان، به تدریج کمتر و کمتر به مطالب نمادین انتقال یافته از طریق تعامل رو در رو و اَشکال محلی شده اتکا نمایند. فرایند ساختن خود از این جهت که افراد به نحو روزافزونی از منابع خود و مطالب نمادین انتقال یافته توسط رسانه ها به منظور ساختنِ هویت های منسجم برای خودشان استفاده می کنند، بازاندیشانه تر و نامحدودتر شده است (پیشین:۲-۳۱).
۲-۵-۶- مانوئل کاستلز
مانوئل کاستلز در میان نویسندگان متاخر از همه بیشت

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

ر به برخی از ویژگی های سیاسی مهم فرهنگ های رسانه ای معاصر پرداخته است. یقیناً برخلاف دیدگاه هایی که تاکنون ارائه شده کاستلز خطوط کلی دیدگاهی را درباره فرهنگ های رسانه ای معاصر ترسیم می کند که به شالوده شکنی قطب بندی های مباحث قبلی و در عین حال مرتبط ساختن آنها به فرایندهای دگرگونی اجتماعی اساسی می پردازد. سه‏گانه‏ی عصر اطلاعات:اقتصاد،جامعه و فرهنگ یکی از مهم‏ترین نوشته‏های سال‏های اخیر است که به نظریه‏پردازی و ارائه یک‏ نظریه‏ی تازه در مورد عمده‏ترین وجوه تحولات اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی جهان‏ معاصر و نظام سرمایه‏داری در واپسین بازسازی ساختاری خود پرداخته است.کاستلز در این کتاب چنین استدلال می کند که جامعه اطلاعاتی در حال ظهور عمدتاً زاینده رابطه در حال تغییر بین سرمایه داری جهانی، دولت و جنبشهای اجتماعی جدید است. با این حال او با همان صراحت اعلام می دارد که توسعه رسانه های جدید، تنوع بخشی به پیام های رسانه ای، انفجار درونی سیاست و رسانه ها و ترویج افتضاحات سیاسی همگی آثار دامنه داری بر حوزه عمومی داشته اند ( استیونسن، ۱۳۷۹: ۸۸).

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

  •  
    •  
      •  
        1. شبکه

 

شبکه مجموعه‏ای از نقاط اتصال یا گره‏های به هم پیوسته‏ است.اینکه نقطه اتصال یا گره چه چیزی می‏تواند باشد بستگی به‏ نوع شبکه مورد نظر دارد. توپولوژیی که شبکه‏ها تعریف می‏کنند این نکته را مشخص‏ می‏سازند که اگر دو نقطه اتصال به یک شبکه وصل باشند در آن صورت فاصله (یا شدت و فراوانی تعامل) بین آن دو نقطه (یا جایگاه اجتماعی) کوتاه‏تر (یا فراوان‏تر و یا شدیدتر) از زمانی است‏ که این دو نقطه به شبکه تعلّق نداشته باشند (کاستلز (الف)، ۱۳۸۰:‏۵۴۴).جامعه شبکه‏ای نیز، محصول جهانی شدن ارتباطات و اطلاعات‏ است و با نگرشی دقیق‏تر ادامه همان راهی است که غرب در مسیر مدرنیته پیموده است. همان جایی که «گیدنز» از آن به عنوان‏ «مدرنیته تشدید یافته» یاد کرده است.پس ریشه‏های جامعه شبکه‏ای را باید در ریشه‏های مدرنیته و آرمان‏ها و آرزوهای‏ روشنگری جست و جو کرد.

 

 

  •  
    •  
      •  
        1. جهانی‏شدن

 

در طلیعه جهانی شدن، متفکران و اندیشمندان جهان، با افق‏ جامعه‏ای رو به رو شدند که تفاوت چشمگیری با نمونه پیشین خود داشت. به تعبیرمالکوم‏واترز جهانی شدن فرایند اجتماعی است‏ که در آن قید و بندهای جغرافیایی که بر روابط اجتماعی و فرهنگی‏ سایه افکنده است، از بین می‏رود و مردم به طور فزاینده‏ای از کاهش‏ این قید و بندها آگاه می‏شوند.کم‏رنگ شدن قید و بندهای جغرافیایی و ایدئولوژیکی که بر روابط فرهنگی و سیاسی جوامع بشری سایه افکنده، از بین رفتن‏ تقدّم و تأخر تاریخی، متنوع شدن سبک‏های زندگی، تضعیف و تخریب عوامل و منابع سنتی هویت ، فروریختن فضاهای‏ انحصاری و از بین بردن مصونیت فرهنگی،کوچک شدن جهان، در هم تنیدن زمان و مکان، همسان‏سازی ساختاری و نهادی جوامع‏ مختلف جهان، تبدیل جامعه به زنجیره‏ای از شبکه‏های اجتماعی‏ – فضایی هم‏پوش و متقاطع، سامان‏دهی کنش‏ها و واکنش‏های از راه دور و با فاصله، وارد کردن«دگرهای غایب» به عرصه مناسبات‏ و روابط جهانی، تضعیف و تقلیل نقش دولت- ملت‏ و رها ساختن‏ امر اجتماعی از سیطره دولت، فرسایش و نفوذپذیر شدن مرزهای‏ ملّی، تعریف حوزه‏های عمومی پراکنده، ایجاد انجمن‏ها، احزاب و گروه‏های تروریست و اپوزسیون مجازی (هلد و پراتون، ۱۳۸۱: ۳۰) از استراتژی های این فرایند است.

 

 

  •  
    •  
      •  
        1. جامعه شبکه‏ای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *