تحقیق درباره دانش آموزان دبیرستانی و دانش آموزان دختر

[do_widget id=kl-erq-2]

در پژوهشی که توسط ورکویتن(2010)، با هدف بررسی رابطه ی بین احساس تبعیض و عزت نفس در یک نمونه از نوجوانان اقلیت قومی در هلند انجام شد. نتایج نشان داد که بین تبعیض شخصی ادراک شده با عزت نفس شخصی و بین تبعیض گروهی ادراک شده با عزت نفس گروهی رابطه معنادار وجود دارد. تبعیض گروهی بر عزت نفس قومی اثر منفی دارد. تبعیض شخصی ادراک شده بر عزت نفس شخصی تأثیر غیر مستقیم منفی دارد که ناشی از کاهش احساس کنترل است.
در پژوهشی که توسط مادوکس وهمکاران (2010)، با هدف بررسی اثرات یادگیری ها وتجربیات بین فرهنگی بر خلاقیت در ایالات متحده انجام شد. نتایج نشان داد که تجربیات و یادگیری بین فرهنگی باعث تسهیل انعطاف پذیری، افزایش آگاهی از ارتباطات و ایجاد تنوع در عملکرد می شود. آموزش های کاربردی در یک زمینه بین فرهنگی برای تسهیل وافزایش خلاقیت به صورت ویژه ای مهم است. همچنین شرکت کنندگانی که مدت زمانی خارج از کشور زندگی کرده بودند افزایش بیشتری در خلاقیت نشان دادند. بنابراین تجربه زندگی کردن در محیط های چند فرهنگی و به دور از سوگیری ها و تعصبات بودن منجر به افزایش خلاقیت می شود.
در پژوهشی که توسط مارتینو (2009)، از دانشگاه ویرجینیای غربی با هدف بررسی ارزش گذاری های مراقبین اوّلیّه در مورد اثرگذاری بازی و خلاقیت دوران کودکی بر عزت نفس تحصیلی کودکان انجام شد. نتایج نشان داد که بازی وخلاقیت دوران کودکی پیش بینی کننده ی عزت نفس تحصیلی افراد در بزرگسالی است و مراقبین تأثیر بازی و خلاقیت را تأیید نمودند.
در تحقیقی که توسط روتلند و براون (2009)، براساس مدل ابعاد فرهنگ پذیری بری برای سنجش اثرات متقابل عزت نفس و تعصب قومیّتی انجام گرفت. 218 نفر از کودکان انگلیسی آسیای شرقی تبار 5 تا 11 ساله در مدت شش ماه با پرسش نامه های ساختار یافته ، سه بار مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج نشان داد کودکانی که در مدارس دارای تنوع قومیتی مشغول به تحصیل اند عزت نفس آنها افزایش یافته است. در واقع کودکان با یکپارچه سازی جهت گیری های قومیتی و پذیرش همسالان، عزت نفس خویش را افزایش دادند. و نتایج کلی تر نشان داد که عدم تجربه ی تعصب قومیتی به افزایش عزت نفس دانش آموزان می انجامد اما قرار گرفتن در معرض تعصبات قومیتی عزت نفس دانش آموزان را کاهش می دهد.
العلی (2008)، در یک مطالعه تجربی به بررسی رابطه تعصب با فعالیت های خلاق در یک نمونه 300 نفری از دانش آموزان مدارس متوسطه کشور کویت پرداخت. نتایج بین هر دو نمونه دختر و پسر نشان داد که بین تعصب و فعالیت های خلاق رابطه وجود دارد.
شلدون و همکاران (2007)، در پژوهشی که بر روی یک نمونه 600 نفری از مردان و زنان انجام دادند، نتایج نشان داد که پاسخ دهندگان تعصب نژادی را تأیید کردند ولی تعصب جنسیتی در بین دو گروه تفاوت معنی داری نداشت.
در تحقیق دیگری که در آمریکا توسط آلیسیتین(2007)، به راهنمایی دکتر تورنس انجام گرفت، مشخص شد عامل حرکت و دیگر عوامل مورد بررسی به‏طور معنی‏داری بر روان، انعطاف‏پذیری و قوهء ابتکار اثر دارد و نتایج، دلالت بر این دارند که عوامل فوق به عنوان انگیزهء مهمی در تفکر خلاق دانش آموزان کلاس‏های چهارم دارای ارزش می‏باشد.
در پژوهشی که توسط بارگویگنون(2006)، با هدف بررسی رابطه بین عزت نفس با تعصب وتبعیض انجام شد. به بررسی یک گروه از مهاجران آفریقایی در ایالات متحده پرداخته شد. نتایج نشان داد که عزت نفس شخصی با تعصب و تبعیض رابطه ی منفی دارد امّا با تبعیض گروهی رابطه مثبت دارد. همچنین نتایج نشان داد که درک تبعیض گروهی ممکن است با عزت نفس رابطه مثبت داشته باشد.
در پژوهشی که توسط جردن، اسپنسر وزانا (2005)، از دانشگاه واترلو انجام شد. نتایج نشان داد که افراد دارای عزت نفس بالا از افراد دارای عزت نفس پایین، تعصب و تبعیض قومیّتی بیشتری دارند و از آن به عنوان تکنیکی دفاعی استفاده می کنند.
در پژوهشی که توسط ورکویتن(2004)، با هدف بررسی سطح عزت نفس کلی و عزت نفس نژادی در گروه های اقلیت و اکثریت در مدارس هلند انجام شد. وی با تمرکز بر گروه های متفاوت نوجوانان و با استفاده از تحلیل چند سطحی به آزمایش وبررسی اهمیت هر دو سطح عزت نفس کلی وعزت نفس نژادی در کلاس درس وزندگی شخصی پرداخت. نتایج نشان داد که هم عزت نفس کلی و هم عزت نفس نژادی به بافت کلاسی وابسته اند. آموزش چندفرهنگی و واکنش های معلمان به اذیت وآزارها بر عزت نفس شاگردان تأثیر مثبت دارد. نسبت شاگردان هلندی بر عزت نفس نژادی در میان گروه های اقلیت تأثیر منفی دارد امّا بر عزت نفس شاگردان هلندی خیر. اما به طور کلی، شرکت کنندگان گروه های اقلیت نژادی نسبت به شرکت کنندگان هلندی از عزت نفس کلی و عزت نفس نژادی بالاتری برخوردار بودند و پسران نسبت به دختران از عزت نفس کلی بالاتری برخوردار بودند.
براون و همکاران (2003)، در پژوهی بر روی دانش آموزانی از کشورهای بلژیک، انگلیس وآلمان به بررسی تأثیر اندازه و کیفیت ارتباط با افراد گروه های غیر خودی مثل ترک تباران ساکن آلمان بر تعصب در یک دوره ی 6 ماهه پرداختند که نتایج آن نشان داد ارتباط با افراد سایر گروه ها موجب کاهش تعصب نسبت به آنان می شود امّا تعصّب موجب بازداری از ارتباط با افراد سایر گروه ها نیز می شود. علاوه براین، ارتباط، تعصب اعضای یک گروه نسبت به یکدیگر را با کاهش اضطراب درون گروهی و افزایش عزت نفس کاهش می دهد .
بامیستر وهمکاران (2003)، در بخشی از پژوهش خود نشان دادند که عزت نفس بالا ممکن است تعصب و تبعیض را افزایش دهد.
ابرسون، هیلی و رومرو (2000)، در یک بررسی از 34 مطالعه جداگانه نشان دادند که افرادی که دارای عزت نفس بالایی هستند، نسبت به افردی که دارای عزت نفس پایینی هستند بیشتر از خود تعصب گروهی نشان می‌دهند.
در پژوهشی که توسط ورکویتن (1994)، با هدف بررسی سطح عزت نفس در جوانان اقلیت های نژادی در کشورهای غربی انجام شد. وی به بررسی سطح عزت نفس جوانان ترک تبار ساکن هلند پرداخت. نتایج نشان داد که در معرض تعصب وتبعیض قرار گرفتن، به کاهش عزت نفس وخودباوری آنها منجر گردیده است.
در پژوهشی که توسط هافمن و شوارزوالد (1992)، با هدف تعدیل اثرات عزت نفس بر استفاده از نژادپرستی وجایگاه علمی به عنوان تعدیل کننده پذیرش میان فردی بر روی 722 نفر از دانش آموزان دبیرستانی انجام شد. نتایج تحلیل ها نشان داد که یک اولویتی برای اهداف آموزشی سطح بالاتر و اصالت نژادی سطح بالا وجود دارد. این اولویت قائل شدن صریح در دانش آموزان دارای عزت نفس بالا بیشتر از دانش آموزان دارای عزت نفس پائین قابل مشاهده بود. به گونه ای که داشتن عزت نفس و اصالت نژادی بالا بر این منجر می شود که افراد خود را شایسته ی جایگاه علمی بالاتر بدانند.
2-4-2- پیشینه‌ی داخلی
در پژوهش جمشیدی، اکبری ومهرگان(1391)، که با هدف بررسی و مقایسه رابطه بین خلاقیت و عزت نفس با رابطه بین خلاقیت و پیشرفت تحصیلی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی رشت انجام شد. تعداد 200 نفر از دانشجویان پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت و پرسشنامه خلاقیت تورنس را پاسخ گفتند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها از طریق محاسبه ضریب همبستگی پیرسون و آزمونT نشان داد که رابطه بین خلاقیت و عزت نفس معنادار است. همچنین رابطه بین خلاقیت و پیشرفت تحصیلی نیز معنادار است.
در پژوهشی که توسط شفیع آبادی و احدی (1391)، با هدف بررسی رابطه بین عوامل خلاقیت و عزت نفس انجام شد. پژوهش از نوع همبستگي بوده و از يك نمونه 125 نفري از دانشجويان فني دانشگاه آزاد اسلامي واحد گرگان تشکیل شده بود. ابزار سنجش، پرسشنامه خلاقيت تورنس و آزمون عزت نفس كوپر اسميت با سطح اطمينان 95 درصد بود. از 4 فرضيه اصلي كه رابطه بين عوامل خلاقيت و مجموعه خرده مقايس هاي عزت نفس را تشكيل داده بود، سه فرض مبني بر وجود رابطه معنادار مستقيم بين سياليت، بسط و ابتكار با خرده مقياس هاي عزت نفس (شامل عزت نفس اجتماعي، تحصيلي، خانوادگي و عمومي) تاييد شد ولي رابطه معناداري بين انعطاف پذيري و عزت نفس مشاهده نشد. همچنين اين پژوهش 16 فرضيه فرعي را براي تاثير خرده مقياس هاي چهارگانه عزت نفس بر عوامل چهارگانه خلاقيت را مدنظر قرار داد كه وجود رابطه معني دار بين سياليت و عزت نفس تحصيلي و سياليت و عزت نفس اجتماعي تاييد شد و در 14 فرضيه ديگر رابطه معني داري مشاهده نشد.
در پژوهش نظری(1391)، که با هدف احساس تعلق هويتي و نقش آن در شكل گيري تصورات قالبي در پيشداوري و تعصب صورت گرفت، نتایج بررسی نشان داد که يكي از عواملي تعيين كننده در تقويت و يا تضعيف مباني زمينه ها عيني و ذهني همگرايي و همبستگي ملي مي باشد. در شرايط كنوني، تفكرات قالبي و پيشداوري ها در مناسبات بين افراد، طوايف، اقوام و گروه هاي ايراني نقش موثري ايفا مي كند و فهم دقيق ابعاد و زواياي اين مساله مي تواند ما را در رفع بسياري از سوء تفاهم ها و تحكيم مباني هويت ملي و رفع زمينه هاي بهره برداري نيروهاي بيگانه بيش از پيش ياري كند.
در پژوهشی که توسط کشاورزی ارشدی وهمکاران(1390)، با هدف بررسی رابطه فراشناخت وعزت نفس با خلاقيت در دانش آموزان انجام شد. جامعه آماري را تمامي دانش آموزان دختر دوره متوسطه دبيرستان هاي شهر تهران در سال تحصيلي 89 – 88 تشکیل می دادند كه بر اساس جدول مورگان و كرجسي 350 نفر به عنوان نمونه مشخص و با استفاده از روش نمونه گيري خوشه اي از بين جامعه آماري انتخاب شده بودند. ابزار تحقيق شامل سه پرسش نامه فراشناخت سوانسون(1996)، عزت نفس كوپر اسميت (1994)، و پرسش نامه خلاقيت عابدي(1362)، بوده است. با استفاده از روش هاي آمار توصيفي (شاخص هاي مركزي و پراكندگي) روشهاي آمار استنباطي (همبستگي پيرسون و رگرسيون همزمان) اطلاعات مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. نتايج نشان داد ارتباط معنا داري بين هر يك از مولفه هاي فراشناخت و خلاقيت و عزت نفس دانش آموزان وجود دارد . ضرايب معادله رگرسيون نشان داد راهبردهاي فرا شناخت 45% تغييرات خلاقيت و همچنين عزت نفس 51% تغييرات خلاقيت را تبيين و پيش بيني مي كند.
در پژوهشی که توسط زینلی(1389)، با هدف بررسي رابطه راهبردهاي فراشناختي و خلاقيت با عزت نفس و عملکرد تحصيلي دانش آموزان دبيرستاني شهر سده انجام شد.جامعه آماري،کليه دانش آموزان دوم و سوم دبيرستاني دختر و پسر شهر سده و نمونه با حجم 220 نفر که با روش نمونه گيري تصادفي خوشه اي چند مرحله اي انتخاب شدند.براي تجزيه و تحليل داده ها از آمار توصيفي و آمار استنباطي استفاده شد. داده ها از طريق پرسشنامه راهبردهاي يادگيري و مطالعه کرمي، خلاقيت عابدي، عزت نفس کوپراسميت جمع آوري و عملکرد تحصيلي نيز از معدل نيم سال اول سال تحصيلي استفاده شد.پايايي اين پرسشنامه ها از طريق آلفاي كرونباخ به ترتيب 74/0، 73/0، 70/0 به دست آمد. نتايج تحليل داده ها نشان داد که بین راهبردهاي فراشناخت وخلاقیت با عزت نفس رابطه مثبت وجود دارد.
در پژوهشی که توسط حسن زاده و ایمانی فر(1389)، با هدف بررسي رابطه خلاقيت و عزت نفس با پيشرفت تحصيلي نوجوانان و جوانان انجام شد.روش پژوهش همبستگي بود وجامعه آماري شامل دانش آموزان پايه دوم رشته رياضي فيزيک و علوم تجربي دبيرستان بود. نمونه آماري شامل 80 دانش آموز دختر و پسر که به روش نمونه گيري تصادفي انتخاب شده بود. ابزار اندازه گيري براي سنجش خلاقيت پرسشنامه خلاقيت (CREE) تورستون، ميلن جر و براي آزمون عزت نفس از پرسشنامه کوپراسميت (58 سوالي) استفاده شد. نتايج نشان داد که بين خلاقيت و عزت و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان تفاوت معني داري وجود ندارد. بين خلاقيت و عزت نفس با رشته هاي تحصيلي تفاوت معناداري وجود ندارد. بين خلاقيت و جنس نيز تفاوت معناداري وجود ندارد. همبستگي عزت نفس با خلاقيت بيشتر از همبستگي عزت نفس با پيشرفت تحصيلي و همين طور همبستگي خلاقيت با پيشرفت تحصيلي مي باشد.