تحقیق درباره شیوه های فرزندپروری و فرزند پروری والدین

که در برگیرنده مجموعه پیچیده ومتعارض از رفتارها ونگرش های تربیتی مادران است .این والدین فرصت کسب تجربه ویادگیری رااز کودکان سلب می کنند .آنها با محبت افراطی موجب گرفتن آزادی لازم از کودکانشان می شوند .کودکان چنین خانواده هایی وابستگی بیشتری رانشان می دهند ونسبت به گروه اول حالت اتکای بیشتر وخصومت زیادتر هستند (شیرازی ،1385).
ربع سوم (کنترل – طرد )
این والدین برای فرزندان خود مقرارت ومحدودیت های زیادی را درنظر می گیرند و بر رعایت آن از سوی فرزندان تاکید ونظارت شدید دارند آنها احساس خصمانه شدیدی در اطفال خویش به وجود می آورند ولی اجازه ی ظاهر ساختن این احساس را نمی دهند این کودکان معمولا در روابط اجتماعی ناموفق هستند ،گوشه گیری ،خجالت و عدم اعتماد به نفس در این کودکان به وفور یافت می شود
ربع چهارم (آزادی – طرد )
شیوه های موجود درربع چهارم به صورت طرد ،سهل انگاری ،کناره گیری و بی تفاوتی خود را نشان می دهند .این والدین معمولا خود را درگیر مشکلات فرزندان نمی کنند وبر رفتار آنها کنترلی ندارند .فرزندان آنها نیز افرادی پرخاشگربا مسئولیت پذیری بسیار ضعیف ،بد اخلاقی و رفتار های خصومت آمیز هستند (برنز ،2006 ترجمه اکرمی ،1389).
ویژگی های چهار شیوه فرزند پروری والدین نسبت به فرزندان بطور خلاصه در جدول 2-1 آمده است:
جدول2-2 ابعاد شیوه های فرزند پروری والدین از نگاه شیفر ؛ اقتباس از شیرازی،1385
والدین نمونه ، والدین با عاطفه ،تشویق کننده و حساس به نیازهای فرزندان خود آزادی –عشق ربع اول
والدین دارای مجموعه پیچیده ومتعارض از رفتارها ، محبت افراطی کنترل – عشق ربع دوم
والدین دارای مقرارت ومحدودیت های زیاد ، نظارت شدید کنترل – طرد ربع سوم
والدین با خصلت طرد ،سهل انگار ،کناره گیر و بی تفاوت آزادی –طرد ربع چهارم
شیوه های فرزندپروری بامریند
دیانا بامریند(1971،1987، 1991)دریکرشته مطالعات برجسته با مشاهدات تعاملات والدین و فرزندان پیش دبستانی در خانه و آزمایشگاه اطلاعات فراوانی در رابطه با فرزند پروری جمع کرد. ابعاد مورد سنجش عبارت بودند از: کنترل والدین، معقول بودن درخواستهای والدین، ارتباط والد –کودک و مهرورزی والدین(استافورد ،ترجمه دهقانپور ،1377). نتایج حاصل نشان داد که شیوه های مختلف فرزندپروری در دو بعد با هم تفاوت دارد.
1- بعد پذیرندگی- پاسخ دهندگی: پاسخ دهندگی اشاره دارد به درجه ای که والدین به نیازهای فرزندان خود پاسخ می دهند. به این منظور که آنها را مورد پذیرش و حمایت قرار می دهند( مک کوبی و مارتین 1983به نقل از استرنبرگ1993 ترجمه اکرمی ،1389). این بعد به والدینی اشاره می کند که حمایت کننده هستند و به نیازهای فرزندان حساسند، خونگرم و مهربانند و همواره لبخند می زنند و فرزندانشان را تشویق می کنند. اما والدینی که کمتر پذیرنده و پاسخ دهنده هستند اغلب به سرعت انتقاد می کنند و فرزندانشان را تنبیه و تحقیر کرده و ارتباط کمتری با آنها دارند و به طور کلی آنها را نادیده می گیرند.
2- بعد توقع داشتن- کنترل: توقع داشتن اشاره می کند به درجه ای که والدین انتظارات ودرخواست هایی از فرزندان خود دارند و به رفتارهای مسئولانه بچه ها اشاره می کند(مک کوبی و مارتین1983 به نقل از استرنبرگ1993ترجمه اکرمی،1389) این والدین استانداردهای زیادی برای فرزندان خود تعیین می کنند و انتظار دارند فرزندان به آن استعدادها دست یابند(برجعلی،1378)اما والدینی که کمتر متوقع وکنترل کننده هستند، به عنوان والدین سهل گیر نامیده می شوند.خواسته ها و توقعات آنها از فرزندان کم می باشد و به آنها اجازه می دهند تا عقاید و هیجاناتشان را نشان دهند.
انجمن ملی تحقیق (1993) در نظریه بامریند تجدید نظر کرد” ترکیب گوناگون دو بعد پذیرندگی و توقع داشتن چهار شیوه فرزند پروری ارائه می کند که پژوهش بامریند روی سه شیوه آن متمرکز شده است.” (کیپک و پالمر 1997ترجمه اكرمي2- 5 این چهار شیوه را نشان می دهد.
پذیرندگی- پاسخ دهندگي
مستبدانه
– قوانین زیادی وضع می شود
– توضیحات کم است
– حساسیت نسبت به نیازهای فرزندان کم است مقتدر
– خواسته ها معقول است
– حساسیت و پذیرش فرزندان بالا است
مسامحه کار
– قوانین و انتظارات پایین است
– والدین نسبت به نیازهای فرزندان حساس نیستند و خود را در تربیت آنها در گیر نمی کنند سهل گیر