تحقیق درباره گروه های اجتماعی و ساختمان های بلند

1- فضاهای عمومی به انگیزه ای برای ترکیب بندی شهری تبدیل می شوند، چه در مرکز و چه در حومه شهر. این فضاها به عنوان عنصری که می تواند بیان کننده ظرفیت های فرهنگی شهر و در عین حال پاسخگوی نیازهای کارکردی- زیبایی شناسانه باشد، در نظر گرفته می شوند.
در اینجا فضاهای شهری دیگر و یا پروژه های تاریخی شهر می توانند همچون نقاط مرجعی برای طراحان که در تلاش برای جانمایی طرح های خود هستند ، مورد استفاده قرار گیرند. سیستم های زیست محیطی و فضای سبز را در این راستا فراموش نکنید.
2- طرح های شهری می بایست حول و حوش شبکه پیچیده بنگاه های عمومی و خصوصی حرکت کنند. شرایط امروز که با نظارت سطوح متفاوت اداری (دولتی، منطقه ای، ایالتی، شهرداری، بخش و …) همراه است، اداره یکدست طرح های شهری را دشوار می سازد. اما تنها پیاده کردن طرح در بستر آن است که می تواند تلاش های ممکن را سرعت بخشد. سرمایه گذاران خصوصی نیز تلاش می کنند تا با راه هایی همچون شراکت، در این پروژه ها با برنامه ریزان همراه شوند.
3- زمان نیز یکی از مسائل بسیار مهم است. همان طور که می دانیم پروژه های شهری به زمان نیاز دارند. اما اگر قرار است که دوام داشته باشند می بایست تلاش هایشان را برای داشتن عناصری جهت تقویت شکل شهر به کار گیرند. می دانیم کع اندیشه ها و شکل تلاش هایمان در شهر به کار گیرند. می دانیم که اندیشه ها و شکل تلاشهایمان در شهر می توانند متفاوت باشند. برای پروژه های بلند مدت در عین حال که به ایجاد زمینه سازی های مورد نیاز دست می زنیم، میبایست به اصولی که جی.دی.برنهام در آغاز سده پیش به آنها اشاره کرد باز گردیم. در هر حال زمان نباید در پروژه های شهری فراموش شود.
4- از سویی دیگر، «شکل شهر» عنصر مرکزی پروژه ای شهری است. امروز ما دوباره در حال شناسایی ظرفیت های تحلیلی آن برای فرایندهای شهری و نیز همچون ایجاد کننده بستری جهت گفتگوو میان گروه های اجتماعی و … هستیم. «شکل شهر» در حال بهره گیری از مخزن وسیع تجهیزات روش شناختی است که در طول بیست سال گذشته ایجاد شده اند. این تجهیزات به ما کمک می کنند تا گفتگوی میان پروژه با تحلیل های مرتبط ترکیب شده، واقعیت های شکل شناختی توصیف شده و تأثیر پیشنهادهای مختلف به طور خلاصه اندازه گیری شوند. همچنین راهنمایی در فرایند دگردیسی شهر که پر از عدم قطعیت هاست بشناسیم.
شکل 3-2 برخی از استراتژی های بهسازی ،وجود کاربری متغیر برای تجدید و نو سازی (مأخذ: ژوان بوسکه: 10:2006
شکل 3-3 شهر کهن ، کیفیت های مرفولیژیکی وجود دارند اما شرایط زندگی در سطح پایین است.
برداشت مجدد از شهر ( مأخذ : همان)
3-1-4 حلب
شهر قدیمی حلب جزء میراث فرهنگی جهانی یونسکو است؛ شهری با صد و ده هزار نفر جمعیت در هزاران خانه حیاط دار تاریخی ساکن هستند و یک مرکز تجاری مهم که طرح رسمی توانبخشی آن یک موضوع بین المللی روز است. بحث در مورد پروژه توانبخشی حلب قدیمی، بدون مرور اتفاقاتی که منجر به شروع آن شد، دشوار است.
خانه حیاط دار گونه بسیار پیچیده ای از سکونت در حلب و سایر شهرهای اسلامی است که تجربه قرن ها زندگی و ارتباطات انسانی را در پشت خود دارد، یک واحد معماری با خصوصیات انسانی وضعیتی ایده ال را برای روابط سنتی اجتماعی و انسانی غالب، فراهم آورده است. داخل و بیرون خانه با حفظ آسایش و امنیت شخصی، ترکیب شده است. در پشت خانه های حیاط دار، خیابان های باریکی همسایگی های کوچکی را شکل می دهند. در خیابان های بزرگ تر خدمات عمومی و تجاری متمرکز شده است، که همسایگی ها را به هم پیوند می دهد و مونومان ها و فضاهای مختلف شهری را دربر می‌گیرد.

شکل 3-4 – حلب در قرن شانزدهم؛ مأخذ: صابئنیان، نیکنام،46:1384
در اوایل دهه 50 یک طرح جامع برای تمام حلب در نظر گرفته شد که در آن چند راه اصلی، شهر قدیمی را به نواحی مختلف تقسیم می کرد.
طرح جامع در سال 1954 کامل و منطبق شد و چند راه اصلی بر روی بافت سنتی قرار گرفت. یک محور شرقی- غربی، بزرگراه پاماسک در غرب، شهر را به بزگراه رقا در شرق متصل می کرد که شهر قدیمی را می شکافت، («از دریا به صحرا» چیزی که طراحان اظهار کردند). دیگر به موازات اولی از همسایگی جنوبی عبور می کرد. سومی یک کانال اصلی از مسجد به سمت شمال را که از حومه شمالی می گذشت، قطع می کرد و از مسجد رو به شرق به سمت دژ ساخته شد.
احراز بخش های از راه های طرح جامع، قسمت قابل ملاحظه ای از بافت تاریخی را از بین برد و باعث شتاب بخشدن به مهاجرات ساکنان آن شد، ساختمان های بلند در دو طرف مسیر ها بنا شدند و خانه های حیاط دار را از محرومیت، نور خورشید و هوای محروم کردند. قسمت اعظمی از بافت، از بقیه شهر قدیمی جدا شد و رو به نابودی رفت. خانه های حیاط دار که ارائه دهنده فضاهای زندگی دارای ارتباط و تأثیر گذار بودند. به کاربری های صنعتی و اقتصادی مضر تبدیل شدند.
در اواخر دهه 70 مشخص شد که شخصیت اجتماعی و تاریخی شهر قدیمی در معرض خطر بزرگی است. این وضعیت گروهی از حفاظت کنندگان را برانگیخت تا برای حفظ باقیمانده بافت شهر قدیمی، مبارزه ای را شروع کنند، خوشبختانه بخش های اجرا شده طرح جامع، باعث تخریب کمتر از 20% از کل بافت قدیمی شده بود و بیشتر قسمت های مهم، دست نخورده باقی مانده بودند. آنها کمیته شهر قدیمی را تشکیل دادند. کمیته یونسکو را برای شرکت در سیاست حفاظت دعوت کرد.
پروژه ای برای توانبخشی شهر قدیمی حلب
به طور خلاصه سیستم کاری پیشنهاد شده بر اساس موارد زیر بود :