تحقیق درمورد اهمیت رضایت شغلی در سازمان و اهمیت رضایت شغلی


Widget not in any sidebars
بنظر هاپاك (1915) رضايت شغلي مفهومي پيچيده و چند بعدي است و با عوامل دروني، جسماني و اجتماعي ارتباط دارد. تنها يك عامل موجب رضايت شغلي نمي‌شود بلكه تركيب معيني از مجموعه عوامل گوناگون سبب مي‌گردد كه فرد شاغل در لحظه معيني از زمان از شغلش احساس رضايت كند و به خود بگويد از شغلش راضي است و از آن لذت مي‌برد. فرد با تأكيدي كه بر عوامل مختلف از قبيل ميزان درآمد، ارزش اجتماعي شغل، شرايط محيط كار و فرآورده اشتغال در زمانهاي متفاوت دارد به طرق گوناگون احساس رضايت از شغلش مي‌نمايد ( اسكويي،1381).
2-3-2- اهمیت رضایت شغلی در سازمان
اهمیت رضایت شغلی از آن جا ناشی میشود که بیشتر افراد تقریباً نیمی از ساعات بیداری خود را در محیط کاری میگذارنند. حدی از احساسات و نگرشهای مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند را رضایت شغلی میگویند. وقتی که شخص میگوید دارای رضایت شغلی بالایی است، این بدان مفهوم است که او واقعاً شغلش را دوست دارد، احساسات خوبی درباره کارش دارد و برای شغلش ارزش زیادی قائل است. نتایج تحقیقات نشان میدهد که کارکنان با رضایت شغلی بالاتر، از نظر فیزیک بدنی و توان ذهنی در وضعیت خوبی قرار دارند.(کندان ، 1998).
نیازهای فرد، محرک و برانگیزاننده او در اقدام به کار جهت رفع این نیازها می باشد. اما چرا برخی از مردم بیشتر از دیگران کار میکنند؟رابینز در این باره معتقد است که اگر هدفی برای فرد از ارزش و اهمیت بیشتری برخوردار باشد فرد برای دستیابی به آن فعالیت بیشتری انجام خواهد داد. تا حدی که همتایان با استعدادتر را از میدان بدر کند. برآورده شدن رضایت خاطر فرد را به وجود میآورد و این احساس رضایت منجر به تحریک فرد برای تلاش بیشتر و کارآیی مطلوبتر میشود. اگر انتظارات فرد از حرفه اش برآورده شود و به هدفی که از انتخاب شغل خود داشته است برسد، در او ایجاد رضایت شده و خود را موفق احساس میکند (کبیری، 1369: 50).
کوهن معتقد است اگر انگیزههای اصلی و مهم فرد در زمینه شغل او و کارهایی که انجام می دهد ارضاء شوند هر چه فاصله بین نیازهای شخصی فرد و ادراک یا نگرش او نسبت به توانایی بالقوه شغل برای ارضاء این نیازها کمتر باشد رضایت شغلی نیز زیاد خواهد بود ( ساعتچی، 1372: 24).
کاتزل و تامپسون (1990) بر این باورند که وجود انگیزش در شغل برای ادامه اشتغال لازم و ضروری است و اگر فرد به شغل خود علاقمند نباشد و در انجام وظایفش برانگیخته نشود ادامه حرفه برایش ملامتآور خواهد بود. ولی برآورده شدن نیازها از طریق حرفه، احساس رضایت نسبت به شغل ایجاد میکند. بسته به اهمیت و شدت وجود نیاز و میزان ارضاء آن توسط حرفه، احساس رضایت نیز بیشتر خواهد بود، بنابراین افرادی که از کارشان رضایت دارند و به آن علاقهمند هستند، از انگیزه زیادی در کارشان برخوردارند.( به نقل از لوکنر و هانکس ، 2003).
2-3-3- انواع رضايت شغلي و ابعاد آن
گينزبرگ و همكارانش (1915) كه رضايت شغلي را از ديدگاههاي گوناگون مورد توجه قرار دادند به دو نوع رضايت شغلي اشاره مي‌كنند:
1- رضايت دروني كه از دو منبع حاصل مي‌گردد: اول، احساس لذتي كه انسان صرفاً از اشتغال بكار و فعاليت عايدش مي‌شود. دوم، لذتي كه بر اثر مشاهده پيشرفت و يا انجام برخي از مسئوليتهاي اجتماعي و به ظهور رساندن توانائيها و رغبت‌هاي فردي به انسان دست مي‌دهد.
2- رضايت بيروني كه با شرايط اشتغال و محيط كار ارتباط دارد و هر آن در حال تغيير و تحول است. از عوامل رضايت بيروني، به عنوان مثال شرايط محيط كار، ميزان دستمزد و پاداش، نوع كار، و روابط موجود بين كارگر و كارفرما را مي‌توان نام برد. عوامل دروني كه خصوصيات و حالات فردي را شامل مي‌شود در مقايسه با عوامل بيروني كه شرايط كار و اشتغال را در بر‌مي‌گيرد، از ثبات بيشتري برخوردار هستند. لذا رضايت دروني پايدارتر از رضايت بيروني است. رضايت كلي نتيجه تعاملي بين رضايت دروني و بيروني است. (بهروز اسكويي،1381).
رضايت شغلي خود يك مفهوم پيچيده و مشكل براي اندازه‌گيري به طور واقعي است. سطح رضايت شغلي تحت تأثير يك دامنه وسيع از متغيرهاي مربوط به عوامل محيطي، سازماني، فرهنگي، اجتماعي و فردي است. (مولينز ،1996).
– عوامل فردي شامل شخصيت، آموزش، هوش و توانايي‌ها، سن، وضعيت تأهل و درك وضعيت شغلي.
– عوامل اجتماعي شامل روابط با همكاران، كار كردن گروهي و هنجارها، فرصت‌ها براي تعامل و سازمانهاي غيررسمي.
– عوامل فرهنگي شامل نگرشها، باورها و ارزشهاي زيربنايي.
– عوامل سازماني شامل ماهيت و اندازه، ساختار رسمي، رويه‌ها و خط مشي‌هاي پرسنلي، روابط كارمندان، ماهيت كار، تكنولوژي و سازمانكاري سرپرستي و سبكهاي مديريت و شرايط ‌كاري.
– عوامل محيطي شامل اثرات دولت و فن‌آوري، اجتماع و اقتصاد.
اين عوامل مختلف رضايت شغلي افراد را تحت تأثير قرار مي‌دهد. بعضي از كارگران يا كارمندان ممكن است با جنبه‌هاي خاصي از كارشان راضي شوند، ولي از جنبه‌هاي ديگري از آن ناراضي باشند.
از سوي ديگر، نيز به نظر مي‌رسد يك نظريه جامع و كلي كه رضايت را توضيح دهد وجود ندارد. با اين حال، دامنه گسترده‌اي از عوامل همانطور كه در شكل (2-1) نشان داده شده است، رضايت شغلي را تحت تأثير قرار مي‌دهند (بحرالعلوم،1378).

شکل2-1 : چهارچوب مطالعات رضايت شغلي
منبع: (بحرالعلوم،1378)
2-3-4- عوامل مؤثر بر رضايت شغلي
بر رضايت شغلي كاركنان و كاركرد سازماني عوامل مختلفي تأثير دارد. در مورد عوامل نافذ بر رضايت شغلي افراد عوامل مختلفي توسط صاحبنظران علم رفتار سازماني شناسائي شده است. لازم بذكر است كه هر يك از اين عوامل تأثيرگذار بر رضايت شغلي در يك كشوري خاص و در يك مكان مشخص مورد بررسي قرار گرفته است. برخي از عوامل مؤثر بر رضايت شغلي كه توسط محققين ارائه شده در ذيل آمده است:
دستمزد و پرداخت‌هاي مالي:
حقوق و دستمزد يك عامل مهم در كاهش يا افزايش رضايت شغلي است. زيرا پرداخت‌هاي مالي كمك مي‌كند تا نيازهاي اساسي كارمندان تأمين شود. اغلب، ميزان حقوق و دستمزد به عنوان انعكاسي از نحوه برخورد مديريت در برابر مشاركت كارمندان در سازمان و ميزان توجه مديران به آنها در نظر گرفته مي‌شود. هر گونه بي‌عدالتي در نحوه پرداخت حقوق و دستمزد روي نگرش كارمندان و رضايت شغلي اثر منفي دارد. مزايا همچنين مي‌تواند روي نگرش كل كارمندان نسبت به سازمان مؤثر باشد. اما اگر مزايا آنطور كه معمول است براي همه كارمندان يكسان پرداخت شود، تأثير چنداني روي رضايت شغلي آنها نخواهد داشت، ولي ارتباط مستقيم بين عملكرد و پرداخت مزايا مي‌تواند مؤثر باشد. (بحرالعلوم،1378).