تحقیق درمورد عرضه و تقاضا و ساختار بازار

واژه Market به‌ معني بازار و يا محل خريد و فروش آمده است (آريان‌پور کاشاني، 1380) و اصطلاحا عبارت است از منطقه‌اي معين در دست مجموع افرادي خاص که به تناسب حرفه خويش و عرضه و تقاضايي که در جامعه وجود دارد – به‌تنهايي يا گروهي- داد و ستد مي‌کنند. به‌عبارت ديگر بازار، مكان و يا موقعيتي است كه در آن، خريداران و فروشندگان، كالاها، خدمات و منابع را خريد و فروش مي‌كنند. براي هر كالا، خدمت يا منبعي كه در اقتصاد خريد و فروش مي‌شود، بازاري وجود دارد (معصومي نيا، 1383، ص 56).
واژه «بازار» در زبان پهلوي به صورت «واچار»، (معين، 1388) و در فارسي ميانه وازار و با ترکيب‌هايي چون وازارک (بازاري)، وازارگان (بازرگان)، وازاربد (رئيس بازار)، به‌کار گرفته مي‌شد. اين واژه احتمالا از صورت مفروض ايراني باستان VAHA-CARANAWAH گرفته شده که ترکيبي از VAHA که به‌معني “بها” و CARANAWAH به‌معني “زار” است؛ که در مجموع به‌معني جايگاه داد و ستد است (جمعي از نويسندگان، 1385). شواهد نشان مي‌دهد که بازار ايراني با ويژگي‌هاي خود زبانزد جهانيان بوده و واژه‌ايراني بازار به بسياري از زبان‌هاي جهان سرايت کرده است (همان، ص 306)
بيشتر زبانهاي اروپايي مانند فرانسه، انگليسي، آلماني، اسپانيايي، ايتاليايي و روسي اين واژه را از زبان پرتغالي، و خود پرتغالي‌ها آن را از ايرانيان گرفتند (معين، 1388، ص218). پس اين واژه فارسي است و سوداگران پرتغالي در قرون وسطي آن را از ايرانيان گرفته و در منابع و مآخذ تاريخي خويش به کار برده‌اند.
واژه «بازار» اکنون در بيشتر سرزمين‌هاي آسيايي و اروپايي به کار مي‌رود (شفقي، 1383، ص35) عرب‌زبان‌ها بازار را «سوق» مي‌گويند که به معناي خيابان، و از زبان بابلي قديم به‌يادگار مانده است (همان) در روايات و فقه نيز از همين تعبير براي بازار استفاده شده است.
تعاريف بسياري از بازار آمده است که به بعضي از آن‌ها اشاره مي‌شود:
بازار مکان يا موقعيتي است که در آن، خريداران و فروشندگان، کالاها، خدمات، و منابع را خريد و فروش مي‌کنند (سالواتوره؛ به نقل از سبحاني، 1385، ص 10).
از نظر يک اقتصاددان، يک بازار، شامل تمام خريداران و فروشندگاني است که در حال دادوستد کالاها يا خدمات خاصي هستند. از نظر يک بازارياب بازار مجموعه تمام خريداران بالقوه و واقعي است که براي يک کالا وجود دارد. بازار، مجموعه‌اي از خريداران و صنعت، مجموعه‌اي از فروشندگان است.
استيگلر در فرهنگ جديد اقتصادي پالگريو، بازار را چنين تعريف مي‌کند: «بازار نهادي است براي به ثمر رساندن معاملات. اين نهاد وقتي کارآ عمل مي‌کند که هر خريدار که حاضر است بيش از حداقل قيمت رايج را براي کالايي بپردازد، به خريد آن موفق شود و هر فروشنده‌اي که مايل به فروش زير حداکثر قيمت رايج است، به فروش توفيق يابد. هرچه کالاها دقيق‌تر مشخص باشند و هرچه خريدار و فروشنده نسبت به حقوق و اموالشان و نيز قيمت‌ها آگاه‌تر باشند، بازار وظايف خويش را به نحو کارآتر به انجام مي‌رساند. همچنين بازار، به تمام و کمال، خريداران و فروشندگان را قادر مي‌سازد که بر اساس انتظاراتشان از آينده تغيير رفتار دهند. بازار مي‌تواند کاملا انحصاري يا ناقص و يا کاملا رقابتي باشد…. بازار امروزه مفهومي تلقي مي‌گردد که عموما با رقابت تکميل مي‌گردد» (استيگلر،1987، ص533).
جرج کلارک در تعريف و توصيف بازار مي‌نويسد: بازار عالي‌ترين و عملي‌ترين مرکز براي تجارت و کسب و کار است که بشر تاکنون براي خود ابداع کرده است.(شفقي، 1383، ص 39).
بازار را مي‌توان سازوکاري دانست که خريداران و فروشندگان با تعامل آزاد با قيمت در آن مقدار يا خدمات را تعيين کنند. قيمت‌ها هماهنگ‌کننده تصميمات توليدکننده و مصرف‌کننده بازار است. قيمت‌هاي پايين مشوق مصرف بيشتر و کاهش توليد و قيمت‌هاي بالا مشوق توليدکننده و کاهش مصرف است. چرخ لنگر و ساز‌وکار بازار، قيمت است. با تعامل فروشندگان و خريداران در تمامي بازارها، يک اقتصاد بازاري به طور همزمان به سه مسأله اقتصادي «چه، چگونه و براي چه‌کسي» پاسخ مي‌دهد (ساموئلسن و نردهانسن،1988، ص27-28).
تعريف بازار همانند بسياري از پديده‌هاي اجتماعي به تناسب کارکردهاي گوناگون، وسيع و رو به پيشرفت آن، در طول زمان دچار تطور شده است. در آغاز بازار صرفا به منطقه و مکان خاصي گفته مي شد که افرادي به تناسب شغل و حرفه خود و عرضه و تقاضاي جامعه، در آن به داد و ستد و ارائه خدمت مي پرداختند؛ ولي امروزه به سبب پيشرفت فناوري و گسترش ابزارها و امکانات ارتباطي، مبادلات از محدوده و منطقه خاص فراتر رفته و افراد بدون اينکه در مکان خاص جمع شوند، مي‌توانند به فاصله بسيار، از طريق شبکه‌هاي گوناگون ارتباطي با يکديگر ارتباط برقرار کنند و به داد و ستد بپردازند. به‌اين ترتيب مي‌توان تعريف کامل‌تري از بازار ارائه داد: «بازار فرآيندي است که در آن رويارويي خريداران و فروشندگان يک کالا با يکديگر، قيمت و مقدار کالا را تعيين مي‌کند.» (نظرپور، 1385).
هر تعريفي براي بازار وجود داشته باشد، بازار ممکن است در يک موقعيت جغرافيايي در يک محدوده زماني و مکاني معين در نظرگرفته شود. در اين ويژگي اقتصاددانان، بازار را به دسته‌بندي متعارف بازار رقابت کامل در برابر بازار انحصار کامل يا بازار رقابت انحصاري در برابر بازار با انحصار دوجانبه‌يا چندجانبه تقسيم مي‌کنند، يا بازار را در تعريف موقعيت به بازار شبک‌هاي که پديده دهه اخير دنياي اقتصاد مدرن است، مي‌شناسند. هر بازار با تعداد عاملين در بازار، جريان ورود و خروج، همگني يا غيرهمگني کالا، دانش و اطلاعات کامل يا ناقص، قيمت‌پذيري يا قيمت‌گذاري و نحوه کارکرد بازار و مکانيسم در آن، به عنوان محرک‌هاي پويا و مؤثر تجزيه و تحليل مي‌شود و از هر بازار انتظار دارند نحوه کارايي در بازار، تعادل مورد نياز در آن و بهينگي را تشريح کند (پورفرج، 1386). منظور از بازار در اين پژوهش، موقعيتی است که در آن خريدار و فروشنده به خريد و فروش و عرضه کالاها مي‌پردازند.
2-1-2 اقسام بازار
بررسي ساختار بازار، بحث در خصوصيات سازماني آن؛ مباحثي نظير: رقابتي يا انحصاري بودن بازار و… را بر مي‌تابد. زيرا با شناخت درست و صحيح از ساختار بازار، مي‌توان به چگونگي تعيين قيمت و سطح توليد و ساير سازوکارهاي عرضه و تقاضا پي برد. بازارها براساس تعداد عرضه‌کنندگان، متقاضيان و نوع کالا شامل اقسام ذيل است:
1- بازار رقابت كامل ؛ آدام اسميت اولين کسي است که به گونه‌اي نسبتا دقيق به مسأله رقابت کامل پرداخت. اسميت در كتاب ثروت ملل به اطلاعات كامل اشاره‌اي نكرده، اما وجود اطلاعات قابل قبول را براي واحدهاي اقتصادي لازم مي داند (وست ،1992، ص 23). وي معتقد است رقابت، مفهوم رفتاري است كه از عدم تعادل شروع مي‌شود. رقابت، ساختار از پيش تعيين شده‌اي نيست كه لازم باشد فرض اطلاعات كامل در اين ساختار تحقق يابد (اسميت ،1776، ص 73). او مي گويد که در صورت عدم دخالت دولت، دست نامرئي عمل مي‌کند و رقابت در اقتصاد شکل مي‌گيرد. در نتيجه‌اين رقابت، افراد با تلاش براي دستيابي به منافع شخصي، منافع اجتماعي را نيز به حداکثر مي رسانند و قيمت‌ها در شرايط رقابت، از تقاطع منحني‌هاي عرضه و تقاضا پديد مي‌آيد. در بلندمدت قيمت بازار، هم سطح قيمت طبيعي قرار خواهد گرفت و اين جريان با مکانيزم خودکاري انجام مي‌پذيرد که مبتني بر شرايط رقابت کامل است. اسميت معتقد است که اگر در کوتاه مدت قيمت بازار از قيمت طبيعي منحرف شود در بلندمدت اين گونه انحرافات خود به خود از بين مي‌رود و قيمت بازار دوباره برابر با قيمت طبيعي خواهد شد (تفضلي، 1388، ص 95- 96 ).
اسميت شرايط رقابت کامل را در قالب اقتصاد مطرح کرد و بعدها نئوکلاسيک‌هايي مانند اجورث، جونز، و کلارک آن را تکميل کردند (رناني، 1376، ص 87). نئوكلاسيك‌ها بر خلاف کلاسيک‌ها، رقابت را از فرض تعادل شروع كرده و يكي از شروط تعادل را اطلاعات كامل مي دانستند
جونز در كتاب نظريه اقتصاد سياسي با ادغام مفاهيم بازار و رقابت، اطلاعات كامل را براي اولين بار وارد بازار رقابت كامل كرد. وي براي تحقق اطلاعات كامل، افزون بر اطلاع تجار از شرايط عرضه و تقاضا و نرخ مبادله، وجود بازار كاملاً رقابتي را نيز ضروري مي دانست. شرايط رقابتي حاكم بر بازار سبب مي‌شود كه هر شخصي در بازار بتواند بر اساس كم ترين مزيت آشكار شده با ديگري مبادله كرده و هيچ گونه تباني كه به احتكار كالا براي غيرطبيعي نمودن نرخ مبادله منجر شود، اتفاق نيفتد (ايتول ، 1987).
اجورث با ارائه‌ي تعريفي سيستماتيك از رقابت و با تركيب شرط بسيار بودن تعداد رقبا، يعني شرط كورنو و شرط اطلاعات كامل جونز، شرايط جديدي را براي تحقق رقابت كامل بيان كرد (استيگلر ، 1957). از اينجا بود كه فرض اطلاعات كامل به عنوان فرضي ضروري در بازار ايده آل سرمايه داري مطرح شد؛ بدين معنا كه قبل از شكل گيري رقابت، بايد فرض اطلاعات كامل محقق شود.
در مجموع مي‌توان گفت شرايط زير براي تحقق بازار رقابت کامل ضروري است:
تعداد فروشندگان (بنگاه‌هاي توليدي) بسيار زياد است؛
كالاهاي توليد شده، همگن و مشابه است؛
ورود به صنعت و خروج از آن براي توليدكنندگان آزاد است (يا به سهولت انجام مي‌شود)؛
تعداد مصرف‌كنندگان بسيار زياد است؛
اطلاعات كامل درباره بازار در دسترس است؛