تحقیق درمورد هوش معنوی و سلامت روانی و هوش هیجانی و سلامت


Widget not in any sidebars

ب: مبانی عملی تحقیق
2-5- تحقیقات داخلی
هدف از انجام اين پژوهش بررسي رابطهي ميان هوش هيجاني، رضايت شغلي و تعهد سازماني در كاركنان يك شركت خصوصي است. در اين پژوهش پنج فرضيه مورد بررسي قرار گرفت. نمونهي پژوهش شامل 200نفر از كاركنان است كه با روش نمونهگيري تصادفي طبقهاي انتخاب شده اند. اين پژوهش توصيفي از نوع همبستگي بوده است. نتايج نشان داد كه رابطهي ميان هوش هيجاني و رضايت شغلي، هوش هيجاني و تعهد سازماني، رضايت شغلي و تعهد سازماني معنادار ميباشد. همچنين ميان هوش هيجاني با رضايت شغلي و هوش هيجاني با تعهد سازماني نيز رابطهاي چندگانه وجود دارد كه هوش هيجاني 16درصد از واريانس رضايت شغلي را پيشبيني ميكند و هوش هيجاني 14درصد از واريانس تعهد سازماني را پيش بيني ميكند.
در پژوهش بررسي سلامت عمومي دانشجويان دانشگاههاي كشور « ورودي 80-79» كه توسط مرادي و همكارانش(1380) انجام شده است محققین با هدف بررسي وضعيت سلامت عمومي دانشجويان با استفاده از پرسشنامهGHQ-28 به اين نتايج دست يافتند كه حدود 16% دانشجويان به نوعي از عدم سلامت روان برخوردار هستند. همچنيني يافته هايشان نشان داد كه شيوع اختلالات روانشناختي در ميان دانشجويان دختر به طور معناداري بيشتر از دانشجويان پسر است.
سهرابي(1380)، در پژوهش بررسي رابطه بين سلامت رواني و پيشرفت تحصيلي دانشجويان دانشگاههاي تهران استفاده از پرسشنامه سلامت عمومي(GHQ) و معدل ترمهاي گذشته دانشجويان به اين يافته دست پيدا كردند كه ميزان ضريب همبستگي به دست آمده بين سلامت رواني و پيشرفت تحصيلي دانشجويان نشان داد كه بين دختران و پسران و مجردين و متاهلين و دانشجويان دورههاي شبانه و روزانه از لحاظ سلامت رواني تفاوت معني داري وجود نداشت.(به نقل از پورقاز، رقيبي، 1383).
جعفر بوالهري( 1385)، در مقالهاي تحت عنوان استراتژيهاي ارتقاء بهداشت رواني به اين موضوع اشاره مي نمايد كه توجه به پيشگيري و كنترل مشكلات هيجاني و روانشناختي، آموزش و ارتقاء سبك زندگي سالم، آموزش مهارتهاي اجتماعي و حل مسئله، آموزش به مددكاران، دانش آموزان، والدين، مسئوليت دادن به افراد براي طرح ريزي آموزشي و اجراي آن از اهم موارد است. وي اشاره مي كند كه دو محيط اساسي از نظر بهداشت رواني- اجتماعي محيط كار و محيط آموزشي است.
خير النساء مستخدمين حسيني در پژوهشي تحت عنوان بررسي و مقايسه سلامت روان در مدارس عادي و خاص( 1381) به اين نتايج دست يافتند كه بيم دو گروه دانش آموزان مدارس عادي و خاص تفاوت معناداري وجود داشته و بين دو گروه دختر و پسر در اين زمينه تفاوت معني داري وجود داشته است.
اصفهاني اصل و مهديپور (1389)، در تحقیقی به مقایسه سلامت عمومی، منبع کنترل، انگیزه پیشرفت و خوداثربخشی در پزشکان زن و مرد پرداختند. هدف از انجام اين پژوهش مقايسه سلامت روان، منبع کنترل، انگيزه پيشرفت و خوداثربخشي در پزشکان زن و مرد ناحيه شمال خوزستان بود. جامعه مورد بررسي شامل کليه پزشکان عمومي زن و مرد شمال خوزستان بود که از اين ميان تعداد 200 نفر به صورت نمونه گيري تصادفي طبقهاي به عنوان نمونه انتخاب شدند که با تکميل چهار پرسشنامه سلامت عمومي «GHQ 28»، «منبع کنترل راتر»، «انگيزه پيشرفت»، و «مقياسGSE » در پژوهش شرکت کردند. نوع مطالعه اين پژوهش علي- مقايسه اي بوده است. براي تجزيه و تحليل داده ها از روش آماري «تجزيه و تحليل واريانس چند متغيريANOVA » استفاده شد. سطح معناداري در اين پژوهش 95 درصد مي باشد. نتايج حاصل از اين پژوهش نشان داد، سلامت روان و منبع کنترل در بين پزشکان زن و مرد تفاوت معناداري ندارد اما انگيزه پيشرفت و خوداثربخشي در بين پزشکان زن و مرد تفاوت معني داري وجود دارد و سطح انگيزه پيشرفت و خوداثربخشي در مردان پزشک به طور مشخصي از زنان پزشک بالاتر بود.
شعاع‌كاظمي و مؤمني جاويد (1388)، به بررسی رابطه هوش هيجاني و ويژگي‌هاي شخصيتي دانشجويان دختر رشته‌هاي تربيت بدني و علوم تربيتي، پرداختند. اين تحقیق به روش پيمايشي به بررسي رابطة هيجاني و ويژگي‌هاي شخصيتي دانشجويان مي‌پردازد. هدف از اين پژوهش بررسي ويژگي‌هاي شخصيتي دو گروه از دانشجويان علوم انساني، و تأثير هوش هيجاني در نوع شخصيت است. فرضية اصلي پژوهش اين است كه بين رشتة تحصيلي، ويژگي‌هاي شخصيتي و هوش هيجاني تفاوت معناداري وجود دارد. ابزار پژوهش، پرسش‌نامة هوش هيجاني شيرينگ با سي‌وسه پرسش و اعتبار 63/0، و پرسش‌نامة شخصيت نئو با شصت پرسش و اعتبار 80/0 است. يافته‌هاي پژوهش حاكي از ارتباط بين هوش هيجاني و تمامي ابعاد شخصيت، بجز نوروتيسم، در دانشجويان تربيت بدني68/0=r، و همبستگي مثبت و معنادار بين هوش هيجاني و تمامي ابعاد شخصيت، بجز گشودگي تجربه در دانشجويان علوم تربيتي72/0=r است. با توجه به نتايج، استنباط مي‌شود كه ويژگي‌هاي شخصيتي و رشتة تحصيلي در دانشجويان تربيت بدني، موجب اضطراب سطح پايين و تبديل آن به فعاليت‌هاي مثبت مي‌شود، ولي دانشجويان علوم تربيتي به دليل عدم فعاليت‌هاي فيزيكي و يا فرصت كم تجربه، ويژگي‌هاي نوروتيسم يا اضطراب قابل ملاحظه‌اي دارند.
در پژوهشی دیگر خسروجردی و خانزاده (1386)، به بررسی رابطه هوش هیجانی با سلامت عمومی در دانشجویان دانشگاه تربیت معلم سبزوار، پرداختند. پژوهش حاضر از نوع توصيفي است. جامعه آماري اين پژوهش متشكل از كليه دانشجويان دختر و پسر دوره كارشناسي دانشگاه تربيت معلم سبزوار است كه در نيمسال دوم سال تحصيلي 83-82 مشغول به تحصيل بودهاند. نمونه مورد نظر 230 نفر از دانشجويان كارشناسي بود كه با روش نمونهگيري چند مرحلهاي انتخاب شدند و براي جمع آوري داده ها از سه پرسشنامه جمعيت شناسي محقق ساخته پرسشنامه سلامت عمومي و پرسشنامه هوش هيجاني ماير استفاده شد. روشهاي آماري مورد استفاده ضريب همبستگي پيرسون،‌ ضريب تعيين رگرسيون ساده،‌ رگرسيون چندگانه با روش گام به گام،‌ آ‍زمون تي و تحليل واريانس چند متغيري است. يافتههاي پژوهش رابطه 68/0- را بين هوش هيجاني و سلامت عمومي نشان مي دهد. يعني 46 درصد تغييرات سلامت عمومي را هوش هيجاني پيش بيني ميكند. نتايج تحليل رگرسيون نشان ميدهد كه بازسازي احساسات بهترين پيش بيني كننده سلامت عمومي ميباشد. در مقايسه هوش هيجاني دختران و پسران، پسران از هوش هيجاني بالاتري برخوردار ميباشند و نتيجه مقايسه سلامت عمومي دختران و پسران سلامت عمومي بيشتر در پسران را نشان ميدهد.
زهراكار (1386)، به بررسي رابطه مولفه هاي هوش هيجاني و عملكرد تحصيلي پرداخت. هدف از تحقيق حاضر، بررسي رابطه مولفههاي هوش هيجاني و عملکرد تحصيلي دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد اسلام شهر است. جامعه آماري اين تحقيق، کليه دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد اسلام شهر است. از اين جامعه با استفاده از روش نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي 400 نفر (200 دانشجوي پسر و 200 دانشجوي دختر) انتخاب و با پرسشنامه هوش هيجاني بار- ان مورد آزمون قرار گرفتند. نتايج تحقيق نشان مي دهد که ضريب همبستگي محاسبه شده، بين همه مولفههاي هوش هيجاني و عملکرد تحصيلي مثبت و معنادار است، همچنين نتايج تحليل رگرسيون گام به گام نشان مي دهد که در بين مولفههاي هوش هيجاني، مولفه هاي خوش بيني، خرسندي، تحمل استرس، کنترل تکانه و مسالهگشايي، پيشبيني کنندههاي معناداري براي عملکرد تحصيلي هستند.
اکبریزاده و همکاران(1390) در تحقیقی با عنوان« ارتباط بین هوش معنوی، سخت رویی و سلامت عمومی در بین پرستاران» به این نتیجه دست یافتند که بین هوش معنوی و سخترویی، هوش معنوی( و مولفه های آن) و سلامت عمومی، و سخترویی و سلامت عمومی رابطه معناداری وجود دارد و همچنین بین بخش محل کار با مولفه شکیبایی هوش معنوی رابطه معناداری جود دارد.
رقیبی، معلمی و سالاری (1389) در پژوهش که که با هدف بررسی مقایسهای هوش معنوی و سلامت روان در افراد معتاد و غیرمعتاد انجام گرفت به این یافته رسیدند که بین نمره های هوش معنوی و سلامت روان معتادان و غیرمعتادان تفاوت معناداری وجود دارد بطوری که معتادان به مواد مخدر از هوش معنوی و سلامت روانی پایینتری نسبت به گروه عادی برخوردار بودند. همچنین در هر دو گروه بین هوش معنوی و سلامت روان همبستگی معناداری مشاهده شد.
نتايج مطالعه‌اي در اين زمينه در شهر شیراز (1388) نشان دادند كه وضعيت هوش هيجاني پرستاران در طول چهار سال تحصيل (88-1385) خود در مجموع، در حد متوسط است. همچنين نتايج مقايسه وضعيت هوش هيجاني پرستاران در طول 4 سال تحصيل نشان دادند كه ميانگين نمره هوش هيجاني آنها در سالهاي متوالي بهبود مي‌يابد. تكامل رشد، تجارب باليني، تجارب زندگي و برنامههاي آموزشي مبتني بر حل مسأله ميتوانند از دلايل احتمالي آن باشد.(بخشی سورشجانی، 1389).
در بررسي رابطه هوش هيجاني با سلامت رواني و عملكرد تحصيلي دانشجويان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامي واحد بهبهان (1387) نيز نتايج نشان دادند كه بين هوش هيجاني و تمام مؤلفههاي آن با متغيرهاي عملكرد تحصيلي و سلامت رواني دانشجويان رابطه معنيدار وجود دارد. همچنين نتایج نشان داد كه ميانگين نمره كلي هوش دانشجويان دختر بيش از دانشجويان پسر است.(بخشی سورشجانی،1389).
در مطالعه‌اي دیگر، که رابطه هوش هيجاني با سلامت عمومي دانشجويان دانشگاه تربيت معلم سبزوار(1389) مورد بررسي قرار گرفت كه نتايج آن حاكي از وجود رابطه معنيدار بين هوش هيجاني و سلامت عمومي دانشجويان است. همچنين در مقايسه هوش دانشجويان دختر و پسر، دانشجويان پسر از هوش هيجاني بالاتري برخوردار بودند.(خسروجردی و خانزاده، 1390).
مؤمني (1384) در پژوهشي به بررسي ارتباط هوش هیجانی مديران و جو سازماني پرداخت. نتايج نشان داد كه هوش عاطفي بالاي مديران با جو سازماني متعالي آنان ارتباط مستقيم دارد. به علاوه بین تمامي مؤلفه هاي هوش عاطفي با مؤلفه هاي جو سازماني همبستگی وجود داشت.
مطلبی و همکاران (1388) پژوهشی با هدف بررسي رابطه هوش هيجاني مديران و توانايي آنان در جلب اعتماد معلمان در دوره ابتدايي شهر اصفهان انجام دادند. نتايج حاصل از تجزيه و تحليل دادهها نشان داد كه بين اعتماد معلمین و مؤلفه هوش هيجانی رابطه مثبتي وجود دارد.
همچنین یافته های زارعان، اسدالله پور و بخشی پور(1386)، میری و اکبری(1386)، نشان میدهد که بین هوش هیجانی و سلامت روانی رابطه وجود دارد. هوش هیجانی علاوه بر سلامت روانی بر احساس خودکارآمدی و رضایت شغلی نیز مرتبط است.
امینی و همکاران(1387) در تحقیقی به بررسي رابطة هوش هيجاني با خودكارآمدي و سلامت روان و مقايسة آن در دانش آموزان ممتاز و عادي پسر دورة متوسطة شهرستان اشنويه پرداختند. بدين منظور 249 دانش آموز به عنوان نمونه( 115 دانش آموز ممتاز و 134 دانش آموز عادي) به روش نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي انتخاب شدند. براي جمع آوري داده ها از پرسشنامه هاي هوش هيجاني شاته و همكاران، خودكارآمدي شرر و همكاران و سلامت عمومي گلدنبرگ استفاده شد. نتايج نشان داد كه هوش هيجاني با خودكارآمدي و سلامت روان در هر دو گروه از دانش آموزان رابطة معناداري دارد. همچنين نتايج نشان داد كه بين هوش هيجاني، باورهاي خودكارآمدي و سلامت روان دانش آموزان ممتاز و عادي تفاوت معناداري وجود دارد.
2-6- تحقیقات خارج از ایران
نیکولا، جوهان، اینر، ناوجوت و سالی (2007) در یک فراتحلیل نشان دادند که هوش هیجانی با سلامت روانی رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین بین ابعاد سلامت روان و هوش هیجانی رابطه وجود دارد.
یافته های ونتا، نیکولاس و تد (2005) و پترید، نورا و آدریان (2004) نشان می دهد که هوش هیجانی با پیشرفت تحصیلی، رضایت زندگی، شیوه های حل مسئله، کنارآمدن و اختلالهای رفتاری کمتر رابطه مثبت دارد.
ولاستر در سال 1987 پژوهشي تحت عنوان “عوامل مؤثر بر رضايت شغلي معلمان” انجام دادند و عوامل و متغيرهايي چون محل مدرسه، اندازه مدرسه، مقطع تحصيلي، سن، جنس، وضعيت تاهل، سابقه خدمت، ارشديت، سطح تحصيلات را بررسي نمودند. نتايج تحقيق سه عامل حقوق، پيشرفت و شناخت را در ايجاد نارضايتي شغلي مسبب دانسته و عوامل سرپرست، روابط با همكاران، تعهد و ماهيت كار را به عنوان عواملي كه ايجاد نارضايتي نمي كردهاند، مطرح كرده است.
کرمیک (2000) در تحقیقی به بررسی و مطالعه نگرش های شغلی همچون رضایت شغلی، تعهد سازمانی و تعهد شغلی و رابطه آن با سازگاری شغلی پرداخته است او به این نتیجه دست یافت که بین رضایت شغلی و تعهد سازمانی رابطه مثبت و معنی دار ی وجود دارد.