تحقیق رایگان با موضوع مدل پذیرش تکنولوژی و سیستمهای اطلاعاتی

باورها یاعقاید هنجاری
هنجارهای ذهنی
هنجارهای ذهنی
(بازی،2012؛ 187-201).
2-19-5- تئوري انتشار نوآوريها:
اورت ام راجرز در سال 1962 تئوري انتشار نوآوريها را ارائه نمود. راجرز در كتاب خود با عنوان «انتشار نوآوريها»، اين تئوري را مطرح كرد كه نوآوريها به شكل يك منحني S در جامعه بسط و گسترش مي‌يابند. به گونه‌اي كه ابتدا گروهي از پذيرندگان اوليه آن تكنولوژي يا نوآوري خاص را مورد استفاده قرار مي‌دهند؛ و پس از آنها، گروه كثيري از جامعه آن نوآوري خاص را مي‌پذيرند تا اينكه آن نوآوري در جامعه؛ عادي و رايج مي‌شود. راجرز در تئوري فرآيند تصميم نوآوري اذعان مي‌كند كه انتشار نوآوري فرآيندي است كه طي زمان و در پنج مرحله: آگاهي- ترغيب- تصميم- پياده‌سازي و تاييد، اتفاق مي‌افتد.
افراد از نظر ابتكار و نوآوري فردي در پنج گروه متمايز قابل طبقه‌بندي هستند كه اعضاي هر طبقه خصوصيات متمايز خاصي به شرح زير دارند:
نوآورانيا نوجويان جسور: عموماً افرادي تحصيلكرده، جسور و با غناي اطلاعاتي متنوع، كه با پذيرفتن ريسك، افكار يا ايده‌هاي جديد را مي‌آزمايند.
زودپذيرها يا پذيرندگان اوليه: افراد صاحب‌نظر، پيشروان اجتماعي، افراد معروف و مشهور و افراد تحصيلكرده كه نظريه‌هاي جديد را به سرعت ولي با دقت مي‌پذيرند.
اكثريت پيشگام: شامل قشر متوسط جامعه و افراد وابسته به گروههاي غيررسمي جامعه كه داراي حزم و احتياط هستند و به ندرت پيشگام مي‌شوند.
اكثريت ردة آخر يا موخر: شامل افراد سنتي، بدبين و شكاك؛ و افراد دهكهاي پايين اقتصادي جامعه كه ايده‌هاي جديد را پس از آزموده شدن توسط اكثريت جامعه، مي‌پذيرند.
افراد كند و پسرو: شامل همسايگان و دوستان افراد مرجع و پيشرو؛ و افراد ريسك‌گريز كه به سنت پايبندند. اين افراد به تغييرات نظر خوشي ندارند و فقط وقتي‌كه مدت زماني از ايده‌هاي جديد گذشت و به صورت سنتي درآمده باشد، از آن استفاده مي‌كنند. (راجرز، 1995؛208).
2-19-6- تئوري اقدام مستدل:
تئوري اقدام مستدل در سالهاي 1975 تا 1980 توسط مارتين فيشبين و آيسك آژن ارائه شد. اين تئوري شامل سه مؤلفه عمومي است كه عبارتند از: 1- قصد رفتاري، 2- نگرش، 3- هنجار ذهني. براساس اين تئوري قصد رفتاري يك فرد به نگرش فرد نسبت به آن رفتار و هنجارهاي ذهني بستگي دارد. قصد رفتاري به طور نسبي ميزان قصد فرد براي انجام يك رفتار را نشان مي‌دهد. نگرش شامل باورها درباره نتايج و تبعات انجام يك رفتار و همچنين ارزيابي شخص از آن نتايج مي‌باشد. هنجار ذهني تركيبي است از احساس فرد نسبت به انتظارات افراد يا گروههاي وابسته و همچنين قصد تطبيق با اين انتظارات. به بيان ديگر طبق تعريف فيشبين و آژن، هنجار ذهني عبارتست از “احساس يك فرد درباره اينكه اكثر مردمي كه براي وي مهم هستند درباره انجام آن رفتار خاص چگونه فكر مي‌كنند”. تركيب نگرش يك فرد با هنجارهاي ذهني؛ قصد رفتاري آن فرد را شكل مي‌دهد.
شپرد و همکاران با كليات اين تئوري موافقند ليكن استثنائاتي را نيز مطرح مي‌كنند. آنها معتقدند كه براي مباني اين تئوري يعني 1- استفاده از نگرشها و هنجارهاي ذهني براي پيش‌بيني قصد رفتاري و 2- استفاده از قصد رفتاري براي پيش‌بيني انجام يك رفتار، سه نوع شرايط محدودكننده وجود داردكه عبارتند از: اهداف در برابر رفتار انتخاب بين چند پيشنهاد، قصد در برابر برآورد و تخمين (شپرد، 1988؛207).
2-19-7- تئوري رفتار سنجيده :
آژن در سال 1985 و در ادامه تحقيقات خود و در توسعه مدل تئوري اقدام مستدل طي مقاله‌اي تحت عنوان «از قصد تا رفتار، تئوري رفتار سنجيده» به ارائه اين تئوري موفق شد. بدين ترتيب كه متغير پيش‌بيني كننده ديگري به نام احساس كنترل رفتاري را به مدل اوليه تئوري اقدام مستدل اضافه نمود تا براي توضيح مواقعي كه افراد قصد انجام رفتاري دارند، ليكن رفتار واقعي به دليل عدم اطمينان يا كنترل فرد بر رفتار موردنظر، محقق نمي‌شود، بتوان از آن استفاده نمود. (ميلر، 2005،401).
رفتار انسان با سه نوع از ملاحظات و تأملات هدايت مي‌گردد كه عبارتند از: باورهاي رفتاري، باورهاي هنجاري و باورهاي كنترلي. به ترتيب، باورهاي رفتاري موجب شكل‌گيري نگرش مثبت يا منفي نسبت به يك رفتار مي‌شوند. باورهاي هنجاري منجر به هنجارهاي ذهني مي‌گردند و باورهاي كنترلي به نوبه خود باعث بوجودآمدن احساس كنترل رفتاري در فرد مي‌گردند. براساس تئوري رفتار سنجيده، متغيرهاي سه‌گانه: نگرش نسبت به رفتار، هنجارهاي ذهني و احساس كنترل رفتاري منجر به شكل‌گيري قصد رفتاري مي‌گردند. به طور مشخص فرض بر اينست كه متغير احساس كنترل رفتاري، نه تنها به صورت مستقيم بر رفتار واقعي تاثير مي‌گذارند، بلكه به‌صورت غيرمستقيم و از طريق شكل‌گيري قصد رفتاري بر خود رفتار واقعي تأثير مي‌گذارد.
2-19-8- مدل پذیرش تکنولوژی:
مدل پذیرش تکنولوژی در سال 1989 توسط فرد دیویس برای بررسی رفتار استفاده از کامپیوتر ارائه شد. مبنای تئوریکی این مدل از تئوری رفتار مدلل آجزن و فیش بین اقتباس شده است. این مدل بسیاری از معیارهای نگرشی تئوری رفتار مدلل را با معیارهای سهولت استفاده درک شده و مفید بودن درک شده جایگزین میکند. طی 18 سال گذشته جامعه سیستمهای اطلاعاتی مدل پذیرش تکنولوژی را به عنوان یک تئوری قوی در زمینه سیستمهای اطلاعاتی مورد توجه قرار دادهاند( (ونکاتش، دیوز،2000؛ 78-90).
طبق مدل پذیرش تکنولوژی رفتار استفاده از یک تکنولوژی اطلاعاتی، به وسیله قصد استفاده از آن سیستم خاص تعیین می شود و قصد استفاده نیز به نوبه خود به وسیله میزان مفید بودن تکنولوژی مورد نظر از دیدگاه استفاده کننده و سهولت استفاده از سیستم توسط او تعیین می شود(دیوز، 1989، 809).
این دو عامل بر طرز نگرش فرد نسبت به استفاده از یک سیستم خاص تاثیر میگذارند و طرز نگرش بر تمایل رفتاری فرد به استفاده از سیستم مورد نظر تاثیر میگذارد و تمایل به استفاده واقعی از سیستم مورد نظر منجر می شود.
شکل شماره 3 مدل پذیرش تکنولوژی
سودمندی ادراک شده