تصمیم گیری باز

 

۲-۹- مدل سازی واسه تصمیم

واسه شناخت بهتر روند مدلسازی اراده کردن، به کارای سایمون باز می گردیم. به نظر سایمون، روند اراده کردن دارای سه فاز مجزاست: اطلاعات، طراحی و انتخاب (Simon, 1977). موضوع اجرا بعدا به این سه فاز اضافه شد. معنی تصویری روند مدلسازی در شکل آمده (Turban ,1990). جریانی از فعالیتها از اطلاعات تا طراحی و بعد انتخاب جریان داره، اما در هر فاز ممکنه که ما به فاز قبلتر برگردیم. در فاز اطلاعات، واقعیت محیط مورد آزمایش قرار گرفته و مسئله مشخص و تعریف می شه. در فاز طراحی، مدلی که نشون دهنده سیستم باشه، ساخته می شه. این کار با ساده سازی واقعیت و هم اینکه نوشتن روابط بین متغیرها شدنیه. اون وقت مدل به وسیله معیارهای آزمایش مورد تائید قرار میگیره (Awad, 1994). فاز انتخاب شامل راه حل واسه مدله. باید توجه داشت که این راه حل مسئله اصلی ما نیس، بلکه راه حلی واسه صورتی از مسئله س که در مدل ما باز تعریف شده. این راه حل در مدل تست می شه. اون وقت که راه حل پیشنهادی منطقی بنظر رسید، این راه حل واسه اجرا آماده س. اجرای موفق، یعنی حل مسئله اصلی ما. شکست ما رو دوباره به روند مدلسازی می بره (Turban ,1990).

راه حل

۲-۹-۱- مدل مطلوبیت مورد انتظار

مدل مطلوبیت مورد انتظار که یه مدل عقلایی رفتاریه، بوسیله روانشناسان معرفت شناسی مورد رقابت قرار گرفته (Singer E. & V. Hudson, 1992). آزمایشات و هم اینکه نظر سنجیا نشون میده که مردم واسه تصمیمات ساده خود از روشهایی که مدل عقلایی در اختیار اونا قرار داده استفاده نمی کنن و بجای بیشینه کردن مطلوبیت، مردم اکثرا اثرات و یافته های تصمیم رو به عنوان چارچوب بر انتخاب می کنن. اونا با احتمال خیلی کم به یه تحقیق همه جانبه و کل گرا [۱] دست میزنن. مردمون عادی، از محاسبات پیچیده واسه اراده کردن احتراز می کنن، چون محدودیتای کارکرد درک بشری با محاسبات پیچیده ریاضی تو ذهن همخوانی نداره(Simon, 1957). این محدودیتا همانهاست که در بحث مدل عقلایی محدود[۲] به اونها پرداخته می شه؟ توانایی آدم واسه محاسبه و استنتاج محدوده، اما مدل عقلایی محدود با احتمال خیلی کم دقیق و موشکافانه تعریف می شه. وقتی که مدل عقلایی محدود به شکل دقیق و کامل مطرح می شه، شباهت عجیبی با رفتار هنجاری مدلای عقلایی داره (Morrow, 1997). وقتی که که بازیگران اجتماعی، به دنبال پیدا کردن هزینه هر کدوم از فعالیتهای خود هستن، اولین راه حل قابل قبول رو قبول می کنن. خیلی از معرفت شناسا، بر این عقیده ان که تئوری مطلوبیت، هنجاری و تجویزیه. پس، بر خلاف اینکه این تئوری ایده آله، اما به شکل واقعی روند اراده کردن رو بیان نمی کنه. نظریه دیگه، تئوری دورنما (Kahneman D., & A. Tversky, 1979) به عنوان یه بدیل واسه مدل­های عقلایی مطرح گردید. در دوران ما که دوره تخریب گری [۳] است، این موضوع در روانشناسی شناختی رایجه که به انتخاب عقلایی حمله شه و بدون دودلی با محدودیتای گفته پذیر اون موافقت شه. معهذا، تئوری مطلوبیت مورد انتظار با چارچوب پذیری مسائل و پیشرفت و انکشاف راه حلا تعامل نمی کنه. در همین رابطه، بجای انتخاب راه حلایی که همه اجزای اون معلوم نیس، اما شاید سود آوره، آدما اون راهی رو بر انتخاب می کنن که در دسترسه. این یکی از ابعاد راه حله که فقط در روانشناسی شناختی مطرح می شه.

روانشناسی

اما جامعه شناسانی مثل اتزیونی و کولمن اینطور بحث می کنن که عوامل فرهنگی و اجتماعی، معرف متغیرهای اصلی اراده کردن هستن. اتزیونی میگه که تصمیم تنها یه امر تکی نیس (مانند اختیار در برابر زور) که بتونه جداگونه از زمینه خود انجام شه. اراده کردن نیاز به توجه کردن به شرایط فرهنگی داشته و هم اینکه شناسایی نتیجه های زیادی مثل زیر داره:

اراده کردن

۱-عوامل اجتماعی مانند پیمانای بین دسته ها و گروه ها (Brumfield, 1993)

۲-سازمان اجتماعی(که در جامعه شناسی کارکردگرایی[۴] به ساختار اجتماعی معروفه).

۳-تعهدات اخلاقی و ارزشهای ایدئولوژیک

۴-احساسات شخصیتای فردی

 

اضافه بر این، اتزیونی عقیده داره که افراد کارکردای مطلوبیت چندگانه دارن، چون اهداف زیاد دارن و این کارکردها با همدیگه نزدیک نیستن و گاه از حد خود بالاتر می رن (Mintz ,1997). برعکس، بازیگران سیاسی در شبکه هایی از آدما که بعضی وقتا با هم تداخل دارن و این افراد در اهداف مربوط به این لحظه که واسه منظور خاصی در نظر گرفته شده، سهیم هستن، مشارکت دارن. منظور از دستجات، گروه های غیر رسمی هستن که میان و در کنار ساختار نهادهای حکومتی نمایان شده و می رن. فاکس و برامفیلد این دستجات رو یه سری از افراد مشخص با اهداف چندگانه که بدنبال عمل طرفدار سازمان خود می باشن، می گن (Brumfield ,1993).

بر خلاف همه مطالب فوق، اراده کردن در سیاست خارجی به شکل کلی هم در گروه مدلهای عقلایی و هم در گروه روانشناسی شناختی مطرح شده. روانشناسان سیاسی گرایش به دو شاخه کردن و بعد مطالعه نخبگان و یا رفتار سیاسی مردم رو دارن. بعبارت دیگه، تمرکز اونا همراه با محدود سازی زاویه دید خود به تنها بازیگران و گفتگو کنندگان در بالاترین سطوح سلسله مراتب سیاسی و یا توجه مکفی روی ترسیم طرز تلقیای بیشتر مردم و اخلاق آنانه (Sylvan, D. A. & J. F. Voss, 1998). مردم شناسا به این اندیشه نگار لقب “آدم بزرگ تاریخ” رو دادن که در برابر قانون کلی فرهنگ اساسی[۵] است (White, 1948).

[۱] Holistic Search

[۲] Bounded Rationality

[۳] Destructionism

[۴] Functionalist Sociology

[۵] Culturalogical Nomothetic