دانلود پایان نامه

2-2-1 پژوهشهای داخلی:
بررسیهای صورت گرفته از منابع کتابخانهای ودانشگاهی تاکنون موضوعی در این زمینه پژوهش نشده ولی پژوهشهای نزدیک به موضوع عبارت است از:
باقری (1382) در مقالهای پژوهشی با عنوان « درآمدی بر فلسفه آموزش وپرورش جمهوری اسلامی ایران » به این یافته رسید که تاکنون فلسفه آموزش وپرورش مدونی برای کشور ما مشخص نگردیده است واز آنجا که نقش فلسفه آموزش وپرورش در نظام آموزشی بسیار مهم میباشد، تدوین آن ضروری بنظر میرسد.
بهشتی(1385) در مقاله پژوهشی با عنوان «فلسفه تعلیم وتربیت در جهان امروز» به این نتایج رسید که رشته فلسفه تعلیم وتربیت، تحولات وتطوراتی را پشت سر گذاشته است که در دو مرحله قابل تشخیص وبررسی میباشد. مرحله رویکرد ایسم‌ها ومرحله رویکرد تحلیلی. فلسفة تعلیم وتربیت هم اکنون در مرحلة پساتحلیلی ودربرگیرنده رویکرد‌ها ودیدگاه‌های متنوعی در جهان غرب است. طراحی واجرای تدابیر وراهکارهایی در سه سطح بازیافت، کشف وخلق، از شرایط اساسی پی‌ریزی فلسفه تعلیم وتربیت اسلامی است.
شعبانی ورکی ومحمدی چابکی(1387) درمقالهای پژوهشی تحت عنوان «تاریخ فلسفه تعلیم وتربیت در ایران» به این یافته دست یافتند که با وجود انتشار آثار بسیار در زمینهی فلسفه تعلیم وتربیت در ایران، فیلسوفان تربیتی کشورمان بیشتر به سودآوری فلسفه برای معلمان ودانشآموزان گرایش داشتهاند. هدف اساسی فیلسوف تربیتی باید ناظر به توسعه وتعمیق فهم مباحث فلسفی که در فرایند تربیت رخ مینمایاند، باشد. پس، فهم مبانی فلسفی تعلیم وتربیت ونه صرفاً بهبود عمل آموزش باید در کانون توجه متخصصان این رشته قرار گیرد.
ابراهیمزاده(1386) در مقاله پژوهشی خود با عنوان «انتظارات بجا ونابجا از فلسفه تربیت» به این یافتهها میرسد که آنچه معلمان میتوانند از فلسفه بهطور عام وفلسفه تربیت بهطور خاص بیاموزند، شامل: 1- شناسایی اندیشههای ارائه شده ونشان دادن زوایای پنهان وناآگاهانهی آن، بهمنظور نقد عالمانه ویا برقراری ارتباط با آن ورفع ابهام وپیچیدگیهایی که اغلب ناخواسته وشاید هم غیر واقعی هستند. 2- تحلیل ودرک مفاهیم وفرضیههای علمی به منظور اطمینان از صحت واعتبار آنها 3-استنتاج نتایج مستدل از مدارک واسنادی که در هر زمینهای بهدست میآوریم.4- دقت وتوجه به دانش ومعرفتی که بیاثر ونتیجه جلوه میکند، اما میتواند مورد استناد قرار گیرد. 5- کندوکاو در مسائل اساسی زندگی انسان.
لطفآبادی(1386) در مقالهای پژوهشی با عنوان «رویکردی نو به فلسفه تعلیم وتربیت» به این نتایج دست یافت که اگر تعلیم وتربیت ما بر فلسفهای روشن ورهاییبخش متکی باشد، کودکان و نوجوانان وجوانان ایران خواهند توانست در مورد دیدگاههای متفاوت و در مورد معنای زندگی خود در محیط محلی وملی وجهانی، بهدرستی بیندیشند و مهارتهای خود را برای زندگی انسانی گسترش دهند. برای دستیابی به چنین مقصودی، باید فهم خود از حکمت وخرد ودانش به طور عام وفلسفه تعلیم وتربیت وروانشناسی تربیتی بهطور خاص، ومناسبسازی اهداف، محتوا، روش و فرایند تعلیم وتربیت با زندگی در عصر حاضر را در یک نظام فکری روشن ورهاییبخش سازماندهی کنیم واز این طریق، برنامههایآموزشی ودرسی، کتب درسی ومنابع آموزشی، روشهای تدریس وتربیت معلم را بازنگری کنیم.
طاهر پور(1389) در مقالهای پژوهشی با عنوان «تبیین مبانی ارزششناسی فلسفه تعلیم وتربیت از دیدگاه اسلام» نشان داد که: ارزشها نقش اساسی در زندگی انسان داشته ونقش مهمی در نهادهای اجتماعی از جمله نهاد آموزش دارند واز سویی در تکوین شخصیت متربیان نقش اساسی ایفا میکنند.
2-2-2پژوهش های خارجی
الیاس (1382) در مقاله خود با عنوان «فلسفه تعلیم وتربیت قدیم ومعاصر» به بیان خلاصهای از تاریخچه فلسفه تعلیم وتربیت ورویکردهای مطرح در این زمینه پرداخته و فلسفه تعلیم وتربیت را به عمومی وحرفهای تقسیم نمود. سپس شیوههای تدریس فلسفه تعلیم وتربیت را مطرح نموده است. که در مجموع میتوان اذعان نمود که این مقاله به رابطه بین فلسفه و تعلیم وتربیت میپردازد.
پیترز (1974) در مقاله خود تحت عنوان «فرایند تربیتی چیست؟» به چهار شاخص در کاربرد صحیح مفهوم تعلیم وتربیت میپردازد که عبارتند از: 1- آنچه منتقل می شود باید برای آنها که انتقال معطوف آنان است، دارای ارزش باشد. 2- فرد تربیت یافته باید دانش، فهم و نوعی دید شناختی کسب کند که فاقد روح نباشد. 3- فرآیند تربیتی باید به صورتی اخلاقی قابل قبول باشد. 4- فراگیر باید دارای اختیار باشد. معیارچهارم در مورد کودکان خردسال لحاظ نمیشود، چون رعایت آن توسط آنها ناممکن است.
نائوکو ویاسو (2004) در مقاله خود با عنوان «فلسفه تعلیم وتربیت ژاپن پس از جنگ» به این یافتهها رسیدند که فلسفه آموزش و پرورش ژاپن پس از جنگ میکوشد تا مفهوم گروه را جدای از مصلحت ملی یا اقتصادی درک کند یعنی به فلسفه فردی معتقد است. که ابتدای مقاله به ذکر تاریخچه-ای از فلسفه آموزش وپرورش ژاپن پرداخته آن را به چالش میکشد وبیان نمود که فلسفه آموزش وپرورش زیر نظر دولت قرار داشته است که از بروز خلاقیت آنها جلوگیری مینموده است اما نیازهای صنعتی باعث شده نظارت دولت کاهش یابد وخصوصیسازی تشویق گردد در پایان این مقاله به این نکته رسیدهاند که فلسفه آموزش وپرورش آنها تحت تأثیر اندیشههای خارجی وگاهی ترکیب آن با فرهنگ شرقی وارائه آن با سنتهای بومی به جایگاه کنونی دست یافته است.
آلیس ودیوید (2009) در مقالهای تحت عنوان «فلسفه آموزش وپرورش در انگلستان » به بررسی جنبههای مختلف فلسفه تعلیم وتربیت انگلستان وتاریخچه آن پرداختهاند. آنها بیان نمودند نظام آموزشی این کشور براساس حکومت آنها که دموکراتیک است، برپایه دموکراسی بناگردیده که بر روی عمل وراهبرد تأکید دارد. ریشه فلسفه آموزش وپرورش در این کشور بر مبنای اندیشههای هابرماس وهایدگر، وینگنشتاین ودیوئی، میل وکانت، هیوم ولاک شکل گرفته است. آنها اظهار میکنند که فلسفه مورد توجه در این کشور، فلسفه تحلیلی است که بر منطق وزبان استوار می باشد. آنها در فلسفه تربیت معاصر خود به اخلاق توجه نمودند.
فصل سوم

روش تحقیق

3-1 نوع تحقیق:
با توجه به اهداف تحقیق وسوالات تحقیق نیاز بود که از منابع موجود اعم از کتب، مقالات، پایاننامهها وجستجوی اینترنتی استفاده گردد. لذا تحقیقی که انجام میگردد میدانی نبوده ونظری وکتابخانهای میباشد. این تحقیق از نوع تحقیقات بنیادی ونظری است که از روش توصیفی تحلیلی برای تعیین جایگاه ونقش فلسفه تعلیم وتربیت کشورهای مختلف در نظام آموزشی استفاده شده است.
3-2 جمع آوری اطلاعات
در خصوص کشورهای منتخب در این پژوهش شامل: انگلستان، آمریکا، ژاپن، آفریقای جنوبی و کشور ایران اطلاعاتی جمع آوری شده است این کار با مطالعه وفیش برداری از متون مربوط به فلسفه تعلیم وتربیت که به فارسی ترجمه شدهاند ونیز متون انگلیسی ترجمه شده از فلسفه تعلیم وتربیت کشورهای موردنظر در راستای پاسخگویی به سوالات تحقیق استفاده بهینه شود.
3-3 تجزیه وتحلیل سوالات:
به منظور بررسی جایگاه ونقش فلسفه تعلیم وتربیت در نظام آموزشی آنها با استفاده از مکتوبات و اسناد موجود وسایتهای علمی پژوهشی که بسیار محدود میباشد صورت گرفته است که در این مرحله نوعی تحلیل اسنادی (document analysis) انجام گرفته است.
4-3 شیوه انجام تحقیق