دانلود پایان نامه

شیخ بهاءالدین عاملی قائل است: در لقطه حرم مکه عدالت شرط است. پس اگر فاسق باشد، برداشتن آن حرام است و عادل مخیر است میان نگاه داشتن یا به حاکم سپردن آن. (عاملی، 1429 هـ .ق، ص255)
و شیخ صدوق قائل به این است که زمانی که کسی چیزی را یافت به آن دست نزد و آن را بر ندارد و ترک کند تا صاحبش بیاید و آن را بردارد. (المقنع شیخ صدوق، ص379)
مرحوم شهید اول و ثانی، قائل به برداشتن لقطه حرم هستند و در جای دیگر شهید ثانی می فرماید: گرفتن لقطه حرم به نسبت تملک حرام است: چه کم باشد و چه زیاد (شهيد اول، ج 2، ص 162-163)
خداوند متعال می فرماید: « اولم یَروانا اجعَلنَا حَرما اَمنا ویتخطف الناس من حولهم امنا الباطل ویومنون» (قرآن، سوره عنکبوت، آیه67)
بحث در این است که برداشتن مال در حرم، حرام است. چه یک درهم باشد یا بیشتر. شهید اول در موضعی از کتاب دروس، لقطه حرم را مطلقاً حرام دانسته و تعریف آن را یک سال واجب دانسته است.
فضیل بن یسار، در روایتی ضعیف نقل شده است که می گوید: از امام صادق (ع) در مورد مردی که لقطه ای را در حرم می یابد پرسیدم. فرمود: «دست به آن نزند، اما برای تو مانعی ندارد، زیرا تو آن را تعریف می کنی» (حرّعاملی، 1409، ج9 ، باب 28، ص362، ح5)
طبق این روایت می توان گفت که التقاط لقطه برای کسی که آن را تعریف کند، نه تنها حرام نیست، بلکه مکروه نیز نیست و نهی در روایات، ارشاد به دشواری تکلیف مترتب بر التقاط یا برای ترساندن از وقوع در حرام به سبب انجام ندادن وظیفه در مورد لقطه است.
در مکه گرفتن لقطه جایز است و یک سال تعریف و اعلان کردن واجب است. بعد از یک سال، مخیر است. اگر صاحب آن نیامد یا صدقه بدهد به شرط ضامن بودن، یا اینکه برای صاحب وی نگهداری کند و حق تملک آن را ندارد. (محمدبن مکی، 1378؛ ج2، ص163)
و علی بن بابویه بیان می دارد که لقطه حرم تعریف می شود تا صاحبش بیاید و آن را بگیرد والا صدقه داده می شود. (صدوق اول، بیتا، ص107)
و درحدیث شریف آمده که پیامبر (ص) از لقطهی حاجی، یعنی از التقاط آنچه حاجی گم کرده، نهی کرده است. مراد از این لقطه، آن چیزی است که به دلیل حدیث دیگری در مکهی مکرمه گم شده است: «لقطهی آن – یعنی مکهی مکرمه – فقط برای منشد حلال است». قاطبهی علما این حدیث را محمول بر این دانسته اند که حضرت از مال گم شده در مکه به منظور تملک، و نه برای تعریف کردن و ردّ آن به صاحبش نهی نموده است، که این جایز است. علت ذکر لقطهی مکه به طور ویژه، این است که می توان آن را به صاحبانش رساند. پس چنانچه ملتقط این لقطه، آن را هر سال تعریف کند، به آسانی امکان آگاهی از صاحبش فراهم خواهد شد. برخی از فقها گفته اند که مکه مانند دیگر سرزمینهاست و خصوصیت آن در تعریف لقطه هایی که از آنها برگرفته می شود، این است که مالک آن معمولاً حضور ندارد، چرا که حجاج به سرزمینهای خود بازمیگردند. پس حدیث به روشنی بیان کرده که این امر تعریف را از دوش ملتقط آن ساقط نمی کند و فقط باید در تعریف مبالغه کند تا صاحبش معلوم شود. (شوکانی، 1973 هـ.ق، ج5، ص342) یا (ابن حجر العسقلانی، 1379 هـ. 1960م ج 3 – ص 127 )
بنابراین اگر کسی مالی را در حرم برداشت باید آن را:
برای مالکش حفظ کند و در صورتی که کوتاهی کند، ضامن است و در غیر این صورت ضامن نخواهد بود.
حق ندارد آن را به تملک درآورد (پس از آن که یک سال آن را به مردم معرفی و اعلام کند)
صدقه می دهد در این که اگر بعد از دادن صدقه، صاحبش آمد و راضی بود به صدقه یا نه؟ اختلاف است ولی ارجع آن است که ضامن نیست به جهت امانت بودن.
اگر مال را به قصد اعلان کردن بردارد، برداشتن آن حرام نیست و در هر حال باید یک سال معرفی کند. (همان)
2-1-4-1-2- حکم یافتن مال در غیر حرم
چیزهایی که در غیر حرم یافت می شود، دو حالت دارد:
1 – چیزهایی که تا یک سال باقی می ماند:
اگر مالی را که یافته است، از چیزهایی باشد که تا یک سال باقی می ماند و فاسد نمی شود، چه یک درهم باشد یا بیشتر از آن، باید آن را بردارد و تا یک سال تعریف نماید. بعد از یک سال مخیر است که آن را مالک شود، یا صدقه دهد از طرف مالکش. اگر مالک آن مال شد، ضامن است ولی هرگاه از طرف مالک صدقه داد و بعد از مدتی مالک اصلی پیدا شد و راضی به صدقه بود، فبها و در صورتی که راضی به صدقه نبود، ملتقط ضامن است به مثل آن مال یا قیمت آن.
اگر ملتقط آن را در نزد خود نگه می داشت، به اجماع عقلا و فقها ضمانی نیست، چون وی به عنوان امانت نگه داشته است و قصد تلف را نداشته است. (محقق حلی، 1408 هـ .ق، ج3، ص1405)
2 – چیزهایی که فاسد می شوند.
در مورد چیزهایی که فاسد شدنی است، باید از آن استفاده کرد، یا این که آن مال را به حاکم بسپارد و ضمانی بر او نیست. در آن جایی که خود، آن مال را استفاده نموده است، قیمت آن مال در ذمّهی خود اوست و ضامن است. ولی در جایی که مال را به حاکم می سپارد، ضامن نیست و چیزی در ذمّهی وی نیست. آن جا که مال را قیمت کرده و در دست خودش مخیر است این که خودش بهرمند گردد یا بفروشد و قیمت آن را ضامن باشد. (همان، ص1406)
2-1-4-1-3- تعریف لقطه(شناساندن)
بعد از شناختن ویژگی های لقطه واجب است که لقطه را برای مردم ذکر کند و آنها را از آن باخبر سازد ولی ویژگی های آن را بیان نکند. بلکه یک وصف کلی از آن بیان نماید. مثلاً کسی که مال او گم شده بیاید و با دادن ویژگی ها و ذکر نشانه های مال گم شده آن را دریافت نماید.
تعریف دارای احکامی می باشد که به شرح زیر است:
1- واجب بودن تعریف