دانلود تحقیق در مورد سینمای پس از انقلاب و انقلاب اسلامی

ـ اعتنا به نیازهای انسان برای ایجاد جاذبه نباید به ممانعت از سلوک او به سوی کمال وجود خویش منجر شود.” (آوینی، 1379: 10)
2-2-2-2-4 تفاوت افق سینمای اسلامی، به مثابه تفاوتی روشن
سينما همانند دیگر علومی که از غرب گرفته شده کالبدی غربی دارد، اما لزوما درون مایه و محتوایش نباید غربی باشد؛ چه بسا نسبت به کارگیری محتوای دیگر، کالبد آن نیز تغییر کند. نمي توان پذيرفت كه چون سینما به دست غرب اختراع شده پس دیگران باید غلام حلقه به گوش معیارهای آن ها باشند. اگر ما سینما را از غرب گرفته ایم آن ها نیز اصول علم طب، نجوم و بسیاری علوم دیگر را از ما گرفته اند و در آن دخل و تصرف داشته اند. آوینی برای شکستن خاکریزهای تثبیت ‌شده‌ی سینمای غرب، راهکارهایی ارائه می دهد، اما برای اجرای این راهکارها وجود هنرمند متعهد به اسلام را ضروری می داند. از اينرو معتقد بود: “آینده‌ی انقلاب اسلامی در همه‌ی وجوه توسط کسانی محقق می‌شود که اسلام را بشناسند و مهم‌تر از شناختن، با جان و دل بدان پیوسته باشند. پس اجازه دهید که امید ما برای آینده‌ی سینمای ایران جز به هنرمندان مؤمن خط‌شکن نباشد که نباشد. امام بت‌شکن بود و بسیجی‌ها به تبعیت از ایشان، خط‌شکن؛ و سینمای متعهد ما نیز باید خاکریزهای تثبیت‌شده‌ی سینمای غرب را بشکند و راهی تازه باز کند. راه ما از آنجا که غربی‌ها رفته‌اند و می‌روند نمی‌گذرد و باید متوقع بود که اگر افق‌هایمان با یکدیگر متفاوت است، راه‌هایمان نیز متفاوت باشد؛ روش‌هایمان نیز.” (آوینی، 1377: 22)
2-2-2-2-5 آرمان آوینی و اوضاع امروز سینما و تلویزیون.
وی سینماگران و مدیران فرهنگی آن زمان را به باد انتقاد می گیرد. “چرا سینمای پس از انقلاب، هویتی ایرانی ندارد و چرا سینمای ایران از جواب گفتن به غایات فرهنگی و انقلابی این ملت عاجز است و چرا اصلا سیاست گذاران سینمای ایران، سینما را چون رسانه ای که می تواند منشأ تحولات فرهنگی باشد، باور نکرده اند و به دستیابی به یک سینمای کوچک نیمه تجربی و کاملا غیر حرفه ای اکتفا کرده اند؟” (آوینی، 1381: 58)
«رادیو تلویزیون ملی ایران» که بعد از انقلاب باشکوه اسلامیمان به «صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران» تغییر نام یافت، قرار بود منبری باشد که نه تنها ملت ایران، که همه ی جهانیان را به راه توحید و آزادگی سوق دهد. ما نه تنها در این راه پیروز نبوده ایم که باید خود را شکست خورده ی مبارزه نابرابر با سینما و رسانه های هالیوودی بدانیم! آری ما شکست خورده ایم؛ نه فقط به این خاطر که همچون جوخه ای در برابر ارتش رسانه ای تا دندان مسلح غرب تاب توان نداریم؛ بلکه به این خاطر، که هنرمندان و مدیران فرهنگی ما هنوز به این سخن شهید آوینی باور ندارند که: “راه ما از آنجا که غربی ها رفته اند و می روند نمی گذرد و باید متوقع بود که اگر افق هایمان با یکدیگر متفاوت است، راه هایمان نیز متفاوت باشد؛ روش هایمان نیز.” (آوینی، 1377: 23)
در سمینار، جلسات و همایش های پوچ و بی معنی مدام داد سخن بر می داریم که آوینی چنین گفت، آوینی چنان گفت؛ اما در وادی عمل، همان عالمان بی عملِ رسانه ای، درست آثاری مقابل تفکر شهید آوینی که همان تفکر ناب انقلاب اسلامیست می سرایند. در این پژوهش بنا بر نام بردن مصادیق خارجی نداشتم ولی برای اثبات مدعا مجبور به آوردن مثالیم. از سینماگران بی قید و آرمان بگذریم؛ اما در میان ارزشی هایمان به امثال آقایان سعید سهیلی، ابراهیم حاتمی کیا و که و که و که می رسیم. سعید سهیلی با فیلم «گشت ارشاد» و صحبت های بعد از جنجالِ آن که معلوم الحال است. حاتمی کیا هم، آنقدر به جاده خاکی زده که طی سال های اخیر فیلم هایش یک پای توقیفی هاست. زمانی آوینی در مورد او گفت: “ظهور حاتمی کیا در سینمای انقلاب، واقعه ای است نظیر خود انقلاب. […] او در عرصه ی سینما مظهر انسان هایی است که با انقلاب اسلامی ایران در تاریخ ظهور کرده اند و آنان را باید «طلایه داران عصر معنویت» خواند. او یک بسیجی است.” (آوینی، 1373: 77) اما مقصود آوینی سازنده ی «دیده بان» و «مهاجر» بود، نه کسی که امروز تمام عقبه ی خود را رها کرده و فیلم «دعوت»، «گزارش یک جشن» و «به رنگ ارغوان» را می سازد. اگر شهید آوینی در مورد سازنده «دیده بان» می گوید: «او یک بسیجی است»، با کمال احترام بنده در مورد سازنده «به رنگ ارغوان» می گویم: «او یک بسیجی بود!!». ده نمکی هم که امروز داد سخن برداشته و مدام آوینی آوینی می کند، چه کرده است؟! عده ای درست یا نادرست، معتقدند که با سه گانه «اخراجی ها» تیشه برداشته و ریشه ی نیمی از ارزش های انقلابی و دفاع مقدس را می زند، تا نیمه ی دیگر را آباد کند؛ و بنده معتقدم در ساخته دیگر ایشان به نام «رسوایی»، شک نکنید اگر کسی به غیر از ده نمکی، این تصاویر متحرک را ساخته بود، همه واویلا سر می دادند که چه شده؟! می خواهند فیلم فارسی و اِلِمان های فاسد آن را در سینمای بعد از انقلاب زنده کنند؟! چنین پوشش و عشوه گری در کمتر فیلمی در سینمای بعد از انقلاب دیده شده بود. درد آنجاست که کسی این کار را می کند که خود را دلداده ی انقلاب و اسلام می داند. فیلمسازان مذکور تنها برای مثال نام برده شدند، که ایشان از بسیاری از سینماگران، متعهد تر عمل کرده اند و در این آشفته بازار سینمای ایران وجود برخی از اینان غنیمتی است. ولی فاصله با سینمای آوینی آنقدر زیاد است، که به سرابی می ماند.
اوضاع صدا و سیما بهتر از سینما هست ولی مطلوب دلسوزان فرهنگی نیست. در جلسه ای که مقام معظم رهبری (حفظه الله) در سفر به قم با جامعه مدرسین حوزه علمیه داشتند، حضرت آقا در جواب به گلایه علما از وضعیت صدا و سیما فرمودند: “من از عملکرد صدا و سيما دفاع نمي‌کنم و اشکال وارد است و خيلي هم براي اين موضوع وقت مي گذارم […] من به مسئولان صدا و سيما خيلي تذکر مي‌دهم ولي با همه اين تذکرات دردمندانه، اين خروجي صدا و سيماست.” (مقام معظم رهبری، 1/8/1389)
رﺳﺎنه ی ﻣﻠﯽ و سینمای ما، هنر و ارزش های ﻓﺮهنگی-اسلامی را می خواهند عیناً در کالبد و روش هنرِ رونوشت شده ی از غرب جای دهد؛ غافل از اینکه این دو در قواره هم نمی باشند و هر مرکبی، پالان خودش را می طلبد. و باز سخن آوینی را باید زمزمه کرد که: “راه ما از آنجا که غربی ها رفته اند و می روند نمی گذرد و باید متوقع بود که اگر افق هایمان با یکدیگر متفاوت است، راه هایمان نیز متفاوت باشد؛ روش هایمان نیز.” (آوینی، 1377: 23)
2-2-2-2-6 آغازی بر یک پایان
با بررسی آثار مکتوب شهید آوینی به این دیدگاه می رسیم که عرصه ی هنر مطلوب عرصه ی تعهد است. این تعهد محوری، بسته به تعهد درونی هنرمندان است نه اِعمال اجبارهای بیرونی. از طرف دیگر با توجه به این نکته که فضای حاکم بر سینمای موجودِ جهان با روحِ هنر متعالی مدنظر شهید آوینی، که برخاسته از تعهد اسلامی اوست نمی سازد، از این رو ایشان درصدد تعریفی نو بر می آیند؛ تعریف ایشان معطوف به اخلاق، فلسفه و احکام اسلامی است که به مدد آن، از بیراهه های پیش روی هنرمند متعهد پرده بر می دارد. آويني با معرفی یک معیار کلی به نام دین، که همان مجموعه فرامین شارع مقدس برای زیستن آدمی بر زمین، در همه ی عرصه هاست مي نویسد: “ما آموخته‌ایم که در تمامی مسائل مستحدثه، همواره دین و احکام آن را به مثابه مطلق حق بگیریم و شرایط جدید و مقتضیات زمان را حول این محور لایتبدل معنا کنیم و بنابراین، هرگز در برابر این سوال که چرا اخلاق را از بحث‌های ماهوی مربوط به سینما جدا نمی کنید؟دچار تردید نمیشویم. […] تکلیف ما به زبان ساده آن است که هر چه را با حیات طیبه انسانی و اخلاق کریمه منافات دارد، به دور بریزیم.” (آوینی، 1379: 15-16)
آوینی به مخاطب شخصیت می دهد و از فیلمساز می خواهد اگر قرار است کاری کند اول از همه به مخاطب و فطرت و کمال الهی او احترام بگذارد. “جان کلام اینکه باید تماشاگر فیلم را انسانی صاحب عقل و اراده و حریت ذاتی دانست و با او آنچنان رفتار کرد که شأن انسانی او اقتضاء دارد. جذابیت فقط در برابر نیازهای بشری معنی دارد و لذا اگر راه سوء استفاده از ضعف های تماشاگر را بر خود ببندیم باید روی به جاذبه هایی بیاوریم که جانب کمال انسانی را رها نکرده اند و ریشه در فطرت الهی انسان دارند.” (آوینی، 1379: 17-18)
کاش آوینی امروز زنده بود و اندیشه ناب خود را برای ما، بیش از این تبیین می کرد اما مع الأسف او رفته است و ما جامانده ایم، با کوله باری از کج اندیشی ها و بی مهری هایی که از جانب هرز فکرانِ روشنفکرنما بر ما روا داشته می شود. آوینی نیست اما پویندگان راه آوینی زنده اند. آنان که روزی در مقابل آوینی قد علم کردند و او را متهم به خیالبافی کودکانه می کردند، امروز با رفتنش شمشیر را از رو بسته و نمی گذارند که آوینی های جدیدی در سینمای انقلاب اسلامی متولد شوند. بنده به عینه میبینم در میان حوزویانی که پای در مسیر پر مخاطره ی هنر تصویر گذارده اند، کسانی هستند که خود بالقوه یک شهید آوینیند؛ اما شکایت به که بریم که تفکری که مانع اجرائی شدن تئوری های شهید آوینی شد، امروز مانع بالفعل شدن این قوه می شود. می دانم که ﺣﻞ ﻣﻌﻀﻞِ ﻧﯿﺮوی اﻧﺴﺎﻧﯽ در هنر اﻧﻘلاب، نیاز به زمان دارد، اما این را هم می بینم که بعد از گذشت سال ها از انقلاب اسلامیمان، سینما منقلب شده اما اسلامی نه!!
شهید آوینی يك متفکر اسلامی در وادی سينماست. باید او را جدی گرفت، باید بر نظریاتش ارج نهاد و آن را به وادی عمل کشاند. بهترین دلیل بر عملی شدن سینمای مورد نظر شهید آوینی، همان راهی است که خود و شاگردانش در زمان حیاتش پیموده اند. هر چند سینمای مورد نظر او به بلوغ نرسید، که عمرش کفاف نداد؛ و هر چند که شاگردانش آن راه را با قدرت او به پیش نبردند، که شاید از ضعف تکنیک یا ضعف ایمان قلبی آن ها به این راه بوده است؛ با این همه، حداقل خود او این معبر را گشوده و راه برای سلوک ما در این راه هموار تر شده است.
2-2-2-2-7 جمع بندی دیدگاه شهید آوینی
نکات کلیدی در تحلیل مقالات و نظرات شهید آوینی در رابطه با خلق هنر و سینمای دینی را می توان اینچنین جمعبندی کرد:
1- درست است سینما تا کنون در خدمت فرهنگ تهی غرب بوده و مخاطبان خود را به تربیتی درست مقابل تربیت مورد نظر ادیان الهی کشانده، اما باید توجه داشت که سینما ذاتا هالیوودی نیست و قابل تغییر است. “سینما ذاتا هالیوودی نیست و تجربیات سالم سینمای غرب نیز خود حکایت از همین حقیقت دارد.” (آوینی، 1377: 17)
2- راهی که سینما در صد سال اخیر گذرانده ذائقه مخاطبان را تغییر داده است؛ اما ما برگ برنده ای داریم و آن هم فطرت الهی انسان هاست که در این راه به یاری ما خواهد آمد. “انسان در عمق وجود خویش دارای فطرتی الهی است ژرف و دیرپا و جذبه ای بسیار قدرتمند از درون او را به جانب حقیقت یگانه عالم می کشاند…” (آوینی، 1377: 18)
3- مهمترین رکن در ایجاد سینمای دینی، سینماگر دینیست. بدون وجود هنرمندِ دیندار، اثر هنری دینی خلق نخواهد شد و این امریست گریز ناپذیر؛ و این اشاره به همان جمله شهید آوینیست که: “روح هنرمند لزوما در آثارش بروز و ظهور می یابد و با هیچ حیله ای نیز نمی توان مانع از این ظهور شد.” (آوینی، 1377: 20)
4- به عقیده شهید آوینی هنرمند دیندار، خود هرآنچه در فرمِ اثر هنری با محتوایش سازگاری نداشته باشد را باید کنار بزند. “فیلمساز متعهدِ مسلمان پیش از هر چیز باید به تکنیک متناسب با پیام خویش دست پیدا کند و آنگاه رفته‌رفته ذائقۀ تماشاگران سینما را در جهت قبول حق تغییر دهد.” (آوینی، 1377: 21)
فصل سوم
روش تحقیق
شامل:
– روش تحقیق