دانلود مقاله با موضوع خلفای عباسی و مسائل مالی

غیبت صغری
قبل از بررسی غیبت صغری خوب است به اولین دوره‌ی زندگی حضرت که دوره‌ی اختفا می‌باشد بپردازیم:
دوره‌ی اختفا
این دوره از هنگام تولد حضرت(255ه.ق) تا رحلت امام حسن عسکری (260ه.ق) می‌باشد.امام عسکری در آن دوره، دو وظیفه اساسی وحساس را عهده دار بود، یکی حفظ فرزندش از گزند خلفای عباسی و دیگر اثبات وجود او و اعلام امامتش به عنوان امام دوازدهم، و آن حضرت از عهده هر دو به بهترین شکل برآمد اما به خاطر اختناق شدید توسط عباسیان، تنها تعداد اندکی از یاران صدیق امام عسکری مانند ابوهاشم جعفری، احمد بن اسحاق و حکیمه و خدیجه عمه‌های امام عسگری از ولایت آن حضرت آگاه بودند. حضرت عسکری برای حفظ جان امام عصر تصمیم گرفتند او را به جای مطمئن تری بفرستند مدارک تاریخی حکایت از آن دارد که امام نخست فرزند خود را در سامرا و سپس در مدینه پنهان نمودند امام عصر در مدینه تحت سرپرستی مادر بزرگ پدری خود زندگی می‌کرد بنابر نقل صدوق امام حسن عسکری 40 روز پس از تولد فرزندش، او را به مکان نامعلومی فرستاد و آنگاه وی به مادرش بازگردانده شد. بنا به روایت مسعودی، امام عسکری در سال (259هـ) از مادر خود حدیث درخواست کرد تا به حج مشرف شود از آن پس حدیث و نواده اش تحت حفاظت احمد بن مطهره یار صمیمی و نزدیک امام عسکری به مکه رفتند به نظر می‌رسد آنان پس از برگزاری مناسک حج به(مدینه) عزیمت کرده باشند و آنجا را محل اختفای امام دوازدهم قرار داده باشند.
شروع غیبت صغری
در خصوص شروع غیبت صغری دو نظریه وجود دارد نظریه اول اینکه با ولادت امام عصر غیبت شروع شده باشد و نظریه دوم که مشهور بین علما می‌باشد و احادیث و روایت بیشتر آن را تأئید می‌کنند این است که ایشان پس از رحلت پدر بزرگوارشان یعنی در سال(260هـ) وارد غیبت صغری گردیدند. که این غیبت حدود 69 سال به طول انجامید و تا سال 329هـ ادامه پیدا کرد به این دوره به لحاظ اینکه از نظر زمانی محدود می‌باشد غیبت صغری می‌گویند این دوره نقش بسیار مهمی جهت پذیرش مردم برای غیبت کبری داشت. در طول غیبت صغری گرچه امام از نظرها پنهان بود اما کسانی بودند که با آن حضرت در تماس بودند و سمت نواب خاص امام را داشتند هریک از شیعیان می‌توانستند از طریق نواب مشکلات خود را به اطلاع امام برسانند و جواب خود را دریافت کنند و گاهی شیعیان به واسطه این نواب به محضر حضرت صاحب شرفیاب می‌شدند این نواب چهار نفر هستند و به نواب اربعه مشهورند:
1-ابوعمر عثمان بن سعید عمری از (260هـ) تا هنگام وفات که ظاهرا قبل از سال(267هـ) بوده است. برخی وفات او را در سال 265هـ ذکر کرده اند.
2-ابوجعفر، محمد بن عثمان عمری(از هنگام وفات سفیر اول تا 305هـ)
3-ابوالقاسم، حسین بن روح نوبختی(350 هـ – 326 هـ)
4-ابوالحسن، علی بن محمد عمری(326- 329هـ)
در خصوص ارتباط شیعیان با این افراد و شخصیت این چهار بزرگوار توضیحات لازم داده خواهد شد اما قبل از آن لازم دیدم در خصوص سازمان وکالت که قبل از غیبت صغری ساماندهی شده بود توسط بقیه امامان توضیحاتی را ارائه کنم:
سازمان وکالت
این جریان به خاطر ضرورت‌های موجود در عصر ائمه از عصر امام صادق تشکیل و آغاز به کار نمود و در عصر دیگر ائمه روز به روز بر دامنه فعالیت آن افزوده شد و البته بسته به شرایط سیاسی و اجتماعی، دارای فراز و نشیب‌هایی بوده است. اوج فعالیت این سازمان به عصر غیبت صغری مربوط می‌شود، چرا که در این زمان ارتباط مردم با امام عصر فقط از همین طریق ممکن بود از این رو امام هادی و اما عسکری اقدامات لازم برای تثبیت هرچه بیشتر وکلا و جایگاه آنان در جامعه شیعه را انجام دادند.در عصر غیبت صغری این سازمان تحت رهبری چهار نائب خاص حضرت مهدی و با فعالیت وکلای متعددی- که در نواحی مختلف شیعه نشین بودند- در حقیقت وظیفه رهبری شیعیان در ابعاد مختلف را برعهده داشت. بعضی وظیفه این وکلا را پرداختن به مسائل مالی می‌دانند ولی با توجه به قرائنی، می‌توان وظایف دیگیری مانند نقش ارشادی,علمی و فرهنگی، سیاسی، ارتباطی، رفع مشکلات شیعیان، انجام امور شخصی و خاص برای ائمه و بعضی امور دیگر را از وظایف سازمان و کالت نام برد. از روایات مربوط، ویژگی‌هایی را میتوان بعنوان ویژگی‌های لازم برای وکلای ائمه استخراج نمود که در راس آنها، وثاقت، امانت داری و درست کاری است و مراد از وثاقت چیزی فراتر از وثاقت در امور مالی است. علاوه بر این صفات ویژگی‌هایی مانند رازداری، زیرکی، نظم و کاردانی نیز از صفات بارز وکلا بوده است.
1-ابوعمر و عثمان بن سعید عمری
نخستسن نائب امام عصر نامش عثمان بن سعید بود کنیه‌ی وی ابوعمرو و لقبهایش: عمری، اسدی، عسکری، سمان و زیات بود اینکه به او اسدی می‌گفتند به دلیل انتسابش به قبیله‌ی بنی اسد بود و سامرا منطقه‌ای نظامی بود زین رو به او عسکری می‌گفتند عمری هم لقب خانوادگی وی بود اما لقب اصلی که سمان باشد به این دلیل بود که در آن جو وحشت و ترور حاکمیت استبداد عباسی، به منظور تقیه و پوشش دادن به سفارت خویش از جانب امام عصر تجارت روغن می‌نمود و آن مسئولیت خطیر را در این پوشش به انجام می‌رسانید. شیعیان به سوی او می‌رفتند و اموال، حقوق، نامه‌ها و پرسش‌های خویش از حضرت را تحویل او می‌دادند و او نیز با درایت و زیرکی خاصی آنها را به حضرت می‌رسانید.گاهی با قرار دادن در ظرفها و پوستهای مخصوص حمل آب و روغن این کار را می‌کرد که دشمنان به وی شک نکنند. او افتخار خدمت به امام هادی را نیز در پرونده زندگی خویش داشت و از یازده سالگی به محضر حضرت هادی شرفیاب می‌شد.
احمد بن اسحاق آورده است که از حضرت هادی پرسیدم: سالارم با چه کسی رابطه برقرار کنم و از چه کسی تعالیم و پیام‌های شما را بگیرم و گفتار چه کسی را بپذیرم؟ امام هادی در جواب وی فرمودند: «العمری ثقتی، فما ادی الیک عنی فعنی یودی و ما قال لک عنی فعنی یقول فاسمع له واطع، فانه الثقه المامون»
عمری مورد اطمینان من است، هرچه از من به سوی شما آورده از ما آورده است و آنچه از من گفت براستی از من می‌گوید؛ پس بشنو و اطاعت کن! چرا که امین و مورد اعتماد است. بعد از شهادت حضرت هادی عمری به دومین افتخار زندگیش نائل گشت و به وکالت امام عسکری مفتخر گردید. از امام یازدهم شیعه نقل شده که به جناب احمد بن اسحاق فرمود: «العمری و ابنه ثقتان، فما ادیا الیک عنی فعنی یودیان و مناقالا لک فعنی یقولان فاسمع لهما و اطعهما فانهما الثقتان المامونان.»
عمری و پسرش هر دو ثقه هستند و مورد اعتمادند، هرآنچه از من به سوی تو آوردند تردید مکن از سوی ماست و هرچه می‌گویند از جانب ماست بنابراین سخنان آن دو را بشنو و پیروی آنان نما و بدان که هر دوامین اند و مورد اعتمادند هم چنین در نامه‌ای که حضرت عسگری به
اسحاق بن اسماعیل نیشابوری نگاشته اند در فرازی از آن در خصوص جناب عثمان بن سعید است که می‌فرمایند: «…فلا تخرجن من البلده حتی تلقی العمری و تسلم علیه و تعرفه و یعرفک، فانه الطاهر الامین العضفیف، القریت منا و الینا…»