دانلود پایان نامه
«ان الله یحب العبد المفتن التواب» (کلینی، 1370، ج5، ص514).
«تواب اوست که اسباب توبة بندگان را میسر گرداند و بنده را به توبه دارد آنکه به فضل و رحمت خود آن توبه وی قبول کند؛ تواب اوست که باز پذیرد باز آیندگانراو نیکو نیو شد عذر خواهانرا و بنوازد صلح جویان را» (میبدی، 1371، ص 156).
«تواب که صیغه مبالغه در پذیرش توبه است یا از جهت تکرار گناه و توبه و یا از نظر عظمت و بزرگی گناه آمده است که او پذیرندة توبه های پیایی و پذیرنده از گناهان بزرگ است» (طبرسی، 1351، ج1، ص 179)؛ «کلمه تواب از صفاتی است که هم به خداوند در قرآن کریم نسبت داده است هم به بندگان در مورد خداوند معنای آن توبه پذیر و در مورد بندگان معنای آن رجوع کننده به سوی خداست» (همان، ، ص 31).
«فعال بنای مبالغه است کسی را گویند که شأن و کار او همه آن باشد از این کار صناع و محترفه را بنابراین گویند» (رازی، 1356، ج1، ص195).
1ـ 4ـ 3 توبه و انابت:
انابت مرتبه ای از مراتب بازگشت به سوی خداست.
«انابت در لغت به معنی به خدای تعالی بازگشتن» (دهخدا، 1343، ص 255).
«و انابه به خدا، برگشتن به سوی خداست با توبه و اخلاص عمل»؛«نوب از باب افعال در قرآن مجید بکار رفته است گویی استعمال آن در قرآن مجید برای نشان دادن رجوع بعد از رجوع به خداوند است یعنی درهای توبه پیوسته باز می باشد»؛ «زنبور عسل را نوب گویند که بکندویش پی در پی باز می گردد» (قرشی،1378،ج5،ص118).
در لغت هم معنی با توبه است اما در تعابیر و اصطلاحات عرفانی معانی آن متفاوت است «انابت نزد صوفیان سالک عبارت از رجوع از غفلت به ذکر است نیز گویند توبه در افعال ظاهری است و انابه در امور باطن» (سجادی، 1378، ص137).
صاحب مصباح درباره انابت چنین آورده است:«انابت درجه ای از درجات توبت است فوق درجه اول»؛«وقتی بنده ای توبه ای درست داشته باشد به انابت رسیده است» ؛ «کسی که از هر آنچه او را از خداوند باز می دارد بسوی خدا بر گردد منیب است» ؛«کسی که به خدا برگردد، در حالی که خودش را نبیند و فانی در حق شود به مقام انابت بار یافته است» (کاشانی،1381، ص 371).
1ـ 4ـ 3ـ 1 مراتب و حقیقت انابت
«انابه رجوع به خدا از همه چیز غیر از خدا و اقبال به او با سرّ و قول و فعل است تا اینکه شخص دائماً در فکر خدا و ذکر و اطاعتش باشد ؛بنابراین انابه غایت درجات توبه و برترین مراتب آن است زیرا توبه بازگشت از گناه است ولی انابه افزون به آن بازگشت از مباهات نیز هست و آن از مقامات والاست» ؛ «انابه دو گونه است انابه برای ربوبیت خدا که مومن و کافر در آن مشترک اند و انابه اولیای خدا برای الوهیت که انابه عبودیت و محبت است» (مرکز فرهنگ ومعارف قرآن،1386،ج4،ص424).
توبه تنها بازگشت از گناه نیست بلکه یکی از مراتب توبه باز گشتن از گناه است.
«حقیقت انابه رجوع از فطرت و روحانیت است به سوی خدا و سفر کردن و مهاجرت نمودن از بت نفس به سوی سرمنزل مقصود (امام خمینی، 1373، ص272).
«انابت سه است، یکی رجوع به حق از جهت اصلاح و دیگر رجوع به او از جهت وفا و دیگر رجوع به او در مقام حال» (سجادی، 1378، ص 1370).
انابه مرتبه ای خاص از توبه است.
«توبت سه رتبت است، اول توبت پس انابت پس اوبت»؛ «هر که امید ثواب را توبه کند او را منیب گویند» (میبدی،1371،ج1،ص 600)؛ «هر که توبه کند طمع ثواب صاحب انابت بود» (قشیری، 1361، ص140).
1-4-3-2 آثار انابت
انابت مانندهرعبادت دیگری آثاری برآن مترتب است که قسمتی از آن به شرح ذیل است:
ورود به بهشت ثمره انابه است؛ «من خشی الرحمن بالغیب و جاء بقلب منیب» (ق، 33).
انابه سبب نجات از عذاب الهی است.
«انیبوا الی ربکم من قبل ان یأتیکم العذاب» (زمر، 54).
انابه راهی برای استفاده از آیات الهی است؛ «و ما یتذکر الا من ینیب» (مومن 12)و
ره آورد انابه هدایت خداست؛ «و یهدی الیه من ینیب» (رعد، 13).