دانلود پایان نامه

و مهم ترین کتاب، قرآن است؛ و بعد از نازل شدن قرآن در قرون متمادی، بزرگان، فلاسفه، اندیشمندان مسلمان و غیر مسلمان از شرق عالم تا غرب عالم از فلاسفه یونان گرفته تا فلاسفه بزرگ دیگر به نحوی به موضوع توبه پرداخته اند.
در کتاب های عرفانی مانند اللمع، قوت القلوب، مصباح الهدایه، کشف المحجوب، التعرف، رساله قشیریه، کتب تفسیری عرفانی مانند کشف الاسرار و عُدّه الابرار، عرایس البیان روزبهان بقلی، کتب تفسیر غیر عرفانی بسیار قدیمی مانند مجمع البیان طبرسی، تبیان شیخ طوسی، تفسیر کبیر امام فخر رازی، کشاف زمخشری و تفسیر شیخ ابوالفتوح رازی و صدها تفسیر دیگر، خصوصاً تفسیر بی نظیر معاصر، المیزان اثر علامه طباطبایی و
کتاب های فراوان دیگر که بخش هایی ازآن ها دربارة توبه است.
1ـ 4 تبيين مسأله پژوهشي و اهميت آن
توبه يكي از مقامات عرفاني است كه سالك براي رسيدن به كمال و حقيقت با تلاش و رياضت بايد آن را كسب كند عرفا در تبيين آن تعاريف گوناگوني آورده اند.
قشيري در رسالۀ خود، توبه را اول منزل از منازل جويندگان راه حقيقت و بازگشتن از بدي ها و رفتن به سوي خوبي ها مي داند و در مصباح الهدايه اساس جمله مقامات و مفتاح جميع خيرات و اصل همة منازلات و معاملات قلبي و قالبي را توبه و معني شرعي آن را رجوع از معصيت خداوند به اطاعت او بيان مي كند.
در قرآن و روايات اهل بيت عليهم السلام و آثار بزرگان عرفان توجه بسياري به توبه شده است در قرآن بيش از هشتاد بار توبه و مشتقات توبه آمده و سوره اي در قرآن به اين نام است.
توبه، همواره از آغاز آفرینش مورد توجه بوده و علت آن نیز نیروی اختیار است که خداوند در نهاد انسان سرشته است. فرشتگان معصوم هستند؛ چرا که قدرت اختیار ندارند، اما انسان بین طاعت و معصیت مخیر است تا کدام را انتخاب کند؛ در صورت انجام گناه اگرمانندآدم علیه السلام توبه کند ، به شاهراه سعادت نائل شود واگر با داشتن عقل و قوه تشخیص حق از باطل، از شیطان، شهوات و هوای نفس متابعت کرد هلاکت و بدبختی گریبان او را خواهد گرفت.
توبه صحنه مبارزه و رویارویی نفس اماره با نفس لوامه است و پشیمانی فرزند آن؛که مصمم باشد بعد از آن به سوی گناه نرود
توبه رجوعی آگاهانه از زشتی ها به زیبائی ها، انقلابی درونی بر علیه کژی ها، هجرت به سرزمین شادی ها، بازگشت به فطرت اولیه ای است که خداوند خمیرمایه آدمی را بدان آمیخته. «فاقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التی فطرالناس علیها» (روم، 20)؛
«لیس من الاشیاء اوجب علی هذا الخلق من التوبه و لا عقوبه اشد علیهم من فقد علم التوبه» (مکی، 1995، ص 362)؛ چیزی برای بندگان واجب تر از توبه و هیچ عقوبتی برای ایشان بالاتر از جهل دربارة توبه نیست «پس مومن اگر چه مطیع باشد و مخلص وی را از توبت چاره نیست؛ از اینجا گفت رب العالمین: «توبوا الی الله جمیعاً» (میبدی، ج 1، ص 6).
آلودگان به معاصی را جز آب مطهر توبه پاک نمی کند آلودگان الواث ذُنوب را جز ذَنوب مطهر او پاک نگرداند (کاشانی، 1381: ص366).
1ـ 4 ـ1 تعریف توبه:
توبه درمورد بندگان خداوند به معنای باز گشت از گناه به طاعت خداست و توبه دربارۀ خداوند به معنی بخشش وپذیرش توبه بندگان است.
«بازگشت از خطا به طاعت؛ «انّه من عمل منکم سوء بجهاله ثم تاب من بعده» (انعام، 54) و همه آیاتی که به صیغة ماضی و مضارع و امر و همراه حرف الی بکار رفته است یعنی بازگشت از خطا به طاعت است » ؛ به معنی بخشش و پذیرش توبه هرگاه با حرف علی همراه شود (خرم شاهی،1377 ،ص814).
توبه اولین منزل از منازل سایران کوی حق است. البته در اولین مرحله بودن توبه، جای تأمل است. «توبه از فضائل اخلاقی و نعمت ویژه ایست که خداوند آن را فراسوی سالکان نصب کرده است». (جوادی آملی، 1385، ج4: ص464).
یکی از مشخصات انسان توبه است، توبه مانند بسیاری از نعمت های دیگر انسان، خاص اوست و در دیگر موجودات، توبه نیست. همه خصائص عالی ودانی دروجوداوجمع شده و توبه قیام مقامات عالی انسانی علیه مقامات دانی اوست.
«توبه عبارت است از عکس العمل نشان دادن مقامات عالی و مقدس روح انسان علیه مقامات پست و حیوانی انسان.توبه عبارت است از قیام و انقلاب مقدس قوای فرشته صفت انسان علیه قوای بهیمی صفت و شیطان صفت انسان» (مطهری، 1364، ص 116).
«اصل توبه به معنای رجوع به سوی خداوند همان سیر صعودی بنده به سمت اوست و نشان گناه تائب نیست» (جوادي آملي، 1385، ج4، ص 464) «اساس جمله مقامات و مفتاح جمیع خیرات و اصل همه منازلات و معاملات قلبی و قالبی توبست» (سجادی، 1378، ص 264).
«معنی توبت شرعاًرجوعست از معصّیت الله تعالی به اطاعت او.ابویعقوب سوسی گفته است:« التوبه من کل شیءٍ ما ذمه العلم الی مامدحه العلم»(اکاشانی،1381،ص366 )
1ـ4ـ 2 توبه و مشتقات آن
در حدود هشتاد و پنج بار این کلمه و مشتقات آن مانند تواب، توابین در قرآن آمده است و نیز در روایات، کتب تفسیری و عرفانی نیز کلمات تائب، تائیین، تائبات و مشتقات دیگر آن آمده است.
«تائب در لغت به معنی بازدارنده از گناه» (دهخدا، ج14، ص251)؛ «التائب من الذنب کم لا ذنب له» (کشف الاسرار، ج10، ص164)؛«التائب الذی یتوب من غفلته»(مکی،1995،ص362)؛ «تواب در لغت به معنای توبه پذیرنده، توبه پذیر» (دهخدا، 1343، ج15، ص1064).
تواب دو معنی دارد «بسیار توبه کننده (ان الله یحب التوابین) و بسیار توبه پذیر و بخشنده؛ «انه هو التواب الرحیم» (بقره 37) (خرمشاهی، 1377، ص814).