دانلود مقاله با موضوع ناسازگاری و ویژگیها

مشخص نبودن زمان ظهور
گرچه اصل ظهور و نشانه‌های نزدیک شدن آن، از امور مسلم و قطعی است، ولی بنا به مصالحی، زمان ظهور مشخص نشده است و هیچ کس، جز خداوند از وقت دقیق آن آگاه نیست. بارها اصحاب از امامان در مورد زمان خروج قائم پرسیده اند، ولی آنان به صراحت از مشخص کردن آن نهی کرده اند و زمان ظهور را همچون علم به قیامت، منحصر به خداوند دانسته اند.
«وامّا وقت خروجه فلیس بمعلوم لنا علی وجه التفصیل، بل هو مغیب عنّا الی أن یأذن اللّه بالفرج.» (و امّا زمان ظهور مهدی، به روشنی و به شرح برای ما مشخص نشده است، بلکه او تا آن گاه که خداوند اجازه خروج بدهد، از دیدگان ما پنهان است.)
فضیل از امام باقر پرسید که آیا برای ظهور وقتی معین شده است.
امام سه بار فرمود: «کذب الوقاتون.»
یا، کمیت از آن حضرت پرسید که چه وقت حضرت مهدی ظهور می‌کند، امام فرمود:
«لقد سئل رسول اللّه عن ذلک فقال انّما مثله کمثل ساعة لا تأتیکم الاّ بغتة.» (از پیامبر همین مطلب پرسیده شد. حضرت فرمود: مَثَل ظهور مهدی، همچون برپایی قیامت است (کسی جز خدا از وقت آن آگاه نیست) مهدی نمی‌آید مگر ناگهانی.)
مقتضای این احادیث و احادیث دیگر نظیر آنها آن است که به هیچ روی، نمی‌توان وقتی برای ظهور مهدی معین کرد. با توجه به این اصل مسلّم، نشانه‌های ظهور، تنها بیانگر نزدیک شدن زمان ظهورند و بیش از آن، دلالتی ندارند. اگر روایتی باشد که زمان ظهور را مشخص سازد، ناگزیر باید آن را توجیه کرد و یا به کناری نهاد.
در برخی روایات، به گونه سربسته و مجمل، به زمان ظهور اشاره شده، ولی بر فرض درستی آنها، ناسازگاری با قاعده فوق ندارند، زیرا در حقیقت آنها نیز وقتی معین نمی‌کنند، بلکه به گونه‌ای نشانه‌های ظهور را بیان می‌کنند. مثلاً در حدیثی آمده: «مهدی قیام نمی‌کند، مگر در سالهای فرد: سال اول، سوّم، پنجم، هفتم و یا نهم، و یا روز شنبه دهم محرم.» یا: «در 23 رمضان منادی ندا می‌دهد و مردم را به سوی مهدی فرا می‌خواند.»
در این روایات، گرچه به گونه‌ای به زمان ظهور اشاره شده، ولی با این حال، به صورت جزمی و دقیق زمان ظهور مشخص نشده است. در حقیقت ویژگیهای آن زمان، بیان شده است نه وقت دقیق زمان ظهور، بنابراین، روایات، ناسازگاری با اصل قاعده مشخص نبودن زمان ظهور ندارد. البته در برخی روایات، که سند آنها معتبر نیست، به زمان دقیق ظهور اشاره شده، ولی علما، به آن اعتنا نکرده و یا آنها را توجیه کرده اند.
فصل چهارم: علائم و نشانه‌های بعد ازظهور
دراین فصل مناسب دیدیم به وضعیت جهان هنگام ظهور واقداماتی که حضرت بعدازظهور انجام می‌دهند بپردازیم:
گفتار اول: احیای سنت محمدی
در زمینه احکام جدید و قضاوت‌های حضرت مهدی و اصلاحاتی که حضرت انجام می‌دهد، روایات بسیاری وجود دارد؛ احکامی که در نظر اوّل با متون فقهی موجودو گاهی با ظواهر روایات وسنّت سازگاری ندارد. قانون ارث برادر در عالم ذر، کشتن شرابخوار، کشتن فرد بی نماز، اعدام دروغگو، تحریم سود گرفتن از مؤمن در معاملات، نابودی مناره‌های مساجد و برداشتن سقف مساجد از آن جمله است. روش‌هایی که حضرت در کارها و امور اتخاذ می‌کندنیز از این گونه است.
در روایات از این تغییرات با عباراتی مانند قضای جدید، سنّت جدید، دعای جدید و کتاب جدید نام برده شده است که ما آن را جز زنده کردن سنّت محمدی نمی‌دانیم؛ ولی دگرگونی‌ها به اندازه‌ای چشمگیر است که وقتی مردم با آن رو به رو می‌شوند، با تعبیر «اودین جدیدی آورده است» یاد می‌کنند.
امام صادق ضمن حدیث مفصّلی می‌فرماید: «بر شما (مسلمانان) است که تسلیم (امر ما) باشید و امور را به ما باز گردانید و به انتظار حکومت ما و شما باشید و منتظر فرج و گشایش ما و شما بمانید. هنگامی که قائم ما ظهور کند و سخنگوی ما به سخن آید و تعلیم قرآن و دستورات دین و احکام را از نو به شما بیاموزد – به همان شکلی که بر محمد نازل شده است -، دانشمندان شما این رفتار حضرت را، انکار کرده، مورد اعتراض قرار می‌دهند و بر دین خدا و راه او استوار و پابرجا نمی‌شوید، مگر در سایه شمشیر؛ شمشیری که بالای سر شما باشد.
خداوند، سنّت امّت‌های پیشین را بر این مردم قرار داده؛ ولی آنان، سنّت‌ها را تغییر داده، و دین را تحریف کردند. هیچ حکم رایجی در بین مردم نیست، مگر این که از شکل وحی شده اش تحریف گشته است. خدا تو را رحمت کند. به هر چه فرا خوانده می‌شوی، بپذیر تا آن کس که دین را تجدید می‌کند، فرا رسد».
امام صادق می‌فرماید: «هنگامی که حضرت قائم ظهور کند، مردم را از نو به اسلام دعوت می‌کند و آنان را به سوی (اسلام) هدایت می‌نماید، در حالی که اسلام کهنه و نابود شده، مردم از آن گمراه گشته اند».
از این روایت فهمیده می‌شود که امام دین جدیدی را به جهان عرضه نمی‌کند؛ بلکه چون مردم از اسلام واقعی منحرف شده اند، حضرت دوباره به آن دین دعوت می‌کند؛ چنان که پیامبر به آن دعوت کرد.