دانلود پایان نامه

z:نرخ مالیات بر سودهای سرمایه
t:نرخ مالیات شرکت
باید گفت، شرکت ها تنها در صورتی اقدام به انتشار اوراق بدهی میکنند که نرخ بهره پایین باشد، چون بر اساس یافتهها، نرخ بهره مهمترین عامل در تصمیمات سیاست بدهی است.(بیکر،2004)
2-3-1-2- انتشار سهام عادی
این شکل از تامین مالی، حداقل محدودیت را برای شرکت منتشر کننده به همراه دارد و شرکت از نظر قانونی ملزم به پرداخت سود تقسیمی نیست. تامین مالی از طریق انتشار سهام مالی ظرفیت استقراض آینده شرکت را افزایش میدهد، چون با افزایش سرمایه سهمی، مدیر مالی انعطافپذیری و فرصت لازم برای استقراض را داراست. اما از سوی دیگر، انتشار سهام جدید، اثر منفی بر درآمدهای شرکت و در نتیجه قیمت سهام دارد. این مساله نشان میدهد که چرا مدیران به انتشار سهام عادی جدید تنها در صورتی که بازارهای سهام قوی باشند، تمایل دارند. وقتی سهام جدید منتشر میشود، صاحبان کنونی شرکت، کنترل شرکت را با سهامداران جدید سهیم میشوند و در بسیاری از موارد، شرکت ها به دلیل ترس از دست دادن کنترل شرکت، از انتشار سهام عادی اجتناب میکنند.(منس،1990)
انتشار سهام جدید به دلیل هزینههای مبادله و انتشار، مالیات و اطلاعات نامتقارن نیز دارای معایبی است. (فازاری ،1998) هزینههای انتشار سهام جدید، شامل هزینه تضمین فروش، دستمزد ثبت، مالیات و هزینههای فروش و اداری است که بر اساس میزان عرضه متفاوت است. این هزینه ها برای مقادیر اندک انتشار میتواند بالا باشد که بخش عمدهای از هزینههای انتشار مربوط به هزینه های مبادله است.(دوروکوس ،1990)
مزیت یا عدم مزیت مالیاتی انتشار سهام جدید به رابطه بین نرخ مالیات بر سود تقسیمی (m) و سودهای سرمایه (z) بستگی دارد. انتشار سهام جدید، منبع ارزان تر تامین مالی برای شرکتی است که شرط زیر برای آن برقرارباشد.
(1-m)(1-z)>(1-t) (2-23)
t:نرخ مالیات
این شرط برای سرمایهگذارانی ارضاء کننده است که m=z=0 دارند یا نرخ نهایی مالیات بر سود تقسیمی پایین باشد.(دوروکوس ،1990)
سرانجام انتشار سهام جدید به دلیل انتشار اطلاعات نامتقارن هزینه برتراست. مایرز و ماجلف بیان میکنند که اگر مدیران اطلاعات داخلی داشته باشند، برای مدیریت بهتر است که با عمل به نفع سهامداران فعلی، سهام جدید منتشر نکند. چون آن ها عمل انتشار سهام جدید را قیمتگذاری زیر ارزش واقعی سهام در بازار استنباط میکنند و سرمایه گذاران تصمیم انتشار سهام جدید را به عنوان یک علامت منفی درک میکنند. در این حالت تامین مالی از طریق سهام جدید میتواند به دلیل مساله انتخاب ناجور، با هزینه بالاتر صورت گیرد. (دوروکوس،1990)
شواهد نشان میدهد که ارزشیابی بالای سهام از سوی بازار انگیزهای برای انتشار سهام است. بطور کلی قیمت سهام، مهم ترین عامل در تصمیم گیری برای انتشار سهام عادی است. در آمریکا و انگلیس شواهدی در راستای تایید رابطه قوی بین قیمت سهام و انتشار سهام جدید بدست آمده است. (بیکر ،2004)
از سوی دیگر، میتوان گفت مدیرانی که افق زمانی بلندمدت تری را مد نظر قرار میدهند، دست به انتشار سهام جدید میزنند و فروش سهام را تا بدانجا ادامه میدهند که درآمد نهایی با هزینه نهایی برابر شود، اما مدیرانی که مراقب قیمت کوتاه مدت سهام هستند، سهام عادی جدید کمتری عرضه میکنند.(بیکر،2004)
بر اساس مدل مایرز و ماجلف میتوان گفت، تنها در صورتی شرکت ها دست به انتشار سهام جدید میزنند که ارزش ذینفعان موجود را افزایش دهد، یعنی زمانی که شرط زیر برقرارباشد. (فازاری،1998)
Y/I(2-24)
Y: بازده ناخالص حقیقی داراییها
Y: بازده پروژه های جدید
I: هزینه سرمایه گذاری جدید
V: ارزش بازار تعیین شده برای شرکتها
2-3-1-3- انتشار سهام ممتاز
جذابیت سهام ممتاز تحت تاثیر نرخ بهره جاری و ساختار سرمایه موجود شرکت است. عمومیترین مزیت سهام ممتاز، افزایش توانایی شرکت برای افزایش اهرم مالی است. چون سهام ممتاز، پرداخت سود تقسیمی ثابت را به دارندگان سهام ممتاز همراه دارد، وجود آن به افزایش اهرم مالی کمک میکند. اهرم مالی افزایش یافته و اثرات درآمدهای افزایش یافته را بر بازده سهام عادی تقویت خواهد کرد. و در عین حال بر خلاف اوراق بدهی از انعطاف پذیری برخوردار بوده و منتشر کننده از عواقب عدم پرداخت سودهای تقسیمی در امان است. (گیتمن،1994) تامین مالی با استفاده از سهام ممتاز، کنترل سهام داران عادی را تغییر نمیدهد. سهام ممتاز اغلب در ادغامها، ساختاربندی مجدد شرکت و فرایند کاهش منتشر میشود. اغلب سهام ممتاز در مقابل سهام عادی شرکتی که خریداری شده منتشر میشود و این امکان را فراهم میکند که مالکان شرکت خریداری شده از مستمر بودن جریان سود تقسیمی برابر با قبل مطمئن شوند.(گیتمن،1994)
یکی از عدم مزیت های سهام ممتاز، ادعای بیشتر سهام داران ممتاز است. چون دارندگان سهام ممتاز با توجه به توزیع درآمد و دارایی از ارجحیت بیشتری نسبت به سهام داران عادی برخوردارند. همین مساله، بازده سهام داران عادی را به مخاطره میاندازد. دومین عدم مزیت این سهام، هزینه بالاتر نسبت به اوراق بدهی است. از طرف دیگر نسبت به اوراق بدهی، سود های تقسیمی سهام ممتاز مشمول مالیات نمیشود.(هامپتون،1374)
2-3-1-4- سود انباشته
سود خالص پس از کسر مالیات شرکت متعلق به سهام داران است. تنها در صورتی شرکت درآمدهای انباشته خواهد داشت که سود تقسیمی به سهام داران پرداخت نکند. سهام داران تنها در صورتی درآمدهای انباشته شده را قابل قبول میدانند که حداقل بازدهای را بدست آورند که خود از سرمایهگذاری در پروژههایی با ریسک مشابه بدست میآورند. (وستون و بریگام،1376)