دانلود پایان نامه
بیانِ رمزی که بیشتر عرفا در اشعار خویش بهکار میبرند، همراه با صورخیال است؛ صورخیال، همیشه نقش زینت بخشی و تأثیرگذاری بر عاطفه را برعهده ندارد؛ بلکه گاهی نیز وظیفهی روشن ساختن معنی و نزدیککردن آن به اذهان، به آن سپرده میشده است. شاعر، تصاویر نمادین و استعاری را بهکار میبرد تا بتواند مفاهیم متعالی مربوط به عرفان و عواطف روحی خود را برای خواننده تبیین و به ذهن او تقریب کند.
دانش بیان ، وسیله ای است برای بیان موضوع های مختلف به طرق گوناگون و راهی است که شاعر می تواند موضوع های مورد نظر خود را به طرقی بیان کند که جنبه ی هنری بیابد و تکراری نباشد و در نتیجه بر مخاطب مؤثر افتد . به همین سبب، بسیاری از آثار عارفانه که دارای تصویرهای استعاری فراوان هستند، نباید از نظر صورخیال با آثار شاعرانی همچون فرخی و عنصری مقایسه شوند؛ زیرا انگیزهی استفاده از صورخیال در این دو نوع متفاوت است. این دیدگاه، در مورد شعرای عارف، که عراقی نیز در زمرهی آنان قرار میگیرد، باعث شد با بررسی کارکرد استعاره و رمز و اسطوره، در اشعار دلانگیز و عارفانهی او، زیباییها و شایستگیهای ادبی اشعارش، نمایانتر شود. عراقی جزء پیشگامان شعر عرفانی است؛ اشعار او را حافظ و خواجو و دیگران، مورد تقلید قراردادهاند؛ امّا عجیب است که چرا این شاعر شایسته و عاشق دلسوخته، کم تر در کانون توجه ادب پژوهان قرار گرفته است.
ج – روش تحقیق
روش تحقیق در پایان نامهی حاضر، به شیوهی کتابخانهای و سند پژوهی است ومطالعات مربوط به آن، در دو مرحله مجزا انجام پذیرفته است. در مرحله اول،براساس نظر استادان راهنما و مشاور، مهم ترین منابع بلاغی که در حوزه ی تحقیق قرار داشت ، مطالعه گردید و از نکات مورد نیاز یادداشت برداری شد . شایان یاد است که در این مرحله تلاش شد جامع ترین تعاریف و مباحث مربوط به اسطوره ، نماد و استعاره پایه ی پژوهش قرار گیرد .
مهمترین این کتابها عبارتند از: معالم البلاغه رجایی ، بیان شمیسا، بلاغت تصویر فتوحی ، واژه نامه هنر شاعری از میر صادقی، رمز وداستانهای رمزی از پورنامداریان ، سبکشناسی پارسی از غلامرضایی، تاریخ ادبیات صفا، استعاره از ترنس هاوکس، بلاغت تصویر از محمود فتوحی.
در مرحلهی دوم به بررسی صورخیال در غزل عراقی پرداخته شد و از آنجا که هیچ پژوهشی دراین مورد صورت نگرفته بود غزلیات عراقی که بالغ بر 2900 بیت بود از ابتدای دیوان بررسی گردید و انواع استعاره ها ، اسطوره ها و نماد های موجود در غزل عراقی ، جداگانه برگه نویسی شد و هر کدام از این آرایهها در مباحثی جداگانه، مطرح و چگونگی عملکرد آنها در غزلیات همراه با نمونههای شعری بسیار بررسی شد.
د – پیشینهی تحقیق
یکی از محورهای اصلی پژوهشهای ادبی، حوزهی صورخیال یا به طور کلّی، مباحث بلاغی است. به همین علّت از گذشته تاکنون، پژوهشهای بلاغی متعدّدی بر روی متون ادب پارسی، صورت گرفته است؛ برای نمونه میتوان به کتابهایی از جمله« صورخیال در شعر فارسی» اشاره کرد که به صورت تحلیلی، شیوهی کارکرد برخی از صورخیال را در متنهای ادبی، بررسی کرده وبه نتایج ارزشمندی دست یافته و اغلب به میزان نوآوری و بداعت صورخیال در متنهای مورد بررسی اشاره کرده است و یا کتاب «نقشآفرینیهای حافظ» که استاد فقید دکتر فرشیدورد در حوزهی نوآوریهای ادبی وبلاغی حافظ نگاشته است؛ همچنین «صورخیالدردیوان حافظ» از مرحوم دکتر اسکندری، که وجوه زیبایی های بلاغی غزلهای حافظ را مورد مطالعه قرار داده است.
در حوزهی استعاره، اسطوره و نماد، کتابها و مقاله های فراوانی تاکنون، نوشته شده که برشمردن همهی آنها از حوصله و توان این مطلب و نگارنده بیرون است؛ اما ما برای سامان دادن مبانی تعاریف و نظریههای این پایاننامه، به اصلیترین آنها مراجعه کردهایم. در زیر، به نمونههایی از کارهایی که در این حوزه، صورت پذیرفته، اشاره میشود:
تحلیل استعاره درغزل های بیدل دهلوی: این کتاب، که از محمد رضا اکرمی است، در سال 1390 منتشر شده و استعاره را در غزلهای بیدل، تحلیل و بررسی کرده است. در این پژوهش مباحث جدیدی در حوزهی استعاره، مطرح شده است از جمله: استعاره ی سیّال و استعارهی تأویلی.
مقاله‌ی « بررسی و تحلیل تشبیهات و استعارات جهانگشای جوینی» از فریدون طهماسبی 1390؛ در این مقاله که در مجلهی فنون ادبی دانشگاه اصفهان، چاپ و منتشر شده، تشبیهات واستعارات جلد نخست تاریخ جهانگشا را دستهبندی نموده است. نویسنده به این نتیجه رسیده که تشبیهات واستعارات جلد نخست به چهار دسته تقسیم میشوند و جوینی به شکلی آگاهانه، از واژگان و ترکیباتی استفاده میکند که رنگی از سیاهی، تباهی، سرخی خون ومرگ را به یاد میآورد واینگونه توانسته میان ابعاد تاریخی و ادبی اثرش ارتباط برقرار کند.
مقاله‌ی «تحلیل اشعار سید حسن حسینی از منظر صورخیال » از دکتر احمد کریمی و کلثوم وقاری منتشر شده در مجلهی فنون ادبی دانشگاه اصفهان،1390. در این مقاله نیز کوشش شده است صورخیال در مجموعههای شاعر براساس عناصری چون تشبیه ، استعاره، نماد، کنایه، مجاز، پارادوکس و حسّامیزی، مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. نویسنده با استفاده از نمودار و تحلیل آماری به این نتیجه رسیده که تشبیه، در آثار سیدحسن حسینی ، به عنوان یکی از عناصر تصویر ساز کلام، بسامد بالایی دارد و همهی انواع آن در اشعار او وجود دارد؛ نیز از استعارهی مصرّحه و مکنیّه به یک اندازه بهره برده و استعاره از نوع تشخیص، درصد بالاتری دارد. در بخش نماد، از سه خاستگاه نماد، یعنی طبیعت، آیین های ملی و اساطیری و دین و مذهب و بیش از همه طبیعت، برای ارائه ی تصاویر شاعرانه استفاده کرده است.
کتاب «تحلیل ارکان استعارههای پیچیده نهج البلاغه » از محمد ادیبی مهر، منتشر شده در سال 1386و پایاننامه « بررسی انواع استعاره در دیوان صائب » از فاطمه صدیقی، در سال 1374، نیز در زمرهی پیشینهی این پژوهش قرار می گیرند.
شایان یاد است که در حوزهی این پژوهش؛ یعنی بررسی اسطوره، استعاره و نماد در غزلیات عراقی، براساس پژوهشهایی که نگارنده، انجام داد، هیچ تحقیق و پژوهشی، صورت نپذیرفته و این رساله، عهدهدار انجام آن خواهد بود.
1) نگاهی به زندگی شیخ فخرالدّین عراقی
الف- تولّد و کودکی
عراقی از شاعران بنام و از پیشگامان غزلسرایی عرفانی است. در تاریخ ادبیات صفا درمورد نام و نسب او آمدهاست:« شیخ فخرالدّین ابراهیم بن بزرجمهر بن عبدالغفار همدانی فراهانی معروف به عراقی، از مشایخ بزرگ و از شاعران و عارفان بلندمرتبهی ایران در قرن هفتم هجری است.» (صفا، 1369: 563)
در مورد نام ونسب ومولد او، اتفاق نظر وجود دارد؛« حمدالله مستوفی نام و نسب او را «فخرالدین ابراهیم بن بوذرجمهر بن عبدالغفار الجوالقی » ونویسندهی مقدمهی دیوان او، یعنی یکی از مریدان قریب العهد وی، «فخرالمله والدین ابراهیم ابن بزرجمهر المشتهر بعراقی » نوشتهاند. فصیح خوافی در ذیل حوادث 686 هجری « شیخ فخرالمله والدین عراقی الشاعر الهمدانی الفراهانی» آورده است. (همان:569)
زادگاه او را حمدالله مستوفی و نیز نویسندهی مقدمهی دیوانش، کمجان، نوشتهاند؛ این شهر، امروزه ،کمیجان، نام دارد ومرکز شهرستان کمیجان دراستان مرکزی است و جمعیتی بالغ بر سی و نه هزار نفر دارد. خود عراقی نیز در آثار و اشعارش، به زادگاه خود، اشاره کرده است؛ از جمله، در قصیدهای در مدح شیخ حمیدالدین احمد الواعظ، میگوید:
آخر ای جان، غریب شهر توام
خود نپرسی غریـب حیران را
جز عراقی که نیـست امیدش
تا ببیند وصال کمجان را
(عراقی،1335: 67)