دانلود پایان نامه

هر تصمیمگیری در مورد سرمایهگذاری، بیانگر میزان پولی است که در زمان کنونی برای بدست آوردن دارایی که جریانی از درآمدها را در آینده فراهم میکند، صرف میشود. سه نوع تصمیم گیری سرمایه گذاری مطرح میشود:
تصمیمات توسعه ای
تصمیمات جایگزینی و انتخاب
تصمیمات اجاره یا خرید.(هاگو،1974)
2-2-2-1- تصمیمات توسعهای
تصمیمات توسعهای، تصمیماتی است که شرکت برای خرید یک کارخانه یا ماشین اتخاذ میکند. مساله مورد توجه آن است که هزینهای که برای خرید یک کارخانه یا ماشین صرف می شود، این دارایی را به خط جدید عملیاتی تبدیل میکند یا مقیاس عملیاتشرکت را با توجه به فعالیت موجود افزایش میدهد. (هاگو،1974)
تصمیمات توسعهای به دو گونه توسعه محصولات یا بازارهای موجود و توسعه از طریق کالای جدید یا بازارهای جدید دستهبندی میشود. مخارج مربوط به افزایش تولید کالاهای موجود یا توسعه بازارهای موجود در گروه توسعه محصولات یا بازارهای موجود قرار میگیرد. این تصمیمات از پیچیدگی بیشتری برخوردارند. زیرا در این گونه تصمیم گیریها، باید تقاضای آینده بازار برای محصولات شرکت را مد نظر قرار داد. چون امکان اشتباه زیاد است، باید تجزیه و تحلیل دقیق در سطوح بالاتر شرکت صورت گیرد. در گونه دوم تصمیمات برای تولید کالای جدید یا توسعه جغرافیایی بازارهایی که در حال حاضر تحت پوشش نیستند، هزینه صرف میشود. این تصمیمات میتوانند ماهیت اصلی شرکت را تغییر دهند و در عین حال، این گونه پروژهها نیاز به مخارج سنگینی در طول زمان دارند. این تصمیمات اغلب به صورت تصمیمگیری برای ادغام و تملک دیگر است. (وستون و بریگام،1376)
در این گونه تصمیمات، فرد باید هزینههایی که صرف میشود و دریافت هایی که کسب میشود را تخمین بزند. مشکل از این حقیقت ناشی میشود که هزینهها و درآمدها فقط در آینده ایجاد میشود، بنابراین پیش بینی مقدار آن ها مشکل است. تفاوت بین این هزینهها و درآمدها به عنوان جریان نقدی خالص دارایی یا پروژه شناخته میشود. (هاگو،1974)
2-2-2-2- تصمیمات جایگزینی یا انتخاب
دومین نوع تصمیمات سرمایه گذاری، تصمیمات جایگزینی یا انتخاب است که آسانتر به نظر میرسد. یک نمونه خوب از تصمیمات جایگزینی جایی است که شرکت باید تصمیم بگیرد آیا دارایی موجود را با دارایی جدید جایگزین کند یا خیر، در حالی که، تقریبا شرکت همان دریافت های کل را خواهد داشت. برای مثال یک شرکت باید تصمیم بگیرد، آیا ستانده معینی که میتواند در یک قیمت معین به فروش برسد، با ماشین x که اکنون وجود دارد تولید شود یا با ماشین جدید کاراتر y که میتواند خریداری شود؟ باید جریان دریافتیها به اندازه کافی زیاد باشد که تصمیم به جایگزینی ماشین موجود گرفته شود. آن چه که در این تصمیمگیریها مهم است، هزینه صرفهجویی شده ناشی از خرید ماشین کاراتر است. این صرفهجویی هزینه، بیانگر جریان سودهایی است که شرکت در صورت خریداری ماشین y به دست میآورد، اما آیا کارایی ماشین y به اندازه کافی زیاد است که سرمایهگذاری را ارزشمند سازد؟ برتری فنی ماشین y در صورتی قابل قبول است که ماشین y جریان نقدی خالص داشته باشد که عمل جایگزینی را سودمند سازد.(هاگو،1974)
نوع دیگری از این موقعیت تصمیم انتخاب است. آیا قبول یک فعالیت جدید که تولید محصول جدید را به همراه دارد، بازده کافی را برای سرمایهگذاری ایجاد خواهد کرد؟ چندین راه حل برای تصمیمگیری در مورد مساله محصول روش جدید وجود دارد. اما در صورتی که دریافت های ناشی از فروش محصول روش جدید با روش فعلی برابر باشد، نمیتوان مساله انتخاب را مطرح کرد. در هر صورت محاسبه هزینههای هر یک از سرمایهگذاری های جایگزین مورد نیاز است. اگر برخی از راهحلها نیازمند سرمایه بیشتر نسبت به بقیه باشد، بهتر است از روشی استفاده شود که نیازمند سرمایه کمتر است.(هاگو،1974)
2-2-2-3- تصمیمات خرید یا اجاره
نوع سوم تصمیمگیری سرمایهگذاری، تصمیم خرید یا اجاره است این تصمیمگیری زمانی رخ میدهد که شرکت تصمیم میگیرد،آیا دارایی خاصی را خریداری کند و یاآن دارایی را اجاره کند؟ اگردارایی خریداری شود، هزینه اولیه زیادی خواهد داشت، اما پرداخت های بعدی نخواهد داشت و اگر اجاره شود یک سری پرداخت اجاره سالانه باید صورت گیرد، در این صورت شرکت فعلا پول کمتری صرف میکند اما باید مقدار پول بیشتری در طول عمر دارایی بپردازد. کدام یک از این دو روش بهتر است.(هاگو،1974)

2-1-3- فرایند تصمیمگیری سرمایهگذاری
داراییهایی مثل واحد و تجهیزات جدید، جایگزینی واحد و تجهیزات موجود و خطوط تولید جدید، نمونههایی از داراییهایی هستند که در فرایند سرمایهگذاری بلند مدت مطرح میشوند. این مساله بسیار با اهمیت است، چون ارزش ایجاد شده توسط سرمایهگذاری در داراییهای شرکت بزرگترین بخش از کل ارزش شرکت را ایجاد میکند. تصمیمات درست سرمایهگذاری در داراییها، برای دستیابی به هدف مدیریت مالی که همانا حداکثر سازی ثروت سهامداران از طریق ارتقای ارزش شرکت است ،ضروری و حیاتی میباشد.
بودجه بندی سرمایه، فرایندی است که طی آن مدیر مالی، به دنبال فرصت های سرمایهگذاری، جمعآوری اطلاعات در مورد فرصت های سرمایهگذاری، ارزیابی هر فرصت و سپس مقایسه همه فرصت های سرمایهگذاری و سرانجام انتخاب پروژههایی است که ارزش شرکت را حداکثر و ثروت سهامداران را ارتقاء بخشد.(منس،1990)
2-2-3-1- جستجوی پروژه جدید
ایده پروژهها از منابع گستردهای بدست میآید. بیشتر شرکت های بزرگ واحد تحقیق و توسعه، با مسئولیت ایجاد و توسعه فرصت های سرمایهگذاری جدید دارند. برخی از سازمان ها طرحهای انگیزشی برای کارکنان خود دارند تا آن ها ایده محصولات جدید یا پیشنهادات یا ایدههایی برای کاراتر ساختن یا مطمئنتر ساختن فرآیند تولید ارائه دهند. سازمان ها همچنین بر مدیران خود برای ایدههای سرمایهگذاری تکیه میکنند. سازمان های بزرگتر، کمیتههای اجرایی شامل مدیران ارشد واحدهای بازاریابی، تولید و مالی دارند.(منس،1990)
رشد، سود آوری و ارزش شرکت بستگی به جریان دائمی سرمایهگذاریهای جدید دارد. بدون چنین سرمایهگذاریهای مستمری، تولیدات شرکت کم خواهد شد و سهم بازاری آن به شدت سقوط خواهد کرد که به کاهش ارزش شرکت منجر میشود. (منس،1990)
2-2-3-2- جمع آوری اطلاعات در مورد پروژه
گام دوم در فرایند بودجه بندی سرمایه، جمعآوری دادهها در مورد پروژه های پیشنهادی است. اطلاعات مورد نیاز شامل دادههای هزینه و درآمد است. مدیر مالی از این اطلاعات برای تخمین جریان های نقدی سالانه پروژهها استفاده میکند. باید یادآوری کرد که هر تصمیم مالی باید مبتنی بر جریان نقدی و نه براساس تعریف حسابداری از درآمد باشد، چون درآمد و جریان نقدی بسیار متفاوتند.
در این مرحله جریان نقدی هر پروژه، محاسبه میشود که جریان نقدی بعد از مالیات هر پروژه از فرمول زیر بدست میآید.(منس،1990)
(2-21) (جریان نقدی بعد از مالیات هر پروژه = (در آمد خالص + استهلاک – تغییرات در سرمایه در گردش خالص + ارزش اسقاط -هزینه نقدی دارایی)