دانلود پایان نامه

علاقه و قرينه در استعاره
«مجاز، نياز به قرينه دارد تا معلوم شود كه مراد گوينده، معناي مجازي است نه حقيقي. قرينه، لفظي يا حالتي است كه نشان میدهد كه مقصود گوينده، معناي اصلي و حقيقي كلمه نيست؛ بلكه مرادش، معني مجازي است. وقتي دربارهی يك سرباز شجاع پر دل ميگويد «شير شمشيرزن» يا «شير تيرانداز». كلمهی«شمشيرزن و تيرانداز»، قرينه است براي اينكه منظور
از كلمهی شير، مرد شجاع دلير است نه حيوان درنده.
بكار بردن لفظي، در غير معناي اصلي خود، بايد مناسبتي داشته باشد. اين مناسبت را «علاقه» گويند. علاقه، گونههای فراوان دارد؛ از جمله علاقهی سبب و مسبب، علاقهي حال و محل، جزء و كلّ و علاقهي مشابهت. اگر علاقه و مناسبت، ميان معناي حقيقي و مجازي، علاقهي مشابهت باشد آن را استعاره گويند.» (علوی مقدم ، 1355: 391-413)
انواع استعاره
درکتابهای بلاغی قدیم، برای استعاره، انواع بسیاری ذکرکردهاند؛ برجستهترین انواع استعاره عبارتند از:
استعارهی مصرّحه
استعارهی مصرّحه، بهکاربردن کلمهای به جای لغتی دیگر، با علاقهی مشابهت است؛ همچنانکه پیش از این نیز اشاره شد استعاره، تشبیه فشردهای است یک جملهی تشبیهی که فقط مشبهٌبه آن بهجا مانده باشد مانند:
هزاران نرگس از چرخ جهانگرد فرو شد تا برآمد یک گل زرد (نظامی)
شاعر نمیگوید که «خورشید مثل گل زرد است» میگوید«خود گل زرد است» بدینترتیب،«نرگس» و«گل زرد» در محور جانشینی، جایگزین مشبههای خود شدهاند. این نوع استعاره، استعارهی نوع اول است ومشبهٌبه آن، همواره، حسّی است. این نوع استعاره، خود بر سه نوع است:
استعارهی مصرّحه مطلقه
در این نوع استعاره، مشبهٌبه در محور جانشینی، قرار میگیردوبه همراه آن ، یکی از ملائمات مشبهٌبه و یکی از ملائمات مشبه آورده میشود. ارزش هنری آن نیز بالاست.
با کاروان حله برفتم زسیستان با حله ی تنیده زدل بافته زجان(فرخی)
«حلّه»، استعاره از شعر است وقرینهی آن،«تنیده از دل وبافته از جان» است که از ملائمات مشبه است.
نزیبد مرا با جوانان چمید که بر عارضم صبح پیری دمید(سعدی)
« صبح»، استعاره از «ریش وموی سفید» است، قرینه، لفظ «عارض» است زیرا صبح بر عارض نمیدمد. عارض، چیزی از ملائمات مشبه ودمیدن از ملائمات مشبهٌبه است.
چو باز آمدم کشور آسوده دیدم پلنگان رها کرده خوی پلنگی(سعدی)
«پلنگان»، استعاره از «مغولان» است وکشور از ملائمات مغولان ( مشبه) و خوی پلنگی از ملائمات مشبهٌبه است.(شمیسا،1387 : 166)
استعارهی مصرّحهی مجرّده:
در این نوع استعاره، اغراق چندانی وجود ندارد وبه سبب وجود قرینه، فوراً متوجه مشبه میشویم.بسامد آن زیاداست؛ اما ارزش هنری استعارهی مطلقه را ندارد. مشبهٌبه، با یکی از ملائمات مشبه، همراه است.
سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند
همدم گل نمیشود یاد سمن نمیکند(حافظ)
معشوق، به سرو تشبیه شدهاست و چمان وچمید از ملائمات و مشحصات سرو ( مشبه ) وقرینه است.
همی ندانی ای آفتاب غالیه موی که حال بنده ازین پیش بر چه سان بود