دانلود پایان نامه

شیوهی واژهگزینی عراقی و بسامد واژههای پرکابرد در ساختار زبان او
نکته مهم دیگری که به ساختار سخن عراقی، مربوط میشود،این است که در ساختمان همین جملههای ساده نیز، عراقی، سعی کرده از کلمههای ساده و پرکاربرد زبان استفادهکند؛ به گونهای که درصد واژههای کمکاربرد و ناآشنا در دیوان عراقی، بسیار کم است و این نیز در روانی و سادگی زبان او نقش بسیاردارد. کوتاهی جملهها و تراکم فعلها، کیفیتی خاص به زبان وی بخشیده که کار تقلید را برای هر فرد دیگری دشوار میکند:
زاشتیاق تو جانم به لب رسیـد کجایی؟
نگفتیم که بیایم چو جان تو به لب آید
منم کنون ویکی جان بیاکه برتو فشانم
گذشت عمر و ندیدم جمال روی تو روزی
کجا نشان تو جویم که در جهانت نیابم
چه باشد ار رخ خوبت بدین شکسته نمایی؟
زهجر جان من اینک به لب رسیـد کجایی؟
جدامشوزمن ایندم که نیست وقت جدایی
مرا چهای؟ و نـدانم که بـا کس دگر آیـی
چگونه روی تو بینم که در زمانه نپایی(غزل 294)
بنابراین، حوزهی واژگان عراقی، به همان واژههای پرکاربرد و زندهی زبان فارسی، محدود میشود. کسانی که از دیدگاه نقد ساختارگرایی به آثار ادبی مینگرند اغلب این ویژگی را به عنوان امتیازی مثبت، ارزیابی میکنند.
«آن چه هنر اصلی یک نویسنده را تشکیل میدهد تنها یک گستردگی واژگان به معنای عام کلمه نیست، زیرا با دردست داشتن یک کتاب لغت، بسیاری کسان میتوانند دایرهی لغوی نگارش خویش را گسترش دهند. آنچه در این مقام، اهمیت دارد، قدرت احضار کلمههاست به تناسب نیاز بلاغی مؤلف در ادای مقصود خویش، با تمام حواشی و سایه روشن های معنایی کلمه.»(شفیعی کدکنی،اسرارالتوحید،ص172)
عراقی از به کار بردن واژههای گوشخراش، که سبب رمندگی مخاطبان میگردد نیز پرهیز کرده است. به نظر میرسد وی در گزینش واژگان و ترکیبات زدوده و ناب، وسواس زیادی داشته است.
قافیه و ردیفهای فعلی و نقش آنها در روانی زبان عراقی
دستورمندی ساختار جملهها در زبان عراقی، موجب شده که براساس سرشت زبان فارسی، فعلها در آخر جملهها قرار گیرند. یعنی تقدیم و تأخیر اجزای کلام، که در زبان شعری، به ناگزیر روی میدهد در زبان عراقی به حداقل میرسد و این خود، نشانی از توانمندی خاص وی بر زبان است. از مجموع 312 غزل، براساس نسخه ی نفیسی، 101 غزل قافیه و ردیف فعلی دارند.
تراکم فعل در زبان عراقی
یکی دیگر از ویژگیهای زبانی، که باعث سادگی و روانی و ایجاز کلام او شده است، تراکم فعل در ساختار زبان اوست. تراکم فعل، در هر زبانی، به کوتاهی جملهها میانجامد و کوتاهی جمله در دریافت راحتتر مطلب، به مخاطب کمک می کند.
دارم بسی شکایت چون نشنوی چه گویم
گیرم که من نگویـم لطـف تـو خود نگوید
ای بخـت خفته برخیـز تا حال من ببینی
بیهوده قصه ی خود در پیش تو چه خوانم؟
کاین خسته چنـد نـالد هـر شب بر آستانم