دانلود پایان نامه

استقلال طلبی
توفیق طلبی
خلاقیت
نمور 2-2: نگرش و ابعاد چهار گانه آن
منبع: Van wyk R.& Boshoff A.B ,2004,P33
کریستین لوج و نیکولاس فرانک (2005) مدلی را برای آزمودن قصد و نیت کارآفرینی ارائه داده اند که حاصل تحقیق در بین 512 نفر از دانشجویان رشته مهندسی دانشگاه MIT است.بر اساس این مدل که در شکل 2 نشان داده شده است،ویژگیهای فردی (ریسک پذیری و مرکز کنترل درونی )به طور مستقیم بر “نگرش دانشجویان نسبت به کارآفرینی” تاثیر مثبت می گذارد و نگرش نیز دارای تاثیر مثبت و مستقیم بر “نیت و قصد کارآفرینی “می باشد.
شکل 1-2 مدل ساختاری قصد کارآفرینانه
متغيرهاي دروني
وي‍‍ژگيهاي فردي
عوامل زمينه اي
(+)
(+)
(+)
(+)
(-)
(Luthje , christian & Franke, Nikolaus,2005) شکل1-2 : مدل ساختاري قصدکارآفرينانه
همچنین با بررسی مدل ارائه شده توسط کریستین لوج و نیکولاس فرانک می بینیم که دو ویژگی فردی یعنی ریسک پذیری و مرکز کنترل درونی بر نگرش کارآفرینانه تاثیر مستقیم و مثبت دارد:
ریسک پذیری عبارت است از پذیرش مخاطره های معتدل که می توانند با تلاشهای شخصی مهار شوند. ریسک پذیری (مخاطره پذیری) شامل تمایل به مدیریت و بر عهده گرفتن امور و اختصاص منابع به فرصتهایی است که احتمال تقبل هزینه شکست معقولی را نیز به همراه دارند.در اینجا مقصود از مخاطره ، ریسک غیرقابل کنترل وبی انتها نیست ، بلکه ریسک معتدل ، حساب شده و قابل اندازه گیری مدنظر است (احمد پور داریانی ، 1384).
در تعریف مرکز کنترل درونی چنین آمده است: عقیده فرد را در این مورد که تحت کنترل وقایع خارجی است یا داخلی ، مرکز کنترل می نامند. بیشتر کارآفرینان را دارای مرکز کنترل درونی توصیف کرده اند. افراد دارای کنترل بیرونی معتقدند که وقایع خارجی که خارج از کنترل آنان است ، سرنوشت آنان را تعیین می کند. به عبارت دیگر ، کارآفرینان موفق به خود ایمان دارند و موفقیت یا شکست را به سرنوشت ، اقبال یا نیروهای مشابه نسبت نمی دهند (احمد پور داریانی ، 1384 ).
تبيين ابعاد نگرشهاي كارآفرينانه
توفيق طلبي “ديويد مك كللند” از جمله صاحب‌نظراني است كه سهم زيادي در تبيين موفقيت در افراد داشته است. به نظر وي، افراد در تعامل با محيط خود، نيازهايي را آموخته‌اند كه عبارت‌اند از:
1- نياز به موفقيت(توفيق طلبي): تمايل به برتري يا موفقيت و تلاش براي پيشرفت براي نيل به مجموعه‌اي از استانداردها.
2- نياز به قدرت: تمايل به كنترل ديگران براي تأثيرگذاري بر آنان.
3- نياز به تعلق يا وابستگي: تمايل به دوستي، همكاري و روابط متقابل شخصي با ديگران.
در تئوري مك كللند، توجه عمده بر نياز به موفقيت است. تمركز نياز به موفقيت بر برتري جويي، رقابت، اهداف چالشي و پافشاري براي انجام كار و فايق آمدن بر مشكلات است. شخصي كه نياز به موفقيت در او در حدي بالاست، شخصي است كه در جست‌وجوي عملكرد بالاتر است، از مسايل و اهداف چالشي لذت مي‌برد و پشتكار و روحيه‌ي رقابتي در فعاليت‌هاي كاري دارد.(احمد پور دارياني و مقيمي ،1385،ص50)
کارآفرينان، هميشه به دنبال مبارزه بوده و احساس اکتساب را دوست دارند. بنابراين استانداردهاي بالايي را براي کار خود در نظر مي‌گيرند. آنها محصولاتي با کيفيت بالا توليد و بر اساس مرغوبيت و راندمان رقابت مي‌کنند. آنها از مواجه شدن با رقابت ترسي ندارند و در حقيقت از رقابت لذت مي‌برند.