دانلود پایان نامه ارشد درمورد نظریه انتخاب عقلانی و گزاره های اخلاقی

حقایق وابسته به ذهن ، یعنی حقایقی درباره نگرشهای ارزش مدارانه ،صادق یا کاذب اند.
پس برساخت گرایی اخلاقی بر این باور است که : 1- گفتمان اخلاقی ما شناختی است.
2- برخی گزاره های اخلاقی صادق اند. 3- گزاره های اخلاقی به واسطه ی نگرشهای ارزش مدارانه صادق یا کاذب اند. بنابراین می توان برساخت گرایی را نوعی از ناواقع گرایی دانست.
روایتهای برساخت گرایی
به نوعی می توان برساخت گرایی را به ساده و پیچیده و یا نسبیت گرایانه و نانسبیت گرایانه و … تقسیم کرد و تمایز گذاشتن بین روایتهای ساده و پیچیده ی برساخت گرائی و نیز بین روایتهای نا نسبیت گرایانه و نسبیت گرایانه سودمند است.
1 – 2 روایتهای ساده برساخت گرایی:
براساس روایتهای ساده برساخت گرائی صدق اخلاقی بر حسب نگرشهای واقعی اشخاص یا توافقهای واقعی بین فرهنگها درباره موضوعات اخلاقی مورد علاقه تفسیر می شود. روایتهای پیچیده تر برساخت گرائی حقایق اخلاقی(و حقایق و خصوصیات اخلاقی مربوط) را بر حسب نگرشهای فرضی اشخاص یا شاید توافقهای فرضی میان اعضای گروه تفسیر می کنند که به نحو مناسبی تحت شرایط مقید و محدود بدست آمده است. روایت های نا نسبیت گرایانه از بر ساخت گرائی بر آن است که تمامی اشخاص و گروههایی که نگرشها و توافقها یشان بنیادی برای حقایق و صدقهای اخلاقی فراهم می کنند همان مجموعه معیارهای بنیادی اخلاق را پذیرفته و یا خواهند پذیرفت در نتیجه مجموعه واحدی از حقایق و صدقهای اخلاقی وجود دارند.
2 -2 روایتهای پیچیده برساخت گرایی:
روایت دیدگاه ناظر آرمانی از صدق اخلاقی روایتی از بر ساخت گرایی غیر نسبی گرایانه پیچیده است. به نظر رودریک فِرْث X درست است هم ارز می باشد با اینکه هر ناظر آرمانی X را درست می داند. فرث می گوید ناظر آرمانی کسی است که : «1- عالم به همه چیز درباره حقایق نا اخلاقی باشد . 2- مُدرک کل یعنی دارای قدرت نامحدود تصور باشد. 3- بطرف 4- بی غرض 5- ثابت قدم ولی 6- از جهات دیگر معمولی باشد.» البته تمامی ناظران آرمانی
درباره ی همان مجموعه معیارهای اساسی اخلاقی توافق دارند .
بنابر روایتهای نسبی گرایانه از بر ساخت گرایی، که روایتهای پیچیده نسبی گرایانه ای از بر ساخت گرایی بیان می کنند ، میتواند بیش از یک شخص یا گروه با نگرشها و توافقهای مختلف وجود داشته باشد.
گیلبرت هارمن میگوید احکام اخلاقی تنها نسبت به توافق تلویحی یا درک ضمنی درونِ گروه معنا می دهد. وی تصریح میکند که حقایقی وجود دارند درباره آنچه که اخلاقاً انجام دادن آن درست یا نادرست است اما از آنجائیکه این حقایق به توافق ضمنی وابسته است آنها می توانند در فرهنگها و خرده فرهنگ ها ی مختلف متفاوت باشند.
روایتهای ساده و پیچیده برساخت گرایی را میتوان در دیدگاههای نوهابزی ها2 مانند دیوید گاثیر3 و نظریه پردازان کانتی از قبیل جان رالز و واقع گرایان ناطبیعت گرا مانند توماس اِسکَلُن4 و نظریه پردازان حقوقی لیبرال مانند دونالد دُرکِین5 و نو کانتی ها مانند کریستین کُرسگارد6 و اُنورا اُنیل7 و شارون استریت8 و …. یافت.
این فیلسوفان دیدگاههای متفاوتی دارند ولی در اصول مسلم برساخت گرایانه مشترکند.
آنها در این دیدگاه اساساً مشترک اند که دعاوی اخلاقی می توانند صادق یا کاذب باشند اما نه به دلیل برخی حقایق اخلاقی یا خصوصیات اخلاقیِ حقایق. دعاوی اخلاقی خصوصیات حقایق اخلاقی را دنبال نمی کنند. ثانیاً دعاوی اخلاقی می توانند عینی باشند وعینیت آنها از هر نظام مستقل ارزشهای اخلاقی نتیجه نمی شود بلکه از ظرفیت آنان برای عملی بودن (یعنی توانائی آنان
به ما دلایلی برای اعمال می دهد) نتیجه می شود.
البته بر ساخت گرایان در بسیاری از موارد متفاوت اند . در وحله اول، آنان در روشی که روال بر ساختن را تصور می کنند با یکدیگر تمایز کلی دارند. بر اساس دیدگاه هابزی ها آنچه که از روال بر ساختن باید فهمیده شود با نظریه انتخاب عقلانی و به حداکثر رساندن مطلوبیت فرق دارد که گاثیرآن را دراخلاقیات بوسیله توافق صورت بندی میکند.دیدگاههایی از قبیل این دیدگاه ، دیدگاه غیر هابزی بلکه ترجیحاً کانتی، که رالز و اسکلن و درکین از آن دفاع می کنند صورتی از برساخت گرایی را ارائه میکند که ترجیحات فردی راکنار میگذارد و بیشتر بر ملاک توجیه عمومی دعاوی سیاسی واخلاقی متمرکز می شود.
به نظر گاثیر روال بر ساختن می بایست نه بر اساس برخی از ملاحظات اخلاقی بلکه ترجیحاً بر اساس مفهومی از سود فردی صورت بندی شود. این دیدگاه میتواند دیدگاهی برساخت گرایانه تلقی شود چون درآن استنادی به هویاتی اخلاقی وجود ندارد که مستقل از رویکرد مردم نسبت به وضعیت امورهستند.گاثیر استدلال میکند: « ارزش، خصوصیت ذاتی اشیاء یاوضعیت امور نیستند، ونه چیز موجود ، به عنوان بخشی از اثاث وجود شناختنی عالم به نحوی کاملاً مستقل از اشخاص و فعالیت هایشان نمی باشند بلکه ارزش از طریق ترجیح ایجاد می شود. ارزشها محصولات عواطف هستند.»
روال بر ساختن گاثیر روند چانه زنی میان افراد است . چانه زنندگان نقطه تعادل بین دعاوی و سودها را جستجو می کند. گاثیر ، مانند وضع طبیعی هابز، وقتی انسانها خودشان را برای دنبال کردن اهدافشان تماماً آزاد تلقی می کنند انسانها را صرفاً اجتماعی ، خودخواه و غیر همکاری کننده بیان میکنند. البته گاثیرانسانها را عقلانی میداند که آن را به توانایی عامل اخلاقی مربوط میداند. عقلانی بودن نقش تعیین کننده ای درکسب روشهای مؤثر برای رسیدن به غایت انسانها یعنی به حد اکثر رساندن سود بازی میکند. بنابر این اصول عدالت روشهای عینی وعقلانی هستند اگر آنها بتوانند سودفردی را افزایش دهند .از سوی دیگر مردم میدانند که اشتراک سودها وتوزیع دوباره مخارج درجامعه به جای جنگ کردن برای بهبود دادن وضع شخص، سودمندتر است.بنا بر این، به منظور حرکت از وضع طبیعی درهمکاری جامعه، عاملان توافق کلی میکنند یعنی حسب همکاریشان چانه می زنند.