دانلود پایان نامه

مک کللند(1961) ویژگی های افراد کارآفرین را شامل انگیزه پیشرفت، ریسک پذیری، کنترل درونی، خلاقیت و استقلال طلبی می داند. بر اساس تحقیقات انجام شده، پرورش ویژگیهای ذکر شده در افراد باعث تقویت قابلیتهای کارآفرینی آنان می شود.
دبرا ال.تروایت(2011) ، در تحقیقی با عنوان تاثیر آموزشهای مهارتی و توسعه در نگرش کارمند تا جایی که به آموزش و مهارت در کسب و کار مربوط می شود به بررسی رابطه ی بین تجارب مهارتی و نگرش و همچنین نگرش درباره مهارت شغلی کسب شده می پردازد ، تحقیقات وی نشان می دهد که رابطه ای مستقیم بین تجارب آموزشهای مهارتی مثبت یک شخص و نگرش ها و تخصص آن شخص وجود دارد. در این مطالعه 8/86 % آنهایی که آموزشهای مهارتی به روزی داشتند ، بیشترین نگرش مثبت را نسبت به آموزشهای مهارتی داشتند ، علاوه بر آن 80% آنهایی که نگرش های مهارتی منفی داشتند ، نیز دید منفی به تخصص خود داشتند.
ساهینیدیس و بوریس(2008) ، تحقیقی با عنوان “رابطه ی بین میزان اثربخشی آموزش های مهارتی دریافت شده توسط کارمندان و نگرش های آنها” ، انجام دادند. نتایج تحقیق آنها نشان می دهد که رابطه ی چشم گیری بین میزان اثربخشی آموزش های مهارتی دریافت شده توسط کارمندان و تعهد، رضایت شغلی و انگیزه کارمندان وجود دارد.
استون و میسون(1989)، در تحقیقی با عنوان “نگرش و ریسک: پیدا کردن رابطه” ، نشان دادند که ریسک ممکن است به عنوان یک ساختار مبتنی بر باور در نظر گرفته شود که در آن باورها نسبت به نتایج آتی که با عنوان توقعات مورد اندازه گیری قرار می گیرند، در بر دارنده ی ارزیابی فرد از ریسک می باشد. این شباهت مبتنی بر باور، یک اشتراک ادراکی آشکار بین ریسک و نگرش را بیان می دارد. همچنین یافته های تحقیق آنها نشان می دهد که رابطه ی آماری قوی بین اندازه گیری ساختارهای ریسک و نگرش وجود دارد.همچنین این تحقیق نشان می دهد که این دو ساختار (ریسک و نگرش)، شاید برخی از عناصر حوزه ی مفهومی مشابه را در این مفهوم که هر دو ساختار مبتنی بر باور هستند به اشتراک داشته باشند.
بیردن و میسون(1978)، با بررسی مدلهای مرتبط با هر ساختار که با عنوان مدلهای عقلانی- شناختی شناخته شده اند ، به بررسی رابطه ی بین ریسک و نگرش پرداخته اند.
نتایج تجربی تحقیق کالیندو ، فاسن و کریتیکس(2010)، که برپایه رابطه ی مثبت بین تحمل ریسک و تصمیم به کارآفرین شدن است ، به مثبت بودن فرض مذکور صحه گذارده و نشان می دهد اشخاصی که نگرش ریسک گرایانه آنها در حد متوسط است ، به صورت چشم گیری بیشتر از کسانی که نگرش ریسک گرایانه آنها زیاد یا کم است به عنوان کارآفرینان دوام می آورند.
مایکل ال هریس(2008) ، در تحقیقی با عنوان “ارزیابی نگرشهای کارآفرینانه دانشجویان رشته بازرگانی در امریکا” نشان داد که اکثریت دانش آموزان نگرش کارآفرینانه داشتند ، علاوه بر آن مشخص شد که هم خصوصیات دانش آموزان و هم تجارب کارآفرینانه با نگرش های کارآفرینی ویژه ای رابطه دارند.همچنین طی تحقیق آنها مشخص شد که دانش آموزان پسر دارای نمرات بالاتری در استقلال طلبی و نوآوری نسبت به دانش آموزان دختر هستند و دانش آموزان با تجربه کسب و کار خانوادگی ، نگرش های کارآفرینانه گسترده تری داشتند.
نتایج تحقیق سگومپن و ابو زهری(2012)، با عنوان “نگرش به کارآفرینی در میان دانشجویان عمانی آموزش دیده در حوزه کسب و کار “، نشان داد که مخاطبان نگرش مثبت نسبت به کارآفرینی داشتند. همچنین بر طبق تحقیق آنها هیچ تفاوت چشم گیر آماری در نگرش به کارآفرینی زمانی که مخاطبان بر اساس متغیرهای جمعیتی و آماری طبقه بندی شوند وجود ندارد.
دانیل آریاس- اندرا و اسکار بوستینزا-سانچز(2007)، در تحقیق خود با عنوان “نگرش کارآفرینانه و مدیریت تضاد با استفاده از شبیه سازی کسب و کاری” نشان دادند که تجربه شبیه سازی نتایج مثبتی بر روی استقلال طلبی و عزت نفس داشته ، همچنین شرکت کنندگانی که دانش کسب کرده خود از شبیه سازی را اعمال کردند ، درک خود از استقلال طلبی و رویکردهای مدیریت تضاد را بهبود می بخشند.
شانون و همکاران (2009)، در تحقیقی نگرش کارآفرینانه ی دانش آموزان در برزیل و چین را اندازه گیری و مقایسه می کنند. نتایج این تحقیق نشان می دهد که فرهنگ و انتظارهای کارآفرینانه بر نگرش کارآفرینی اثرگذار بوده و دانش آموزان چینی از نظر نوآوری در کسب و کار و کنترل بر کسب و کار قوی تر بوده اما دانش آموزان برزیلی در اعتماد به نفس امتیاز بیشتری آوردند ودر مورد نیاز به موفقیت هم تفاوت چشم گیری مشاهده نشد.
نیباک و هنسن (2008)، در بررسی چگونگی اثر گذاری نگرش کارآفرینانه بر عملکرد و نوآوری در کسب و کارهای توریسمی در نروژ دریافتند که نگرش کارافرینانه ی قوی تر ، احتمال ایجاد تغییر در سازمان دهی کسب و کار و رشد درآمد را افزایش می دهد.
لیندزی و همکاران (2007)، ضمن بررسی ارتباط میان ارزش های فردی، نگرش کارآفرینانه و تشخیص فرصت، دریافتند که نگرش کارآفرینانه بین ارزش های درونی و بیرونی فردی وجود دارد و تشخیص فرصت ، تابعی از نگرش کارآفرینانه است.
لیندزی(2005)، در مقاله ای اثرگذاری نگرش کارآفرینانه و فرهنگ بومی بر کارآفرینی را بررسی کرده و الگویی ارائه می دهد که اثرگذاری فرهنگ بر نگرش کارآفرینانه و در نهایت ایجاد کسب و کارهای جدید را نشام می دهد. بر اساس این نتایج تحقیق ها در زمینه ی کارآفرینی بومی در سطح اولیه قرار دارد.
در پژوهش حسان و راداتز(2008)، کتاب های درسی دبستان های سوریه و آلمان ، از جنبه های شناختی، عاطفی و رفتاری و تغییر از یاددهندگی به سازندگی گرایی، بررسی شده اند. نتایج نشان می دهد که مواد درسی سوریه بر جنبه ی شناختی یادگیری زبان بدون چشم پوشی از جنبه های عاطفی و رفتاری تاکید دارند، در صورتی که مواد درسی آلمانی تاکید ویژه ای بر حالت عاطفی و جهت گیری فرایندی دارند.
اردوغان و همکاران (2008)، در پژوهشی میزان توجه کتاب های درسی دبستان به ادبیات محیطی را در بلغارستان و ترکیه مورد بررسی قرار داده اند و با استفاده از تحلیل محتوا به این نتیجه رسیده اند که در هر دو کشور میزان توجه به دانش بیش از مهارت ها ، نگرش ها و رفتار مسئولانه نسبت به محیط است.
پژوهش های ذکر شده به همراه تعدادی دیگر از مقالاتی که در زمینه آموزش و نگرش کارآفرینانه در مجلات معتبر داخلی و بین المللی چاپ گردیده اند ، پیشینه تجربی خارجی پژوهش حاضر را تشکیل می دهند.
2-3-2. مطالعات داخلی
بر اساس بررسی و کاوش در تحقیقات داخلی و خارجی پژوهش یا پژوهش هایی که دقیقا متناسب با موضوع پژوهش کار شده باشد وجود نداشت، و یا حداقل محقق بدان دست نیافته است. در عین حال پژوهشهایی که پیرامون موضوع کار شده باشد وجود داشته که به تعدادی از آنها اشاره می شود.
تحقیقی با هدف شناسایی تاثیر مشاوره شغلی به سبک نظریه ی یادگیری اجتماعی و انتخاب شغل کرامبولتز بر تغییر نگرش و افزایش رفتار کارآفرینانه دانشجویان دانشگاه اصفهان در شهریور سال 84 انجام گرفت ( مصحف ، 1384 ). محقق به منظور اجرای پژوهش از بین مراجعه کنندگان به مرکز کارآفرینی دانشگاه اصفهان به شیوه ی تصادفی ساده 30 نفر را انتخاب و به همین شیوه در گروه آزمایش و گروه گواه جایگزین نموده اند و هر دو گروه طی سه مرحله ( پیش آزمون ، پس آزمون و پی گیری ) مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در این تحقیق مقیاس نگرش کارآفرینانه بوده است و در تجزیه و تحلیل اطلاهات از تحلیل واریانس و تحلیل مانوا استفاده نموده اند. نتایج تحقیق بیانگر آن است که مشاوره شغلی به شیوه یادگیری اجتماعی و انتخاب شغل کرامبولتز بر تغییر نگرش کارآفرینانه ی دانشجویان دانشگاه اصفهان موثر بوده است و همچنین منجر به افزایش رفتار کارآفرینانه ی دانشجویان شده است.
تحقیقی به بررسی زمینه های بروز و پرورش کارآفرینی در بین دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی در سال تحصیلی 83-1382 پرداخته است (عزیزی ، 1382).جامعه ی آماری تحقیق کلیه ی دانشجویان سال آخر کارشناسی ارشد و اساتید دانشگاه شهید بهشتی را در بر داشته که تعداد 120 نفر از اساتید و 330 نفر از دانشجویان به روش نمونه گیری طبقه ای و خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند. نتایج تحقیق نشان داد که بین متغیرهایی چون تحمل ابهام ، اعتقاد به کنترل درونی ، نیاز به توفیق طلبی ، مخاطره پذیری ، خلاقیت و نوآوری با کارآفرینی رابطه ی معنی داری وجود دارد.به علاوه نشان داد که بین برنامه های تحصیلی و آموزشی ارائه شده از سوی دانشکده ها و میزان کارآفرینی دانشجویان رابطه ی معنی داری وجود ندارد.
تحقیقی با هدف شناسایی تاثیر مشاوره شغلی به سبک نظریه ی یادگیری اجتماعی و انتخاب شغل کرامبولتز بر تغییر نگرش و افزایش رفتار کارآفرینانه دانشجویان دانشگاه اصفهان در شهریور سال 84 انجام گرفت ( مصحف ، 1384 ). محقق به منظور اجرای پژوهش از بین مراجعه کنندگان به مرکز کارآفرینی دانشگاه اصفهان به شیوه ی تصادفی ساده 30 نفر را انتخاب و به همین شیوه در گروه آزمایش و گروه گواه جایگزین نموده اند و هر دو گروه طی سه مرحله ( پیش آزمون ، پس آزمون و پی گیری ) مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در این تحقیق مقیاس نگرش کارآفرینانه بوده است و در تجزیه و تحلیل اطلاهات از تحلیل واریانس و تحلیل مانوا استفاده نموده اند. نتایج تحقیق بیانگر آن است که مشاوره شغلی به شیوه یادگیری اجتماعی و انتخاب شغل کرامبولتز بر تغییر نگرش کارآفرینانه ی دانشجویان دانشگاه اصفهان موثر بوده است و همچنین منجر به افزایش رفتار کارآفرینانه ی دانشجویان شده است.
تحقیقی به بررسی زمینه های بروز و پرورش کارآفرینی در بین دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی در سال تحصیلی 83-1382 پرداخته است (عزیزی ، 1382). جامعه ی آماری تحقیق کلیه ی دانشجویان سال آخر کارشناسی ارشد و اساتید دانشگاه شهید بهشتی را در بر داشته که تعداد 120 نفر از اساتید و 330 نفر از دانشجویان به روش نمونه گیری طبقه ای و خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند. نتایج تحقیق نشان داد که بین متغیرهایی چون تحمل ابهام ، اعتقاد به کنترل درونی ، نیاز به توفیق طلبی ، مخاطره پذیری ، خلاقیت و نوآوری با کارآفرینی رابطه ی معنی داری وجود دارد.به علاوه نشان داد که بین برنامه های تحصیلی و آموزشی ارائه شده از سوی دانشکده ها و میزان کارآفرینی دانشجویان رابطه ی معنی داری وجود ندارد.
سعیدی رضوانی (1379) در پژوهش خود تحت عنوان “تبیین برنامه درسی پنهان در درس بینش اسلامی دوره متوسطه و ارائه راهبردها برای استفاده از این برنامه در آموزش اثربخشی دینی” نشان داد که تجربه فراگیری درس بینش اسلامی نه تنها موجب پیدایش نگرش مثبت نسبت به این درس نشده ، بلکه در دانش آموزان نگرش منفی نیز ایجاد کرده است.
متقی(1385) تحقیقی در زمینه رابطه رفتار و نگرش دینی با بهداشت روانی دانش آموزان دبیرستان های شهر کرمان انجام داد که نتایج حاصله از این تحقیق نشان داد که نگرش دینی دانش آموزان مناسب بوده، میزان پایبندی دانش آموزان به رفتارهای دینی بالای متوسط بوده است، بهداشت روانی دانش آموزان متوسط بوده است و بین نگرشهای دینی و رفتارهای دینی دانش آموزان رابطه معناداری وجود دارد. بین نگرشهای دینی و بهداشت روانی دانش آموزان رابطه معناداری وجود ندارد ولی بین رفتارهای دینی و بهداشت روانی دانش آموزان رابطه معناداری وجود دارد.
حاتمی(1384) در پژوهش خود با عنوان ” طراحی الگوی آموزشی نگرشهای اجتماعی مقطع راهنمایی تحصیلی ” ، در زمینه تحلیل محتوای کیفی کتابهای درسی تعلیمات اجتماعی و کتاب راهنمای معلم که بر اساس اصول آموزش نگرشهای اجتماعی تحلیل کرده ، به این نتیجه دست یافته بود که برنامه درسی فعلی در این بخش 57.5 درصد مطابق با معیارهای آموزش نگرشها طراحی نشده اند. در این پژوهش الگوی موجود و الگوی طراحی شده توسط محقق که بر اساس آموزه های رویکرد ساختن گرایی شکل گرفته بود، مقایسه شد که شواهد تجربی و پژوهشی ، اثربخشی الگوی مطلوب را تایید کردند.
در تحقیقی با عنوان “بررسی چگونگی نگرش دانش آموزان دبیرستانی و پیش دانشگاهی ایران به جهانی شدن و تاثیر ان بر ارزشها و هویت دینی و ملی آنان “که توسط لطف آبادی و نوروزی (1383) انجام گرفته است، آنچه که از یافته های این پژوهش به روشنی در یافت می شود این است که سلامت روانی و نیروی زندگی لازمه ایجاد نگرش فعال و منطقی به پدیده جهانی سازی در میان نوجوانان دانش آموز است.