دانلود پایان نامه

نظریه محرک-پاسخی نظریه محرک-پاسخی بیشتر بر روابط بین محرکهای ویژه با پاسخهای خاصی تاکید می ورزند. و یک اصل بنیادی در این رویکرد به تغییر نگرش آن است که تقویت کننده های ارائه شده برای تغییر نگرش باید قوی تر از تقویت کننده هایی باشد که وضع موجود را حفظ می کنند (کریمی ،1387).یکی از امتیازات اصلی رویکرد محرک-پاسخی مشخص کردن عامل هایی است که ممکن است پذیرش یک پیام متقاعد کننده را تحت تاثیر قرار دهند(کریمی،1384). لذا موضوع متقاعد سازی در این رویکرد دارای اهمیت ویژه ای است. چهار عنصر اصلی در بیشتر موقعیتهای متقاعد کننده دخالت دارند.1)پیام رسان یا منبع پیام 2)ویژگی پیام 3)زمینه پیام 4)پیرنده پیام(کرانو، پرسالین، 2008). متقاعد سازی بیشتر از طریق ایجاد ارتباط صورت می پذیرد، طبق یافته های دقیقی در این زمینه، نشان داده شده است که نگرشهای در سطح عاطفی بالا ممکن است از طریق متقاعد سازی تغییر کند (دستانو و همکاران، 2004). فابریقو و پتی(1999) در تحقیق خود نشان داده اند که متقاعد سازی بیشترین تاثیر را در تغییر نگرش دارد. و این تغییر هم در بعد شناختی و هم در بعد عاطفی نگرشها تاثیر گذار است.
یادگیری نگرش
شرایطی که مناسب یادگیری نگرشهاست و ابزاری که تغییر در نگرش را به وجود می آورند موضوعهای تقریبا پیچیده ای هستند که درباره آنها خیلی چیزها برای کشف شدن باقی مانده است. چندین اظهار نظر متناقض در مورد کارآیی روشهای تغییر نگرش توسط مارتین و بریگز (1986) بررسی شده اند. روشهای آموزشی که در ایجاد نگرشهای مطلوب باید به کار روند به نحو قابل ملاحظه ای با روشهایی که برای یادگیری مهارتهای ذهنی و اطلاعات کلامی قابل به کار بستن هستند متفاوتند (آر.ام.گانیه،1985). .
روشهای مستقیم: برای ایجاد و تغییر نگرشها روشهای مستقیمی وجود دارند که گاهی به طور طبیعی و بدون برنامه ریزی قبلی روی می دهند. چنین روشهایی گاهی نیز به طور عمدی می توانند به کار گرفته شوند. درک اینکه چگونه به کمک این روشها نگرشها را ایجاد کنیم یا تغییر دهیم ارزشمند است. یک پاسخ شرطی شده از نوع کلاسیک (آر.ام.گانیه ،1985،صفحات 29-24) می تواند نگرش نزدیک شدن یا احتراز از دسته ویژه ای از اشیا، رویدادها یا اشخاص را ایجاد کند.
بر طبق نظر اسکینر اگر یک مهارت تازه یا عنصری از دانش که قرار است یاد گرفته شود با فعالیتی پاداش دهنده یا مورد ترجیح دنبال شود ، آن گونه که دستیابی به دومی وابسته به کسب اولی باشد ، یادگیری صورت گرفته است.این موقعیت کلی نمونه ای از اساس یادگیری است. علاوه بر آن دانش آموزی که با دوست داشتن فعالیت دوم (به نام تقویت کننده) شروع می کند در ضمن این عمل یادگیری، دوست داشتن تکلیف اول را کسب خواهد کرد..
روش غیر مستقیم روشی از ایجاد و تغییر نگرشها که بسیار مهم است و کاربرد گسترده ای دارد سرمشق دهی انسانی (بندورا ، 1969،1977)است. ما این روش را غیر مستقیم می دانیم زیرا زنجیره رویدادهایی که این روال یادگیری را تشکیل می دهد طولانی تر از آنهایی است که برای روشهای مستقیم مورد نیاز است. از آن گذشته ، همان طور که نام آن می رساند این روش از طریق انسان دیگری ، حقیقی یا خیالی ، عمل می کند.
البته سرمشق انسانی باید کسی باشد که یادگیرندگان به او احترام می گذارند، یا همان گونه که بعضی از نویسندگان می گویند ، کسی باشد که آنها بتوانند خود را با او همسان سازند. علاوه بر این ویژگیهای مطلوب سرمشق باید به عنوان ویژگی معتبر و قوی ادراک شود (گانیه، 1984). باید سرمشق در حالی که انتخاب اعمال شخصی مطلوب را انجام می دهد مورد مشاهده قرار گیرد . بندورا (1969) این گام در فرایند سرمشق دهی را تقویت مشاهده ای نامیده است
عملکرد. نگرش به وسیله انتخاب دسته ای از اعمال شخصی مشخص می شود. این اعمال را می توان با نشان دادن تمایل مثبت یا منفی نسبت به بعضی از اشیا، اشخاص یا رویدادها طبقه بندی کرد.
شرایط درونی. ترجیح داده می شود که نگرش احترام برای سرمشق انسانی یا همسان سازی با او از قبل در یادگیرنده وجود داشته باشد. اگر وجود ندارد ، به عنوان اولین قدم در این فرایند ، باید ایجاد گردند. مهارتهای ذهنی و دانش مربوط به رفتاری که توسط سرمشق نشان داده می شود باید از قبل برای این رفتار کسب شده باشد تا مورد تقلید قرار گیرد.
شرایط بیرونی. شرایط بیرونی را می توان به ترتیب مراحل زیر توصیف کرد:
ارائه سرمشق و ثابت کردن خوشایند بودن و اعتبار سرمشق
به یاد آوردن دانش موقعیتهایی که نگرش در مورد آنها کاربرد دارد توسط یادگیرنده
برقراری ارتباط یا نشان دادن انتخابهای عمل شخصی مطلوب توسط سرمشق
برقراری ارتباط یا نشان دادن اینکه سرمشق از بازده رفتارش لذت می برد و احساس رضایت می کند انتظار می رود این گام به تقویت مشاهده ای یادگیرنده بینجامد.
البته تغییر این گامها هنگامی میسر است که سرمشق انسانی به طور مستقیم دیده نمی شود و عملکرد مطلوب به طور مستقیم نمی تواند مورد مشاهده قرار گیرد. (آر.ام.گانیه، 1985 ، ص 239)..
بدون شک ، تغییر نگرش در تمام بخشهای زندگی روزمره دانش آموز رخ می دهد. سرمشق هایی که دانش آموز با آنها تماس دارد مسئولیت عظیمی در تعیین نگرشهای مطلوب اجتماعی و رشد رفتار اخلاقی دارند(آر.ام.گانیه، 1985،ص 226). معلمها به وضوح نیاز به درک اهمیت نقش سرمشق دهی انسانی دارند . اگر برای هیچ دلیل دیگری غیر از این نباشد که قادر باشند درک کنند دانش اموزان چه بخش بزرگی از وقتشان را در حضور آنها می گذرانند. احتمال دارد معلمانی را که دانش آموزان بعدها به عنوان ” معلمهای خوب ” به یاد می آورند آنهایی باشند که نگرشهای مثبت را سرمشق داده اند (آر.ام.گانیه،1985،به نقل از خدیجه علی آبادی،1374،صص 145-144).
آموزش نگرشها
حوزه عاطفی آموزش به طور حتم در برنامه های درسی مختلف اهمیت بسیار زیادی دارند. به طور مرسوم، انتظار می رود که دانش آموزان نسبت به هر موضوعی که تحصیل می کنند ، و به طور وسیع نسبت به فعالیتهای یادگیری نگرش مثبت کسب کنند. از این رو از برنامه های درسی انتظار می رود در دانش آموزان نگرشهای مطلوب در زمینه های مختلف به وجود آورد(گانیه،1373).که زمینه فراهم شدن چنین نتیجه ای در آموزش فنی وحرفه ای ، پرداختن به آموزش نگرش در خلال اجرای استانداردهای مهارتی می باشد.
آموزش یعنی تسهیل یادگیری ، به عبارتی دیگر آموزش (کلاسی) شرایط و موقعیتی فراهم می کند که فراگیر بتواند با آسان ترین راه به یادگیری موضوع مورد نظر دست پیدا کند. و یادگیری را به ایجاد تغییرات نسبتا مداومی که در رفتار بالقوه فرد در اثر تجربه حاصل شده باشد(سیف، 1387)تعریف می کنند. یکی از اصول یادگیری نگرشها این است که نگرشهای افراد به صورت غیر مستقیم بیشتر تحت تاثیر موقعیت قرار می گیرند یعنی موقعی که افراد در موقعیتی قرار می گیرند که به صورت غیر مستقیم در نگرشهای آنها کار می شود بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرند تا به صورت مستقیم. به عبارت دیگر پیام درس باید به صورت نیابتی فراگیران را از موضوع درس مطلع سازد(کرپیندروف، 1387).
همچنین ، فرایند کارآفرینانه دارای عناصر ، نگرشها و رفتارهایی است که از نظر نگرشی به تمایل یک فرد یا سازمان برای استفاده از فرصتهای جدید و حس مسئولیت برای تغییر خلاقانه اشاره دارد و این تمایلات را گرایشهای کار آفرینانه می گویند (مقیمی،2007)
كارآفريني پديده‌اي است كه شرايط محيطي در آن تعيين كننده است كه «موريس» و «لوئيز» بر اين باورند كه تركيب زير ساختارهاي محيطي، درجه آشفتگي محيطي و تجربيات محيطي افراد جامعه بر سطح انگيزه كارآفرينانه در جامعه تاثيرگذار است. (موريس و لوئيز، 1995، ص 135؛ به نقل از مقيمي،1385،ص34)
نگرشهاي كارآفرينانه حالتي ست كه بر اساس آن فرد تمايل خود به بروز رفتار كارآفرينانه در يك كسب وكار مستقل و يا سازماني را نشان مي دهد
نظریه ی نگرش کارآفرینانه
در مطالعات اخیر در حوزه ی کارآفرینی به نقش و جایگاه عوامل شناختی و جریانات اجتماعی موثر در رفتار کارآفرینی بسیار تاکید شده است و نظریه ی نگرشی در زمینه ی کارآفرینی تاریخچه استواری از تحقیق و تلاش در زمینه های عملی و نظری را دارا می باشد (رابینسون و همکاران،1991).
بر اساس الگوی نگرشی ارائه شده توسط رابینسون و همکاران (رابینسون و همکاران،1991) آنچه که در زمینه ی کارآفرینی قابل بحث می باشد ، موضوع نگرش هاست. در دیدگاه آنها احتمال اینکه فرد با یک سری نگرش های خاص به سمت کارآفرینی متمایل شود ، زیاد می باشد. آنها در رویکرد خود به بیان چهار مورد از عواملی که می تواند نگرش افراد را به سمت کارافرینی برانگیزد ، می پردازند.
به عقیده ی آنها ، نگرش ها در مقایسه با ویژگی های شخصیتی و دموگرافیک پیش بینی کننده ی بهتری هستند. هم چنین نگرش ها آموخته می شوند و ضمن اینکه تا حدی به نحوه ی تربیت ، ارزشهای خانوادگی ، محیط کاری و اجتماعی بستگی دارند ، در طی زمان و در تعاملات فرد با دیگران و محیط های مختلفی که فرد در آن زندگی و کار می کند ، قابل تغییر می باشند.