دانلود پایان نامه با موضوع تستوسترون و خانواده

بخش عمده‌اي از كنترل اعماي جنسي با ترشح هورمون آزاد كننده گناد وتروپين (GnRH)1از هيپوتالاموس شروع مي‌شود. اين هورمون،پپتیدي با 10اسيد آمينه است و توسط نورونهایي ترشح مي‌شود كه جسم سلولي آنها در هسته هاي قوسي2 هيپوتالاموس قرار دارند.
پايانه‌هاي اين نورن‌ها عمدتاً به برجستگي مياني هيپوتالاموس ختم مي‌شوند و در آنجاGnRH را به داخل دستگاه عروقی پورت هیپوتالاموس-هیپوفیزی ترشح می کنند.آنگاه GnRH توسط خون پورت‌هيپوفيزي به هيپوفيز‌قدامي منتقل مي‌شود در آنجا باعث ترشح هورمونهاي گناد وتروپيك LH, 3FSH4 ميشود(147).
ترشح GnRH متناوب است و هر 1تا 3 ساعت يكبار و به مدت چند دقيقه ترشح مي شود شدت اين تحريك هورموني به دو عامل بستگي دارد يكي تعداد اين دوره هاي ترشحي وديگر ميزان GnRH ترشح شده در هر دوره (76). مطالعات اخير نشان مي‌دهد كه عوامل مختلفي در آزاد شدن GnRH دخالت دارند عواملي مانند نوراپي نفرين، گلوتاميك اسيد واكسي توسين از راه فعال كردن آنزيم نيتريك اكسايد سنتتاز عصبي باعث تحريك آزاد سازي GnRH مي‌شوند. بدين شكل كه اكسي‌توسين و گلوتاميك اسيد باعث فعال شدن نورون‌هاي حاوي نوراپي نفرين در قسمت مياني قاعده‌اي هيپوتالاموس مي گردند و آنها نيز به نوبهی خود باعث فعال شدن نورون هاي حاوي نيتريك اكسايد سنتتاز مي شوند. نيتريك اكسايد سنتتاز به پايانه‌هاي نورون هاي حاوي GnRH انتشار يافته و به وسيله فعال كردن گوانيلين سيكلاز، باعث آزاد شدن GnRH مي‌گردد(220و137).


Widget not in any sidebars

هورمونهاي گناد و تروپين (LH,FSH)
هر دو هورمون LH,FSH توسط يك نوع سلول در هيپوفيز قدامي موسوم به سلولهاي گنادوتروپ ترشح مي شونددر صورت عدم ترشح GnRH از هيپوتالاموس گنادوتروپها نيز FSH يا LH ترشح نمي‌كنند.
LH,FSH از جنس گليكوپروتئين هستند اين هورمون ها اثرات خود را بر بافتهاي هدف بيضه عمدتا از طريق فعال كردن پیامبر ثانويه CAMP اعمال مي كنندو CAMP هم باعث فعال شدن دستگاههاي خاص آنزيمي در سلولهاي هدف مي‌شود(76).
مطالعات اخير نشان داده است كه تفاوتهايي در الگوي ترشحي LH,FSH در زمانهاي مختلف وجوددارد و به طور مثال به دنبال تحريك الكتريكي، آسيب فيزيكی، تجويز استروئيدهاي گنادي و يا آنتاگونيستهاي GnRH الگوهاي ترشحي متفاوتي براي LH,FSH بوجود مي آيد.
ترشح FSH به صورت پايه و دوره‌اي است و بيشتر آن هم به طور پايه ترشح مي‌شود. آزمايشات نشان مي دهند كه بعضي از دوره‌هاي ترشحي FSH مستقل از GnRH هستند، زيرا ترشح آنها پس از توقف عمل GnRH هم وجود دارد.
ترشح LH از هيپو فيز قدامي نيز حالت دوره اي دارد و دقيقا متناوب با ترشح ضربانيGnRH است . اما ترشحFSH تنها تا حدودي از الگوي نوساني ترشح GnRH پيروي مي‌كندو در عوض در پاسخ به تغييرات دراز مدت GnRH با سرعتي آهسته تر تغيير مي‌كند.
تنظيم ترشح تستوسترون
تستوسترون توسط سلولهاي بينابيني(لايديگ) ترشح مي‌شود. اين سلولها در بافت پيوندي بين لوله هاي اسپرم ساز جاي گرفته اند. ميزان سنتز و ترشح تستوسترون توسط ميزان LH خون تنظيم مي‌شود. ميزان ترشح تستوسترون با ميزانLH رابطه مستقيم دارد(76).
تنظيم فيدبكي گنادوتروپين ها
تستوسترون مترشحه از بيضه ها در پاسخ به LH، خود باعث مهار ترشحLH از هيپوفيز قدامي مي‌شود. بخش عمده اين مهار ناشي از اثر مستقيم تستوسترون در كاهش ترشح GnRH از هیپوتالاموس است.این امر نیز به نوبهی خود باعث کاهش ترشح LH از هيپوفيز قدامي مي‌شود. كاهش ترشح LH نيز باعث كاهش ترشح تستوسترون از بيضه ها مي‌شود. لذا هرگاه ترشح تستوسترون بيش از حد افزايش يابد، اين اثر خودکار فیدبک منفي از طريق اثر بر هيپوتالاموس و هيپوفيز قدامي باعث كاهش ترشح تستوسترون مي‌گردد(76).
عقيده براين است كه اثرات فيدبكي بر روي ترشحLHهم توسط تغيير در مقدار GnRH آزاد شده از هيپوتالاموس و هم توسط تغيير در ميزان حساسيت سلولهاي ترشح كننده LH نسبت به GnRH صورت مي‌گيرد (147).
اگر چه تستوسترون مي‌تواند سبب مهار ترشح FSH از هيپوفيزگردد، اما به طور اختصاصي تر توسط اینهیبین B تنظيم مي‌شود، اينهيبينB يك فاكتور رشد است كه توسط سلولهاي سرتولي به درون جريان خون ترشح مي‌شود و در جهت مهارFSH از غده هيپوفيز عمل مي‌كند(34).
تنظيم اسپرماتوژنز
عوامل هورموني متعددي از جملهLH،FSH، تستوسترون و اينهيبين1 در تنظيم اسپرماتوژنز دخالت دارند. FSH به گيرنده هاي مخصوص خود در سطح سلولهاي سرتولي لوله‌هاي اسپرمسازمتصل شده و باعث رشد اين سلولها و ترشح مواد مختلف موثر در اسپرماتوژنز از آنها مي‌شود.
گيرنده FSH يك G پروتئين است و هنگام قرار گرفتن FSH برروي آن منجر به افزايشCAMP مي‌گردد كه آن نيز به نوبه خود سبب تحريك فسفريلاسيون تعدادي از پروتئينهاي سلولي شده و درنهايت سبب افزايش سنتز mRNA و سنتز پروتئين توسط سلولهاي سرتولي مي‌شود(147).
درعين حال تستوسترون و دي هيدروتستوسترون مترشحه از سلولهاي لايديگ نيزكه از طريق فضاي ميان بافتي به داخل لوله هاي اسپرم ساز انتشار مي‌يابند. اثر قدرتمندي در پيشبرد اسپرماتوژنز دارند.
بنابراين FSH و تستوسترون هر دو براي شروع اسپرماتوژنز لازمند هنگامي كه توليد اسپرم در لوله هاي اسپرم ساز متوقف شود ترشح FSH از هيپوفيزقدامي به ميزان چشمگيري افزايش مي‌يابد. برعكس در صورت توليد بيش از حداسپرم ترشحFSH كاهش مي‌يابد(76).
علت اين اثر فيدبكي منفي بر هيپوفيز قدامي، ترشح هورمون ديگري به نام اينهيبين است. اينهيبين از سلولهاي سرتولي به درون جريان خون آزاد مي‌شود و در جهت مهار ترشحFSH از غده هيپوفيز قدامي عمل مي‌كند. مقدار FSH جريان خون به نوبه خود، توليد اينهيبين را تنظيم مي‌كندكه اين نشان دهنده وجود مكانيسم فيدبك منفي است(34).اينهيبين يكي ازاعضای سوپرفاميليTGF-β1 از فاكتورهاي رشد است .
از آنجاكه رسپتورهاي TGF_β در بيضه هاي پستانداران بيان مي‌شوند. پيشنهاد مي‌شود، كه اعضاي اين خانواده در اسپرماتوژنز نقش دارند. حداقل يك عضو از اين خانواده بنام پروتئين BMPS2 كه در بين ژرم سل‌ها توليد‌مي‌شود، براي اسپرماتوژنز در موش ضروري است. بررسي‌ها نشان داده است كه BMPS براي ابقاءو حفظ وتکثیر ژرم سل ها در دوران بلوغ ضروری است(34).