دانلود پایان نامه حساسیت زدایی تدریجی و فعالیت های اجتماعی

آموزش پرستاري امروزه با پيچيدگي هايي در محيط آموزش نظري و باليني مواجه است . برنامه ريزان آموزشي بايد بكوشند تا با مساعدكردن زمينه براي استفاده بهينه از منابع موجود، شرايطي را فراهم سازند كه دانشجويان بتوانند دانش و مهارت لازم را براي حرفه آينده خود كسب نمايند(35).
به بیانی دیگر برنامه های آموزشی باید به گونه ای باشد که زمینه های علمی ومهارت های مناسبی را مطابق با نیازهای جامعه و حرفه در دانش آموختگان پرستاری ایجادنمایند(2).بنابراین از دیگر پیامدهای مثبت اجتماعی شدن حرفه ای می توان به ماندن فرد در حرفه، تعهد حرفه ای و سازمانی، رضایت شغلی و حرفه ای، اعتماد به نفس و خودآگاهی، پذیرش نقش حرفه ای، انگیزش درونی، بهره وری و مراقبت پرستاری کل نگر اشاره نمود که همگی حاصل سازگاری موثر فرد با نقش حرفه ای و پذیرش آن می باشند(38).
یکی از اهداف آموزش پرستاری تکامل حرفه ای است و یکی از راههای پیشبرد این تکامل، تعریف و آموزش مفهوم از خود حرفه ای به دانشجویان است، دراین رابطه می توان نوشت، مفهوم از خود حرفه ای، نگرش فرد در ارتباط با نقش های حرفه ای خود بوده و شامل اطمینان به خود و احترام به خویشتن به عنوان یک پرستار می باشد که ابعادی از قبیل انعطاف پذیری، خلاقیت، دانش، مهارت، ارتباط حرفه ای، رضایت شغلی و رهبری را در بر می گیرد(39).
نسلر اظهار می دارد که یک پرستار اجتماعی شده، در حرفه خود متعهد خواهد شد و از یک رویکرد پرستاری، جهت مشاهده و حل کردن مشکلات استفاده خواهد کرد و مانند پرستاری فکرخواهد کرد که مهارت های تفکرانتقادی مشخص ومنظم را توسعه می دهد(30).شهیم نیز معتقد است باتوجه به اینکه بخشی از شایستگی حرفه ای در تعامل با دیگران و روابط کاری مشترک و کار تیمی شکل می گیرد، دوران تحصیل باید شرایط اجتماعی شدن دانشجویان را فراهم سازد.لذا دانشجویان مبتدی باید با دانش، مهارت و رفتارهای خاص فرهنگ پرستاری، سازگار شده تا بتوانند هویت و فلسفه شغلی خود را توسعه داده و در حرفه خود اجتماعی شوند(2).
نکته حائز اهمیت دیگر این است که چون اجتماعی شدن حرفه ای ماهیتی پیچیده، متنوع و غیر قابل پیش بینی دارد، لذا همیشه نتایج مثبتی به همراه نخواهد داشت ، به ویژه اینکه در برخی از مطالعات اثرات منفی آن بسیار برجسته گزارش شده است.ازجمله پیامدهای منفی اجتماعی شدن در حرفه پرستاری می توان به کاهش انگیزه، تضعیف روحیه و کاهش بهره وری و کیفیت مراقبت از مددجویان اشاره نمود.آگاهی از ویژگی های مفهوم اجتماعی شدن و پیامدهای گسترده آن، بیش از پیش منجر به ارتقای جایگاه ، اهمیت و کاربرد این مفهوم در حرفه پرستاری می گردد و ابزاری اکتشافی برای بررسی و تحقیق بیشتر و گسترش بدنه دانش موجود در این حرفه محسوب می شود(1).
در جریان فرایند اجتماعی شدن به عنوان فرایندی که ارزش ها و انتظارات جامعه از یک گروه خاص شکل گرفته و نسل به نسل انتقال می یابد اگرچه این ارزش ها و انتظارات متنوع و متفاوت است اما ذات وجودی این پدیده همواره حرف گوناگون ازجمله پرستاری را تحت تاثیر قرار می دهد.در این میان نکته حائزاهمیت این است که نگاه جامعه به پرستاری و حساسیت افکارعمومی به آن تصور ویژه ای از حرفه پدید آورده است.این تصور هرچه که هست پرستاران را شدیدا”متاثر می نماید و بر هویت حرفه ای آنان تاثیر می گذارد(7).
ثابت شده که اجتماعی شدن تاثیر چشمگیری بر تکامل شخصیت حرفه ای فرد که محصول نهایی درونی کردن ارزش های خاص حرفه است؛ دارد.در پرستاری این تاثیر در دو ویژگی مهم کسب وحفظ نقش حرفه ای و سرکوب ابهامات ذاتی درون نقش ظاهر می شود(1).در همین راستا تکامل حرفه ای یک مساله جدی و حیاتی است و برنامه های آموزشی این رشته باید به گونه ای طراحی شوند که علاوه بر رشد و توسعه فکری دانشحویان، زمینه برای کسب تبحر و مهارت بالینی دانشجویان مساعد گردد(40).
در سال های اخیر، تاکید بسیاری بر «حرفه ای بودن پرستاری» شده است ، زیرا سیستم مراقبتی- بهداشتی نیازمند پرستارانی است که به طور موفقیت آمیزی با اعضای تیم چندرشته ای، بیماران و خانواده آنان ارتباط برقرار نمایند(20).همچنین با توجه به افزایش شمار دانشجویان رشته پرستاری بعلت افزایش نیاز جامعه و به تبع آن ورود گسترده فرهنگ های مختلف به جمع اين گروه، نیاز بیشتری به بررسی اجتماعی شدن حرفه ای دانشجویان وجود دارد(2).فرایند حرفه ای شدن یکی از مسائلی است که در عصر کمبود پرستاری می بایست روی آن تمرکز بیشتری صورت بگیرد(7).
حرفه ای شدن از مفاهیم بنیادی پرستاری است(2)این پدیده حاصل تعامل فرد، محیط کاری و ارتباطات بین فردی و همچنین فرهنگ و زمینه های فرهنگی و ارزشی پیرامون آن می باشد.تجربه حرفه ای شدن یکی از مسائلی است که در برخورد و حل معضلات حرفه ای باید به آن عنایت بیشتری نمود.فراهم کردن شرایط دانایی، تجربه محوری و استقلال در عمل و فراهم نمودن شرایط ارائه مراقبت های پرستاری اصولی و همه جانبه از الویت های مهم حرفه ای در پرستاری ایران قلمداد می شود(7).بنابراین اجتماعی شدن حرفه ای، فرایندی اجتناب ناپذیر در هر حرفه است و نقش مهمی در توسعه و ارتقائ هویت حرفه ای بازی می کند و ازسوئی ارتباط حرفه ای براساس هویت حرفه ای و اجتماعی شدن حرفه ای شکل می گیرد(20).همچنین اجتماعی شدن حرفه ای در برگیرنده سه طبقه هویت حرفه ای، تعلق حرفه ای و یادگیری مفاهیم و مهارت های حرفه ای است.پذیرش هویت جدید به عنوان پرستار برای دانشجویان اهمیت دارد.آنها از یک سو توانایی خود را برای ایفای نقش های پرستار بررسی می کنند و از سویی دیگر ابعاد مختلف حرفه پرستاری را از نظر تناسب با اهداف و خواسته های خود ارزیابی می کنند.تعلق حرفه ای نشان می دهد یکی از جنبه های مهم تجربه دانشجویان این است که از سوی پرستاران، سایر اعضای تیم درمان و… به عنوان عضوی از گروه یا عضوی از حرفه پذیرفته شوند(41).همچنین هویت حرفه ای در طول زمان و در تعاملات با افراد تشکیل دهنده آن با یکدیگر تقویت و تثبیت می گردد و این درواقع بخشی از فرایند «اجتماعی شدن » در یک حرفه قلمداد می شود.به طور یقین فرایند ورود به یک محیط سازمانی، فرد را با دنیای جدیدی مواجه می نماید که حاصل این تعامل تشکیل هویت حرفه ای فرد می باشد.اصولا ادراک حرفه ای افراد در 2-3 سال اول ورودشان به هر حرفه شکل می گیرد واین ادراک که شالوده هویت حرفه ای فرد راتشکیل می دهد،هدایت گر اعمال حرفه ای او برای یک دوره طولانی مدت می شود(7).
نتایج مطالعه خادمیان و شریف نشان داد برخی از دانشجویان مبتدی در سال اول تحصیلی در فرایند اجتماعی شدن حرفه ای خود نسبت به بازخوردها و تجربه های مختلف بسیار حساس هستند.به عنوان مثال معلوم شد بازخورد منفی از سوی استاد باعث اندیشیدن به انصراف از تحصیل در یکی از دانشجویان شده است یا برخی از دانشجویان در توانایی خود برای پرستار شدن دچار تردید شده اند.این مطلب نشان می دهد که این دانشجویان در آغاز شکل دهی هویت حرفه ای خود به حمایت بیشتری نیاز دارند.بنابراین اساتید باید نسبت به این واکنش های دانشجویان آگاه باشند تا بتوانند آنها را به موقع شناسایی کنند و تدابیر مناسبی در جهت پیشگیری از آسیب به هویت حرفه ای دانشجویان و ایجاد احساسات منفی در آنها به کار گیرد(41).
عوامل تشکیل دهنده بعد محیط در آموزش پرستاری شامل فاکتورهای اجتماعی و فیزیکی تعلیم و تربیت می باشد.فاکتورهای فیزیکی محیط بر یادگیری تاثیر می گذارد و محیط فیزیکی در آموزش پرستاری بسیار وسیع و گسترده است.تجربه نشان داده است که برای ایجاد محیط مناسب و دلپذیر فاکتورهای انسانی بیشتر از عوامل بالینی به لحاظ گستردگی و تعهد برای دانشجویان هیجان آور و توام با تنش روانی می باشد.حضور مربی و پرسنل پرستاری به عنوان یک حمایت کننده موجب می شودتا محیط یادگیری برای دانشجویان لذت بخش شود و میزان فشار روحی آنان کمتر شده و مقابله با عوامل ایجادکننده استرس آسانتر شود(39).
پرایس براساس نتایج حاصل از سر شماری های به عمل آمده، درخصوص میزان کناره گیری رشدیابنده در بین دانش آموختگان پرستاری اعلام می کند که بین 30 تا 61درصد از فارغ التحصیلان جدید پرستاری تمایل به کناره گیری از شغل طی اولین سال تجربه حرفه ای خود دارند(16). فنگ نیز اظهار میدارد: در ایالت متحده امریکا، پرستاران تازه فارغ التحصیل، دراولین سال استخدام به میزان 30 درصد و در دومین سال به میزان 57درصد، متقاضی کناره گیری داوطلبانه از حرفه خود می باشند.وی درمطالعه خود به تمایل پرستاران به ترک موقعیت فعلی در اولین سال تجربه حرفه ای به میزان 5/61 درصد در کانادا نیز استناد می کند (17).
نتايج مطالعه حريريان وهمكاران نيز بیانگر آن است که تنها 30 درصد دانشجويان پرستاری نظر مثبتي نسبت به حرفه خود داشته و57 درصد آنان موافق با ترك آن بودند.همچنين 52 درصد تصميم به تغيير رشته 5/48 درصد تصميم به انصراف از رشته داشتند(10).
شینیاشیکی و تیلور نیز معتقدند که اجتماعی شدن حرفه ای ناکافی با درخواست ترک کار یا جابجايي در بیمارستان ها همراه است. و مدیریت ضعیف در اولین تجارب حرفه ای فارغ التحصيلان پرستاري می تواند منجر به کاهش علاقه، سودمندی، تضعیف روحیه وکاهش مراقبت از بیماران شود(11و12).دراین راستا مدیریت غیرموثر و عدم رضایت پرستاران از سازمان به عنوان عوامل تاثیرگذار برغیبت از کار آنان (13)و همچنین مسئله تاثیرات ناشی از عدم رضایت از کار وترک خدمت پرستاران درسیستم های اجتماعی سازمان نیز از عمده مسائل شناخته شده ای است که در کاهش کیفیت مراقبت های ارائه شده نقش مهمی ایفا می کنند(14).حریریان نیز براین نکته که برنامه های پرستاری یکی از گران ترین برنامه های آموزشی دانشگاه است وترک تحصیل وحرفه نه تنها سالانه هزینه گزافی را متوجه سیستم آموزشی خواهدکرد،بلکه سیستم بهداشتی درمانی را نیز با کمبود پرستار مواجه می سازد؛ تاکید دارد(10).
در همین راستا جولایی می نویسد : یکی از مشکلات مهم حرفه پرستاری میزان بالای ترک این رشته درحین تحصیل وبعد از فارغ التحصیلی است وبه طوری که آمارها نشان می دهند همه ساله حدود 15 تا 20 درصد دانشجویان پرستاری در سراسر جهان از ادامه تحصیل منصرف میشوند.که این امر نه تنها منجر به کمبود پرستار می شود بلکه تاثیرات ناخوشایندی بر انگیزه حرفه ای سایر دانشجویان پرستاری نیز دارد(15).همچنین جابجایی های مکرر، ترک سازمان یا حرفه، تداوم عملکردهای ضعیف و کارهای معمول و کاغذ بازی ، ابهام در نقش، حساسیت زدایی تدریجی نسبت به نیاز های انسانی مددجویان، فقدان تفکر انتقادی، درخواست های مکرر مرخصی و افزایش ریزش نیروها از دیگر تبعات منفی اجتماعی شدن حرفه ای غیر موثر به شمار می آیند(1).معلوم شده عمده ترین دلیل برای یک پرستار جهت ترک شغل در طول اولین سال تجربه حرفه ای، احساس عدم تطابق می باشد.از دلایل دیگر می توان استرس مراقبت از بیمار، عدم رضایت از محیط کاری، ضعف در قوانین استخدامی مثل حقوق ناکافی و برنامه ریزی نامناسب را برشمرد(22).
اصولا فرایند سازگاری با یادگیری نقش های جدید در شروع کار حرفه ای تعریف می شود و حتی در ادبیات پرستاری براین نکته تاکید شده که دوره گذر فرایندی جدا از اجتماعی شدن و حرفه ای شدن نیست.پرستاران جوان در طی این فرایند با نقش ها و مسئولیت های جدید سازگاری پیدا می کنند و به تفاوت بین آشناسازی های نظری محیط های آموزشی و انتظارات و واقعیات محیط های کاری آگاه می شوند.گذر به عرصه کامل نقش حرفه ای به هم خوانی و سازگاری بین ارزش ها ، هنجارها و انتظارات آموزشی و واقعیت های محیط های کاری بستگی دارد(1).
انتقال از کلاس درس به محیط بالین یک فرایند چند بعدی است که با ارزش ها و مهارت های محیط آموزشی، همکاران، شاغلین بالینی و محققان و دانشجویان درهم آمیخته می شود(17).همچنین از مهم ترین تفاوت هاي محیط آموزش کلاسی و بالینی عبارتند از کنترل کم تر مربی و دانشجو بر موقعیت هاي موجود در محیط هاي بالینی، لزوم تغییرمداوم پاسخ هاي شناختی، روانی – حرکتی و عاطفی دانشجو براي پاسخ دادن به نیازهاي در حال تغییر بیماران ، لزوم حفط سلامتی و ایمنی بیماران، در حالیکه یک دانشجوي مبتدي و داراي مهارت ناقص از آنها مراقبت می نماید و لزوم توجه مداوم مربی به نیازهاي مراقبتی بیماران ، در عین اینکه باید به نیازهاي آموزشی دانشجویان نیز توجه داشته باشد(42).
بدین ترتیب فاصله مابین آنچه که در کلاس های درس آموزش داده می شود با خدماتی که در بالین ارائه می گردد.همواره به عنوان یک مشکل بزرگ مورد توجه معلمین، کارکنان و دانشجویان پرستاری بوده است.اغلب مطالعات انجام شده در دنیا دراین زمینه براین موضوع دلالت دارند که تفاوت چشمگیری بین یادگیری های نظری و خدمات بالینی پرستاری مشاهده می شود(36).که به این حالت شکاف بین نظریه و عمل اطلاق می شود که پیامدهای متعددی برای پرستاران دارد.اولین تاثیر منفی آن بر روند اجتماعی شدن حرفه ای دانشجویان پرستاری است.اگر رفتارهای حرفه ای دانشجویان به شکل عملکرد مبتنی بر نظریه پایه ریزی نشود موجب غیرحرفه ای شدن آنها می گردد.فاصله گرفتن از استانداردهای حرفه ای مانع رد عملکرد پرستاری می گردد.همچنین عدم ارتباط صحیح بین موسسات آموزشی و بالینی موجب تقویت شکاف بین تئوری و عملکرد در پرستاری می شود(29).از آنجایی که پرستاری ازجمله حرفه های با اهمیت از گروههای شغلی بهداشتی-درمانی جامعه است.هماهنگی بین آنچه که آموزش داده می شود با آنچه که در بالین عملی می گردد ؛ بسیار مهم به نظر می رسد(36).
بررسی ها نشان می دهند که فرایند اجتماعی شدن حرفه ای در دانش آموختگان پرستاری ، تحت تاثیر تفاوت های موجود بین ارزش های آرمانی که توسط دانشکده های پرستاری حمایت می شود و واقعیت های محیط های بالینی می باشد.بطوریکه این امر همواره بعنوان یک ))شوک حقیقی)) برای دانشجویان این رشته محسوب می شود(5).درواقع زمانی که کارآموزان کار خود را بعنوان یک پرستار آغاز می کنند، با تناقض نقش آرمانی و نقش واقعی شان مواجه شده و این امر موجبات نگرانی آنان را فراهم می آورد.بنابراین در این شرایط پراسترس، غالبا آنها به جای اینکه برای سازگاری مبارزه کنند، بطور مکرر از موقعیت ایجاد شده ،گریزانند(17).این شوک می تواند اثرات فلج کننده ای بر پرستاران تازه کار داشته باشد که از نتایج آن کاهش علاقه به حرفه است و در نتیجه می تواند موجب تضعیف حرفه پرستاری گردد(29).
استرس درميان دانشجويان مقطع كارشناسي می تواند به دو حوزه اصلی، موضوعات باليني يا كلاسي تقسيم شود .اگردانشجويان در محيط هاي آموزشي فشارهاي بي مورد را تجربه نمايند، ممكن است يادگيري آنها مختل شود(35).بدیهی است این امر در مورد دانشجویان پرستاری زمانی است که فرد برای اولین بار به عنوان دانشجوی پرستاری وارد محیط آموزشی و یا محیط کارآموزی خود می شود(7).
بدین لحاظ پراسترس ترين زمان براي پرستاران فارغ التحصیل، سه ماهه اول استخدام آنان، محسوب مي شود(18).تحقیقات نشان داده که استرس پرستاران بالینی، از استرسورهای حرفه ای(فقدان مهارت و دانش کافی، افزایش ناگهانی مسئولیت ها و عدم آگاهی از مسئولیت فردی و چگونگی ایفای نقش)و استرسورهای سازمانی(شیفت های چرخشی، تقاضا و حجم بالای کار، فقدان حمایت از سوی همکاران، ناتوانی در دسترسی به پزشک، عدم آشنایی با موقعیت ها، فقدان منابع ضروری و تعهدات پایین سازمانی) منشا می گیرد(17). دل پراتو نیز معتقد است که منشا استرس دانشجویان پرستاری ناشی از : فقدان دانش و مهارت حرفه ای، تکالیف بالینی، بارکاری، فقدان حمایت، مراقبت از بیمار، ارزیابی های بالینی و کلاسی، محیط، مربیان بالینی، همکاران بالینی، اثرات مهارت های بالینی بر روی خانواده و فعالیت های اجتماعی می باشد(43).
تجارب بالینی ناخوشایند نه تنها به سرخوردگی دانشجویان از تحصیل می انجامد بلکه بر تمامی ابعاد حرفه ای آنان نیز تاثیر منفی خواهد گذاشت و موجب یادگیری سطحی ، احساس عدم کفایت و کاهش اعتماد به نفس در دانشجویان شده و در نهایت به دلسردی آنان خواهد انجامید(39).تجارب پرستاران نشان می دهد که برخورداری از دانش و مهارت و تجارب موفق قبلی، اعتماد به نفس آنان را افزایش داده و اعتماد به نفس نیز به نوبه خود باعث پیشقدم شدن برای کمک به مددجو، سرعت تصمیم گیری و اجرای تصمیم می شود(44).در مطالعه ای در هنگ کنگ بر روی اجتماعی شدن حرفه ای، به این نتیجه رسیدند که تجارب بالینی مثبت، ارزش های پرستاری دانشجویان را تایید می نماید و آنان را برای ماندن در این حرفه تشویق می نماید.اما تجارب بالینی منفی، دانشجویان پرستاری را مجبور به ترک حرفه می نماید(45).
بنابراین عدم آمادگی دانش آموختگان پرستاری برای گذر به نقش حرفه ای خود و ورود به محیط بالین، موجب بروز واکنش های نامطلوبی در ابعاد جسمانی و روانی آنان می شود.از اینرو برنامه های آموزشی باید زمینه های علمی و مهارت های بالایی را مطابق با نیازهای جامعه و حرفه در دانش آموختگان ایجاد نمایند(2).
بدیهی است اعتماد به نفس، حاصل شرکت فعالانه دانشجویان در مراقبت از بیماران می باشد.بنابراین واگذاری مسئولیت انجام مراقبت از بیمار به دانشجویان تحت سرپرستی و نظارت مربی باعث افزایش توانایی و اعتماد به نفس دانشجویان در مراقبت از بیمار می گردد و شوق پرستاری و مراقبت از بیمار را در آنها ایجاد می کند.همچنین تماس با بیمار، مرکز فعالیت های بالینی دانشجویان پرستاری است و انتخاب بیمار جهت دانشجو یکی از اجزا مهم آموزش بالینی است که اگر به درستی صورت گیرد موجب مفید واقع شدن کارآموزی دانشجویان و تجربه بالینی آنها می شود در صورتی که اگر انتخاب بیمار غیر اصولی و نادرست انجام شود، نه تنها بر امر یادگیری دانشجویان تاثیر خوبی نخواهد داشت بلکه موجب ایجاد تنیدگی در آنان نیز خواهد شد.لذا بایستی انتخاب بیمار به درستی صورت گیرد و در ارتباط با آموخته های وی باشد و او را تشویق نماید تا دانش نظری خود را به اجرا بگذارد و به تلاش و جستجوی بیشتر ترغیب نماید(39).
جولایی ضمن آنکه مسئله عدم هماهنگی واقعیات با تصورات اولیه دانشجویان پرستاری را بعنوان یکی ازالویت های تمایل به تغییر حرفه پرستاری برشمرده ، دیگر دلایل و عوامل موثر بر ترک این حرفه را از دیدگاه دانشجویان پرستاری این چنین بیان می نماید: «نداشتن پایگاه مثبت اجتماعی، ناهماهنگی واقعیت با تصورات اولیه، وجود شکاف طبقاتی بین پزشکان و پرستاران، پایین بودن میزان حقوق و دستمزد پرستاران، نگرش منفی افراد تیم پزشکی به حرفه و نامناسب بودن محیط کاربالینی»(15).همچنین پرایس نیز ازعمده دلایل افزایش تمایل به کناره گیری از شغل پرستاری در اولین سال تجربه حرفه ای را مغایرت وعدم تطابق بین محیط حرفه ای با شرایط وامکاناتی که دانشجوی پرستاری درآن رشد یافته وتحصیل کرده است؛ مطرح می نماید(16).
از سالهای دور تجربه به عنوان منبع اصلی یادگیری، مورد توجه معلمین در محیط های مختلف بالین بوده است.تمرکز بر تجارب بالینی با کاهش اضطراب در فراگیران و از بین بردن شکاف بین تئوری و بالین و سبب ارتقا یادگیری به صورت خود هدایتی و خود اکتشافی در دانشجویان می گردد.در واقع تجربه و احساس، معلمین واقعی فرد هستند که با استفاده از روش های یادگیری بالینی و ایجاد علاقه تقویت می شوند(39).
از دیدگاه جامعه شناختی، تعامل هر حرفه فراتر از تکامل و توسعه پیکره دانش آن حرفه می باشد.در پرستاری نیز لازمه دست یابی به توسعه حرفه ای و ارائه مراقبت های پرستاری کل نگر، کسب مهارت در حیطه های یادگیری شناختی، روانی حرکتی و به ویژه حیطه عاطفی می باشد.برای اینکه یادگیری آغاز شده از محیط های آموزشی رسمی به تکامل حرفه و اجتماعی شدن موثر بینجامد، لازم است از طرف نهادهای حرفه ای و خدماتی مورد حمایت و همراهی قرار گیرد(1).