دانلود پایان نامه
يكي از روابط كليدي در الگوي قيمت گذاري دارايي هاي سرمايه اي حفظ بازار سرمايه است كه با معادله زير ارائه مي شود :

كه در آن :
: نرخ بازده مورد انتظار سهامداران
: نرخ بازده بدون ريسك
: نرخ بازده بازار
: ريسك (ضريب همبستگي )
براي استفاده از پيوند بالا نياز به برآورد ، ، مي باشد . نرخ سپرده هاي بانكي مدت دار را مي توان به عنوان نرخ بازده بدون ريسك محسوب كرد . ليكن تخمين بازده قدري دشوار است و مي توان نرخ بازده بازار را به صورت نرخ بازده حاصله از پرتفوي متنوع سازي شده در نظر گرفت . با فرض آنكه پيوند تاريخي به آينده تعميم يابد، مي توان از بتاي گذشته به عنوان جانشيني براي بتاي آينده استفاده كرد . اين روش بر اساس اين فرض كه سرمايه گذاران از راه متنوع سازي ريسك سيستماتيك را حذف مي كنند و از اين نظر پاداش جبراني فقط براي ريسك سيستماتيكي است كه در بتا بازتاب مي شود، مورد بحث مي باشد . نواقص بازار ممكن است مانع متنوع سازي كافي توسط سرمايه گذاران براي مسلط شدن آنها بر ريسك غير سيستماتيك شود .
وقتي چنين حالتي پيش مي آيد سرمايه گذاران خواستار پاداش جبراني براي ريسك غير سيستماتيك نيز خواهند بود . نقص ديگر اين روش به عدم اثبات و پايداري بتاي اوراق بهادار منفرد مربوط مي شود . اوراق بهادار منفرد داراي بقاي بتاي ناپايدار هستند و اين موضوع استفاده از بتاي تاريخي را به عنوان جانشيني براي بتاي آينده قدري سئوال انگيزمي سازد. روشCAPM را عمدتا زماني مي توان استفاده كرد كه بازار سرمايه كارا باشد و بنابر اين معمولا تمامي بازارها ي سرمايه كارا نيستند . عليرغم نواقص روش CAPM براي برآورد نرخ بازده مورد انتظار سهام عادي روش مفيدي است (پاگانو و استوات، 2004 ،ص78) .
ب) مدل چند عامله كه مدل قيمت گذاري آربيتراژ ناميده مي شود
از زمان ابداع مدل قيمت گذاري دارايي هاي سرمايه اي در دهه 1960 جهت تشريح قيمت گذاري داراييها ،پيشرفتهاي نظري و تجربي متعددي در اين زمينه صورت پذيرفته است . به ويژه ، رابطه مدل قيمت گذاري دارايي هاي سرمايه اي تك عامله را كه در معادله 3 توصيف شد مي توان جهت منظور كردن عوامل چند گانه ريسك سيستماتيك با استفاده از منطق مبتني بر “آربيتراژ مالي “تعميم داد. اين رهيافت جديد تر كه مدل قيمت گذاري آربيتراژ ناميده مي شود، صريحاً عوامل ريسك را جدا از عامل پرتفوي بازار منظور مي كند، اما اين مدل به وضوح نمي گويد كه عوامل اضافي چه بايد باشند، بنابراين محققان مجبور بودند به آزمون هاي تجربي گسترده متغير هاي متعدد اقتصاد كلان و مالي جهت يافتن عوامل اضافي كه ممكن است قدرت تشريح مدل قيمت گذاري دارايي سرمايه اي را بهبود بخشد، اتكا كنند .
ديويد يانگ و استفان او بايرن پيشنهاد مي كنند از نرخهاي رشد توليد ناخالص داخلي1 واقعي و تورم ، همچنين نرخهاي بهره به عنوان عوامل اضافي در تخمين هزينه سرمايه سهام عادي استفاده شود (يانگ و اوبايرن،2001،ص48)2 .

ج) روش بازده اوراق قرضه بعلاوه ريسك :
بر اساس اين روش، بازده مورد انتظار سرمايه گذاران هر شركت برابر است با :
صرف ريسك + بازده اوراق قرضه بلند مدت شركت =
منطق اين روش بسيار ساده است . سرمايه گذاران در سهام عادي، در مقايسه با سرمايه گذاران در اوراق قرضه درجه ريسك بالاتري را تقبل مي نمايند و از اين رو نرخ بازده مورد انتظار آنها شامل پاداشها براي ريسك بالاترشان است .عيب اين روش چگونگي تعيين پاداش (صرف) ريسك است ،پرسش اساسي اين است كه صرف ريسك چند درصد بايد باشد ؟
هيچ مبناي نظري براي تخمين اين صرف وجود ندارد .اغلب تجزيه و تحليل ها پيرامون مشخصات ريسك عملياتي و ريسك مالي واحد هاي تجاري انجام شده و به طور قضاوتي ارقامي از ريسك را تعيين كرده اند كه به طور معمول بين 2% تا 6% تغيير مي كند . براي تخمين نرخ بازده مورد انتظار سرمايه گذاران در سهام عادي شركت، اين ارقام به بازده حاصل از قرضه هاي بلند مدت شركت افزوده مي گردد (همان منبع،ص49)3.
د)روش نسبت درآمد به قيمت سهام (E/P)
بر اساس اين روش نرخ بازده مورد انتظار سرمايه گذاران در سهام عادي برابر است با:
كه در آن :
: سود حسابداري مورد انتظار هر سهم در سال آينده
:قيمت جاري بازار هر سهم
را مي توان به صورت زير برآورد كرد :
سود حسابداري براي هر سهم در سال جاري
اين روش در دو حالت زير معيار دقيقي از نرخ بازده مورد انتظار سهامداران عادي ارائه مي دهد :
1_ وقتي انتظار مي رود كه سود حسابداري متعلق به هر سهم ثابت باقي بماند و نسبت پرداخت سود سهام صد درصد باشد .