دانلود پایان نامه
همانطور كه بوسيله لامبرت و همكاران3 (2006) اشاره شد يافتن ارتباط بين كيفيت اطلاعات حسابداري و نرخ تعادلي بازده اوراق بهادار يكي از مسائل بسيار مورد توجه در رشته حسابداري در سالهاي اخير مي باشد . گرچه اين بحث براي سالهاست كه وجود دارد، رئيس كميته بورس و اوراق بهادار امريكا (1998) با گفتن اين مطلب كه اطلاعات حسابداري با كيفيت بالا باعث افزايش اعتماد سرمايه گذاران و به موجب آن باعث بالا رفتن نقدينگي و كاهش هزينه سرمايه مي شود، بيشتر مورد توجه قرار گرفته است . گرچه تحقيقات مشابه در خصوص نقش اقتصادي اطلاعات همانند تحقيق آكرلوف4 (1970)، اشاره به اين دارد كه وجود عدم تقارن اطلاعاتي منجر به عدم تخصيص بهينه منابع و مشكلات انتخاب نادرست مي شود كه باعث رشد نرخ تعادلي بازار مي گردد، اما مباني نظري مالي كلاسيك بيان مي كند كه كيفيت اطلاعات حسابداري به ميزان كم يا هيچ گونه تاثيري بر شكل گيري قيمت در بازار ندارد. به هر حال تحقيقات اخير انجام شده در اين زمينه نشان مي دهد كه مشاركت در سرمايه گذاري با كيفيت اطلاعات حسابداري در رابطه است . تحقيق تحليلي انجام شده بوسيله لامبرت مؤيد آنست كه كيفيت اطلاعات حسابداري خاص شركت بر هزينه سرمايه عليرغم وجود تنوع مؤثر است . به همين ترتيب السي و اهارو5 (2004)نشان دادند كه در يك حالت تعادلي ، مقدار و كيفيت اطلاعات بر قيمت دارائيها تاثير مي گذارد و سرمايه گذاران بازده بالاتر را براي نگهداري سهام خود در شرايط وجود عدم تقارن اطلاعاتي مطالبه مي كنند . درزمان وجود عدم تقارن اطلاعاتي سرمايه گذاران غير مطلع با نگهداري سهام، خود را در معرض ريسك بالاتري قرار مي دهند.
چرا كه آنها توانايي كمتري براي هماهنگ سازي سبد سرمايه گذاريشان با اطلاعات جديد ثبت شده دارند، بنابراين متقاضي نرخهاي بالاتر بازده هستند . لذا انتظار مي رود تا جناح هاي مختلف شركت براي بهبود عدم تقارن اطلاعاتي به دنبال تقاضا براي ذخائر مناسب براي خود باشند و نرخ بازده لازم را كاهش دهند.السي و اهارو استدلال مي كنند كه يكي از راه هایي كه شركت بر تعادل نرخ بازده خود اثر مي گذارد از طريق تعديل رويه هاي حسابداري شركت است .
مطالعات قبلي تحليلي انجام شده در رابطه با ارتباط بين كيفيت اطلاعات حسابداري و افشا و هزينه سرمايه مؤيد اين پيش بيني ها است و نشان مي دهد كه كيفيت اطلاعات حسابداري بر روي هزينه سرمايه مؤثر است. تحقيقات انجام شده در اين زمينه دلالت بر اين دارد كه شركتهايي كه از كيفيت بالاي اطلاعات سود مي برند، هزينه سرمايه كمتري دارند. از جمله اين تحقيقات (بوتوسان، 1997)1، (فرانسيس و همكاران، 2004)2،(ابودي و همكاران ،2005 )3،(كارولت و شولين،2007 )4 كه تاييد كننده نتايج تحليلي السي و اهارو و همچنين لامبرت و همكاران مي باشد .
طبق بيانيه مفهومي حسابداري FASB (1978)، هدف اوليه گزارشگري مالي فراهم نمودن اطلاعاتي در رابطه با سود و اجزاي آن است . محافظه كاري شرطي اطلاعات ارزشمندي در باره برآورد زمان، ميزان و مخاطرات دريافت وجه نقد در آينده فراهم مي آورد، بنابراين محافظه كاري باعث افزايش كيفيت اطلاعات حسابداري مي شود . احمد و دوئلمن5 (2007) و بيك، پوپ و يانگ6 (2004) اين ديدگاه كه محافظه كاري شرطي يكي از ويژگيهاي كيفي سود است را تاييد كردند، آنها نشان دادند كه از سوي بدنه حاكميت شركت تقاضاي گسترده اي براي محافظه كاري شرطي وجود دارد .
در ابتدا محافظه كاري باعث تخصيص بهينه منابع به دو صورت مي شود : 1) گزارشهای مالي محافظه كارانه باعث مي شود تا سرمايه گذاران بين پروژه هاي سرمايه گذاري خوب و بد بر اساس سبد ريسك خود تمايز قائل شوند،كه اين امر باعث تخصيص بهينه منابع، و افزايش كارايي بازار سرمايه مي گردد .
2) محافظه كاري باعث كاهش گرايش مديران براي سرمايه گذاري در پروژه هايي كه خود تمايل دارند، مي گردد. لذا به همين ترتيب عدم تقارن اطلاعاتي بين مديران و سرمايه گذاران كاهش و اين امر باعث پايين آمدن هزينه سهامداران براي نظارت بر مديران مي گردد .
عدم تقارن اطلاعاتي، باعث بر هم زدن رابطه بين صاحبان سهام همانطور كه باعث بر هم زدن رابطه بين طرفين قرارداد، مي شود . با افزايش عدم تقارن اطلاعاتي سود اكثر شركتها قابل اتكا نيست. به دليل همين كاركرد عدم تقارن اطلاعاتي است كه رويه هاي حسابداري و حسابرسي به دنبال اعداد محافظه كارانه هستند .
عدم تقارن اطلاعاتي بين سرمايه گذاران داخل و خارج شركت باعث كاهش قيمت سهام شركت از طريق افزايش نرخ بازده مورد تقاضا و كاهش وجوه نقد مورد انتظار شركت مي شود.همانطور كه بوسيله لافوند و واتس1 (2007) بيان شد، محافظه كاري باعث كاهش توانايي مديران براي دستكاري گزارشهای مالي و سهولت انتقال اطلاعات از ساير منابع مي گردد. لافوند و واتس استدلال مي نمايند كه شركتها با به كار بردن محافظه كاري در مقابل عدم تقارن اطلاعاتي عكس العمل نشان مي دهند .
همانطور كه بوسيله بال و شيواكومار2 (2005) بيان شد، حسابداري محافظه كارانه باعث بهبود مشكلات آتي مي شود، زمانيكه مديران از اين مطلب آگاهي پيدا مي كنند كه آنها نمي توانند شناسايي زيانها را براي سالهاي آينده به تعويق بياندازند و بنابراين محافظه كاري باعث محدود شدن سرمايه گذاريهايشان در پروژهايي با خالص ارزش فعلي3 منفي مي گردد .
گاي و ويريك شاي4 (2006) همچنين بيان مي كنند كه ميثاق محافظه كاري باعث مي گردد هزينه مديران براي انحراف از گزارش صحيح عملكرد شركت افزايش می يابد، و مديراني كه به دنبال دستكاري در سود و زيان شركت هستند متحمل هزينه هاي زيادي خواهند شد . اين امر باعث مي گردد تا مديران به سرعت از زيانها جلوگيري نموده و پروژه هايي را كه عملكرد مناسبي ندارند متوقف نمايند . بنابراين محافظه كاري منجر به كارايي بيشتر در سرمايه گذاريها مي گردد، متعاقباً به دنبال آن نيز ارزش شركت افزايش يافته كه بين تمامي سهامداران شركت تقسيم مي گردد .
در تحقيق اخيري كه بوسيله وردي 5(2006) انجام گرفته نشان داده شده است كه كيفيت اطلاعات حسابداري باعث بهبود كارايي سرمايه گذاري مي گردد، همچنين در تحقيق بوشمن، پيتروسكي و اسميت 6(2006)،كه با استفاده از نمونه هاي زيادي در سطح بين المللي انجام گرديد، اين مطلب تاييد گرديد كه رابطه مثبتي بين كارايي سرمايه گذاري و محافظه كاري شرطي وجود دارد .
ثانياً، محافظه كاري حسابداري باعث كاهش ريسك عدم تقارن اطلاعاتي از طريق پايين آوردن ارزش دفتري داراييها و جريان وجوه نقد آتي برآوردي (بر پايه سود محافظه كارانه ) فراهم مي نمايد .كم شدن تقريبي جريانات نقدي آتي مستقيماً باعث كاهش ريسك سرمايه گذاران مي گردد. در تحقيق لافوند و واتس1 (2007) اين مطلب به اثبات رسيد كه گزارشهای شركتهاي با عدم تقارن اطلاعاتي بالا داراي اعداد به مراتب محافظه كارانه تر است . لافوند و واتس استدلال مي نمايند كه عدم تقارن اطلاعاتي بين سرمايه گذاران آگاه و ناآگاه باعث ايجاد تقاضا براي حسابداري محافظه كارانه مي گردد، اين تقاضا علاوه بر درخواست محافظه كاري است كه در نتيجه تبيين قراردادي، تبيين دعاوي حقوقي، تبيين ماليات، تبيين قوانين و مقررات حسابداري به وجود مي آيد (لارا و همكاران،2007 )2.
به علاوه پايين بودن حدود داراييها(ارزش دفتري) كه باعث كاهش هزينه سرمايه سهام مي گردد از طريق گزينه رهاسازي سهام بوسيله سرمايه گذاران بوجود مي آيد . (واتس،2003 ) اگر ارزش عملياتي شركت پايين تر از ارزش دفتري داراييها گردد، ممكن است سهامداران تصميم به انتخاب گزينه فروش سهام و تسويه با شركت نمايند . اين پايين بودن حدود براي خالص داراييها باعث كاهش هزينه بدهي ها از طريق سهولت در برآورد ارزش تصفيه شركت مي گردد چرا كه كمترين ارزش ايجاد شده است . با كاهش هزينه بدهي انتظار افزايش در ثروت سهامداران به وجود مي آيد (ترومن و تيت من ،1988)3.
نهايتاً، از آنجاييكه محافظه كاري باعث كاهش عدم تقارن اطلاعاتي مي گردد، همچنين باعث كاهش منافع مورد انتظار و فرصت طلبي براي سرمايه گذاران آگاه از داخل شركت مي شود . در نتیجه باعث كاهش ريسك اطلاعاتي براي سرمايه گذاران غير مطلع مي گردد (لافوند و واتس ،2007 )4.
بدين ترتيب، اين مسائل باعث افزايش سرمايه گذاري در شركت، افزايش قدرت نقدينگي و كاهش بهاي تمام شده معاملات مي گردد .
بنابراين، انتظار داريم محافظه كاري شرطي مورد توجه سرمايه گذاران به عنوان يكي از ويژگيهاي سود باشد كه باعث افزايش كيفيت اطلاعات حسابداري مي گردد ولذا پيش بيني مي كنيم كه يك رابطه منفي بين محافظه كاري و هزينه سرمايه وجود داشته باشد .
8-8-2.رابطه بين هزينه سرمايه و محافظه كاري بر مبناي معيار عدم تقارن زماني سود
معيار عدم تقارن زماني سود كه در سال 1997 توسط باسو ارائه گرديد، محافظه كاري را به عنوان تمايل حسابداران جهت نياز به درجه بالاتري از تاييد پذيري براي شناسايي اخبار خوب در سود نسبت به اخبار بد تعريف كرد، باسو در واقع از ديدگاه سود و زيان به تعريف محافظه كاري پرداخت و از رفتار نامتقارن سود، نسبت به اخبار خوب و بد به عنوان معيار اندازه گيري محافظه كاري ياد نمود. او با استفاده از اين تعريف به دنبال معياري براي سنجش محافظه كاري بود و به منظور عملياتي كردن و فرموله نمودن معيار مربوطه، بازده هاي مثبت و منفي سهام را جانشيني براي اخبار خوب و بد تعريف خود در نظر گرفت. بدين ترتيب اين تعريف از محافظه كاري رابطه سود – بازده را در نظر مي گرفت. از طرف ديگر از آنجا كه انتظار مي رود اطلاعات با كيفيت بالاتر اثر مطلوبي بر انتظارات سرمايه گذاران از بازده مورد انتظار (هزينه سرمايه ) داشته باشد. هزينه سرمايه يكي از متغيرهاي موثر در مدل هاي تصميم گيري است و به عنوان بازده مورد انتظار سهامداران تعريف مي شود . به عبارت ديگر هزينه سرمايه به حداقل نرخ بازدهي كه شركت بايد بدست آورد تا بازده مورد نظر سرمايه گذاران در شركت تأمين شود، گفته مي شود . در واقع اگر نرخ بازده سرمايه گذاري يك شركت از هزينه سرمايه اش بيشتر باشد ثروت سهامداران افزايش خواهد يافت . بنابراين در صورتي كه شركت ها هزينه سرمايه پايين تري را تجربه كنند، مي توانند پروژه هاي سرمايه گذاري بيشتري را بپذيرند . از آنجا كه محافظه كاري از جمله عوامل موثر بر كيفيت اطلاعات حسابداري است لذا مي توان اين گونه استدلال نمود، در صورتي كه ميزان محافظه كاري در سطح صورت سود و زيان افزايش يابد، هزينه سرمايه شركت كاهش خواهد يافت.
9-8-2.رابطه بين هزينه سرمايه و محافظه كاري بر مبناي معيار نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري سهام
طي سال هاي بعد از 1997 ميلادي و به دنبال استفاده گسترده از معيار باسو در تحقيقات حسابداري براي سنجش محافظه كاري، محققان بر آن شدند كه به بررسي بيشتري در مورد اين معيار بپردازند. آن ها طي بررسي رابطه بين اين معيار و ساير معيارهاي محافظه كاري به ويژه با نسبت MTBبه يافته هاي جديدي رسيدند ونسبت ارزش بازار به ارزش دفتري را به عنوان معياري براي سنجش محافظه كاري بيان نمودند (كردستاني و امير بيگي، 1386)1.
اين معيار با ديدگاه ترازنامه اي به ارزيابي محافظه كاري مي پردازد. علت اين امر آنست كه اين معيار تفاوت بين ارزش سهام و ارزش دفتری گزارش شده را مورد آزمون قرار مي دهد.از آنجا كه برخي از سرمايه گذاران با ديدگاه ترازنامه ای به دنبال تعيين نرخ بازده تعادلي و كاهش ريسك سرمايه گذاري خود هستند، لذا به دنبال محافظه كاري در صورت ترازنامه مي باشند. به همين دليل نيز انتظار مي رود با افزايش ميزان محافظه كاري در صورت ترازنامه نرخ بازده مورد انتظار سهامداران (هزينه سرمايه) كاهش يابد و به همين ترتيب فرصت هاي سرمايه گذاري افزايش يابد .
9-2- بخش دوم :پيشينه تحقيق
محافظه كاري به عنوان يكي از عوامل موثر بر رويه هاي حسابداري در طول تاريخ همواره مورد توجه صاحب نظران بوده است . شواهد مختلفي دال بر وجود محافظه كاري از زمانهاي بسيار قديمي در دست مي باشد، از جمله اين شواهد مي توان به تعبير پندورف (1930) « قراين تاريخي به جامانده از شرکت‌هاي تجاري در قرن پانزدهم ميلادي حکايت از آن دارد که حسابداري در اروپاي قرون وسطي محافظه کارانه بوده است» (باسو ، 1997)2.
چات فيلد3 نيز معتقد است که محافظه کاري ريشه در قرون وسطي دارد. در آن زمان ها ارباب تيول اداره املاک خود را به مباشر ميسپردند ، به زودي مباشر دريافت که داشتن موقعيتي محافظه کارانه تمهيدي براي حفاظت از خود است. محتاطانه تر اين بود که افزايش ارزش داراييها را پيش بيني نکنند، زيرا، اگر افزايشها به عينيت در نميآمد ، مالک ممکن بود مباشر را مسئول بداند. چت فيلد خاطر نشان ميسازد که در اواخر قرن نوزدهم در انگلستان در دعاوي که پس از ورشکستگي شرکت ها از سوي سرمايه گذاران مطرح ميشد.در اين زمينه تحقيقات ديگري انجام شده است كه به برخي از آنها در ادامه اشاره مي شود .
10-2. پيشينه تحقيقات انجام شده خارج ازكشور
طي سالهاي اخير تحقيقات جامعي در خصوص بررسي معيار هاي مختلف محافظه كاري و ارتباط آن با موضوعات مختلف از جمله هزينه سرمايه در خارج از كشور مورد مطالعه قرار گرفته است.
عموماً محور اين تحقيقات بر اين فرضيه استوار است كه اجزايي از معيار محافظه كاري وجود دارد كه مورد توجه بازار است و اين اقلام نماينده اي براي عدم تقارن ريسك اطلاعاتي است ،طي سالهاي اخير تحقيقات جامعي بوسيله برخي محققان انجام گرديده است.