دانلود پایان نامه
زمانيكه دو رويه حسابداري با يكديگر مقايسه مي گردد، آن رويه اي كه باعث ايجاد خالص داراييهاي با ارزش كمتر گردد به عنوان رويه محافظه كارانه تر طبقه بندي مي گردد و بالعكس . اصل محافظه كاري انتخاب محافظه كارانه ترين رويه در زماني است كه چندين رويه حسابداري موجود باشد (استرلينگ، 1967)1.
يك تمايز بين محافظه كاري پايدار و موقت وجود دارد . محافظه كاري پايدار به اين معني است كه يك فعاليت خاص واحد تجاري ،مثلا سرمايه گذاري در يك علامت تجاري از طريق تبليغات در تمامي دوره هاي مالي به يك نحو برخورد شود (مثلا هزينه گردد) كه منجربه كمتر از واقع بيان كردن خالص داراييها (در مقايسه باسرمايه اي كردن )وباعث تاثيرات متنوع بر روي سود در طول زمان (در مقايسه باسرمايه اي كردن ) مي گردد، محافظه كاري موقت اشاره به زماني دارد كه تغييرات برآوردهاي حسابداري در طول زمان منجر به خلق ذخایري مخفي (خارج از ترازنامه ) يا ذخاير مازاد مي گردد كه بعداً ممكن است برگشت شود.
4-2. معيارهاي ارزيابی محافظه کاري
محققان از سه نوع معيار ، به منظور ارزيابي محافظه کاري استفاده ميکنند:
معيارهاي خالص دارايي ها.
معيارهاي سود و اقلام تعهدي.
معيارهاي رابطه سود و بازده سهام.
تمام اين معيارها با تکيه بر اثر عدم تقارن محافظه کاري در شناسايي سودها و زيانها ميباشند (واتز ،b 2003،ص288)2.
1-4-2. معيارهاي خالص دارايي ها
اگر چه ارز‌ش‌هاي بازار داراييها و بدهيها که خالص داراييها را تشكيل مي دهند در هر دوره تغيير ميکنند ، اما همه اين تغييرات در حساب‌ها و گزارشهاي مالي منعکس نميشود. براساس محافظه کاري، افزايش در ارزش دارايي هايي (سودهايي ) که به اندازه کافي تاييدپذير نباشند، ثبت نمي شود ، در حالي که کاهش در ارزش دارايي ها ( سودها )، با همان درجه از تاييد پذيري ثبت ميگردد. در نتيجه خالص داراييها کمتر از ارزش بازارشان ارائه ميشوند. محققان براي برآورد اين ارائه کمتر از واقع، از مدل هاي ارزيابي سهام واحدهاي تجاري و يا نسبت ارزش دفتري خالص داراييها به ارزش سهامشان (نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار) استفاده ميکنند(همان منبع،ص288)1.
2-4-2. معيارهاي سود و اقلام تعهدي
محافظه کاري بيانگر اين است که سودها پايدارتر از زيان ها هستند، زيرا صورت هاي مالي افزايش هاي تاييدناپذير در ارزش دارايي ها (سودها ) را در زمان وقوع شناسايي نميکنند، بلکه طي دورههاي آتي و به هنگام ورود جريان هاي نقدي ناشي از اين افزايش ها شناسايي ميکنند. براي مثال، اگر ارزش يک دارايي افزايش يابد از آنجايي که انتظار مي رود جريان هاي نقدي آتي افزايش يابد، بنابراين سود را طي سال هاي آتي و به ازاي ورود جريان هاي نقدي مربوطه شناسايي ميکنند. اين بدين معني است که سودها گرايش به پايداري و تداوم دارند . در مقابل زيان‌هايي که درجه تاييدپذيري آن ها با سودهاي غيرقابل تاييد يکسان است، درست در زماني که به وقوع ميپيوندند، بدون توجه به اينکه کاهش در جريان هاي نقدي آن ها طي دورههاي آتي تحمل شوند، شناسايي مي گردند. از آنجايي که به طور متوسط، اين زيان ها در دورههاي آتي قابل برگشت نيستند، پايداري و تداوم اين کاهش سودها احتمالاً کمتر از افزايش سودها است، از اين رو اين کاهش سودها ناپايدار هستند . اين پايداري يا ناپايداريها و تغييرات سود، معياري را براي محافظه کاري فراهم ميآورند و اين رفتار نامتقارن محافظه کاري در قبال سودها و زيان ها عدم تقارني را در اقلام تعهدي بوجود ميآورند(همان منبع،ص288)2. گيولي و هاين 3(2000) چنين اظهار ميکنند که محافظه کاري باعث کاهش سود گزارش شده انباشته در طول زمان ميشود . آن ها بيان ميکنند که اندازه اقلام تعهدي انباشته شده در طول زمان، يکي از معيارهاي محافظه کاري است .
شرکت هايي که در مرحله ثبات قرار دارند و هيچ گونه رشدي ندارند و همچنين از نظر استفاده از روش هاي گوناگون حسابداري نيز بيتفاوت هستند، سودهايشان به جريان هاي نقدي نزديک ميشود و اقلام تعهدي ادواري آن ها نيز به سمت صفر ميل ميکند.« ثبات اقلام تعهدي منفي (از قبيل منظور نمودن انواع ذخاير) در ميان شرکتها و در طول يک دوره بلند مدت نشانهاي از وجود محافظه کاري است، نرخ انباشتگي اقلام تعهدي منفي شاخصي از تغيير در ميزان محافظه کاري در طول زمان است» (گيولي و هاين ، 2000 ، ص292)1.
3-4-2. معيارهاي رابطه سود و بازده سهام
قيمت هاي بازار سهام نشان دهنده تغييرات ارزش دارايي در زماني هستند که آن تغييرات رخ ميدهند، خواه اينکه آن تغييرات شامل زيان ها يا سودهايي در ارزش دارايي باشند . از اين رو، مي توان گفت که بازدههاي سهام همواره به هنگام هستند . از آنجا که محافظه کاري پيش بيني ميکند، مبناي شناسايي زيان هاي حسابداري بسيار به هنگام تر از سودها است ، بدين ترتيب انتظار بر اين است که زيان هاي حسابداري بيشتر از سودهاي حسابداري با بازدههاي سهام، تقارن زماني2 داشته باشند (واتز ، b2003)3. باسو4 (1997) با استفاده از اين مباني معياري را تحت عنوان « عدم تقارن زماني سود» ، براي محافظه کاري معرفي ميکند که در قسمت بعدي به تفصيل در مورد آن بحث خواهد شد .
5-2.عدم تقارن زماني سود به عنوان معياري از محافظه کاري
در قسمت های قبلی بيان شد که عدم تقارن زماني سود براساس رابطه سود / بازدههاي سهام به عنوان يکي از معيارهاي محافظه کاري شناخته شده است. باسو ، محافظه کاري را در نتيجه انعکاس سريع تر اخبار بد نسبت به اخبار خوب در سود تفسير کرد . اين تفسير، بيانگر تفاوت سيستماتيک بين اخبار خوب و بد از دو جنبه «به هنگامي »5 و « پايداري »6 در سود است . باسو براي اندازه گيري اخبار از بازدههاي سهام استفاده کرد و با استفاده از رگرسيون بين سود و بازده سهام دريافت که پاسخ سود نسبت به اخبار بد (بازده منفي سهام) به هنگام تر از پاسخ سود نسبت به اخبار خوب (بازده مثبت سهام) است. او همچنين در بررسي هاي خود نشان داد که پايداري تغييرات منفي سود کمتر از تغييرات مثبت آن است. بدين صورت او معياري را براي اندازهگيري محافظه کاري معرفي کرد که ديدگاه سود و زياني داشته و آن را عدم تقارن زماني سود ناميد. باسو براي توجيه اين معيار سود و زياني خود به به بولتن تحقيقات حسابداري شماره (2)، انجمن حسابداران رسمي آمريکا (1939) استناد کرد ، در اين بولتن اشاره شده بود که محافظه کاري در صورت سود و زيان از اهميت بيشتري نسبت به محافظه کاري در ترازنامه برخوردار است. باسو با استفاده از مثالي به تشريح اين ادعاهاي خود پرداخت که در اينجا به آن مثال اشاره خواهد شد . نمودارهاي (1-2) و(2-2)، انتظارات آزمون شده باسو را به سادگي نشان ميدهد. فرض کنيد شرکتي داراي يک دارايي ثابت به بهاي تمام شده 000,70 دلار است.
عمر مفيد اين دارايي در ابتداي امر10 سال برآوردشده است و ارزش اسقاط آن را نيز صفر در نظر گرفتهاند. پس از گذشت 3 سال، شرکت به اخباري مبني برکاهش يا افزايش در برآورد عمر مفيد دارايي خود نايل ميشود. نمودار (1-2) اثرات اخبار را بر روي ارزش دفتري گزارش شده دارايي نشان ميدهد و نمودار (2-2) بيانگر اثر مربوطه بر سود شرکت است. اگر عمر مفيد برآورده شده جديد از 10 سال به 13 سال افزايش يابد، شرکت از نظر اقتصادي وضعيت بهتري پيدا خواهد کرد، امـا براساس اصل بهاي تمــام شده تاريخي در حسابداري هيچ گونه سودي در زمان تغيير برآورد شناسايي نخواهد شد و شناسايي کامل آن ها به دورههاي آتي منتقل خواهد شد ، در عوض، هزينههاي استهلاکي که در دورههاي جاري و آتي منظور خواهد شد در طول عمر باقيمانده آن دارايي تخصيص خواهد يافت و در نتيجه هرساله هزينههاي استهلاک پايين تر و سودنيز بالاتر خواهد رفت.
پایان سال
ارزش دفتری گزا رش شده دا رایی
نمودار (1-2) : مثالي از ارزش هاي دفتري يک دارايي ثابت براساس حسابداري محافظه کارانه در هنگامي که برآوردهاي عمر مفيد باقيمانده تغيير کند (باسو ، 1997،ص4)1.
در نمودار1-2، اثرات متفاوت اخبارخوب و بد بر روي ارزش دفتري دارايي نشان داده شده است. وصول اخبار بد در پايان سال سوم منجر به شناسايي بلادرنگ زيان کاهش ارزش دارايي مي شود درحاليکه اخبار خوب به تدريج طي سال هاي آتي شناسايي خواهد شد.اين نمودار نشان دهنده شناسايي به هنگام تر اخبار بد نسبت به اخبار خوب است(كردستاني و امير بيگي ،1387)2.
در نمودار شماره2-2، اثرات متفاوت اخبار خوب و بد بر روي سود خالص نشان داده شده است. شناسايي کل زيان در زمان وصول اخباربد، در پايان سال سوم، در مقابل شناسايي تدريجي اخبار خوب در طي سال هاي آتي، به ترتيب حاکي از ناپايداري اخبار بد و پايداري اخبار خوب است. همچنين اين نمودار نشان دهنده واکنش به هنگام تر سود نسبت به اخبار بد در مقابل اخبار خوب است.
سود خالص گزارش شده دارایی
پایان سال
نمودار (2-2) : نمونهاي از سود خالص گزارش شده براساس حسابداري محافظه کارانه در هنگامي که برآوردهاي عمر مفيد باقيمانده يک دارايي تغيير کند (باسو ، 1997، ص5)1.
در صورتي که اخبار واصله حاکي از کاهش در برآورد عمر مفيد دارايي از 10 سال به 7 سال باشد، هزينه استهلاک طي عمر مفيد باقيمانده کوتاه تر دارايي بيشتر ميشود، اما از آنجايي که اين اخبار به عنوان يک شوک اقتصادي باعث کاهش ارزش دارايي خواهد شد ، در اينجا اصول حسابداري شناسايي سريع اين زيان را تجويز خواهد کرد . در نتيجه سود دوره جاري شديداً کاهش خواهد يافت. اما همان طور که در نمودار (2-2) نشان داده شده است هيچ تاثيري بر روي سود سال‌هاي آتي وارد نخواهد شد. اين تسريع در شناسايي زيان‌ها در مقايسه با به تعويق انداختن شناسايي سود مطابق با اصطلاح محافظه کاري است. از اين رو ، از روي اين نمودارها به راحتي مي توان مفاهيم پاسخ به هنگام تر سود نسبت به اخبار بد در مقابل اخبار خوب و پايداري بيشتر تغييرات مثبت نسبت به تغييرات منفي آن را برداشت نمود .