دانلود پایان نامه درباره علوم قرآن و استدلال

شرف علم به دليل وثاقت دلائل، يعني به خاطر استدلالهاي يقيني و اطمينان آور آن، مانند علم حساب.
ب) از جهت شدت احتياج به آن علم، مثل علم فقه(همان، ص 133)
3-2- مباحث علوم قرآني جواهرالتفسير
3-2-1-وحي و اقسام آن
وحي در لغت: در مورد «وحي» معاني گوناگوني ذكر شده، برخي از اين معاني عبارتند از: نامه، نوشته، اشارهي پنهاني، سخن مخفي و به طور كلي آنچه كه به ديگري القاء يا تفهيم شود كه گاه قيد سرعت و مخفي بودن نيز به آن اضافه ميشود(نك: فراهيدي، 1410 ه.ق.، ج 3، صص 320 و321؛ راغب اصفهاني، 1412 ه. ق.، ص 858؛ ابن منظور، 1414ه.ق.، ج15، صص 379و380؛ طريحي، 1375ه.ش.ج1، صص 430 و431).
راغب اصل وحي را اشارهي سريع دانسته است و مينويسد: «اصل الوحي، الإشارة السريعة و لتضمن السرعة قيل أمْرٌ وحيٌ » يعني وحي در اصل به معني اشارهي سريع است و به اعتبار معناي سرعت كه در آن قرار گرفته، گفته شده: « أمرٌ وحيٌ » ، كار سريع(راغب اصفهاني، 1412 ه. ق.، ص 858).
طريحي در ذيل واژهي «وحي» ابتدا برخي از آياتي را كه اين كلمه در آنها به كار رفته آورده و اشاره ميكند كه در اين آيات معاني الهام، ايماء، اشاره، رمز، وسوسه و… قرار گرفته، وي پس از آن ميگويد: « ثم غلب استعمال الوحي فيما يلقي إلي الأنبياء من عند الله‏»(طريحي، 1375ه.ش، ج1، صص 430 و 431). بنابراين نويسندهي مجمع البحرين، كاربرد غالب اين واژه را همان معناي اصطلاحي آن معرفي ميكند.
وحي در اصطلاح: معناي اصطلاحي وحي، آن است كه خداوند با واسطهي فرشته ويا بدون اين واسطه پيام خود را به پيامبرانش القاء مي‏كند(همان، صص430و431).
خداوند درآيهي 51 سورهي شوري انواع سخن گفتن با انسانها را چنين بيان ميكند: «وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ؛ و هيچ آدمي را نرسد كه خداي با او سخن گويد مگر به وحي يا از پس پرده، يا فرستاده‏اي- فرشته‏اي- فرستد پس به فرمان او آنچه خواهد [به وي‏] وحي كند. همانا او والا مرتبه و با حكمت است». بر اساس اين آيه وحي و القاء كلام خداوند به انسانها سه نوع است:
1-وحي يا همان اشارهي پنهاني.
2-از پس پرده به گونهاي كه تنها صدايي شنيده ميشود، همچون حضرت موسي كه از پس درخت صدايي شنيد.
3-دريافت وحي باواسطهي فرستادهاي كه از جانب خداوند پيام را به نبي ميرساند(قرشي، 1371ه.ش.، ج7، ص190).
3-2-1-1- ديدگاه كاشفي در معني وحي
ملاحسين كاشفي سه معناي لغوي براي« وحي» ذكر ميكند اما به كتاب لغت خاصي اشاره نكرده است، از نظر او وحي در لغت عبارتست از: پيغام دادن، سخن پنهان گفتن و اشارت كردن بر سبيل سرعت(كاشفي، 1379ه.ش، ص 203). اين معاني كه در نظر كاشفي مشاهده ميشود همان است كه اهل لغت نيز به آنها اشاره كردهاند.
وحي در اصطلاح: «رساندن پيغام الهي است به موحي اليه بر وجهي از وجوه» يعني رسيدن كلام و سخن خداوند به كسي كه به سويش وحي ميشود(همان،ص203).
و در توضيح معناي اصطلاحي به نقل از بصاير آمده: «وحي فرماني باشد از حق به مصالح خلق كه به واسطه مَلَك به رسول رسد و به واسطه رسول به خلق، پس مَلَك و رسول دو متوسطاند: يكي از جهت حق و ديگري از جهت خلق، تا فرمان او- عزّ شأنه- به خلق رسد به واسطه اين دو متوسط»(همان، ص203) و از آنجايي كه كاشفي بر اين نقل، ردّي نياورده است پس اين نقل مورد قبول اوست كه كلام و وحي پروردگار با دو واسطه– فرشته و پيامبران– به بندگان ميرسد.
3-2-1-2-انواع وحي به انبياء
با توجه به عبارت «وجهي از وجوه» مشخص ميشود كه ملاحسين وحي به پيامبران را داراي انواع مختلفي ميداند شبيه آنچه از آيهي 51 سورهي شوري ذكر گرديد، البته خود كاشفي بلا فاصله پس از تعريف اصطلاحي در مورد انواع و اقسام آن توضيح نداده اما چند سطر بعد با استناد به سخن راغب در تفسيرش چنين بيان ميكندكه:
وحي دو گونه است: 1- وحي جليّ 2- وحي خفيّ
وحي جليّ آن است كه با واسطه ي سفير پيغام خداوند به رسول ميرسد، كه گاه اين سفير ديده شده و پيام را رو در رو ميرساند، گاه خود او ديده نشده و تنها صدايش شنيده ميشود(همان،صص203و204).
كاشفي ميگويد به اعتقاد محققان، ديدن واسطهي وحي و شنيدن از او، خاص پيامبران اولوا العزم است كه صاحب شريعتند و زماني كه فقط سخني شنيده شود بدون ديدن سفير، وحي عام براي همهي انبياء است.