دانلود پایان نامه
نظريه محدوديت منابع مالي در تصميم هاي سرمايه گذاري در شركت از اهميت ويژه اي برخوردار است . بودجه بندی سرمايه اي زماني اتفاق می افتد كه در يك دوره ي زماني معيني سقف بودجه اي و يا محدوديت وجوه نقد براي سرمايه گذاري وجود داشته باشد .
پيوند بين نرخ بازده داخلي و هزينه سرمايه مي تواند در بودجه بندي سرمايه اي، مورد استفاده قرار گيرد. هزينه سرمايه كمينه نرخ بازده مورد قبول براي طرح هاي سرمايه اي را به دست مي دهد كه بر اساس آن مي توان طرح هاي سرمايه گذاري را ارزيابي كرد . بررسي تاريخي ادبيات مالي نشان مي دهد كه هم در تئوري كلاسيك و هم در تئوري شتاب سرمايه گذاري، فرض بر اين است كه مؤسسات در استفاده از وجوه موجود با هزينه ثابت محدوديتي ندارند .
در تئوري كلاسيك، ميزان سرمايه گذاري به نرخ بازده سرمايه گذاري يا درآمد آن بستگي دارد، يعني سرمايه گذاري با تغيير درآمد تغيير مي كند، ليكن در تئوري شتاب ميزان سرمايه گذاري تابعي از ميزان توليد است، در اين تئوري فرض مي شود در صورت افزايش توليد، واحد اقتصادي تمايل خواهد داشت ميزان سرمايه گذاريهايش را متناسب با آن افزايش دهد به سخن ديگر در هر تئوري هزينه هاي تأمين مالي به هنگام افزايش ميزان سرمايه گذاري در نظر گرفته نمي شود (عثماني،1381،ص89)1.
با شناخت تدريجي اهميت تأمين مالي، كانون توجه ادبيات مالي تغيير يافته و در سالهاي اخير تأكيد بر بحث هاي تصميم گيري سرمايه اي ادامه يافته است . در ضمن رويه مناسب بودجه بندي سرمايه اي كه نياز مند محاسبه هزينه سرمايه است رونق يافته و به همين علت روش هاي محاسبه هزينه سرمايه اهميت ويژه اي پيدا كرده است .
3-8-2. نقش هزينه سرمايه در تصميم هاي مالي
تعيين و ايجاد ساختار بهينه سرمايه و يا حركت به سمت آن مي تواند بر ارز ش شركت و ثروت سهامداران تأثير بگذارد . بدون اطلاع از هزينه سرمايه، شركت نمي تواند تصميم بگيرد كه از چه ابزاري براي گرد آوري وجوه لازم براي سرمايه گذاري بلند مدت خود استفاده كند و به دليل محدوديت منابع، واحدهاي اقتصادي بايد سعي كنند تركيبي از منابع مالي را گزينه كنند كه كمترين هزينه سرمايه را داشته باشد .
به منظور بيشينه كردن ارزش واحد اقتصادي لازم است سرمايه گذاريهايي انجام و تداوم يابد كه نرخ بازده آنها بيش از هزينه تأمين مالي باشد . تصميم گيريهاي سرمايه گذاري و تأمين مالي را به سختي مي توان از يكديگر جدا كرد ليكن بدون توجه به اين تفكيك مي توان ادعا كرد كه ارزش بنگاه از دو راه افزايش مي یابد يكي افزايش نرخ بازده سرمايه گذاري و ديگري كاهش نرخ هزينه سرمايه .
4-8-2 .كاربرد مفهوم هزينه سرمايه
اگر نرخ بازدهي سرمايه گذاري يك شركت از هزينه سرمايه اش بيشتر باشد و اگر بدون بالاتر رفتن درجه ريسك ،ميزان بازده افزايش يابد، ثروت سهامداران افزايش خواهد يافت. دليلي كه در اين باره گفته مي شود اين است كه اگر نرخ بازده شركت از هزينه سرمايه آن بيشتر شود دارندگان قرضه، سهام ممتاز و اعطا كنندگان وام به شركت به نرخ بازده ثابت مورد انتظار خود خواهند رسيد و باقي مانده نرخ بازده در اختيار صاحبان سهام عادي قرار خواهد گرفت كه از نرخ بازده مورد توقع آنان بيشتر خواهد بود . سود مازاد را مي توان صرف پرداخت سود سهام بيشتر به سهامداران نمود و يا اينكه آن را مجدداً سرمايه گذاري نمود و به این ترتيب نرخ بازده دوره هاي بعد را افزايش داد . در نتيجه مطلوبيت سهام عادي نزد سهامداران بيشتر مي شود و افزايش تقاضا منجر به افزايش قيمت سهام عادي در بازار مي گردد و از اين راه ثروت سهامداران افزايش مي یابد و هدف شركت تأمين مي گردد . چنانچه بين هزينه سرمايه و موضوع بيشينه کردن ثروت سهامداران پيوند برقرار گردد مي توان هزينه سرمايه را اينگونه بيان كرد : هزينه سرمايه، كمينه نرخ بازدهي است كه شركت بايد به دست آورد تا اينكه در ارزش شركت تغييري حاصل نشده و ارزش شركت كماكان حفظ شود (عثماني 1381،ص87)1.
5-8-2 .عوامل مؤثر بر هزينه سرمايه
در يك محيط اقتصادي و تجاري عوامل گوناگوني وجود دارند كه بر هزينه سرمايه شركت تاثير گذاشته و موجب كاهش يا افزايش آن مي گردند.
هزينه سرمايه از دو بخش كلي شامل نرخ بهره بدون ريسك1 و صرف ريسك2 تشكيل مي گردد كه متأثر از عوامل گفته شده مي باشد .به سخن ديگر از يك سو شرايط عمومي اقتصادي عامل تعيين كننده نرخ بدون ريسك بوده و از سوي ديگر عواملي چون شرايط بازار ،تصميم هاي عملياتي و تأمين مالي در ميزان صرف ريسك مؤثر باشند .
1- شرايط عمومي اقتصادی
شرايط عمومي اقتصادي ميزان عرضه و تقاضاي سرمايه و همچنين سطح مورد انتظار تورم را تعيين مي كنند و همان گونه كه در اقتصاد، تقاضا براي پول متناسب با عرضه تغيير مي كند، سرمايه گذاران نيز نرخ بازده مورد انتظار خود را تغيير مي دهند و چنانچه افزايش در تقاضا متناسب با افزايش در عرضه پول نباشد، سرمايه گذاران نرخ بازده مورد انتظار خود را افزايش مي دهند . به همين ترتيب اگر تورم موجب كاهش قدرت خريد پول گردد سرمايه گذاران نيز انتظار نرخ بازده بيشتري را براي جبران اين زيان خواهند داشت .
2- شرايط بازار
همان گونه كه ريسك سرمايه گذاري افزايش مي يابد سرمايه گذاران نيز نرخ بازده مورد انتظار خود را افزايش مي دهند . اين افزايش را صرف ريسك مي نامند . افزايش در نرخ بازده مورد انتظار به معني افزايش هزينه سرمايه مي باشد . هر چه قابليت فروش اوراق بهادار افزايش يابد نرخ بازده مورد انتظار سرمايه گذاران كاهش مي یابد و در نتيجه منجر به كاهش هزينه سرمايه شركت مي گردد.
تصميم هاي عملياتي و تأمين مالي
تصميم هاي گرفته شده در يك شركت بر روي ريسك شركت مؤثر است . اگر مديريت شركت سرمايه گذاري را با ريسك بالا بپذيرد و يا اينكه ميزان زيادي از بدهي و سهام ممتاز استفاده نمايد ريسك شركت افزايش مي يابد و در نتيجه سرمايه گذاران نرخ بازده بالاتري را انتظار خواهند داشت و اين امر سبب افزايش هزينه سرمايه مي شود .
4 – سطح تأمين مالي
هر چه سطح تأمين مالي افزايش يابد عواملي همچون هزينه هاي صدور و فروش اوراق بهادار، افزايش نسبت اهرمي و عرضه زياد اوراق بهادار موجب افزايش هزينه سرمايه ميشوند(يانگ و اوبايرن،2001،ص93)3.
6-8-2. ارتباط بين اطلاعات حسابداري، افشاء و هزينه سرمايه
رابطه بين اطلاعات حسابداري و هزينه سرمايه شركتها يكي از موضوعات اساسي است كه همواره استاندارد گذاران حسابداري به آن توجه دارند . براي مثال ،آرتور لويت (1998)، مي گويد استاندارد هاي حسابداري با كيفيت بالا ،باعث كاهش هزينه سرمايه مي شود . همينطور، نيل فوستر (2003)، يكي از اعضاي هيئت تدوين استانداردهاي حسابداري مالي3 ادعا مي كند، اطلاعات بيش از اندازه همواره باعث بوجود آمدن عدم اطمينان مي گردد ،اين در حاليست كه مردم همواره به دنبال كسب اطمينان بيشتر هستند . در زمينه اطلاعات مالي افشاي مناسب اطلاعات باعث پايين آمدن هزينه سرمايه مي گردد. عليرغم اينكه اين ادعا بسيار تعمل بر انگيز است اما تحقيقات تئوريك كمي در اين راستا صورت گرفته است . بنابر اين تحقيقات حسابداري انجام شده در اين زمينه به دنبال پاسخ گويي به اين سئوالات هستند كه آيا و چگونه اطلاعات حسابداري بر هزينه سرمايه موثر است ؟
در تحقيق جامعي كه در سال2006 توسط لامبرت و همكاران انجام گرديد، هر دوي سئوالات فوق مورد آزمون قرار گرفت. در اين تحقيق، هزينه سرمايه به بعنوان بازده مورد انتظار از سهام شركت تعريف شده است .اين تعريف همسو با تعاريف مدل قيمت گذاري داراييها در حسابداري (فاما، ميلر 1972) و مدلهاي جريان وجوه تنزيل شده يا سود هاي غير متعارف (براي مثال بوتوسان 1997و گيب هارد و همكاران،2001)4 مي باشد.در اين تحقيق ،نشان داده مي شود كه نسبت جريان وجوه نقد مورد انتظار آتي به جمع تمامي وجوه نقد بازار يكي از كليدي ترين عوامل تعيين كننده هزينه سرمايه مي باشد . در اين تحقيق اين گونه استدلال مي شود كه اطلاعات حسابداري از دو جهت بر هزينه سرمايه شركت تأثير مي گذارد : 1)تأثيرات مستقيم كه اطلاعات حسابداري با كيفيت بالا به خودي خود بر جريان وجوه نقد تأثيري نمي گذارد، اما در برآورد توزيع وجوه نقد آتي بازار مؤثر است 2)تأثير غير مستقيم اينكه اطلاعات حسابداري با كيفيت بالا بر تصميمات واقعي شركت مؤثر است كه ، بر ارزش مورد انتظار و جريان وجه نقد شركت مؤثر است .
به علاوه، افزايش كيفيت افشاي شركت در باره جريان وجوه نقد آتي آن تأثير مستقيم بر تمايز با جريان وجوه ساير شركتها دارد .
در تحقيقي كه بوسيله برون و بري (1985 ) و همچنين كلوس و همكاران (1995) انجام گرديد دو محيط اطلاعاتي مورد مقايسه قرار گرفت، در يك محيط ميزان يكساني از اطلاعات براي تمامي شركتهاي موجود در اقتصاد موجود است در حاليكه در محيط اطلاعاتي دوم گزينه هاي بيشتري براي گروهي از شركتها نسبت به بقيه موجود است. آنها متوجه شدند كه جريان وجوه نقد آتي شركتهاي با اطلاعات بيشتر در محيط دوم به مراتب بالاتر از ساير شركتها است.

7-8-2 .ارتباط بين كيفيت اطلاعات حسابداري، محافظه كاري و هزينه سرمايه