دانلود پایان نامه درمورد شعر فارسی و اصطلاحات

امّا خود مختصات شعر عهد بین و بین از قبیل استفاده از معلومات علمی ان دوره از جمله اصطلاحات نجومی در شعر مسعود فراوان است. پایه گذار این نوع شاعر معاصر او «ابوالفرج رونی» است که زمانی با هم دوست بودند. (شمیسا،1388: 52)
3-13- معاصران مسعود سعد
معاصر دیگر او سنایی است که از ارادتمندان مسعود بود و دیوان او را نیز گرآورده است. مسائل شرعی و اخلاقی و عرفانی را وارد شعر کرد که در شعر مسعود بازتابی ندارد. البته شعر مسعود از نکات اخلاقی و اندرزی خالی نیست. ولی چون در سبک‌شناسی آنچه مهم است فرکانس ها و بسآمد هاست و لذا این جنبه در او تشخیص ندارد همانطوری که نکات عرفانی و صوفیا نه در دیوان خاقانی کم نیست؛ «ولی آشنایی بیشتر با خاقانی به ما نشان می‌دهد که شیوه‌ی تفکّر صوفیانه وارسته در روی اصیل و او مردی است متشرّع و به درجه ای مقیّد به ظواهر شرع که متابعت از فلسفه و احکام عقل را تخطئه می‌کند:
چنانکه در قصیده ای گفته است:
فلسفه در سخن می‌آمیزید وانگهی نام آن جدل منهید
نقد هر فلسفی کم از فلس است فلس در کیسه‌ی عمل منهید
مرکب دین که زاده‌ی عرف است داغ یونانش بر کفل منهید
قفل اسطوره‌ی ارسطو را بر دار حسن الملل منهید
نقش و سوره‌ی فلاطون را بر طراز بهین حلل منهید
حال می‌توان مختصات عهد سلجوقی یا بینابین را به شرح زیر خلاصه کرد:
در این دوره قصیده در حال تغییرات و غزل در حال رشد. شاعرانی چون روزنی سمرقندی اصطلاحات علمی را وارد شعر کردند، امثال ارزقی هروی در تشبیهات نو آوری هایی دارند. سنایی مضامین عرفانی را وارد شعر فارسی کرد و به شعر شرع پرداخت. مسعود سعد به مضامین عاطفی و احساسی توجه دارد که نتیجه تغییّر احوال و سرنوشت مردی مرفّه است که یک چند امیر و حاکم بوده است که روزگارش به زندان انجامیده است. اکنون به برخی از موضوعات شعری او که تقریباً در شعر قبل از نیست اشاره می‌گردد:
در تنهایی وحشتناک زندان، زندگی خود را مرور می‌کند، به یاد زادگاهش لاهور است. خطاب به آن می‌گوید:
ای لاوهور، وَیحَک بی من چگونه ای
بی آفتاب روشن ، روشن چگونه ای
نا گه عزیز فرزند از تو جدا شده است
با درد او به نوحه و شیون چگونه ای
و سپس لاهور به او جواب می‌دهد:
آباد جای نعمت نامد تو را به چشم
محنت زده به ویران معدن چگونه ای
من مرغزار بودم و تو شیر مرغزار
با من چگونه بودی و بی من چگونه ای
که این گونه دیالوگ ها و مخاطبات و سؤال و جواب‌های عاطفی و پرسش‌های بلاغی در سبک خراسانی مفقود است و سابقه ندارد.
از بی خوابی‌های خود گلایه دارد:
عمرم همی قصیر کند این شب طویل
وز انده کثیر شــد این عمر من قلیل
و سپس برای بیان اندوهان کثیر خود به مشبه به‌های معقول که تا عصر مسعود بی سابقه بوده است متوّسل می‌شود: