دانلود پایان نامه
باکتريها گروهي از موجودات تک سلولي ذره بيني هستند که پوشش بيروني نسبتاً ضخيمي آنها را احاطه کرده است. اين موجودات ساختار سادهاي دارند و به گروه پروکاريوتها تعلق دارند. باکتريها متنوعترين و مهمترين ميکروارگانيسمها هستند. تعداد کمي از آنها در انسان، حيوانات و گياهان بيماريزا هستند. بطور کلي بدون فعاليت آنها، حيات بر روي زمين مختل ميگردد. يوکاريوتها از موجودات زنده شبيه باکتري بوجود آمدهاند. نظر به اينکه باکتريها ساختمان سادهاي داشته و ميتوان به آساني بسياري از آنها را در شرايط آزمايشگاه کشت داد وتحت کنترل در آورد، ميکروب شناسان مطالعه وسيعي درباره فرآيندهاي حياتي آنها انجام دادهاند[64].
افزايش در ميزان مرگ و مير، در ارتباط با بيماريهاي عفوني، به طور مستقيم مربوط به باکتري‌هايي است که نسبت به آنتي بيوتيکها از خود مقاومت نشان ميدهند. توسعه عوامل ضد باکتريايي جديد با سازوکارهاي نوين و کارآمدتر قطعاً نياز ضروري در پزشکي است. باز هاي شيف به عنوان يکي از ترکيبات ضد باکترياي معرفي شدند، به عنوان مثال N-ساليسيدن-2-هيدروکسي آنيلين بر عليه مايکو باکتريوم توبر کلوزيس که باکتري مولد بيماري سل ميباشد، موثر بوده است‌
[65-68].
1-13-1- اشرشيا کولی
اشرشيا کولي که به « اي کُلاي» يا کُلاي باسيل نيز معروف است، يک باکتري گرم منفي از خانواده انتروباکترياسه بوده که در سال ۱۸۵۵ کشف شد. اين باکتري بيهوازي و بدون اسپور مي‌باشد. باکتري‌هاي اشيرشيا کولي، اغلب متحرک مي‌باشند. اشرشيا کولی يکي از اولين باسيلهاي رودهاي است که شرح و کشت داده شده است و ساکن طبيعي رودهي انسان و حيوانات ميباشد. اشرشیاکولی در اين محل عامل نادر گاستروانتريت و اختلالات گوارشي محسوب ميشود، ولي عامل مهم عفونتهاي مجاري ادراري و سپتي سِمي نوزادان و مننژيت ميباشد. اين باکتري انتشار وسيع داشته و در ‌سرتا‌‌سر دنيا در روده انسان و حيوانات خون گرم و خون سرد يافت ميشود، به همين دليل از آنها به عنوان معرف آلودگي آب با مدفوع استفاده ميکنند. اشرشیاکولی ابزار فيزيولوژيستها و ژنتيکدانان ميکروبي ميباشد. اين باکتري مدتها جزو باکتريهاي همسفره غير بيماريزا محسوب ميشد، ولي امروزه نقش آنها به عنوان عامل فرصت طلب و عامل مولد عفونت مورد قبول همگان قرار گرفته است. اغلب تيپهاي اين باکتري در روده بيماريزا نيستند ولي برخي از تيپهاي آن با توليد سم و آسيب مستقيم و تهاجم بافتي مي‌توانند ايجاد اسهال بنمايند. اسهال اغلب خفيف است ولي در تيپهاي مهاجم تر مي‌تواند خوني باشد. اسهال مسافران اغلب نيازي به درمان آنتي بيوتيکي ندارد و فقط بايد اتلاف آب و الکتروليت را جبران نمود وکمتر از يک هفته بهبود مي‌يابد. ولي در موارد شديد از کينولون‌ها مانند سيپروفلوکساسين و ناليدوکسيک اسيد مي‌توان استفاده کرد شکل (1-37) [69]،[70].
شکل (1-37) تصوير ميکروسکوپي باکتري اشرشيا کولي
1-13-2- استافيلوکوکوس اورئوس
استافيلوکوکوسها از نخستين باکتريهاي بيماريزايي هستند که شناخته شدهاند. استافيلوکوکوس اورئوس کوکسي گرم مثبت و بي‌هوازي اختياري است که مهمترين گونه در جنس استافيلوکوکها از نظر پزشکي محسوب مي‌شوند. گاهي اوقات به اين باکتري، استافيلوکوک طلايي نيز مي‌گويند. اورئوس در زبان لاتين به معناي طلايي است [71]. استافيلوکوکوس اورئوس اولين بار در سال ۱۸78 توسط کخ در چرک مشاهده شد و در سال 1880 توسط پاستور در محيط مايع کشت گرديد و روزنباخ در سال 1884 کشت خالص باکتري را تهيه نمود. استافيلوکوکوس از واژه يوناني استافيلو به معني خوشه انگور گرفته شده است. استافيلوکوکها در طبيعت انتشار وسيع داشته وغالباً به صورت ميکروفلور طبيعي پوست، بيني و بخش فوقاني دستگاه تنفس ديده ميشوند [72]. استافيلوکوک اورئوس، گستره وسيعي از عفونت‌ها از عفونت‌هاي ساده پوستي مانند جوشدانه، کورک، کفگيرک، گل مژه و آبسه گرفته تا بيماري‌هاي تهديد کننده زندگي مانند پنوموني، مننژيت، استئوميليت، اندوکارديت، سندرم شوک سمي و سپتي سمي را ايجاد مي‌نمايد [71]. پس از کشف پني سيلين، در ابتدا از اين دارو براي درمان عفونت‌هاي استافيلوکوکي استفاده مي‌شد اما روز به روز به مقاومت آنتي بيوتيکي عليه پني سيلين افزوده شد بهطوريکه در سال ۱۹۵۰، ۴۰ درصد سويه‌هاي بيمارستاني به پني سيلين مقاوم شدند و اين ميزان در سال ۱۹۶۰ به ۸۰ درصد رسيد. آنتي بيوتيک‌هاي آمينوگلوکوزيدي مانند جنتامايسين، استرپتومايسين و کانامايسين زماني به خوبي عليه استافيلوکوک‌ها جواب مي دادند اما استافيلوکوک به مرور زمان به اين آنتي بيوتيک‌ها نيز مقاوم شد شکل (1-38)[70].
شکل (1-38) تصوير ميکروسکوپي باکتري استافيلوکوکوس اورئوس
1-13-3- سالمونلا
سالمونلاها دسته بزرگي از باسيلهاي گرم منفياند که اندازه آنها به طول 1 تا 3 و عرض5/0 تا 8/0 ميکرون مي باشد [73-76]. نامگذاري سالمونلا از نام سالموندامپزشک باکتري شناس منشأ گرفته است. بيماري ناشي از سالمونلا داراي سه حالت اصلي شامل تب روده اي (تيفوئيد)، باکتريمي( وجود باکتري در خون) و آنتروکوليت ميباشد و هر يک ميتواند باعث بروز عوارض متعددي از قبيل تب، سردرد، کندي ضربان قلب، استفراق، اسهال، ازدياد حجم کبد و طحال، تورم کيسه صفرا، زخم و ضايعات مفصلي گردد [77-79]. آنتروکوليت معمولاً يک بيماري خود محدود است و بدون درمان برطرف ميگردد و بهترين روش، درمان محافظتي و جبران مايعات از دست رفته ميباشد. سفترياکسون چاره درمان براي تب رودهاي يا سپتي سمي (عفونت خون) است. داروي مناسب جهت درمان سالمونلوز در انسان کلرامفنيکل است ولي به دليل امکان بروز کم خوني کمتر مورد استفاده قرار ميگيرد. ساير داروهاي مناسب شامل آمپي سيلين، آموکسي سيلين و تري متوپريم ميباشد. عفونتهاي سالمونلايي اساساً به وسيله بهداشت عمومي و رفتارهاي فردي بهداشتي جلوگيري مي‌شوند. پاک سازي صحيح فاضلاب، افزودن کلر به ذخاير آب، شستن دستها پيش از غذا خوردن، پاستوريزاسيون شير و پختن کامل طيور و گوشت همه و همه مهم ميباشند شکل (1-39) [70].
شکل (1-39) تصوير ميکروسکوپي باکتري سالمونلا
1-13-4- سودوموناس آئروژينوزا
سودوموناس آئروژينوزا يک باکتري ميلهاي گرم منفي با اندازه (5/24/0) ميکرون است که معمولاً در محيط يافت ميشود. اين موجود زنده در خاک، آب و ديگر محيطهاي مرطوب يافت ميشود. آئروژينوزا يک پاتوژن (بيماريزا) فرصت طلب است. اين باکتري از سيستم ايمني ضعيف افراد سوء استفاده کرده و در آنها عفونت و سموم مضر براي بافتها ايجاد ميکند. سودوموناس آئروژينوزا سبب عفونتهاي مجاري ادراري، سيستم تنفسي، التهاب و آماس پوست، عفونتهاي بافتهاي نرم، باکتريمي (وجود باکتري در خون)، عفونتهاي استخوان ومفاصل، عفونتهاي معدهاي و روده اي و عفونتهاي سيستميک متنوع به ويژه در بيماران با سوختگيهاي شديد، بيماران مبتلا به سرطان و ايدز که سيستم ايمني آنها سرکوب شده است، مينمايد. سودوموناس آئروژينوزا غالبا نسبت به آنتي بيوتيکهاي معمول مقاومت ميکند، اما برخي انواع به جنتامايسين، توبرامايسين، کوليستين و آميکاسين پاسخ ميدهد. جنتامايسين و کربينيسيلين اغلب براي درمان آلودگيهاي شديد کاربرد دارند. چندين نوع واکسن هم مورد آزمايش قرار گرفتهاند اما هيچيک براي استفاده عمومي، به طور رايج در دسترس نيستند شکل (1-40) [70].
شکل (1- 40) تصوير ميکروسکوپي باکتري سودوموناس آئروژينوزا
1-13-5- کورينه باکتريوم رناله
باکتري ميله اي گرم مثبت ميباشد. کورينه باکتريوم رناله، باکتري ديفتري مانند نسبتاً درشتي است که بهصورت ميلههاي کوتاه و کلفتي ديده ميشود. اغلب يکي از دو انتهاي آن کمي متورم است. طول آن 3 تا 5 ميکرون و عرض آن 5/0 تا 7/0 ميکرون ميباشد. کورينه باکتريوم رناله مانند ساير کورينه باکتريومها فاقد حرکت و هاگ و بهشدت گرم مثبت است. همچنين وجود پيلي در اطراف باکتري موجب شده تا به وسيله ميکروسکوپ الکتروني قابل مشاهده باشد. اين باکتري در تمام محيطهاي عادي آزمايشگاه رشد ميکند. لفظ کورينه، بهمعني گرز از شکل ظاهري باسيل منشأ گرفته است. بهدليل اينکه يکي از طرفين باسيل يا دو طرف آن ممکن است متورم و شبيه گرز باشد. در حال حاضر 3 نوع کورينه باکتريوم رناله از نظر ايمني شناسي، شناسايي شده است که شامل کورينه باکتريوم رناله، پيلوزوم و سيستي تي ديس ميباشند. اين گونهها بهوسيله خواص بيوشيميايي قابل تفريق ميباشند. اين اجرام بيماريزا و فرصت طلب هستند و جايگاه طبيعي آنها دستگاه ادراري گاو و ساير دامهاي اهلي است و باعث بروز موارد تک گير تورم مثانه و پيلونفريت بالارونده ميگردند و از نظر وقوع بيماري، کورينه باکتريوم رناله مهمترين آنهاست. اين باکتري اثري بر گلبول قرمز خون ندارد. گزارشاتي مبني بر درمان موفقيت آميز عفونت هاي ناشي از گروه کورينه باکتريوم رناله با دوز بالاي پني سيلين وجود دارد. اگرچه عود بيماري معمول ميباشد، درمان در صورتيکه به موقع آغاز شوند، رضايت بخش خواهد بود. تأثير درمان بايد از طريق کشت نمونه ادرار مورد ارزيابي قرار گيرد شکل (1-41) [70].
شکل (1-41) تصوير ميکروسکوپي باکتري کورينه باکتريوم رناله با بزرگنمايي 10×
1-13-6- باکتريهاي گرم مثبت و گرم منفي
رنگ‌آميزي گِرم يکي از مهم‌ترين و متداولترين روش‌هاي رنگ‌آميزي در ميکروبشناسي است که اولين بار توسط کريستين گرم ابداع شد. دراين رنگ آميزي باکتري‌ها بر مبناي رنگ باکتري پس از رنگ آميزي به دودسته گرم مثبت و گرم منفي تقسيم مي‌شوند. رنگ باکتري پس از رنگ آميزي به توانايي حفظ رنگ اول و به عبارتي به ساختمان ديواره سلولي باکتري بستگي دارد. در رنگ آميزي گرم باکتري‌هاي گرم مثبت پس از رنگ آميزي به رنگ بنفش و باکتري‌هاي گرم منفي به رنگ قرمز مشاهده مي‌شوند. گرچه هر دو گروه يعني باکتري‌هاي گرم مثبت و منفي داراي ديواره مي‌باشند ولي فرق بين اين دو گروه مربوط به خواصي است که در ساختمان ديواره سلولي آنها وجود دارد. اساس ساختمان در ديواره سلولي باکتري‌هاي گرم مثبت يک لايه ضخيمي‌است از پپتيدوگليکان، ولي در باکتري‌هاي گرم منفي ضخامت آن به حداقل مي‌رسد[81].
1-14- قارچ
قارچها ارگانیسمهای هوازی اجباری یا اختیاری هستند و اکثراً بیماریزا هستند و زیستگاه طبیعی آن‌ها آب،خاک و بقایای مواد آلی است. عفونتهای قارچی را میکوزیس مینامند. قارچها به دو شکل اصلی مخمر و کپک رشد میکنند، رشد به صورت کپک از طریق پرگنههای چند سلولی رشتهای انجام میگیرد. مخمرها سلولهای منفرد کروی تا بیضوی شکل هستند که از طریق جوانه زدن تکثیر می‌یابند[70].
1-14-1- کانديدا آلبيکنز
کانديدا آلبيکنز که مهمترين گونه کانديدياهاست، سبب برفک دهان، واژينيت و کانديدياز مخاطي جلدي مزمن و نيز بيماريهاي ديگري ميشود. کانديدا آلبيکنز يک مخمر بيضوي داراي تنها يک جوانه است. اين قارچ جزئي از فلور طبيعي غشاهاي مخاطي دستگاه تنفس فوقاني، دستگاه گوارش و دستگاه تناسلي خانمهاست. اين قارچ از آنجايي که جزيي از فلور طبيعي بدن است، انتقال نمييابد. داروي انتخابي براي برفک دهاني-حلقي يا مروي، فلوکونازول است. درمان عفونتهاي پوستي شامل داروهاي ضد قارچ موضعي است نظير کلوتريمازول يا نيستاتين. کانديدياز جلدي- مخاطي را ميتوان با کتوکونازول کنترل کرد. برخي از عفونتهاي کانديديايي نظير برفک دهان را ميتوان با غرغره کردن نيستاتين يا کلوتريمازول خوراکي پيشگيري کرد شکل (1-42) [70].
شکل (1-42) تصوير ميکروسکوپي قارچ کانديدا البيکنز