می 6, 2021

شخصیت حضرت علی ع در دو منظومه علی نامه و خاوران نامه- قسمت ۷۰

اگر چند بر نفس خود فاسقم

 

 

به «لا تقنَطوا» همچنان واثقم
( ابن حسام، ۱۳۸۲: ۵۲ )

 

 

لاتقنَطوا برگرفته از آیۀ ۵۳ سورۀ زمر.«وَلاتَقنَطوا مِن رَحمَهِ الله ِ إنَّ الله َ یَغفُرَ الذُنوبَ جَمیعاً» «هرگز از رحمت خدا نا امید مباشید، البته خداهمۀ گناهان را خواهد بخشید.

 

 

 

 

 

 

 

در اوّل چو پاک آفریدی مرا زیک مشت خاک آفریدی مرا
(ابن حسام، ۱۳۸۲: ۵۲ )

 

مصراع دوم اشاره به آفرینش انسان از خاک است که در موارد متعدد در قرآن کریم آمده است از جملۀ، آیۀ ۲۶ سورۀ حجر: «وَلَقد خَلَقنا الانسانَ مِن صَلصالٍ مِن حَمَأ مَسنونِ» ( همانا انسان را از گل و لای سا ل خوردۀ تغییر یافته بیا فریدیم.
۴-۱۳- وجوه مطابقت با اسناد تاریخی
مثنوی خاوران نامه که مشتمل بر۲۲۵۰۰ بیت است و به طور کلی داستان هایی است خیالی و گرچه تمام این داستان ها به یک امر حقیقی که وجود حضرت علی (ع) باشد بر می گردد ولی هیچ گاه برای قهرمان اصلی این داستان چنین صحنه هایی که تاریخ گواه آن باشد پیش نیامده و این چنین جنگ هایی روی نداده است. سرزمین های مورد نظر در خاوران نامه نیز ناشناخته است و شاهانی که در آن مکان ها حکومت می کرده اند اشخاصی هستند کاملاً ساختگی و مجهول و حتی اسامی آنها نیز طوری انتخاب شده که به هیچ زبان و ملیتی شباهت ندارد، معلوم نیست که نویسنده ی نخستین که ابن حسام از او چنین یاد می کند:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

 

 

 

 

 

 

خردمند دانای تازی نژاد ز تازی زبانان چنین کرد یاد
(ابن حسام، ۱۳۸۲: ۹۲)

 

واین داستان های خیالی، زاییدۀ طبع خیال پرداز او بوده است، این صحنه های خیالی راچگونه آفریده و ابن حسام نیز آنها را با اندیشه ی خیال پرور خود با شاخ و برگ های تازه ای آراسته و نیروی خاصی بدان ها بخشیده است. کتاب خاوران نامه ی منثوری که اکنون به زبان پارسی در دست است در شمار کتاب هایی همچون حسین کرد و امیر ارسلان در دسترس است. خواستاران چنین آثاری، بعضی از اسامی خاوران نامۀ ابن حسام را دارد و برخی نیز با دگر گونی هایی در آن آمده است، شباهتی کما بیش با خاوران نامه دارد. با همه ی این احوال صحنه ها آن چنان خیالی و همراه با حوادث محیر العقول نقل شده است که خوانندۀ ساده دل نیز به مجهول بودن آنها پی می برد و گرچه از خواندن آنها لذّت می برد.
درین داستان ها عمروامیّه عیار معروف تازی، بازیگر بسیاری از صحنه هاست. از جایی که وی وارد صحنه می شود،بیشتر سخن از شب روی ها، عیاری ها و طراری های شگفت انگیز وی می رود. عمرو امیّه هر دم به شکلی در می آید و به زبان های گوناگون سخن می گوید و هر کس را که بخواهد از پهلوانان خصم بیهوش می کند و شبانگا ه سر وریشش را می تراشد و از هر جا که بخواهد داخل یا خارج می شود. هیچ چیز هرقدر بلند باشد، در برابر چابکی و گریز پایی وی مانعی نمی تواند بود. هر چه را می خواهد با بی پروایی می رباید.از سر جمشید شاه پادشاه خاور تاج می رباید. کسی را یارای برابری و پایداری در مقابل اونیست. همه ی لشگریان را تارو مار می کند. سرانجام جمشید شاه ناگزیر به وی باج می دهد تا از شرّش در امان بماند. همچنان خیال پردازی ها و صحنه آراییها در داستان اوج می گیرد. جاشنی دیو و جادو به صحنه ها افزوده می شود. قلعه های طلسم شده، دشت های جادو گردیده و چاهایی که تک آنها نا پیداست. در برخی از آنها هنگامی به ته چاه می رسند شهری نا پیدا کرانه ظاهر می شود و در داستان آمده است، درین چاه های شگفت انگیز شهری و سرزمینی و دشت و کوهی جادویی خود نمایی می کند. درین چاه ها جنگ و سپاهی از همه شگفت انگیز تر دریا و خورشیدی وجود دارد.
در باب شخصیت های خاوران نامه هم، همانند داستانهای آن، باید گفت که برخی همچون مالک اشتر، ابوالمحجن، عمروبن معدی کرب و عمروبن امیّه واقعیّت دارند که دلاوریها و نبرد آزمودگیهایشان در غزوات صدر اسلام، ورد زبان ها و آشنای گوش هاست، ولی پاره ای دیگر از شخصّیت های داستانی همچون عملاق، قر طاس، عبدوی و نیز مکان هایی همچون حصن ضمان و حصن ظفر و شهر زرّین، صرفاً ساخته ی ذهن شاعر است و تنها باید از دید حماسی بدانها نگریست، چرا که افسانه آمیزی و خیال انگیزی آمیزه ی جان حماسه است. مواجهه حضرت علی (ع) با قباد و تهماسب و صلصال حکایت از زمان شکنی دارد، زیرا این دو شخصیّت در زمان آن حضرت نمی زیستند و حضور حضرت علی در سرزمین های خاور (ایران، هند ) حکایت از بی مکانی است.
۴-۱۳-۱- شخصیت های تاریخی موجود در منظومۀ خاوران نامه
قباد) «قباد پادشاه ساسانی بود که دو بار بر تخت پادشاهی ایران نشست. بار نخست میان سال های ۴۶۹تا ۴۸۸ وبار دوم ۴۹۹ تا ۵۳ میلادی. وی جانشین بلاش و پسر پیروز یکم بود. قباد پسر فیروزین یزد گرد و پدر انوشیروان نوزدهمین از پادشاهان سلسله ساسانی، مزدک در دوران سلطنت وی دعوی نبوت آغازید ومذهب اباحت و اشتراک در میان آورد.» (طبری،۱۳۵۶: ج۳،۲۵۶)
جمشیدشاه )«جم از بزرگترین پادشاهان سلسله پیشدادی است وی پسر کوچک هوشنگ به شمار می رفت و پس از تهمورث به تخت نشست. مردم در روزگار جمشید آسوده خاطر بودند، به طوریکه بیماری و مرگ و گرسنگی و رشک و حسد در زمان وی وجود نداشت.»(همان: ج۳،۲۹۰)
صلصا ل شاه) «ساکنان بومی منطقه گیلان اعتقاد دارند که فردی به نام صلصال در این ناحیه حمکرانی می کرده و قلعه های بسیاری در کوهستان های مجاور ساخته است. دژ صلصال در ۱۵ کیلو متری شهر تالش قرار دارد. پژوهشگران عقیده دارند دژ صلصال یکی از قلعه های فرقه اسماعیلیه است، صلصال با املای ص در لغت به معنای گل خشکیده و خوشگوار است و برخی معتقدند که املای اصلی این قلعه صلصال است و در لغت به معنی آب خشک و خوشگوار است.» (همان: ج۳،۵۸۰ ) به عنوان مثال:
بزد نعره ای حیدر نامدار که صلصال را تیره شد روزگار
(ابن حسام،۱۳۸۲:۲۵۸ )
عمروبن معدی کرب ) «عمرو که خود یک شخصیّت تاریخی است که از سوی حضرت پیغمبر به عنوان رسالت نزد ملک حبشه نجاشی رفته و به دلیل چابکی و عیّاری برای کشتن ابو سفیان به مکه فرستاده شده است از دلاوران مشهور عرب است، شمشیری داشت به نام صمصامه. گاه و بی گاه داستان‌های دروغین از شجاعت های خود ذکر می کرد.» (همان: ج۳،۴۸۶ )
چوعمروبن معدی کرب مرد نیست به میدان جنگش هماورد نیست
(ابن حسام،۱۳۸۲:۶۸ )
عمروبن امیّه ) «نام ونسب او عمروبن امیه بن خویلد بن عبد مناه است از شجاعان مردم مکّه بود که در جنگ بدر و احد به کمک مشرکان مکّه با مسلمانان جنگید، ولی پس از باز گشت از جنگ احد مسلمان شد و از مکّه به مدینه هجرت کرد.» (همان: ج۳،۵۸۰ )
همانگاه عمروامیّه ز شهر بیاورد پیری ز پیرا ن دهر
(ابن حسام، ۱۳۸۲: ۱۸۶ )
ابوالمحجن ثقفی ) «سوار کاری توانا و از تکاوران قبیلۀ بنی ثقیف در شهر طائف بود. با آن که در سال نهم هجرت مسلمان شد ولی هیچ گاه باده نوشی را ترک نگفت. چند بار عمر وی را به جرم باده نوشی، تازیانه شرعی زد. در زمان عثمان سال ۲۸ هجرت در گذشت. در جنگ قادسیه در حالی که لشگریان سپاه اسلام در حال شکست می باشد، به علّت جراحت قادر نبود در جنگ شرکت کند
، روی تپّه کوچکی نشسته بود و از دور جنگ را نظاره می کرد.» (همان:ج۳،۱۲۸۶)
ابوالمحجن شیر دل را ندید شد آن شهر در چشم او نا پدید
( ابن حسام،۱۳۸۲: ۱۸۳ )
مالک اشتر )«از جنگاوران و یکی از شورش گران بر ضد عثمان و از حامیان علی بود وملقّب به الاشتر بود، وی بر اثر ضربه ی شمشیری در جنگ یرموک در سال ۱۵ هجری، ۶۳۶ میلادی از ناحیه ی چشم آسیب دیده و از این رو وی را اشتر می گفتند. مالک گرچه همیشه تسلیم محض علی نبود، امّا به عنوان وفادار ترین و لایق ترین یار علی مطرح بود. مرگ وی علی را بسیار ناراحت کرد و علی این ناراحتی را ابراز کرد و در دیدار خود باشیوخ قبیلۀ نخع مالک را مورد ستایش قرار داد.» ( همان :ج ۳، ۱۵۸۹)
روان کرد کشتی بر کوهسار که بود اندر او مالک نامدار
(ابن حسام،۱۳۸۲: ۲۵۰ )
منظومه ی حماسی علی نامه نیز همراه با افسانه ها و ماجرا های غیر واقعی است، امّا انصاف را که در قیاس با خاوران نامه ی ابن حسام در سدۀ نهم، بسیار واقع گرایانه تر است و بسیاری از مطالب آن با واقعّیت های تاریخی منطبق است.
۴-۱۳-۲- شخصیت های تاریخی موجود در منظومه ی علی نامه
دربارۀ شخصیّت های علی نامه نیز باید گفت که بخش اعظم این شخصّیت ها واقعیّت تاریخی دارند. شخصیّت هایی نظیر: «امام حسن (ع)، امام حسین (ع)، عباس بن علی (ع)، مالک اشتر، عمار، عبداله بن عباس، محمد بن ابو بکر محمد حنیفه، عثمان بن علی، عثمان بن حنیف، ابن عمار، ابراهیم بن مالک، اشعث بن قیس، قنبر، عبدالله بن حنیف، احنف بن قیس، جریر، شریح، امه سلمه و شهر بانو» و قهرمانان مخالف نیز عبارتند از «برخی خلفا، معاویه، عمرو بن عاص،مروان، مغیره، ولید بن عتبه، ابو هریره، ابو موسی اشعری، سعد وقاص، عبدالرحمن بن عوف، خالد، عایشه، طلحه، زبیر، مصعب بن زبیر، ابن طلحه، امیر یمن،عبد الله عامری، عوف بن نصر یا نصربن عوف، عبد الله عمر سراقه، قعقاع، کرنپ یا کریب، ابن خدیج، مسلمه، عبید الله بن فضل، ابن خالد و یزید بن معاویه» و پر کاربرد ترین نام در این منظومه نام های مختلف امیر المؤمنین (ع) چون علی و حیدر است. پس از آن نام پیامبر (ص) به کرّات دیده می شود که عمدتاً در مواردی است که گفته ای از ایشان نقل می شود یا چیزی به آن حضرت منسوب می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *