نوامبر 30, 2020

ظاهر و باطن گناه در قرآن و کلام اهل بیت- قسمت ۱۳

۱۱-۵- و سوء الخلق: بد اخلاقى نمودن
۱۱-۶- وقلّه الصّبر: کم صبرى و بى صبرى
۱۱-۷- و استعمال الضجر و الکسل: یعنی تنبلى و کسالت را پیشه قرار دادن.
۱۱-۸- و الاستهانه باهل الدّین:‌اهانت کردن و تحقیر نمودن به دینداران بخاطر دینشان.
۱۲) والذّنوب الّتى تردّ الدّعا:‌گناهانى که دعا را رد مى‌کنند عبارتند از:
۱۲-۱- بد نیّتى (سوء النیّه) بد نیّتى و نیّت‌هاى غیر الهى
۱۲-۲- بد باطن بودن (و خبث السّریره) بد بودن باطن و اینکه انسان خیرخواه مردم نباشد حالت حسودى و یا خوشحالى از گرفتارى مردم داشته باشد.
۱۲-۳- نفاق (والنّفاق مع الاخوان) یعنی دو رویی با برادران دینی
۱۲-۴- یقین به اجابت نداشتن (و ترک التصدیق بالاجابه) تصدیق به اجابت الهى را ترک کند و باور و یقین به اجابت دعا نداشتن موجب عدم استجابت دعا است. در حدیث است باید آنچنان یقین به اجابت داشته باشیم که گویا حاجات ما همین الآن آماده است و به سرعت برآورده مى شود.
۱۲-۵- تأخیر نماز‌های واجب (و تأخیر الصّلوات المفروضات حتّى تذهب اوقاتها) تأخیر‌انداختن نماز از وقتش تا وقت آن بگذرد توجّه دارید که ترک نماز عامل کم شدن روزى هم هست این مانعى ندارد که یک گناه چند اثر داشته باشد.
۱۲-۶- ترک صدقه (و ترک التّقرب الى اللّه عزّ و جلّ بالبرّ و الصَّدَقه) ترک تقرّب بخداوند عزّوجلّبا ندادن صدقه وعدم انجام کار نیک.
۱۲-۷- بد زبانی (واستعمال البذاء و الفحش فى القول) تحقیر کردن با کلام و ناسزا گفتن.
۱۳) والذّنوب الّتى تحبس غیث السّماء: گناهانى که مانع باریدن باران مى شود عبارتند از:
۱۳-۱- جور الحکّام فى القضاء: جور و ستم حاکمان و قضات در قضاوت و داورى.
شهادت ناحق و شهاده الزّور: یعنی شهادت ناحق دادن.
۱۳-۲- و کتمان الشهاده: کتمان نمودن شهادت حق
۱۳-۳- و منع الزّکاه و القرض و الماعون: منع زکات و قرض به دیگران، و منع کمک به زلزله زدگان .
۱۳-۴- و قساوه القلب على اهل الفقر و الفاقه: بى رحمى به نیازمندان؛ بى رحمى بر کسانى که فقیرند .
۱۳-۵-و ظلم الیتیم و الارمله: ستم بر یتیمان و بیوه زنان
۱۳-۶- و انتهار السائل و ردّه باللیل: ناامید کردن گدا از در خانه و ردّ او را دست خالى در شب.(شیخ صدوق، ۱۳۷۹: ۲۶۹تا۲۷۱)
در جمع بندی و نتیجه گیری و تحلیل حدیث مذکور می‌توان گفت امام مجموعه‌ای سیزده گانه از گناهان کوچک و بزرگ و بدی‌ها و گناهان اخلاقی ظاهری و باطنی را یک جا جمع آوری کرده‌اند که برخی از آنها گناه فقهی نیست. اما همه آنها به نوعی به سوء سریره و اعتقادات ناقص و شاکله ناپسند فرد بر می‌گردد. از آن لحاظ که قرآن کریم می‌فرماید:«مَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّه خَیراً یَرَه وَ مَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّه شَرّاً یَرَه» (زلزال/۷و۸)؛ پس حتی مواردی را که ترک اولی یا انجام مکروه است نیز از آنجا که بی تأثیر نیست امام ذکر کرده‌اند. در حقیقت امام در صدد استقصای افعالی سوء با آثار مشترک سوء بوده‌اند اعم از این که نتیجه آن عذابی در دنیا یا آخرت، کم یا زیاد و کوچک یا بزرگ بوده باشد. بنا بر این نکته قابل توجه در این حدیث آن است که مفهوم گناه در حدیث مذکور به نحوی توسع دارد که شامل هر کاری (ولو از جنس اعتقاد یا اخلاق) که متضمن شری و لو کوچک باشد می‌شود و طبعا همه آنها از آن نظر که شر هستند کمابیش دارای آثار سوئی خواهند بود و از جهتی گناه‌اند.
۲-۷) تقسیم مراحل گناه با توجه به مراحل تقوا
قرآن کریم فجور را در مقابل تقوا قرار داده است:«وَ نَفسٍ وَ ما سَوّیها فَاَلهَمَها فُجوُرَها وَ تَقوَیها» (الشمس/۷و۸). در جای دیگر تقوا مقابل اثم قرار داده شده:« وَ إِذا قیلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتهُ العِزَّه بِالإِثمِ فَحَسبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئسَ المِهاد». (بقره/۲۰۶) قرآن کریم کسب تقوا را برای همه مسلمانان لازم می‌داند:«وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیرَ الزَّادِ التَّقوَى وَاتَّقُونِ یا أُولِی الأَلبَابِ» (البقره/۱۹۷)
حضرت امیرمؤمنان علی فرمودند:«اَلمُتَّقی مَنِ التَّقی الذُّنُوبَ»:« با تقوا کسی است که از گناهان پرهیز کند» (محمدی ریشهری، ۱۴۱۶: ۴، ۳۶۳۸). پس تقوا و مراحل آن در مقابل مراحل گناه قرار می‌گیرد و با شناخت مراحل تقوا می‌توان مراحل گناه را شناخت.
معنای تقوا
از لحاظ لغوی تقوا،‌ اسم است از مصدر اتقاء و به معنی، محفوظ داشتنِ خود و پرهیز کردن است. در شریعت و دین تقوا یعنی، خود نگهداری از گناه و آنچه که به گناه می انجامد و این تقوا به ترک مانع تعبیر می‌شود که با ترک نمودن حتی بعضی از مباحات که گناه هم ندارند کامل و تمام می‌شود. (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲:۴۸۰) تقوا به معنای اتقاء و پرهیزکاری و اتخاذ وقایت است. (کلینی، ۱۳۶۵:‌۳، ۸۷) یعنی ملکه‌ای نفسانی در شخص ایجاد شود که بتواند خود را از مقدمات گناه حفظ کند که در نتیجه می‌تواند خود را از انجام گناه حفظ کند و از انجام گناه محفوظ خواهد بود.
علامه طباطبایی در بیان معنای اصطلاحی تقوا می‌گوید:«تقوا در احادیث به ورع و پرهیز از حرام‌های ‎خدا تفسیرشده. با درنظر گرفتن‎ اینکه تقوا هم ‎به واجبات ‎ارتباط‎ دارد و هم ‎به محرمات ‎لاجرم عبارت‎ می‎شود از:اجتناب از ترک ‎واجبات‎ و اجتناب از انجام‎ دادن محرمات. » (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱۹، ص ۳۷۵)
برخی از مفسرین تقوا را یک نیروی کنترل درونی دانسته‌اند که انسان را در برابر طغیان شهوات، حفظ می‌کند و در واقع نقش ترمز نیرومندی را دارد که ماشین وجود انسان را در پرتگاهها حفظ و از تندرویهای خطرناک باز می‌دارد. (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴:‌ ۱، ۷۹) « حقیقت تقوا همان احساس مسئولیت درونی است و تا این احساس مسئولیت نباشد انسان به دنبال هیچ برنامه سازنده‌ای حرکت نمی‌کند. » (همان: ۱۷، ۱۸۸)
مولای متقیان علی نیز نقش تقوا را در کنترل انسان و جلوگیری از تندروی و کندروی در تمثیلی زیبا چنین بیان فرموده‌اند: « الا و ان الخطایاخیل شمس حمل علیهااهلها و خلعت لجمها فتحقمتبهم فی‎النار الا و ان التقوی‎ مطایا ذلل‎ حمل علیهااهلهاواعطواازمتهافاوردتهما الجنّه»
«آگاه ‎باشید گناهان‎ و خطا یا همچون‎ مرکب‎های ‎سرکش ‎و لجام ‎گسیخته‎ای ‎هستند که‎ خطاکاران ‎برآن ‎سوارند وآنهارادرقعر دوزخ ‎سرنگون‎خواهندساخت. آگاه باشید! تقوا همانند مرکب‌های راهوار و آرامی است که صاحبانش برآنهاسوارندو زمامشان‎را بدست‎دارندو تا ‎بهشت‎آنان‎راپیش‎می‌برند»
(نهج البلاغه، ۱۴۱۲: ۱، ۴۸)
همانطور که در کلام امیرالمؤمنین علی آمده است از خطاکاری و بی تقوایی به عنوان اسب چموش و افسار گسیخته و از باتقوایی به عنوان اسب رام و دارای افسار یاد شده است. همانگونه که مهار اسب در تندروی یا کندروی حیوان نقش اساسی را ایفا می‌کند تقوا نیز به عنوان مهمترین عامل کنترل کننده انسان در افراط و تفریط‌ها بوده و راهی برای حرکت در مسیر حدود الهی و رسیدن به سعادت و فلاح می‌باشد.
از آنچه درباره تقوا گفته شد می‌توان نتیجه گرفت، در واقع تقوا یک حالت تعادل در انسان ایجاد می‌کند که فرد مؤمن در جای خود کاملاً مراقب باشد، و در عمل نه افراط کند و نه تفریط یعنی از همه گناهان پرهیز نماید. بنا بر این تقوى همان احساس مسؤلیت و تعهدى است که به دنبال رسوخ ایمان در قلب بر وجود انسان حاکم مى شود و او را از فجور و گناه باز مى دارد، به نیکى و پاکى و عدالت دعوت مى‌کند و فکر و نیت او را از آلودگیها مى شوید و اعمال آدمى را برای خدا خالص می‌کند. هنگامى‌که به ریشه لغوى این کلمه باز مى گردیم نیز به همین نتیجه مى رسیم، زیرا تقوى از “وقایه” به معنى کوشش در حفظ و نگهدارى چیزى است، و منظور در این گونه موارد نگهدارى جسم و جان و روح از هر گونه آلودگى، و متمرکز ساختن نیروها در امورى است که رضاى خدا در آن است. اهمیت موضوع تقوا و نقش آن در شناخت گناه و فاصله گرفتن از آن اقتضا می‌کند به بحث مفصل تری در باره تقوا بپردازیم.
مراحل تقوا
قران کریم می‌فرماید« یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اِتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقاتِهِ» (آل عمران/۱۰۲) که روشن می‌کند تقوا لااقل دو مرتبه دارد یکی:‌تقوای عادی” و یکی “حق تقوا”. و همچنین در آیه دیگر می‌فرماید: «فَاتَّقُوا اللهَ مَا استَطَعتُم… »:« هر چه توان دارید تقوای الاهی پیشه کنید» و از تعبیر “أتقی”در آیه شریفه:‌«اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَاللهِ اَتقیکُم»:«هر آینه گرامى‏ترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شما است. » (حجرات/۱۳) روشن می‌شود که تقوا دارای مراتبی است که به توان روحی و معنوی و جسمی‌فرد مربوط می‌شود.
بنا براین تقوا لا اقل به دو دسته کلی تقوای عام و تقوای خاص قابل تقسیم است.
۱ -پرهیز از هر گونه گناه، اعم از ترک واجب و فعل معصیت.

نوشته ای دیگر :
مطالعۀ نقش آموزش پیش دبستانی در تحول شناختی دانش آموزان پایۀ اول ابتدایی- ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.