دانلود پایان نامه

تعریف (شناساندن) لقطه واجب است، در سنت و راه روشن. تا جایی که درباره لقطه آمده که آن را «بشناسان» و در حدیث دیگری آمد: «جایگاهی برای ضاله نیست مگر نزد گم کننده آن» و دانشمندان کسی که شیء را پیدا کند و آن را نشناسد يابنده می نامند. و همچنین تعریف وسیلهای است برای رساندن لقطه به سوی مالکش می باشد زیرا که تعریف او را راهنمایی می کند به جایی که شیء گمشده را می تواند از ملتقط بگیرد. (للشوکانی، 1973 هـ ، ج5، ص337)
تعریف دارای احکام زیر می باشد:
1-مدت شناساندن
مدت زمان شناساندن براي شي پيدا شده همان اصلي است كه از عمرو علي و ابن عباسي و به گفته ابن ايمسب و السعي و ساير فقيهان مصري از حنفي ها و حنابله و شافعي و ديگران روايت شده است . تا اينكه صاحب كتاب ( المغني ) گفته است در آن مخالفتي نمي بينم و دليل آن سخن زيد بن خالد است كه در آن پيامبر از او خواسته بوده كه شي پيدا شده را يكسان بشناساند .
و هنگامي كه اصل شناساندن يكسان باشد پس براي اين اصل نزد فقيهان استثناء هايي وجود دارد.
الف: آن را در سه روز اولي بشناساند و اين از سخنان علي بن مدة است و شافعي گفته است كه شي را در مدت زمان كه حدس مي زند صاحب آن پيدا شود بشناساند و بيشتر از آن نياز به طولاني كردن ندارد .ب: در نزد حنفي ها هنگامي كه شي داراي ارزش كمتر از 56/ درهم باشد شناساندن روزانه توسط يابنده تا آنجا كه براي وي امكان پذير باشد صورت بگيرد.
2-زمان تعریف
مدت زمان تعریف یک سال می باشد. (حنابله، شافعی، شیعه، مالکی، شافعی، همه موافقند)
که این یک اصل است که همانا بر این اصل استثناء اتي در نزد بعضی از فقیهان وجود دارد از جمله:
1 – زمانی که تعریف در 3 روز ممکن باشد و شافعی گفته اند که تعریف مال در مدتی که حدس زده می شود و بعد از آن میسر می شود معمولاً طولانی نمی شود. (المراجع السابقه فی هامش)
2 – در نزد حنفی ها، هنگامی که برای شیء پیدا شدن ارزش آن کمتر از 10 درهم باشد، تعریف و معرفی کردن آن در طول روزها با توجه به توانایی ملتقط صورت می گیرد. از حسن بن زیاد که از پدران حنیفه است، روایت است که همانا گفته است اگر ارزش آن 100 درهم باشد، یک سال باید معرفی شود و اگر ارزش آن 10 درهم باشد، مدت تعریف یک ماه می باشد و اگر ارزش آن 3 درهم باشد، در وقت جمعه تعریف می شود. صاحب کتاب المبسوط گفته: گاهی ارزش شیء به اندازه ای کم است که حدس و گمان می رود که اگر صاحبش پیدا شد آن را نخواهد. (المبسوط، المراجع السابقه فی هامش)
3 – در نزد مالکی برای شناساندن دینار که ارزش آن از درهم کمتر است، تعریف در یک روز تا جایی که گمان رود که صاحب آن را ترک کرده، بر آن غلبه می کند.
4 – هر چیزی که ترس فاسد شدن بر آن می رود، مانند میوه و سبزیجات که در تعریف آن باید تا جایی پیش برود که ترس فاسد شدن آن نرود. و این عاقلانه است زیرا هدف که رساندن شیء پیدا شده به صاحبش است با تعریف یا منتشر کردن خبر می شود پس واجب است که زمان زیاد طولانی نباشد که شیء فاسد شود. زیرا با فاسد شدن، استفاده مالک از آن میسر نمی شود و تعریف بی فایده می ماند.
حنابله می گویند: زمان مناسب تعریف روزميباشد زیرا در روز بر خلاف شب، مردم جمع هستند و تعریف باید در همان روزی باشد که شیء را پیدا کرده و در هفته اول روزی یک بار معرفی شود سپس بعد از آن معرفی متوالی واجب نیست و همچنان هفته ای یک بار تا یک ماه و بعد ماهی یک مرتبه تا پایان سال ادامه پیدا کند. در نزد شافعی در هفته اول در طول تمامی روزها روزی دو مرتبه تعریف می کند، تا آخر هفته و سپس تا یک هفته روزی یک مرتبه و بعد از آن ماهی یک مرتبه تعریف می کند تا پایان سال. (ابن قدامه، بیتا، ج5، ص631)
در واقع این حد و مرزهای تلاش در این زمینه می باشد. و این سخن که عمل تعریف را در وقت های مناسب و با تکرار به اندازه ای که به هدف و مقصد که همان تعریف و منتشر کردن خبر شیء پیدا شده در میان مردم می باشد تا جایی که به گوش صاحبش برسد را امکان پذیر می نماید. (الرملی،1404ه 1984م ،- ج5، ص436)
آیا در تعریف عجله و شتاب مجاز می باشد یا تأخیر؟
گروهی گفته اند تأخیر وجود دارد که قول ارجح عدم جواز در تأخیر است (الرملی، المراجع السابق، ج5، ص437). که در مدت آن اختلاف زیادی وجود دارد که تعریف در سال اول در صورت امکان باید انجام گیرد، مگر که عذر یا بهانه ای مثل مریضی یا شبیه به آن داشته باشد که در این صورت بر اوست که در سال دوم عمل تعریف را انجام دهد. (البهوتي حنبلی، 1418 هـ 1997م، ج2، ص426)
چه کسی مسئول تعریف می باشد؟
تعریف به وسیله ملتقط یا نائب او صورت می پذیرد و شرایطی که فرد تعریف کننده باید داشته باشد:
عاقل بودن
صحیح تعریف کردن
تعریف توسط شخص بی بندوبار در نزد شافعی ها به شمار نمی آید، بلکه واجب می دانند که آن شخص عادل باشد.
شناساندن توسط فرد دیوانه و یا کودک به حساب نمی آید. به همین دلیل اگر کودک یا دیوانه با حضور سرپرست او تعریف صورت گیرد در نزد شافعی صحیح می باشد. (مرداوی ، 1418ه ، ج6، ص426)
در نزد حنابله، به دلیل اینکه کودک عاقلانه تفکر می کند، پس مقصود و هدف حاصل می شود، پذیرفته می شود. (ابن قدامه، بیتا، ج5، ص426)
3-کمک و یاری در تعریف
ملتقط در تعریف می تواند از دیگری کمک بگیرد و این در نزد حنابله آشکار است و در نزد شافعی ملتقط نمی تواند در تعریف از کسی کمک بگیرد. زیرا از اهداف ملتقط حفظ مال است برای صاحبش و اینکه قاضی آن را به عنوان قرض یا امانت در بیت المال قرار دهد یا قاضی به ملتقط دستور بدهد که آن را به صاحبش بازگرداند یا آن را بفروشد یا قسمتی از آن را برای تعریف خرج کند و هنگامی که تعریف انجام گیرد و سپس در آن تملک جوید و صاحب آن پیدا نشود. در این صورت قاضی می تواند دستور دهد که برای تعریف آن کمک بگیرد. هنگامی که ملتقط دیوانه یا کودک باشد، پس مسئول تعریف همان کسی است که در موارد قبل ذکر کردیم. در تعریف نمی توان از دارائی کسی که مسئول آن است استفاده نمود و به او واجب است که به دستور قاضی برای فروش قسمتی از آن برای یاری رساندن در امر تعریف اقدام نمود. و یا اینکه برای این هدف چیزی را از کسی به حساب صاحب مال قرض بگیرد. (ابن قدامه، بیتا، ج5، ص632)