دانلود پایان نامه
شکل (1-33)
در سال 2012 سينگ وهمکاران سنتز کمپلکسهاي فلزات واسطه با ليگاندهاي باز شيف مشتق شده از 2-نيترو بنزالدهيد با گليسين و متيونين را انجام دادند. با توجه به مطالعات طيفي مشخص شد که ليگاندها به صورت دو دندانه عمل ميکنند و از طريق نيتروژن آزومتين و اکسيژن کربوکسيلات به فلزات کئوردينه ميشوند. خاصيت ضد باکتريايي ليگاندها و کمپلکسهاي سنتز شده بررسي شد و مشخص شد اين خاصيت در کمپلکسها نسبت به ليگاند به طور قابل توجهي بيشتر است شکل (1-34) [49].
شکل (1- 34)
در سال 2012 کي پور و همکاران سنتز و شناسايي و خواص بيولوژيکي کمپلکسهاي باز شيف تک هستهاي مس(II)، نيکل(II)، کبالت(II)، روي(II) و کادميم(II) شش دندانهاي مشتق شده از ساليسالدهيد را انجام دادند. در اين کمپلکسها نسبت ليگاند به فلز 1:1 ميباشد. با توجه به نتايج هدايت سنجي ترکيبات غير الکتروليت هستند. ساختار کمپلکسهاي روي و کبالت با توجه به کريستالوگرافي اشعه ايکس به صورت تتراهدرال است. طيف الکتروني کمپلکسهاي نيکل و مس ساختار مسطح مربع را پيشنهاد ميکند شکل (1-35) [50].
شکل (1- 35)
در سال 2012 طي پژوهشي آذرکيش و همکاران کمپلکسهاي باز شيف 3 دندانه را با فلزات نيکل(II)، مس(II) و روي(II) سنتز نمودند. ليگاند باز شيف از طريق ONOبه فلز مرکزي کئوردينه ميشود. تجزيه گرمايي کمپلکسها با استفاده از وزن سنجي حرارتي انجام شد. خواص ضد باکتريايي قابل توجه ترکيبات نيز در اين پژوهش ارزيابي گرديد شکل (1-36) [51].
شکل (1-36)
1-16- ولتامتري چرخهاي
ولتامتري چرخهاي به عنوان روشي عمومي و سريع براي تجزيههاي کمي و کيفي است و از اين روش به عنوان ابزار مهمي براي مطالعه مکانيسم و سرعت فرآيندهاي اکسايشي- کاهشي به خصوص در سيستمهاي آلي و آلي فلزي به وفور استفاده ميشود و داراي بيشترين کاربرد در دريافت اطلاعات کيفي دربارۀ واکنشهاي الکتروشيميايي ميباشد[80]. به دليل اين قابليتها در دو دهه اخير روش‌هاي روبش پتانسيل ولتامتري چرخهاي تقريباً هميشه به عنوان يک روش مفيد براي سيستم‌هايي که اولين بار مطالعه ميشوند، به کار رفته است. اغلب ولتاموگرامهاي چرخه اي حضور محصولات واسطه را در واکنشهاي اکسايش-کاهش مشخص ميسازند.
ولتاموگرام سيستمي است که در آن فرآيند انتقال الکترون آني نميباشد وتفاوت در پتانسيل پيک‌هاي کاتدي و آندي مقياسي از سرعتهاي نسبي واکنشهاي کاهشي و اکسايشي در اختيار مي‌گذارد. رسم نمودار جريان در الکترود کار بر اساس ولتاژ اعمالي ايجاد ولتاموگرام چرخهاي ميکند.
ولتامتري چرخهاي شايد موثرترين و متنوعترين تکنيک الکتروشيميايي در دسترس براي مطالعه مکانيکي سيستمهاي اکسايشي است که قادر به اسکن سريع پتانسيل الکترود جهت جستجوي زوج اکسايشي ميباشد. زوج اکسايشي توسط پتانسيل پيکهاي ولتامتري چرخهاي و از تغييرات ايجاد شده در سرعت اسکن قابل تشخيص است.
در ولتامتري چرخهاي پتانسيل بين الکترود مرجع و الکترود کار اعمال ميشود و جريان بين الکترود کار و شمارنده اندازهگيري ميشود. دادهها به صورت جريان بر اساس پتانسيل رسم ميشوند و اسکن رو به جلو ايجاد پيک جريان براي هر آناليت ميکند که در حين اسکن پتانسيل کاهيده يا اکسيده ميشود( بسته به جهت اسکن اوليه). همانطور که پتانسيل به پتانسيل کاهشي آناليت نزديک ميشود جريان افزايش خواهد يافت و سپس در حاليکه سطح الکترود از آناليت نزديک آن تهي مي‌شود، کاهش مييابد.
برای یک واکنش الکترودی برگشت پذیر، جریان های پیکهای آندی و کاتدی تقریباً مساویاند ولی با علامت مخالف به عبارتی معمولاً برابر یک میباشد. با توجه به میزان جدایی دماغهها و اختلاف در پتانسیلهای پیک که برای فرآیندهای برگشتپذیر یا نرنستی معادل میلیولت است و در آن n تعداد الکترونهای درگیر در نیم واکنش است، به حدود برگشتپذیری میتوان پیبرد. نزدیکی پتانسیل دماغههای آندی وکاتدی در ولتاموگرام (شکل ب) فرآیند برگشتپذیر و دور شدن پتانسیل دماغهها، نشانه دور شدن از برگشتپذیری و قرار گرفتن در ردیف واکنشهای شبه برگشت‌پذیر میباشد (شکل ج) و بالاخره، عدم مشاهده دماغه برگشت (شکل د) بیانگر برگشت ‌ناپذیری فرآیند الکترودی میباشد(شکل 1-37).
شکل(1-37)
جفت اکسايشي که در آن هر دو گونه به طور سريع الکترون با الکترود کار مبادله ميکنند به عنوان جفت برگشت پذير الکتروشيميايي در نظر گرفته ميشوند. اگر جفت کاهشي برگشت پذير باشد، پيک اکسيد شکل مشابه پيک کاهشي خواهد داشت در نتيجه اطلاع دربارهي پتانسيل کاهش و سرعتهاي واکنش الکتروشيميايي ترکيبات بدست ميآيد. نمودار جريان – پتانسيل يا ولتاموگرام که شامل پيک کاتدي و آندي ميباشد با واکنش زير در ارتباط است: O + ne
اين واکنش وقتي که از لحاظ ترموديناميکي و سينتيکي مطلوب باشد در يک ناحيه پتانسيلي رخ خواهد داد که باعث انتقال الکترون شده و کاهش الکتروشيميايي گونههاي فعال در سطح الکترود را باعث ميشود. در لحظه صفر جرياني وجود ندارد با منفي شدن پتانسيل، کاهش گونه فعال الکتروني در سطح الکترود صورت گرفته و به تناسب آن شدت جريان افزايش مييابد تا به مقدار حد برسد. در آن صورت تمام لايه نفوذ تخليه شده و سپس جريان از محلول به سطح الکترود تحت کنترل نفوذ انتقال جرم در ميآيد. اگر پتانسيل منفي شوند بلافاصله جهت جريان عکس ميشود و با همان سرعت رفت در جهت عکس پيمايش ميشود[83-81].
1-17- آناليز حرارتي
آناليز حرارتي روشي براي بدست آوردن اطلاعات كيفي و كمّي در مورد تأثير حرارت بر انواع مختلف مواد، از جمله تركيبات شيميايي، پليمرها (لاستيك، پلاستيك و كامپوزيت)، سراميك‏ها، آلياژها، مواد معدني، غذا و دارو است. آناليز حرارتي، گروهي از روش‏هاي تجزيه و تحليل حرارتي است كه در آن خواص فيزيكي يك ماده و يا محصولات واكنش آن بعنوان تابعي از دما در شرايطي كه ماده تحت يك برنامة دمايي كنترل شده قرار دارد، اندازه‏گيري مي‏شود و عبارتند از: تجزيه گرمايي تفاضلي(DTA) ، گرماسنجي پويشي تفاضلي(DSC)، گرماوزن‏سنجي(TGA) ،تجزيه گرما مكانيكي(TMA) ، تجزيه آزادسازي گاز (جهت تعيين ماهيت يا مقدار محصولات فرار) (EGA)، تجزيه گرمايي ديناميك-مكانيكي (DMTA)
اين روش‏هاي آناليز گرمايي، تكنيك‏هايي هستند كه تغيير برخي از خواص مواد را ضمن اعمال يك برنامه دمايي مشخص بررسي مي‏كنند. اين برنامة دمايي مي‏تواند، ديناميك باشد كه در آن نمونه با سرعت ثابتي در محدودة دمايي مورد نياز، گرم يا سرد ‏شود، همچنين مي‏تواند شامل ثبات دما در مقداري از پيش تعيين شده باشد و تغييراتي را كه در محدودة زماني مشخص اتفاق مي‏افتد، بررسي نمايد. روش‏هاي آناليز حرارتي به تنهايي در تشخيص و شناسايي مواد مؤثر نيستند اما به شناسايي كمك مي‏كنند. در صورت كوپل شدن دستگاه‏هاي آناليز حرارتي با دستگاه‏هاي اسپكترومتر جرمي (MS) و اسپكتروسكوپي (FTIR)، مي‏توانند اطلاعات بسيار مفيدي از نمونه در اختيار بگذارند.
1-17-1- تجزية گرمايي تفاضلي (DTA)
شناخته شده‏ترين روش تجزيه گرمايي، تجزيه گرمايي تفاضلي است. وقتي نمونه‏اي با سرعت ثابت گرم مي‏شود، سرعت افزايش دماي نمونه، با تغيير حرارتي بوجود آمده در نمونه، تغيير مي‏كند. اگر يك مادة بي‏اثر (معمولاً آلومينيوم نوع α ) بعنوان مرجع بكار رود، بين اين دو، اختلاف دما بوجود مي‏آيد. اين اختلاف دما به شكل پيك گرماگير، گرمازا يا جابجايي خط پايه معادل با مقدار تغيير گرمايي نمونه ظاهر مي‏شود. معمولاً آشكارسازي اين اختلاف دمايي بوسيلة ترموكوپل انجام مي‏شود و حساسيّت آن بسيار زياد است.
1-17-2- گرما وزن سنجي (TGA)
گرما وزن سنجي براي اندازه‏گيري جرم نمونه بعنوان تابعي از دما بكار مي‏رود. اندازه‏گيري پيوسته افت وزني در اثر تجزيه يا از دست دادن آب و افزايش وزن بدليل جذب يا اكسيد شدن با استفاده از اين دستگاه انجام مي‏شود. حساسيت آشكارسازي ترازوي گرمايي بسيار بالاست، بنابراين TGAتغييرات وزن ماده را بصورت كمّي اندازه‏گيري مي‏كند.كاربردهاي دستگاه گرما‏وزن‏سنج يا TGA عبارتنداز:
ـ بررسي فرآيندهاي جذب (واجذب)
– تخريب