فرآیند تصمیم گیری و برنامه ریزی توسعه

دیدگاه لانسینگ و مولر در بررسی عوامل مهجرت از بیجار بسیار مفید است چرا که به چند عامل مهم اشاره دارد که برای شهرستان بیجار صادق است،مردم بیجار به دلیل نبود امکانات رفاهی ، پزشکی و اموزشی همواره از این شهر ذفع می شوندو جاذبه های شهر های دیگر مثل خدمات پزشکی مناسب ،دسترسی به راه آهن و فرودگاه و دانشگاه های دولتی باعث جذب ساکنین بیجار می شود و از طرفی هم فاصله ی کم اجتماعی فرهنگی و اجتماعی ونزدیکی فیزیکی به شهر های همدان و زنجان و سهولت ارتباط با استان تهران با عث جذب جمعیت به سوی این شهر ها شده است.قومیت ترک به دلیل همزبانی و تشابه بالای فرهنگی غالبا جذب زنجان می شوند و کردها هم همدان وتهران را به دلیل هم مذهب بودن وشبکه های مهاجرت ترجیح میدهند این شهر ها را مقصد مهاجرتی خود انتخاب کنند.
2-4پیشینه ی تجربی:
در این بخش مروری بر تحقیقات انجام شده در زمینه ی موضوع مورد تحقیق خواهیم داشت.
به دلیل فراگیر بودن پدیده ی مهاجرت مطالعات گسترده ای پیرامون آن انجام شده است و هر یک از پژوهشگران و سازمان ها بر اساس اهداف و دیدگاه های خود به آن پرداخته اند. این پژوهش ها در مناطق مختلفی راجع به مهاجرت انجام شده و با توجه به شرایط موجود در منطقه ی تحت مطالعه به نتایجی دست یافته اند .
تحقیقات پیشین در زمینه ی موضوع مورد نظر می تواند منبع با ارزشی در هدایت تحقیق و معرفی نظریه هایی برای آزمون وتفسیر های احتمالی از مشاهدات باشند(دواس ،1383 :33).
با توجه به این نکات و تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد تاکنون تحقیق در مورد موضوع مورد مطالعه در شهرستان بیجار به صورت علمی و منسجم صورت نگرفته است
از جمله مطالعاتی که در زمینه ی مهاجرت صورت گرفته شامل :
2-5-1مطالعات داخلی
نصیری در مقاله ای با عنوان«تحلیلی بر دلایل مهاجرفرستی شهرهای کوچک،مطالعه ی موردی شهر قیدار»به علل مهاجر فرستی شهر های کوچک پرداخته.و از دیدگاه جاذبه و دافعه یبرای تبیین مهاجرت بهره گرفته. و با اجرای یک پیمایش به در میان مهاجرین قیداری ساکن در شهر زنجان علل مهاجرت را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده که گرچه شاخص های اقتصادی در ایجاد انگیزه ی مهاجرت از شهر قیدار موثر است اما بی تردید بین فرآیند تصمیم گیری برای مهاجرت و متغیر های تاثیر گذار دیگر نظیر کمبود مکانی فضائی خدمات شهری ،کیفیت زندگی در شهر مبداءتاثیر عملکرد مدیریت شهری ،عوامل جاذبه در مرکز استان ،اعتقادات هنجاری و شاخص های تبعی و مهاجر فرستی از شهر قیدار رابطه وجود دارد .وی به منظور کاهش مهاجر فرستی و کمک به جذب و نگه داشت جمعیت پیشنهادات زیر را بیان کرده:
-تمرکز زدایی امکانات وخدمات از مرکز استان به منظور از بین بردن دلایل و زمینه های مهاجر فرستی
-کنترل شهر های بزرگ وهدایت سرمایه گذاری به سمت شهر های کوچکتر
-ایجاد تعادل بین شهرهای بزرگ وکوچکدر استان ها درجهت متعادل کردن سیاست های برنامه ریزی توسعه ی یکپارچه در سطح استانی
-باز شناسی و برریس نقاط ضعف و قوت شهر های کوچک در زمینه ی جذب جمعیت و مهاجر فرستی
-سرعت بخشیدن به توسعه ی فضاهای خدماتی در شهر قیدار بر اساس نیاز شهروندان
این پژوهش تا حدودی مشابه کار ما است با این تفاوت که علل مهاجرت را تنها از دید افرادی که هقدام به مهاجرت کرده اند سنجیده در حالی که ما قصد داریم علاوه بر این کار انگیزه های مهاجرت را در بین ساکنین حال حاضر بیجار نیز بررسی کنیم و یک تصویری از علل مهاجرت در گذشته و حال را ترسیم کنیم.و از طرفی شرایط نمونه مورد برسی تحقیق یاد سده بسیار متفاوت از شرایط نمونه ی مورد بررسی ماست چرا که تفاوت قومیتی ،زبانی و مذهبی در شهرستان مورد بررسی این تحقیق وجود ندارد.
زاهد (1385)در پژوهشی با عنوان «نگاهی کلان به به مهاجرت و توزیع جمعیت در ایران از سال 1355-1375» به تبیین حرکات جمعیت بر اساس این نظریه که «زیر ساخت پدیده ی مهاجرت را روابط مسلط اجتماعی (قوانین و هنجار ها)تشکیل می دهند»پرداخت .نتیجه این پژوهش که با روش کمی و کیفی انجام شده است نشان می دهد بر اساس نظریه ی زاهد،تمرکز گرایی در روابط اجتماعی از طریق تکنولوژی ملهم از آن روابط ،موجب توزیع متمرکز امکانات در مرکزیت این روابط می شود و جمعیت برای دستیابی به این امکانات به سوی قطب های مذکور روانه می شوند.
در دهه ی اول 1355-65،به دنبال گسترش حدود دو برابر و نیم بخش عمومی یا دولتی و تقریبا ثابت ماندن تعداد شاغلین در بخش خصوصی ،علی رغم افزایش جمعیت ،یک نظام کاملا تمرکز یافته ی دولتی بر ساختار مشاغل کشور حاکم گردیده .این تمرکز در روابط سبب تمرکز در توزیع امکانات ومهاجرت به سوی این مراکز شد.به این ترتیب تهران و دیگر نقاط شهری کشور به ترتیب اولویت از لحاظ تمرکز گرایی در روابط اجتماعی پذیرای این جمعیت مهاجر شدند.
این روند در دهه ی دوم مطالعه(1365-75) به صورت قبل ادامه نیافت وگسترش بخش خصوصی ،تا حدی از شدت هجوم مهاجران به شهرها کاست ما افزایش تعداد جمعیت موجب شد علی رغم ملایم تر شدن مکندگی شهرها ،باز هم بر حجم مهاجران به درون آنها به خصوص تهران افزوده شد.علاوه بر این بخش خصوصی هم در سالهای دهه ی دوم ،به صورت متمرکز رشد یافت وهمین عامل موجب جذب جمعیت به سوی مراکز تمرکز این که همان شهر ها بودند(زاهد ،1385: 195-196).
این کار پژوهشی رویکردی کل گرا داشته و با توجه به وسعت زیاد کشور و تنوع قومیتی زبانی و مذهبی و سطوح متفاوت توسعه در مناطق کشور قابلیت تبیین را در سطح کلی دارد وبه شرایط خاص هر منطقه توجه نکرده است.
قاسمی اردهائی و حسینی راد در بخشی از مقاله خود با عنوان «بررسی ویژه گی های مهاجران داخلی در ایران طی دهه ی 1375-85» به مقایسه ی افراد مهاجر وافراد غیر مهاجر بر حسب جنس سن تعداد نفر در خانوار ،وضع فعالیت اقتصادی می پردازند. آنها به این نتیجه رسیدند که جریان های مهاجرت در ایران کاملا جنس گزین و سن گزین است یافته های این تحقیق نشان می دهد که:
38%درصد جمعیت مهاجر در گروه سنی 20 تا29سال قرار دارد و در تمام گروه های سنی جمعیت مهاجر ،نسبت مردان بیشتر از زنان است.
از نظر تعداد نفر در خانوار ،خانوار های مهاجر نسبت به خانوارهای غیر مهاجر از تعداد اعضای کمتری بر خور دارند به طوری که در صد مهاجران در خانوار های یک الی 4 نفره بیشتر از غیر مهاجران است.
مطالعه ی تطبیقی وضع فعالیت اقتصادی مهاجران و غیر مهاجران کشور نشان می دهد که مهاجرین نسبت به غیر مهاجرین بیشتر به فعالیت مشغولند.بررسی جمعیت فعال نیز نشان می دهد که درصد اشتغال بین مهاجرین بیشتر از غیر مهاجرین است .این امر بیشتر به ویژه گی های جمعیتی اجتماعی و اقتصادی مهجرین (از جمله ساختار سنی و تحصیلات ) بر میگردد (قاسمی اردهائی و حسینی راد،1388 :41-51).
در این کار تحقیقی به ویژه گی های مهاجران پرداخته شده و از علل و عوامل مهاجرت بحثی نشده است.و از نوع تحلیل ثانویه است.