فرآیند تصمیم گیری و تصمیم گیری گروهی

تاثیر متوسط 2
تاثیر کم 1
بدون تاثیر 0
3-5- ابزار تجزیه و تحلیل
در این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه و محاسبات روابط علت و معلولی بین متغیرهای پژوهش از نرم افزار EXCELL (2007) استفاده شده است.
جهت ایجاد مدلی ساختاری از روابط بین استراتژی ها، ارزیابی کارشناسان جهت تصمیم گیری در مورد روابط بین استراتژی ها بر مبنای فرآیند تصمیم گیری گروهی استوار است. با وجود اینکه روشهای زیادی جهت ساختاردهی به روابط بین استراتژی ها وجود دارد ولی تکتیک دیمتل ولی تکنیک دیمتل می تواند جهت ایجاد و طراحی روابط بین استراتژی ها گزینه ی مناسب تری باشد. تکنیک دیمتل همبستگی بین معیارهای تصمیم گیری را مورد سنجش و بررسی قرار می دهد (هانگ و زانگ ، 2007؛ وارنگ و همکاران، 2005؛ لیو و همکاران، 2005). این تکنیک به عنوان چارچوبی برای مدلسازی ساختاری جهت ایجاد روابط علی و معلولی بین اهداف و گزینه های استراتژیک مورد استفاده قرار می گیرد (جاسبی و همکاران، 2011). تلفیق استراتژیک روشی است جهت ساختاردهی به روابط علت و معلولی بین استراتژی های مختلف. در این روش استراتژی های اثرگذار و اثرپذیر بر یکدیگر تعیین می شوند و با استفاده از این تحلیل تعیین می گردد که کدام سازمان به عنوان متولی اجرای هر استراتژی باید به خروجی فعالیت استراتژیک سازمان دیگر به عنوان ورودی برای فعالیت های خود توجه کند.
تکنیک دیمتل همچنین اطلاعات جمع آوری شده را جهت ایجاد روابط علی و معلولی بین استراتژی ها سازماندهی می کند (جاسبی و همکاران، 2011). این روش در مورد روابط علت و معلولی بین گزینه های استراتژیک اطلاعات لازم را جمع آوری می کند . تکنیک دیمتل روابط بین متغیرهای علت و معلول را به یک مدل ساختاری قابل درک تبدیل می کند (لین و همکاران، 2004).
تعيين مقدار آستانه: براي حذف كردن معيارهاي كم اثر در مدل و همچنین برای اثبات پایایی از حد آستانه استفاده مي شود. در روش ديمتل حد آستانه مشتركي براي تمامي درايه ها مشخص مي شود سپس درايه هايي كه عدد آن بيشتر از حد آستانه است در ماتريس U وارد شده، به جاي درايه هايي كه عدد آن كمتر از حد آستانه است، عدد صفر قرار مي دهيم.
از آنجا كه ماتريس دیفازی شده اطلاعاتي در زمينة اينكه يك معيار چه ميزان اثر مي گذارد را مي دهد، لازم است تصميم گيرنده، يك مقدار آستانه براي فيلتر كردن آثار جزئي به وجود آورد . در دياگرام (مدل ساختاري) تنها آثار بزرگ تر از آستانه وارد مي شوند.
3-6- تکنیک دیمتل
دیمتل ابزاری مهم برای تجزیه و تحلیل سیستم است که توسط مرکز تحقیقات ژنو طراحی و توسعه یافت. تکنین دیمتل که از انواع تکنین های تصمیم گیری بر اساس مقایسه های زوجی است، با بهره مندی از قضاوت خبرگان در استخراج عوامل یک سیستم و ساختاردهی نظام مند به آنها با بکارگیری اصول نظریه ی گرافها، ساختاری سلسله مراتبی از عوامل موجود در سیستم همراه با روابط تاثیر و تاثر متقابل ارائه می دهد، بگونه ای که شدت اثر روابط مذکور را بصورت امتیاز عددی معین می کند. روش دیمتل جهت شناسایی و بررسی روابط متقابل بین معیارها و ساختن نگاشت روابط شبکه به کار گرفته می شود. از آنجا که گراف های جهت دار روابط عناصر یک سیستم را بهتر می توانند نشان دهند، لذا تکنیک دیمتل مبتنی بر نمودارهایی است که می تواند عوامل درگیر را به دو گروه علت و معلول تقسیم کند و رابطه میان آنها را به صورت یک مدل ساختاری قابل درک درآورد.
مزیت این روش نسبت به تکنیک تحلیل شبکه ای، روشنی و شفافیت آن در انعکاس ارتباطات متقابل میان مجموع دهی وسیعی از اجزاء می باشد. به طوری که متخصصان قادرند با تسلط بیشتری به بیان نظرات خود در رابطه با اثرات (جهت و شدت اثرات) میان عوامل بپردازند (فونتلا، 1974). در واقعُ برتری این روش استفاده از بازخورد روابط است به گونه ای که هر عصر می تواند بر کلیه ی عناصر هم سطح، سطوح بالاتر و پایین تر از خود اثر گذاشته و در مقابل نیز از هر یک از آنها اثر بپذیرد. اهمیت و وزن عوامل نیز در نهایت توسط تمامی عوامل موجود یا به عبارتی کل مدل تعیین می شود. لازم به ذکر است که ماتریس حاصل از تکنیک دیمتل (ماتریس ارتباطات داخلی)، در واقع تشکیل دهنده ی بخشی از سوپر ماتریس است. به عبارتی تکنیک دیمتل به طور مستقل عمل نمی کند بلکه به عنوان زیرسیستمی از سیستم بزرگتری چون ANP است.
ساختاردهی به عوامل پیچیده در قالب گروههای علت و معلولی یکی از مهمترین کارکردها و یکی از مهمترین دلایل کاربرد فراوان آن در فرآیندهای حل مساله است. بدین صورت که با تقسیم بندی مجموعه ی وسیعی از عوامل پیچیده در قالب گروههای علت و معلولی، تصمیم گیرنده را در شرایط مناسب تری از درک روابط قرار می دهد. این موضوع سبب شناخت بیشتری از جایگاه عوامل و نقشی که در جریان تاثیرگذاری متقابل دارند، می شود.
اين روش از ويژگي هاي متعددي برخوردار است، ازجمله اينكه فرآيند ي كارا در شناسايي سلسله مراتب و روابط بين عوامل سيستم است (ساکر و همکاران، 2007). اين شيوه كه از انواع روش هاي تصميم گيري بر پاية مقايسه هاي زوجي است با بهره گيري از نظرات خبرگان در استخراج عوامل يك سيستم، ساختاردهي سيستماتيك به آنها و با به كارگيري اصول نظرية گراف، ساختاري سلسله مراتبي از عوامل موجود در سيستم همراه با روابط تأثيرگذاري و تأثيرپذيري متقابل عناصر مذكور فراهم مي آورد. به گونه اي كه شدت اثر روابط مذكور به صورت كمي مشخص مي شود (اصغرپور، 1389). اين دياگراف ها، رابطه وابستگي ميان عناصر يك سيستم را به تصوير مي كشند، به طوري كه اعداد روي هر دياگراف، بيانگر شدت تأثير يك عنصر بر عنصر ديگر است . از اين رو ، اين روش مي تواند رابطه هاي ميان عناصر را به يك مدل ساختاري قابل درك از سيستم تبديل كند (ربیعی و شاهنده، 1390). اين رويكرد با اين عقيده ايجاد شد كه استفاده مناسب از روش هاي پژوهش علمي، مي تواند ساختار پيچيده مسائل را بهبود بخشد و در شناسايي راه حل هاي عملي با ساختار سلسله مراتبي مشاركت كند (تیزنگ و همکاران، 2010).

3-6-1- مزایای تکنیک دیمتل
اين تكنيك با بهره مندي از اصول تئوري گراف ها به استخراج روابط تأثيرگذاري و تأثيرپذيري متقابل عناصر موجود در گراف مورد مطالعه مي پردازد و شدت اثرگذاري روابط ذكر شده را به صورت امتياز عددي معين مي كند. از برتري هاي اين روش نسبت به ساير روش هاي تصميم گيري، استفاده از بازخورد روابط است، يعني هر عنصر در ساختار اين تكنيك مي تواند بر تمام عناصر هم سطح، سطح هاي بالاتر و پايين تر از خود تأثير گذاشته و در مقابل، از هر يك از آنها نيز تأثير بپذيرد. همچنين اهميت و وزن عوامل مدل، نه تنها توسط عوامل بالادست يا پائين دست بلكه توسط تمامي عوامل موجود يا به عبارتي كل مدل تعيين مي شود (اصغرپور، 1389).
3-6-2- تصميم گيري به روش دیمتل
اين تكنيك در راستاي اهداف راهبردي و عيني از مسايل جهاني و به منظور دسترسي به راه حل هاي مناسب، مورد توجه قرار گرفت و براي استفاده از نظر متخصصان زمينه هاي علمي، سياسي و اقتصادي و همچنين رهبران عقيدتي و اجتماعي جامعه از فرمهاي مصاحبه و پرسشنامه به صورت مكرر استفاده مي كند. سه نوع مختلف از سؤالات به كار رفته در پرسشنامه به صورت زير است:
سؤالات مربوط به ويژگيها و تناقضها؛
راهكارهاي مسايل مختلف امتيازدهي (با مشخص كردن شدت آن روابط)؛
سؤال براي بررسي ماهيت عناصر تشخيص داده شده و نقد بر آنها براي بررسي رابطه احتمالي.
3-6-3- روش دیمتل فازی
نظریه مجموعه فازی می تواند با ابهام فکر و بیان بشر در تصمیم گیری مواجهه شود. برای مقابله با ابهامات درگیر در فرایند تصمیم گیری، برآورد زبانی می تواند موثر باشد. یک متغیر زبانی متغیری است که ارزشها را به صورت عبارات و جملات در یک زبان طبیعی بیان می کند. متغیرهای زبانی به عنوان متغیرهایی مورد استفاده قرار می گیرند که مقادیر آنها نه اعداد بلکه عبارت زبانی است و می تواند به طور موثر عبارات کمی را توصیف کند. روش عبارت زبانی یک راه طبیعی و موثر برای تصمیم گیرندگان جهت بیان ارزیابی خود است. در عمل، ارزشهای زبانی را می توان با اعداد فازی نشان داد و معمولا از اعداد فازی مثلثی استفاده می شود.
یک مجموعه فازی یک زیر مجموعه از عبارت X ، که مجموعه ای از زوج های مرتب است، می باشد و توسط تابع عضویت نشان دهنده . مقدار تابع برای مجموعه فازی مقدار عضویت X در نامیده می شود، که نمایانگر درجه ای است که x یک عنصر از مجموعه فازی است. فرض می شود که ، که نشان می دهد که x کاملا به تعلق دارد در حالی که نشان می دهد که x به مجموعه فازی تعلق ندارد