دانلود پایان نامه

دوم – نزد حنفی ها:
امام کاسانی حنفی می گوید: لقطه دو نوع است: لقطهی غیر حیوان که آن عبارت است از مالی که در جایی افتاده و مالک آن معلوم نیست. دیگری، لقطهی حیوان است و آن عبارت است از چهار پایان گم شده. مانند: شتر، گاو و گوسفند. (کاسانی، 1409 هـ .ق، ج6، ص200)
اشکال وارد بر این تعریف همانی است که بر تعریف قبلی وارد دانستیم، دیگر اینکه در تعریف فوق، عنصر التقاط نادیده گرفته شده است.
سوم- نزد مالکی ها
امام ابوضیاء مشهور به سیدی خلیل، لقطه را این چنین تعریف کرده است: لقطه مال معصومی است که در معرض تباهی است. (الحطاب الرعین، 1416 هـ .ق، 1995م.ج6 ص69)
مراد از مال معصوم، مالی است که شرعاً حرمت داشته باشد و کسی نتواند بدون اذن صاحبش در آن تصرف نماید.
ایرادی که به این تعریف وارد است، این است که از التقاط (برگرفتن) غفلت کرده است، حال آنکه مالی را لقطه می نامیم که با فعل، آن را برگرفته باشند. (الدسوقی، بیتا، ج 4، ص117)
ابن رشد می گوید: لقطه مال مسلمانی است که در زمینی آباد یا غیرقابل کشت، در معرض نابودی قرار گرفته باشد. جمادات و حیوانات در این تعریف برابرند، مگر شتر. (همان)
ایراد این تعریف آن است که لقطه را مقید به مالکیت مسلمان کرده است، در حالیکه لقطه ممکن است مال ذمی باشد. مال ذمی هم شرعاً محترم است، زیرا ذمی با پیمان ذمّه، در حفظ جان و مال و آبرو مانند مسلمان شده است. همچنین در این تعریف، شتر مستثنی شده و این استثناء به طور مطلق نیست و همهی فقها نیز چنانکه بعداً خواهیم گفت، قائل به آن نیستند. ( همان )
چهارم – نزد شافعی ها:
فقهای شافعی لقطه را مالی معرفی کرده اند که شرعاً محترم است و در حرز نیست، و یابنده کسی را که مستحق آن مال باشد، نمی شناسد. (رملي،1404ه 1984 م ، ج5، ص422)
مال محترم یعنی مالی که تصرف در آن بدون مجوز قانونی ممنوع است مانند اموالی که در مالکیت غیر است. با این قید، مال کافر حربی که بدون امان گرفتن، وارد بلاد اسلام شده، خارج می شود. پس آنچه از او جایی رها شده و به دست یابنده ای افتاده باشد، غنیمت است نه لقطه. با قید در حرز نبودن، ودایع مجهولی که صاحبانشان مشخص نیستند و وارث پس از مرگ مورّث خود، آنها را می یابند، خارج می شوند؛ چه، اینها اموال گمشده هستند نه لقطه و نگاهداری، فروش، حفظ ثمن و یا قرض دادن ثمن به بیت المال تا زمان معلوم شدن صاحبانشان، به امام مربوط می شود. پس چنانچه صاحب آن معلوم نگردد، جزو مخارج بیت المال خواهد بود. با قید «یابنده، کسی را که مستحق آن مال باشد، نمی شناسد» آنچه که مستحقش معلوم شود، خارج می گردد، زیرا مالکیت این مال باقی است و لقطه نامیده نمی شود و احکام لقطه بر آن جاری نیست. آنچه مستحقی ندارد، مال مباح است و متعلق به کسی که آن را برداشته، و لقطه محسوب نمی شود؛ زیرا کسی که آن را برگرفته با استیلا آن را تملک می کند.
پنجم – نزد حنابله
امام ابن قدامه حنبلی می گوید: لقطه مالی است که صاحبش آن را گم کرده و دیگری آن را بر میگیرد. (ابن قدامه، بیتا، ج5، ص630)
ایراد این تعریف، آن است که مال برگرفته شده ممکن است گم نشده باشد، مانند وقتی که صاحب مال آن را برای کاری عمداً رها کند. همچنین مال گم شده، ممکن است در بلادی باشد که با مسلمانان جنگ داشته باشند و مالک آن حربی باشد و برگیرندهی آن مسلمان یا ذمی، که بدون امان گرفتن وارد آن بلاد شده اند. این مال متعلق به برگیرندهی آن خواهد بود، به این اعتبار که مالی مباح است یا اینکه غنیمتی است که خمسی به آن تعلق می گیرد که باید به بیت المال داده شود.

1-2-3-اقسام لقطه
و آن برداشتن چیزی است که اگر بر ندارند، ضایع شود. (عاملی، 1429 هـ.ق ، ص587)
و بر سه قسم است: 1- لقیط: هر طفل گمشده ای است که کسی را نداشته باشد که متوجه تربیت او بشود. (محقق حلی، 1408 هـ.ق، ج3 ص1378)
لقیط بچه ای را که گم شده و سرپرست ندارد و بر آنچه که مصلحت اوست و دفع آنچه که موجب ضرر و هلاکت او است، نمی تواند مستقلاً عمل نماید می گویند. (امام خمینی، 1425 هـ .ق، ج3، ص417)
2 – ضاله: هرگاه چیز گمشده حیوان باشد، آن را ضاله گویند (همان، ص589)
برداشتن آن مکروه است. شیخ طوسی در کتاب مبسوط برداشتن او را مخصوص حاکم شرع دانسته و سنت است که حیوانی را که اگر برندارند تلف می شود، بردارد در غیر آبادانی جهت نگهداری. اما اگر در آبادانی بردارد، حرام است و در این صورت، ضامن می باشد و چنانچه نفقه بدهد، نمی تواند به مالک رجوع نماید جهت دریافت نفقه. حیوان یافته شده امانت است تا یکسال و بعد آن مدت می توان قصد ملکیت کرد (همان، ص90)
3 – لقطه:هر مال گمشده ای است که کسی آن را پیدا نماید و مالک آن معلوم نباشد (محمدی خراسانی، بیتا، ج2، ص48)
1-2-4- فرق لقطه و اشیاء مجهول المالک
لقطه به مالی گفته می شود که قبلاً مالک داشته و در حال حاضر آن را گم کرده است و شخص دیگری آن را بیابد، در صورتی که تصرف کسی نباشد و نیز مالک از آن اعراض ننماید. ولی اشیاء مجهول المالک، به مالی گفته می شود که سابقهی تملک دارد ولی در زمان معینی، مالک آن معین و شناخته شده نیست و نمی شود ( صفایی، ج1، ص 162-161)
در لقطه تکلیف این است که هرگاه کسی آن را بیابد در صورتی که بیشتر از یک درهم باشد، باید آن را نزد خود به عنوان امانت نگهداری کند و به مدت یکسال آن را تعریف کند و به مردم و اهالی اعلام نماید تا صاحب آن پیدا شود. ولی در مورد مجهول المالک، وظیفه شخص یابنده آن است که آن مال را به دست حاکم بسپارد تا حاکم آن را بین فقرا تقسیم کند. (همان)