دانلود پایان نامه

2.هدفهای تربیتی نقطهای را که کلیه فعالیتهای آموزشی وپرورشی به آن توجه دارند، مشخص میسازند.
3.هدفهای تربیتی موجب پیشرفت دائمی هستند ودر جنبه های مختلف رشد توافق وسازگاری ایجاد مینمایند.
4. هدفهای تربیتی کوششهای افراد وگروهی شاگردان ومعلمان را هم آهنگ میسازند.
5. هدفهای تربیتی معلمان وشاگردان را برای شرکت در فعالیتهای متنوع تربیتی تحریک میکنند.
6. هدفهای تربیتی راهنمای خوبی در انتخاب وسازمان دادن تجربیات مدرسه هستند.
7.هدفهای تربیتی اساس ارزشسنجی پیشرفت شاگردان را تشکیل میدهند(شریعتمداری، 1387).
در معرفی جایگاه فلسفه تعلیم وتربیت باید گفت که این فلسفه زمینهای است برای برانگیختن اندیشیدن، گشودن افقهای نو ورها شدن آدمی از پیش داوریها وتنگناها. بدین سبب است که پرداختن به فلسفه تعلیم وتربیت می تواند راهگشای بسیاری از مشکلات بشر شود وچون فلسفه تعلیم وتربیت، پایه واساس، ارکان، ماهیت، هدف، روش ومحتوای آنچه که تربیت خوانده میشود را روشن میسازد (شریعتمداری، 1387).
2-1-8 پیوند فلسفه با آموزش وپرورش
«این نظریه که فلسفه و تعلیم وتربیت با یکدیگر ارتباط دارند، یقیناً نظریهی جدیدی نیست، دست کم از زمان افلاطون، بسیاری از فیلسوفان برجسته به مسائل تربیتی پرداختهاند. از آنجا که فلسفه بطور سنتی، ماهیت واقعیت، معرفت وارزش را تحت بررسی قرار داده است، پس با تعلیم وتربیت روابط آشکاری دارد» (فرمهینی فراهانی،1384: 67).
در مورد چگونگی رابطه بین فلسفه با آموزش وپرورش سه نظر وجود دارد:
فلسفه هدفهای نهایی تربیت انسان وروشها را مشخص می کند: تربیت همان طور که از علومی نظیر انسان شناسی، زیست شناسی و… کمک می گیرد، از فلسفه هم کمک می گیرد.
ارتباطی بین فلسفه وتربیت نیست؛ زیرا فیلسوفی ممکن است به عقاید تربیتی علاقهای نداشته باشد (ضمیری ، 1378).
اندیشههای بزرگ فلسفی و نتایج آن در تربیت به کار برده می شود: دانشمندانی بودهاند که سعی کردهاند تا نظریههای اساسی فلسفی را در یک مکتب فلسفی به صورت تربیت عملی در مدارس شکل بگیرد.
ارتباط نزدیکی بین فلسفه و آموزش وپرورش براساس اهداف، رشد عقلی انسان، پرورش اخلاقی وارزشهای مشترک در این دو رشته وجود دارد. یعنی فلسفه راهنمای عمل تربیتی وارائه دهنده دیدگاه می باشد وتربیت نیز با تحقیقات خود، اطلاعات اساسی برای داوریهای فلسفی را فراهم می سازد(ضمیری ،1374).
2-1-9 ارزشهای فلسفه تعلیم وتربیت
شناخت بهتر فرایند آموزش وپرورش
مشاهده کلیت امر آموزش وپرورش و رابطه با آن با سایر جنبه ها ومحورهای زندگی
شناخت واز بین بردن تعارضات وتناقضات بین تئوری وعمل آموزش وپرورش
پیشنهاد خطوط جدید برای رشد وگسترش آموزش وپرورش، تحقیق وفعالیت
طرح پرسش در زمینه آموزش وپرورش(بنی سی و دوایی،1387).
فلسفه آموزش وپرورش، نظام فکری به خصوصی ندارد که به جامعه تحمیل کند، بلکه از بطن جامعه ارتزاق میکند وخود نتیجه مسائل ومشکلات گوناگون است که از نظام ووضع تربیتی یک جامعه نشأت میگیرد. در حقیقت موضوع فلسفه آموزش وپرورش، بررسی یافتههای علوم مختلف در میدان وسیع تربیت است وبه خود علم، کاری ندارد زیرا فلسفه گامی فراتر از دید علمی است (جعفریان یسار، 1387).
پس فلسفه آموزش وپرورش به گروه معینی که فیلسوفان تربیتی نامیده می شوند، اختصاص ندارد و خود را به یک سری اصول علمی مطلق، مقید نمیکند چون هرفردی که بتواند اعمال خود را بسنجد وارزیابی کند فیلسوف «به معنای اعم» نامیده میشود. بنابراین مسئولان مدارس اعم از مدیران ومعلمان، غالباً با یک سری مسائل تربیتی مواجه هستند که ناگزیرند آنها را دقیق وآگاهانه تجزیه وتحلیل کنند وتصمیم های لازم را گرفته و به کار برند، در این صورت آنها عمل «فلسفیدن» را انجام دادهاند ونتایجی که از این تصمیمها یا حکمها میگیرند، پایه فلسفه تربیتی ایشان را تشکیل میدهد(جعفریان یسار، 1387) .
2-1-10 ویژگی فلسفههای جدید تعلیم وتربیت
فعالیت تربیتی باید بر شناخت ومعرفت مبتنی باشد وارزش های اجتماعی را در نظر بگیرد.